ആദ്യത്തെ 193 വരികൾ.
چطورید همگی؟
سلام برزیل.
یک، دو، سه، الکترودادز!
ای وایِ من. قیافههاشونو ببین.
دوباره شروع شد.
بزن بریم تو کارش.
موفق باشین.
عاشق این کاره. - خیلی خندهداره.
اگه بگی قایم شو
حسابی رفتی تو حس، نه؟
به این احتیاج دارم.
یه دست مرتب بزنید به افتخار مجری برنامه، تری کروز!
قراره همگی با هم بریم بیرون؟
دست تکون بده و بعد برو پایین.
حاضرین با داورها روبرو بشین؟
هاوی مندل،
مل بی،
سوفیا ورگارا،
و سایمون کاول.
خیلیخب، بیاین این بچهها رو بیاریم بیرون.
بزن بریم.
آره، خوشم اومد.
آره. یه راست میری سر اصل مطلب.
آره. - بیاین راهش بندازیم.
بیاین راهش بندازیم. - بالاخره رسیدیم.
واسه سایمون؟
خب رفقا، بفرمایید. شروع شد.
بریم.
یوکوتا، مستقیم برو بیرون قربان. - باشه.
ممنون، متشکرم. خیلی خب.
یالا!
بدو!
من کیام؟ زود باش!
یالا. - سلام.
تو کی هستی؟
اسم من یوکوتاست.
و اهل کجایی؟
هیروشیمای ژاپن.
اوه، ایول. - آره!
امیدوارم کارت خوب باشه.
مسیر طولانیه.
خب، واسه زندگی چیکار میکنی؟
من به عنوان رفتگر کار میکنم.
بسیار خب.
و امشب قراره برامون چیکار کنی؟
اوه. سایمونِ فلان.
عاشق سایمونم. - واو.
ببین، اوضاع خیلی خیطه؛ باید همین الان از اینجا بزنیم به چاک!
در ضمن به مراقبت از پوست هم خیلی علاقه دارم.
خب، پس این ترکیبی از علاقهشه
به سایمون و مراقبت از پوست.
آره. - من اینجام.
خیلی خب. موفق باشی.
هر وقت بهم نیاز داشتی، من اینجام.
چه خبره؟
قضیه لحظه به لحظه داره عجیبتر میشه.
اوه.
اون رویِ...
یه چیزی رو با چسب پهن چسبونده.
من سایمونم!
این روتین صبحگاهی منه.
عینک.
اول از همه، عینک آفتابی.
پیداش نمیکنه.
جدی؟ - اوه، نه.
وایسا، وایسا، وایسا.
خیلی خب. ممنون.
ریشمو میزنم.
باشه؟
و گشنمه.
دهنم کجاست؟
اوه. - آها، پیداش شد.
زو بیزو، بیزو
خودشه!
سایمون؟
خیلی خوشتیپی. - اوه، ممنون.
واقعاً هستی. - تو هم همینطور.
میدونم.
این همه راه از ژاپن اومدی که اینو بهمون نشون بدی؟
آره.
بهش میگن کمدی.
خندهدار نبود. - خیلی هم خندهدار بود.
من اولین آره رو بهت میدم.
آره! آره!
معلومه که جواب من نه هست.
نه؟ نه اون!
سوفیا؟
صددرصد آره.
خیلیخب، دو تا آره گرفتی.
بستگی به اون کسی داره که بهش ادای احترام کردی.
سه تا بله گرفتی. - آره!
همهتون رد دادین.
خیلی باحاله.
اصلاً هم خندهدار نبود.
دمت گرم، انجامش دادی.
انجامش دادی.
آره، عاشقتیم سایمون! - ممنون!
سلام.
حالت چطوره؟
خیلی خوشحال به نظر میای.
خیلی خوشحالم.
توی مسابقهی «ایجیتی» هستم.
و اسمت چیه؟
من کمرون لاگزدون هستم و اهل اوماها در نبراسکا ام.
و شغل اصلیت چیه؟
من استاد فن بیان توی کالج هستم.
خیلی خب.
خب چی شد که تصمیم گرفتی امسال بیای توی این مسابقه؟
همیشه دلم میخواست توی "ایجیتی" شرکت کنم، ولی خب میدونی،
خیلی زود و تو جوونی بچهدار شدم،
و اولویتم شد بزرگ کردنش و اینجور حرفا.
حالا پسره یا دختر؟
پسره. یه پسر دارم.
نظرش در مورد اینکه اینجایی چیه؟
خیلی ذوق داره، میدونی؟
الان دیگه دانشگاه میره.
جدی؟ - آره، واقعاً.
آخه تو نوجوونی بچهدار شدم، میدونی؟
واسه همین داشتن این فرصت، فقط...
خیلی باحاله. برام یه دنیا ارزش داره.
حالا دیگه میتونی حالشو ببری.
حاضری؟ - حاضرم.
حاضرم. - خیلی خب، بیا بریم تو کارش.
اوکی. عالیه.
خب، ببینید، همهتون میدونید که داور بودن توی این مسابقه...
یه شغلیه که خیلیا براش سر و دست میشکنن.
همه میخوان این کاره باشن.
و در واقع، همهتون هم توی این کار حسابی حرفهای هستید.
میگیرید چی میگم؟
اگه بشه یه لحظه اینو داشته باشم.
خیلی ممنونم.
میدونی، میدونم که هر از گاهی به استراحت نیاز داری.
هاوی، شاید لازم باشه بری چند تا عینک آفتابی جدید بخری.
همه به یه روز استراحت نیاز دارن، درک میکنم.
واسه همین، چیزی که امروز برات دارم...
در واقع رزومه یه سری از سلبریتیهاست...
که شاید داورهای خوبی واسه این برنامه باشن.
یه لحظه صبر کن. - ها؟
خب ببینید، همهتون میدونید داور بودن توی این برنامه...
یه شغل خیلی پرطرفدار و وسوسهبرانگیزه.
همه دلشون میخواد این کاره باشن.
ولی میدونم به استراحت احتیاج داری.
واسه همین، چیزی که امروز برات آوردم...
در واقع رزومهی یه سری سلبریتیه که شاید...
داورهای خوبی واسه این برنامه باشن.
هان؟ - یه لحظه صبر کن.
و به جای اینکه بیاریمشون اینجا و درگیر هماهنگیها بشیم،
اینا رو پرینت گرفتم.
امیدوار بودم شاید یه نگاهی...
به این رزومهها بندازی.
اونوقت منم کمکت میکنم بررسیشون کنی...
با تقلید صدای چندتا از این سلبریتیها.
شاید داورای خوبی از آب در بیان...
اوه، حرف نداره.
اون ادای بقیه رو درمیاره. - توی این برنامه.
خیلی ردیفه.
حالا ببینیم چی پیش میاد.
باشه.
این آقا رو میشناسم.
جیسون استاتهام.
خیلی خب.
داستان از این قراره.
فکر کنم داور محشری بشم
توی برنامه، ولی چندتا ایده هم دارم.
واسه شروع، به جای زنگ،
یه اهرم قرمز داریم.
وقتی بکشیش، صحنه کج میشه
با زاویه ۴۵ درجه.
هر کی بتونه خودش رو نگه داره، میره مرحله بعد.
بفرما. فکر کنم اون خوب باشه.
خیلی خوبه. - یه خورده ریسکیه.
اون اهل لندنه.
جیسون استاتهام هم مال لندنه.
این یکی رو هم میشناسم، مارک والبرگ.
آره. میدونی چیه؟
خیلی دوست دارم داور این مسابقه باشم.
باهات روراست باشم.
ولی ببین، سایمون، میدونی،
برنامهم خیلی فشردهست، میدونی؟
باید ساعت ۲:۳۰ بیدار شم برم باشگاه.
بعدش دوباره ۴:۳۰ برمیگردم باشگاه
واسه صبحونه دوم و تمرین پا.
احتمالا بتونم بین جلسه سوم
و چهارمم یهجوری برات وقت باز کنم، اما راه داره
یه دستگاه اسکات بیاریم روی صحنه؟
اون خوب از آب درمیاد.
باشه. - فکر کنم خوب بشه.
خوب بود. خیلی خب.
جنیفر کولیج.
اوه.
اوه، سایمن. -
همه اینجا خیلی خوشگلن.
اوه، اوه، خواهش میکنم، بذارید من داور باشم.
No comments yet. Be the first to leave one.