ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.best ..::..
خب،البته می دونید که جاستین فولی یه معتاده؟
... خب، برای حرفایی که می خوام بگم
باید در جریان باشید
چیه؟
چی شده؟
آره
تو بهم بگو
تو رفتی سراغ وسایل من؟ - بیا از این خشم حق به جانبت بگذریم -
و سریع بریم سراغ تو که توضیح بدی چرا نسخهی اکسی رو
به اسم برایس واکر داری - گندش بزنن -
خیلی خب، ببین کلی
دوباره داری مصرف می کنی؟ - ! نه -
حرفتو باور نمی کنم - ! نه ... نمی کنم -
خدای من، کلی، قسم می خورم
تو بهم گفتی آخرین باری که برایس رو دیدی، آخر تابستون بود
این نسخه مال یه ماه پیشه. شما با هم در ارتباط بودید
اون اینا رو بهت فروخت، مگه نه؟
کلا اشتباه متوجه شدی
پس برام توضیح بده. قرص ها رو از کجا پیدا کردی؟
تو خونه ی چاتهام
تشییع جنازه ی برایس
بهم دروغ نگو - ... دروغ نمی گم، پسر، تو -
تو منو دیدی
طبقه بالا، تو راهرو. یادته؟
بهت گفتم دنبال دستشویی می گردم
تازه اکسی رو از دستشویی برایس کش رفته بودم
به همین خاطر رفتارم عجیب بود
ولی بهت می گم، فقط همون یه بار بود
فقط همون روز بود
برایس مرده بود و من به هم ریخته بودم
من فقط دنبال یه جا بودم تا خودمو آروم کنم
... یهو دیدم تو اتاق برایس هستم و
ذهنم مشغول بود
... حس پوچی داشتم و حالم خراب بود
تنها بودم
پس فقط یه بار بود؟ - آره -
من گند زدم
... متاسفم. واقعا
من واقعا متاسفم
... فقط لطفا
به پدر و مادرت چیزی نگو
چون وقتی با یه معتاد زندگی می کنی
یعنی هیچوقت نمی دونی چی رو باور کنی
تو همیشه منتظر خبر ناگوار بعدی هستی
چی شده؟
کلی، عزیزم، بشین
نمی خوام بشینم
کلانتر رسما اسم تو رو به عنوان مظنون احتمالی ثبت کرده
اون امروز صبح یه کنفرانس مطبوعاتی داشت
یه کنفرانس مطبوعاتی؟ - این یعنی چی؟ -
مظنون احتمالی، این دیگه یعنی چی؟
این یعنی ترور شخصیت
این یه جور تاکتیکه - به لحاظ قانونی هیچ معنی نداره -
به نظر نمیاد هیچی باشه
! انگار اونا می خوان منو دستگیر کنند - نمی تونند -
مدرک به اندازه کافی ندارند. واسه همین می خوان از طریق افکار عمومی بهت فشار بیارن
اینقدر مدرک ندارند که بهت بگند مظنون
ولی می خواند تو رو بترسونند
آفرین پس - شاید بهتر باشه -
شما پسرا امروز مدرسه نرید - نه -
امکان نداره. ما اینکارو نمی کنیم
.. کلی - تو می تونی بمونی خونه
نه، البته که نه. من هواتو دارم. ما کارمون همینه
بیا موقع رفتن یه قهوه بخوریم و حرف بزنیم
و بعد اخبار بد، بدتر میشه
و بعد انگار دنیا تو رو محاصره کرده
جای کسیه؟
حال کن با خودت - آره، امیدوارم اینطور نشه -
مثلا قهوه باید حالتو سر جا بیاره، مگه نه؟
امروز مدرسه نمیری؟
تا نیم ساعت دیگه شروع میشه
آره. تعجب می کنم می خوای بری
ببخشید؟
وقتی پلیس بابت قتل برایس واکر ازت به عنوان
مظنون احتمالی نام برد. چه حسی داره؟
... چی
تو کی هستی؟ - آستین جیمز -
من خبرنگار " اورگرین کانتی رجیستر " هستم می خوام درباره ی پرونده باهات حرف بزنم
هی، گمشو برو بیرون
من فقط می خوام یه لیوان قهوه بخورم
باشه، پس ما گورمون رو گم می کنیم
اگه یه بار دیگه بیای اینجا، می گم تو قهوه ت بشاشند
ممنون که نجاتم دادی - خواهش می کنم، مرتیکه ی عوضی -
جریان از این قراره
وقتی اونا کلی رو مظنون احتمالی اعلام کردند
توجهات جاستین رو هم زیر نظر برد
... پس، بالاخره دیر یا زود
جا می خوای؟
بالاخره راز اونم آشکار می شد ...
آره، نه از طرف تو
پسر، دوستت کلی تو بد دردسری افتاده
هی، کلی تو دردسر افتاده. باید اسمشو بزاری دردسر
پسر، تو خیلی احمقی - حالت خوبه؟ -
به نظر مریض میای
رفیقت قرصات رو پیدا کرد؟
تو چی ازش می دونی؟
من توجه می کنم
... یه جورایی با خودم گفتم
چی میشه اگه برایس متوجه شده بود تو دوباره داری مصرف می کنی
واسه همین تو و اون دردسر سرشو زیر آب کردید؟
می دونی، کلی فکر می کنه تو اونو کشتی
اون در به دره. هیچ مدرکی نداره
فکر می کنم اون مدرک داره
... فکر کنم اون دقیقا می دونه
چرا اونو کشتی
پس دو اتفاق ممکنه افتاده باشه
... تو اونو کشتی
یا شاید من و کلی اونو کشتیم
شاید نفر بعدی تو باشی
کلی سنگینی هر نگاهی رو حس می کرد
در به در دنبال یه راه فرار بود
در به در امیدوار بود جوابش جاستین نباشه
بی خیال حرف مردم
خیلی صداشون بلنده
خب، جوابشونو نده
منظورت اینه از خودم دفاع نکنم؟ - مهم نیست تو چی بگی -
مهم اینه که چطور به نظر برسی
و تو به نظر عصبانی میای
آدمای گناهکار عصبانی می شند
شاید آدمایی که اشتباها متهم شدند، عصبانی تر بشند
ولی تو هنوز مطمئن نیستی من کدومشونم، مگه نه؟
و برایس عزیزت اکسی می فروخت
چرا همچین فکری می کنی؟
چون بعد تشییع جنازه، جاستین چند تا از اتاقش کش رفته
جاستین اینطوری بهت گفته؟
و تو حرفشو باور می کنی؟
باور می کنم برایس همچین آدمی بوده
باید هر چی می دونستم بهش می گفتم
... ولی
ولی حق با اون بود، هنوز تصمیمم رو نگرفته بودم
و کنفرانس مطبوعاتیتون رو من تاثیر گذاشت
برایس اکسی می فروخت؟
نه، برایس اکسی نمی فروخت
از کجا اینقدر مطمئنی؟
چون من می خواستم ازش بخرم و اون خیلی رک گفت نه
اکسی رو واسه چی می خواستی؟
موقع وزنه زدن عضله همسترینگم آسیب دید
یه چیزی می خواستم که دردش رو کم کنه
ولی اون بهم نداد. اون گفت این قرص خیلی اعتیادآوره
خیلی عجیبه اینقدر با ملاحظه بوده
آره، منم همین طور فکر کردم
حالا چرا می خوای بدونی برایس اکسی می فروخته یا نه؟
... می دونی
دارم سعی می کنم بفهمم کی اون کشته
کار من نبوده - اکسی از کجا پیدا شده؟ -
نمی دونم
آقایون، لطفا حل کنید
ولی وقتی همه چشمشون به کلی بود
من داشتم به جاستین فکر می کردم
هی
من آدم بدیم. کاملا داشتم ازت دوری می کردم - سرزنشت نمی کنم -
الکس بواسطه ی من اوضاع رو برات خیلی سخت کرد
پس، به طور غیر مستقیم، من اوضاع رو برات سخت کردم
ریاضی
تقصیر تو نیست
ولی من اینطور حس می کنم
تنها کاری که ازم بر میاد گند زدن به زندگی توئه
آدم دورو منم
نه تو
... جس، من
من نمی خوام این رابطه تموم شه
منم نمی خوام
..باشه، پس شاید بهتر باشه ما
ارتباطمون رو کم کنیم تا این جریانات تموم بشه؟
نه
نه، من باید با حقیقت درونم زندگی کنم، درسته؟
خب، حقیقت اینه که من دوست دارم جاستین فولی
مردم پشت سرمون حرف می زنند
مردم همیشه درباره ی ما حرف می زنند
گور بابای همشون
گور باباشون - گور همشون -
امکان نداره. نه، اگه جاستین قرص مصرف می کرد گیر میفتاد. ما آزمایش دادیم
خب، اون بهم گفت چند هفته پیش فقط یه بار استفاده کرده
این واسه بعد زمانیه که شما آزمایش دادید؟
شاید شانس آورده و زمانبندیش جواب داده، نمی دونم
یا شاید تو می دونستی اون مصرف می کنه و بهش کمک کردی؟
نه، امکان نداره.من همچین چیزی رو تحمل نمی کنم، فهمیدی؟ ما رو راستیم
اون خطایی نکرده، کلی
خودت می دونی که فوتبال خوب بوده براش. اون سالمه
آره، فکر می کردم همینطوره
... امیدوار بودم - اون سالمه، می فهمی؟ -
آخه، این تنها دلیلیه که گذاشتم تابستون گذشته بازی کنه
زک، نمی خوام برام موعظه کنی، حالیته؟
پسر، این کوفتی از درون نابودت می کنه ندیدی با پنی چکار کرده؟
ندیدی من با درونم چکار کردم؟
خب، مدرسه تابستونی تموم شد. از هفته ی بعد دو روز در هفته تمرین می کنیم. زمانبندیش عالیه
با این تفاوت که من دوست ندارم دوباره بازی کنم - پسر ما بهت نیاز داریم، تو هم به فوتبال نیاز داری -
دست از سرت برنمیدارم، پسر
زک دمپسی همیشه جواب مثبت می گیره
زک دمپسی دقیقا فقط یکبار جواب مثبت گرفته
! برو گمشو
من دیگه .. من دیگه اون آدم نیستم - تو دیگه کدوم آدم نیستی؟ -
نه اون آدمی که نیاز داره دوباره اون روحیه ی رقابتیش رو پیدا کنه؟
نه آدمی که تو زندگیش به برادری و رفاقت نیاز داره؟
نه آدمی که نیاز داره دوباره بدن ورزشکاریش رو بسازه؟
درسته. من هیچکدوم از اون آدما نیستم
! پسر - پسر -
! پسر - پسر -
پسر
No comments yet. Be the first to leave one.