ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
بیوگرین، رو کاغذ مال دو نفره
اسپنسر بگوِل و جنین فرینو
سوال اینجاست که میتونیم هیچکدومشون رو به الکس گازاریان ربط بدیم؟
جنین تو دبیرستان عشق بازیگری بود. با هم بزرگ شدن
این چه ربطی به سم داره؟ ما گازاریان رو به سم معرفی کردیم
از سم استفاده کردیم تا اون احضاریه رو تو گالری هنری بهش قالب کنیم
حکم بازرسی محل رو داریم. سوابق صورتحسابها و ترازنامههای مالی؟
حکم شامل دفترها و انبارتون هم میشه
چرا گیر دادی به میکی؟
فکر کنم اون آبروی دفترتون رو برده و تو بالاخره یه فرصت برای تلافی پیدا کردی
مقتول رو تو صندوقعقب ماشینش پیدا کردن
فکر کردم گفتی قراره زود محاکمه بشه
گفتم که اون از حقش برای محاکمه سریع نگذشته
معنیش فقط اینه که نمیتونن لفتش بدن. بامبا، چی شده؟
یه پلیس بهم گیر داد چون یه وجب رفتم تو خط قرمز
فکر کنم دینا برگ داره اتهامات رو پس میگیره
و داره یه کیفرخواست جدید برای قتل با شرایط خاص تنظیم میکنه
من کلاً پنج دقیقهست که وکیل شدم
و اگه گند بزنم، میکی تا آخر عمرش میره پشت میلهها
مگی مکفرسون هستم، وکیل مدافع، جناب قاضی
خانم مکفرسون، این خیلی غیرعادیه
جناب قاضی، همه چیز این پرونده به شدت غیرعادیه
یعنی باید اینطور برداشت کنم که این تغییر تا پایان دادرسی دائمیه؟
بله
اوم، جناب قاضی
میتونم پنج دقیقه وقت داشته باشم تا با همکارم... با خانم مکفرسون صحبت کنم؟
آقای هالر، اگه اضطراری نبود نمیخواستم
خواهش میکنم؟
بسیار خب
چه خبره؟ لورنا کجاست؟ داشت غرق میشد، میکی
بین این پرونده و سرپا نگه داشتن شرکت، فشار خیلی زیاد بود
نه، اون از پسش برمیآد، مگی. نه همهاش
نمیخواست ناامیدت کنه ولی خیلی میترسید که گند بزنه
نه. نه، نه
مگی، این ایده بدیه. من
دور و برت رو نگاه کن
معمولاً چند تا مامور میبینی که بیرون دادگاه وایستاده باشن
واسه جلسه تعیین وثیقه؟
معمولاً چند تا خبرنگار پوشش خبری میدن؟
برگ شمشیر رو از رو بسته و کل دنیا دارن تماشا میکنن
اگه این جلسه بد پیش بره، ممکنه همین امروز بری زندان
تو به کمک نیاز داری
میک، بذار کمکت کنم
مگی، این میتونه اعتبارت رو به باد بده
شاید کل سابقهت رو. نمیتونم بذارم این کار رو بکنی
همین الانشم دارم انجامش میدم
گوش کن چی میگم
هیلی نمیتونه تو رو از دست بده
میفهمی؟
منم همینطور
نیمه پر لیوان رو ببین
دفعه اولی که بازداشت شدی
قبل اینکه بتونی کلمهای بگی انداختنت تو سلول
این بار، میتونیم حرف بزنیم
یه فرصت داری، میکی
بیشتر شبیه... یه تیرِ آخره
ممنونم، مگی
وقتشه. آمادهای؟
خانم برگ، متوجه شدم که دادستانی کیفرخواست جایگزین صادر کرده؟
درسته، جناب قاضی
اتهامات قبلی رد شدن
و هیئت منصفه عالی اتهام جدیدی وارد کرده
قتل عمد درجه یک
با شرایط خاصِ قتل به انگیزه سود مالی
دفاعیه از قرائت رسمی کیفرخواست صرفنظر میکنه؟
بله، جناب قاضی
و ادعای متهم چیه؟
بیگناه
بسیار خب
با توجه به اتهام جدید
موضوع مهلت ۶۰ روزه برای محاکمه سریع باید دوباره بررسی بشه
جناب قاضی، ما لایحهای برای رسیدگی به این موضوع آماده کردیم
اوم، جناب قاضی، قبل از اینکه به اون برسیم، موضوع وثیقه متهم هست
که دادگاه قبلاً در موردش حکم داده
اون مال اتهام قبلی بود
اما ادعای شرایط خاص باعث میشه جرمی بدون امکان وثیقه باشه
همونطور که دادگاه مطلع هست، در قانون فرض بر اینه که
بله خانم برگ، دادگاه به خوبی از قانون و فرضیاتش آگاهه
دادگاه دیدِ خوبی به تلاشهای دادستانی نداره
که میخواد تصمیم قبلیِ دادگاه رو دور بزنه
حدس میزنم دفاعیه بخواد صحبت کنه
بله، جناب قاضی
دفاعیه به شدت به ادعای شرایط خاص اعتراض داره
این چیزی نیست جز یه حیله آشکار از طرف دادستانی برای محروم کردن آقای هالر
از تواناییش برای آمادهسازی مؤثرِ دفاعیه
واقعیتها که عوض نشدن
آقای هالر یهو خطر فرارش بیشتر نشده
و صادقانه بگم، ادعای زمینهای مبنی بر اینکه آقای هالر به شکلی سود میبرده
از مرگ مقتول، نه تنها حدس و گمانه
بلکه کاملاً بیپایه و اساسه و هیچ مدرکی براش وجود نداره
جناب قاضی، کیفرخواست هیئت منصفه عالی
نیاز به هرگونه مدرک اضافی
یا جلسه مقدماتی برای تقویت اتهام رو از بین میبره
قانون در این مورد کاملاً صریحه
ادعای قتل به انگیزه سود مالی
ایجاب میکنه که وثیقه متهم رد بشه و فوراً بازداشت بشه
جایی که با تهدیدهای زندانیهای دیگه روبرو میشه
و خطر جدی سلامتیش رو تهدید میکنه
هر دقیقهای که پشت میلهها باشه، نه تنها پروندهش رو به خطر میاندازه
بلکه امنیتش رو هم تهدید میکنه
یعنی دفاعیه داره میگه تمام متهمینی که خودشون وکیل خودشونن و تو بازداشتن
ناعادلانه در وضعیت نامناسبی قرار دارن؟
خیر، دفاعیه داره میگه که این متهم
ناعادلانه در وضعیت نامناسبی قرار میگیره
خانم برگ به خوبی میدونه
که اداره کلانتری حقوق آقای هالر رو نقض کرده
با شنود مکالمات محرمانه ایشون
و اون مچشون رو حین کار گرفت
این یعنی نه تنها باید نگران امنیتش از طرف بقیه زندانیها باشه
بلکه هر دلیلی داره
که اگه به زندان برگرده، از انتقامجویی نگهبانها بترسه
قوانین اینجا استثنا قائل میشن تا از نقض عدالت جلوگیری بشه
متاسفم، فکر کردم قانون برای همه یکسانه
خانم مکفرسون منظورش اینه که آقای هالر فراتر از قانونه؟
خانم برگ؟
قانون داره دستکاری میشه تا با برنامههای خانم برگ جور دربیاد
و ناعادلانه سد راه آقای هالر بشه
وکیل محترم، تنها کسی که اینجا برنامه داره خودتی
تو داری به هر چیزی که قبلاً پاش میایستادی خیانت میکنی
من اون کسی نیستم که اتهامات بیاساس میزنه
تا آبروداری کنه و یه پرونده در حال شکست رو سرپا نگه داره
کافیه، هر دوتا تون
شما فقط با دادگاه صحبت میکنید، نه با همدیگه
مفهومه؟
بله، جناب قاضی
خانم برگ
من دستورات قانون رو خیلی خوب میفهمم
اما قانون این قدرت اختیار رو هم به دادگاه میده
تا مطمئن بشه عدالت به شکلی منصفانه اجرا میشه
با اینکه از لحاظ فنی حق با شماست که دادستانی هیچ الزامی نداره
که مدرک بیشتری برای اثبات اتهام ارائه بده
اما دارم بهتون میگم که بدون اون
مجبور میشم از اون حق اختیار استفاده کنم
و در خلأِ شواهد، درباره وثیقه حکم صادر کنم
پس
تصمیم با خودتونه
یه لحظه اجازه بدین، جناب قاضی
خوبه. حالا یا باید رو کنه یا بیخیال بشه
جناب قاضی، میتونم کارآگاه کنت دراکر رو بیارم اینجا
تا دو ساعت دیگه شهادت بده
یه ساعت وقت دارین، خانم برگ. بهتره بهش بگین عجله کنه
لورنا، میکی زنگ زد؟ خبری نشد؟
هنوز نه. دارم از استرس دیونه میشم
اوه
سلام. سلام
ایشون گریس هستن؟
گریس، ایشون لورناست. ال، اینم گریسِ منه
راستش، هنوز یه گفتگوی کاملاً رسمی در این مورد نداشتیم
از دیدنت خوشبختم
باعث افتخاره
خیلی دوست داشتم بگم کلی دربارهت شنیدم
ولی در واقع نشنیدم، چون تا همین اواخر
اصلاً چیزی دربارهت نشنیده بودم
همهچی مثل برق و باد گذشت
گریس امروز رو مرخصی گرفت تا ویدیوهای شب دستگیری میکی رو چک کنه
جرمشناسی دیجیتال دقیقاً شغل منه
اوه، فکر کردم نتونستین هیچ ویدیویی از اون بلوک پیدا کنین
محدوده جستجو رو بیشتر کردم
ویدیوهای چند تا ساختمون پایینتر جواب داد
خیلی هم امیدوار نیستم. خیلی دوره که بشه چیز زیادی دید
تو چی؟ میری دادگاه برای دیدن جلسه؟
کاش میتونستم، ولی میکی ازم خواست به پرونده بامبا برسم
و جلسه تفهیم اتهامش امروزه
تازه این پرونده رو از دفتر دادستانی گرفتم و هیچ ایدهای ندارم
بامبا راننده قدیمی میکی و همسلولی سابقش بوده
آزادی مشروطش رو نقض کرده؟
بله، مامور ناظرش یه عکس تو اینستا پیدا کرده. داره با دارو دسته "کریپ" سابقش میگرده
اومم، آره، مامورای ناظر کل شبکههای اجتماعی رو دنبال این چیزا زیر و رو میکنن
حجم پروندههامون به خاطر همین سه برابر شده. خب، من باید برم تو بحرِ این، پس
سلام؟
کسی اینجا نیست؟
اوه، اوم، لیگال. آره، یه لحظه
یه کلمه هم درباره جلسه دادگاه میکی یا احتمال برگشتنش به زندان نگو
لیگال خبر نداره. پس شاید بهتره من قایم بشم
من اصلاً دروغگوی خوبی نیستم
من میرم قهوه درست کنم
میدونم تو فکرش بودی، ولی من تایید میکنم
لیگال؟ تو اینجا چیکار میکنی؟
اون جهنمی که توش بهم کمک میکنن، یه تور تفریحی گذاشته بود برای موزه "بِراد"
اوه، چه خوب
قبلاً اونجا رفتم
فقط اومدم که بتونم سوار تاکسی بشم و بیام میکی رو ببینم
اینجاست؟
اوم
با مگیه
آره، اونم اینجاست
خب
خوش به حالش، لابد
امیدوار بودم ناهار زودتر با هم بریم "لنگرز"
مطمئنی یه ساندویچ پاسترامی گنده برات خوبه؟
دوباره شروع نکن
بذار یه چیزی بهت بگم. تهش هر اتفاقی بیفته، جات همونجاست
پس بهتره تو این مسیر بهت خوش بگذره
اومم
میدونی چیه؟ من باهات ناهار میخورم
واقعاً؟
به شرطی که یکم از اون عقل و حکمتت نصیب منم بکنی
یه پرونده دارم که اصلاً نمیدونم باهاش چیکار کنم
پروندههای غیرقابل برنده شدن تخصص منه
ولی بهتره عجله کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.