ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
از این طرف لطفاً، میریم اتاق بعدی
اینجا یه نقاشی از ترویبو بود به اسم «خدمتکار حرمسرا»
چند هفته پیش دزدیده شد
واسه همینه که مدیرمون اینقدر ناراحته
هر روز اینجا منتظره
به امید اینکه یه معجزه بشه
و نقاشی دوباره پیدا بشه
لطفاً دنبالم بیاین به یه اتاق دیگه
این نقاشی رو دوست داری؟
آه بله، خیلی زیاد
نه، ممنون
خوبه
خانم، حالتون خوبه؟
درد میکنه؟ لطفاً بشینید
نه خانم، روی این جعبه نمیتونید بشینید
یه نقاشی خیلی باارزش داخلشه
مونالیزاست؟
نه، نیست
یه پرتره از مودیلیانیه
لطفاً جای دیگه بشینید وگرنه من به دردسر میفتم
باشه... باشه
خانم بفرمایید، کفشتون تعمیر شد
یه چیز خیلی باارزشه
خانم لطفاً، من جدی میگم
ممنون
خداحافظ
جیجی. صبح بخیر
ممنون
عطر امروزت چقدر خوشبوئه
حتماً محشره
تقریباً کل شیشه رو استفاده کردم
یکی دیگه برات از لافایت میخرم
اول یه دیمسام بهم بده
خب جری، وقت داره تموم میشه
چه عجلهایه؟
حرفمو قطع نکن
من عجلهای ندارم، هنوز تاریک نشده
جیجی
تو فقط یه بچه لوسی
فرانسه بهترین جا برای توئه
آره
مخصوصاً زنهای فرانسوی
آره! آره
میدونی اون چیه؟
معلومه! این "ناتـی دیم" ـه
معلومه که نه! نوتردامـه
همیشه دلم میخواست اونجا ازدواج کنم
با اون پسرها و دخترهای کوچولو
توی راهرو
که گلهای اطلسی پرت کنن
گلهای اطلسی؟
در رو ببند، بریم
منو میشناسی؟
نه
اسمم جیمزه، ممنون
من یه دزد بدنامم، روزنامههای فردا رو بخون
اون ماشینو ببین
هی! دیدی اونجا دارن چیکار میکنن؟
جوونای این روزا هر کاری دلشون بخواد میکنن
گاز بده، نزدیکتر شو، بردارش
اوه
هی، رفیق باش و کمکم کن؟
یادت باشه، عطر
یادت نره وقتی دنبالم میای با دنده سنگین برونی
نگران نباش! یادت نره
نگران نباش! حتماً
برو
هیچی بو نمیکنه، چطور ممکنه؟
ای بابا، این عطر بوی گند میده
بیشتر از بوی اسب، لعنتی
آه، حتماً عطرش خیلی کهنهست
وایستا، لعنتی
هی، اون بالا چه خبره؟
هی، جو داره میاد
اوه
بریم بگیریمش، یالا
هی، از اینجا، عجله کن
هی، از این طرف
یواشتر
نزدیکیم
دنده سنگین، زنیکه احمق
گرفتیش؟
گرفتمش، گرفتمش
یواشتر، یواشتر
هی، وایستا، ماشینو نگه دار
وایستا
تو زنیکه احمق لعنتی
جو، حالت خوبه؟
زخمی شدی؟ درد داری؟
آره، درد میکنه؟
خیلی خب، بسه دیگه
خب؟
چند بار بهت گفتم؟
همیشه با دنده سنگین نرون
یه وقتایی دنده یک بزن، یه وقتایی دنده دو
تو هیچوقت کاری رو که میگم انجام نمیدی
تو یه زنیکه بیمغزی
من هیچوقت نمیفهمم چطور میخوایش
میخوام تمومش کنی
کجا داری میری؟
به گل آب بده
ببخشید، معذرت میخوام
هی، نگفتی هیچوقت ماشین رو با چه دندهای روشن نکنیم؟
راه بیفت
خب، راه بیفت
هی... هی
بایبای
شما دو تا پشیمون میشید
برید، برید
امیدوارم به سزای عملتون برسید
آقای چو، میدونستید
بعضی از نقاشیهای معروف ما اخیراً دزدیده شده
ما البته از کسانی که از سراسر دنیا میان
برای تحسین هنر ما استقبال میکنیم
ولی فقط امیدواریم اونا رو از ما نبرن
ما تحقیقات زیادی انجام دادیم
و مشکوکیم که دزدها چینی هستن
از یک
مجموعهدار نقاشی زیرزمینی
شما سه نفر یادتون باشه
من بزرگتون کردم
بهتون غذا دادم، لباس پوشوندم. حالا باید به حرفم گوش کنید
از حالا به بعد
یادتون میدم چطور نون دربیارید
جو، یادت میدم چشمتیز و دستچابک باشی
من الان تو اتوبوسم، بیا اینجا
اوه
چی شده؟ دیوونه شدی؟
چیزی نیست، اتوبوس تکونتکون میخوره
پس برو اونور
اوه
لعنتی
هیچوقت آدم نمیشی، هیچی نمیارزی
همش گریه میکنی، برام بدشانسی میاره
غذایی برای تو نیست
شری، بیا بخوریم
به خاطر تو شلوارم کثیف شد
برات غذا دزدیدم
بخور
بخور دیگه، بخور
بخور
باشه
حتماً گرسنهای، بخور
ما امیدواریم پلیس هنگکنگ با بازرسان فرانسوی همکاری کنه
برای جلوگیری از این جنایت
شری، تو گدا باش
بازم من؟
برو دیگه
برو اون طرف
باشه
عمو، میشه یه کم نون بهم بدی؟
چند روزه هیچی نخوردم، لطفاً
برو گمشو، گدا
مزاحم نشو
لطفاً نکن، خواهش میکنم
برو گمشو
هی، تو منو زدی
من نبودم، من نبودم
بری؟
هنوزم انکار میکنی؟
واقعاً، من نبودم
بیا بریم از اینجا
تو نون منو دزدیدی
هی، بریم
اینقدر جوونی، کی بهت دزدی یاد داده؟
وایستا
شری، بدو
هنوزم میخوای فرار کنی؟
شری، یالا
اون سه تا بچه نون منو دزدیدن، بگیرشون
خانم، آرومتر، هیچکس نونتون رو نمیبره
ما حواسمون هست
خانم، خوبه؟
خیلی خوبه
عجله نکنید
بازم بخورید
وایستا، برگرد
درد داره
چی میخوای؟ من کاری نکردم
اونا رو نگیرید
ما که کاری نکردیم؟ نگران نباشید
ما بیگناهیم، دستگیرتون نمیکنم
خب؟ حتماً از گرسنگی میمردی
آره
هوا داره سرد میشه، لباس بردار
ممنون، بابا
مرسی، بابا
کی من بابای شما شدم؟
هر وقت بهمون غذا دادی
تو تنها کسی هستی که با ما خوب بوده
خودتونم آدمای بدی نیستید
هیچوقت به پلیس شدن فکر کردید؟
بعداً در موردش حرف میزنیم
لازم نیست پلیس باشی تا به مردم کمک کنی
درسته، بابا
هر وقت مشکلی داشتید، بیاید پیش من
دیگه هیچوقت دزدی نکنید
چشم آقا
چطور شد که نقاش
این خانم رو به عنوان مدل انتخاب کرد
No comments yet. Be the first to leave one.