ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
ایلیا روزانوف؟
شین هالندر. میـ میخواستم خودم رو معرفی کنم
اوه، مطمئن نیستمـ مطمئن نیستم اینجا اجازه داشته باشی سیگار بکشی
باشه
بازیت واقعاً تماشاییه
آره
به هرحال، منـ من دیگه باید برم. منتظرم هستن
ولی، امم، تو مسابقات موفق باشی
وقتی شکستتون دادیم دیگه انقدر مهربون نمیمونی
همچین اتفاقی نمیافته
تو فینال میبینمت
شاید هوای ساسکاچوان سرد باشه
اما اینجا در جام بینالمللیِ بازیکنان مستعد
طرفدارها منتظر یه رقابت داغ روی یخ هستن
فینالِ کانادا و روسیه
با حضور دو تا از پرحاشیهترین بازیکنان مستعد دنیا
شین هالندر از کانادا و ایلیا روزانوف از روسیه
اول از همه، شین هالندر از خودِ اتاوا رو داریم
با توجه به چیزهایی که دیدیم و شنیدیم
شاید خیلی اجتماعی نباشه
اما این پسر بالاترین هوش هاکی رو بین همه داره
فوقالعاده باهوش و به شدت فداییِ بازیه
و سرعتش هم حرف نداره
و اون شوتهاش
بعد هم ایلیا روزانوف روسی رو داریم
مسلط روی دیسک و یه اسکیتبازِ قدرتمند
و طبق شنیدهها
واقعاً میره روی اعصاب بازیکنهای حریف
توی رختکن خودشون محبوبه
ولی اصلاً چشم ندارن تو رختکن حریف ببیننش
از اون بازیکنهاییه که من میپسندم. بوستون هم همینطور
روزانوف! مگه کار مهمتری داری؟
یه شکست دردناک برای تیم جوان کانادا
تیمی که هنوز دنبال هویت خودشه
با وجود نمایش خیرهکنندهی
پدیدهی نوجوان، شین هالندر
فقط نتونست از اون دفاعِ تراز اولِ روسیه رد بشه
و از اون مهمتر
ایلیا روزانوف مدام از دفاع اونا رد میشد
تو مراسم یارکشی میبینمت
خیلهخب پسرا، اینجا رو نگاه کنید
اون شمارهها رو بهم نشون بدید
ها! شماره سه حسابی سرِ ذوق اومده
یکیش اینجاست. شماره دو کجاست؟
بسیار خب، پیدا شد
میشه یه لبخند بزنی لطفا؟
آره، این بهتر شد! بسیار خب
نمیتونید تصور کنید مونترالیها چقدر بابت این اتفاق هیجانزدهان
برامون مهم نیست که نفر دوم شد
تمام کِبِک دارن جشن میگیرن
اوه، و محض اطمینان بگم
ما از اینکه شین آسیاییه، یا بهتر بگم آسیایی-کاناداییه، خیلی خوشحالیم
خیلی زیاد
منظورم اینه که ما همیشه تو شکستنِ سدها پیشقدم بودیم
و الان هم داریم دوباره انجامش میدیم
پس از این بابت جای نگرانی نیست
اوه. قطعاً همینطوره
و منظورم اینه که عضوی از
اسطورهایترین تیمِ هاکی شدن، حس فوقالعادهای داره، مگه نه؟
اوه، خدای من
این، عه
هنوز تو شوکم ولی، عه، منـ خیلی هیجانزدهام
و میدونم این موضوع تو مصاحبهی شین هم مطرح شد
ولی من بزرگترین طرفدارِ 'متروز' تو کل دنیام
واقعاً؟
یه جورایی همین باعث شد حس کنم کاناداییام
پدرم شنبهشبها ما رو توی پذیرایی دور هم جمع میکرد
ما از خیرِ پسری به این قدرتمندی با اون دستهای طلایی نمیگذریم
نه تو بوستون، آقای روزانوف
اون یه انتخابِ کاملاً بدیهی برای شماره یک بود
دوباره تبریک میگم، ایلیا
قویه ولی نیاز به انضباط داره
اون ممکنه، چطوری میگید، تنبل بشه
با این طرز بازیش، باورش برام سخته
قول میدم براتون سخت تلاش کنم
شک ندارم همینطوره، پسرم
گوش میدی. حرف نمیزنی. فهمیدی؟
بله
آه
وووه
عجب روزِ لعنتیای بود، نه؟
آره، واقعاً
ممم
همون چیزی بود که تو رویاهات داشتی؟
تقریباً
متاسفم
نه، نیستی
مونترال... شهر خوبیه، مگه نه؟
آره، عالیه
بوستون هم شهر خوبیه؟
فکر کنم
مردم اونجا رو دوست دارن
ما، عه... ما قراره زیاد همدیگه رو ببینیم
آره، بوستون و مونترال زیاد با هم بازی دارن
بیشتر از اون
هوم
سرهنگ
چه مرگشه؟ بابا چرا داره به من زنگ میزنه؟
داداش کوچولو، سال نو مبارکت باشه، خب؟
سال نو مبارک الکسی، ولی
اوضاع چطوره، خوشتیپ؟
قضیهی بابا چیه؟
داری چه چرت و پرتی میگی؟ بابا حالش خوبه
مدام بهم زنگ میزنه
چون یه بازیِ لعنتیِ هاکی رو باختی، احمق
چی از جونم میخوای، الکسی؟
بذار فکر کنم
میشه یکم دیگه پول بهم بدی؟
خواهش میکنم
دیگه پولی ندارم، الکسی
پاداشم تموم شده پسر. بیشترشو دادی پایِ مواد
اه اه، ای نُنُرِ اوبی
برو بمیر
برو گمشو مرتیکه
سلام پدر
بالاخره جواب داد
متاسفم، پدر
از روسیه معذرتخواهی کن
باختن به چکها. حالبههمزنه
سوئد رو میبریم، پدر
سوئد رو میبرید؟
مجبورید! وگرنه
برای طلا بازی نمیکنیم. میدونم پدر
همهمون داریم تلاش میکنیم
من کاری به 'همهتون' ندارم
تو! تو نباید به اون ببازی
عجب بازگشتی برای کانادا
یه پیروزی بزرگ برای تیم میزبان در امشب
اونا مصمم بودن که توی زمینِ خودشون به روسیه نبازن
اونم برای دو سالِ متوالی
بازی خوبی بود. بازی خوبی بود
اکتبر میبینمت
بازی خوبی بود. بازی خوبی بود
خوبه. فیلمبردار، اوکیه؟
بسیار خب، عالیه. یه لحظه بهمون وقت بدید
زود تمومش میکنیم، باشه؟
همونجا بمونید. تکون نخورید لطفا. ممنون
خوشگل شدی
تو هم آرایش کردی
آره، ولی من خوشگل نشدم
عالیه. میشه دوباره بریم؟
بچهها میشه سعی کنید دقیقاً همزمان رویِ نشانهها بایستید؟
فقط با قدرت و سرعت اسکیت کنید، خب؟
باشه. حرکت
خوبه. اوکی، یه بار دیگه بریم
عالیه. اوکی، یه بار دیگه
عالی بود. اوکی
بچهها، یه لحظه همونجا بمونید
میخوایم دوربین رو یکم تنظیم کنیم
وقتی آماده شدیم بهتون خبر میدم
سه، دو، یک، شروع کنید
باشه بچهها، درکتون میکنم
میدونم روز طولانیای بوده. ببخشید
ولی سعی کنید با قدرتِ بیشتری انجامش بدید
باشه؟ اوکی
بسیار خب. یه بار دیگه، بچهها
هر چی جدیتر انجامش بدید، زودتر میریم خونه. برین
ببخشید
باشه
اوه، میتونم انجامش بدم. قول میدم
و سه، دو، یک، شروع
اوکی
خوبه، فکر کنم چیزی که میخواستیم رو گرفتیم
ممنون بچهها
کی بهت گفتن که قراره با من تبلیغ بازی کنی؟
و نه تنهایی؟
نمیدونم، مثلاً دو روز پیش؟
چطور؟ به تو کی گفتن؟
نه، اونا هیچی به من نگفتن. ایدهی خودم بود
شین
شین، داری گوش میدی؟
چی؟ آره
خب، الان چی گفتم؟
شنیدم گفتی کفشهای کتانی
اوکی، باید حتماً با کفشهای ریباکت دیده بشی
میدونم مامان
چون اجازه نداری هیچ برند دیگهای بپوشی
مامان، من همیشه کفش اسکیت پامه
ولی برای وقتهایی که پات نیست
پایِ کلی پول در میونه، شین
تو جوانترین بازیکن هاکی هستی که
تا حالا باهاش قرارداد بستن
و یادت نره این یعنی چی
یادمه
کلی بچه قراره به تو چشم بدوزن و الگوشون بشی
بچههایی که کمتر خودشون رو تو این جایگاه میبینن
فهمیدم مامان
برو گمشو
اینجا نه
ببین، عه، میتونیم اتفاقی که اونجا افتاد رو فراموش کنیم، باشه؟
اینو میخوای؟
آره، حتماً
اوه، واو. دروغگوی خیلی بدی هستی
شماره اتاقت چنده؟
۱۴۱۰ خب، اگه امشب ساعت ۹ بیام به اتاق
شاید در رو باز کنم
شاید در بزنم
داری چیکار میکنی رفیق؟
نه، تمومش کن. دیگه تمومش کن
اوه، سلام
No comments yet. Be the first to leave one.