Out to Sea

Out to Sea

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Out To Sea 1997 720p WEBRip x264-[YTS AM]
Out To Sea 1997 1080p WEBRip x264-[YTS AM]
Out to Sea 1997 1080p WEBRip x265-RARBG
Out To Sea 1997 720p WEB-DL DD5 1 H264-FGT EN
Out To Sea 1997 1080p AMZN WEB-DL DD5 1 H 264-ABM
Out To Sea 1997 NORDiC 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-GRANiTEN no
Out to Sea 1997 1080p WEBRip-RARBG
Out to Sea 1997 720p WEBRip-RARBG
കമന്ററി എഴുതിയത് MohsenRezaei
🔴 Mohsen Rezaei - MeysaM.UnicorN 🔴

ടാഗുകൾ

webrip
web
x264
720p
720
BRip
TS
YTS
1080
x265
Web-DL
web-dl
WEB-DL
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-03-20
ഡൗൺലോഡുകൾ: 44
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

" تـقـدیـم به تـمـامـی پارسـی زبانان جهـان "

: مـتـرجـمـیـن

مـحـسـن رضائـی - مـیـثـم مـوسـویان

MeysaM.UnicorN - Mohsen Rezaei

Telegram :

Mohsen1372923 - Unicorn025

To :

Reza Nematian

‫هاره کریشنا. هاره کریشنا.

‫هاره کریشنا. هاره کریشنا.

‫هاره کریشنا. هاره کریشنا. ‫هاره کریشنا. هاره کریشنا.

‫فقط یک چهارم مایل مونده.

‫- داره به خط پایان می‌رسه. ‫- هاره کریشنا.

‫هاره کریشنا! زودباش!

‫- هاره کریشنا. هاره کریشنا. ‫- اسبش داره خسته میشه.

‫تحمل کن. هاره کریشنا. هاره کریشنا.

‫- سه تا اسب به خط پایان نزدیک میشن. ‫- هاره کریشنا. هاره کریشنا.

‫هاره... نه!

‫و یک شکست غم‌انگیز برای هاره کریشنا.

‫به من یه ۱۵۶، یه ۱۵۷ و...

‫بیخیال شو. نمی‌تونی روی ‫همه‌ی اسب‌ها شرط ببندی.

‫- این تقلبه. ‫- اسب‌ها درون جایگاه قرار گرفتن.

‫- اون‌جا حسابی میخوره تو پوزت. ‫- باشه، باشه.

‫یه برنده‌ی قطعی دارم. ‫۱۰ دلار روی شماره‌ی ۲ می‌خوام شرط ببندم.

‫با نسبت ۷۰ به ۱؟ چارلی! ‫پولت کو؟

‫اگه پول داشتم روی اسب‌هایی که ‫بردشون بعیده شرط می‌بستم؟

‫خواهش می‌کنم ادی، این یه بار رو ‫هوامو داشته باش.

‫- پرچم رفت بالا. ‫- باشه، چارلی. نوشتم اسمتو.

‫ممنون عزیزم، خیلی دوستت دارم.

‫اونا مسابقه رو شروع کردن!

‫همه شروع خوبی داشتن.

‫تنها اسبی که کند میره های باتن شوز هست ‫و اون در جایگاه آخر قرار داره.

‫در جلوی همه‌ لست چنس و کوتس تیل ‫قرار دارن.

‫به نظر می‌رسه که های باتن شوز ‫داره سرعتش رو زیاد می‌کنه.

‫های باتن شوز حالا به بقیه‌ی ‫اسب‌ها ملحق میشه.

‫- هنوز پونجاب و اوت اف تایم صدرنشین هستن. ‫- های باتن شوز.

‫کوتز تیل داره دورتر از خط منحنی مسابقه ‫میده و در کنارش لست چنس قرار داره.

‫های باتن شوز. ‫های باتن شوز.

‫های باتن شوز داره خوب سبقت می‌گیره.

‫- های باتن شوز داره وارد رقابت میشه. ‫- های باتن شوز!

‫های باتن شوز! ‫های باتن شوز!

‫زودباش، بیشرف! برو دیگه!

‫تو می‌توی پسر! ‫تو می‌تونی!

‫آفرین! های باتن شوز!

‫های باتن شوز!

‫- تو می‌تونی، عزیزم! ‫- های باتن شوز برنده شد!

‫ههای باتن شوز همه رو ‫غافلگیر کرد.

‫- عاشقتم. ‫- منم عاشقتم.

‫بعدا می‌بینمت، عزیزم.

‫سلام، چطوری؟

‫انگار امروز خیلی بهت خوش میگذره.

‫میکی. دلال مورد علاقه‌ی خودم. ‫کاسبی چطوره؟

‫بهت میگم، چارلی. ‫منو توی بد وضعی هستم.

‫آره، می‌دونم چی میگی. ‫خب، باید برم یکیو ببینم...

‫بعضی وقتا یه حس بدی بهم دست میده...

‫انگار بعضی میخوان از من دوری کنن.

‫واقعا؟ عجب. چه بد.

‫- شاید بهتره در این مورد با یکی حرف بزنی. ‫- دارم با یکی حرف میزنم.

‫- کی؟ ‫- پول من کجاست، چارلی؟

‫پول؟ بیخیال. من پولی ندارم، میکی.

‫اگه پول دستم بیاد اولین ‫کسی که میفهمه تویی.

‫ای وای. این از کجا اومد؟

‫یه کاری می‌کنیم. من بهت ۵۰۰ دلار میدم ‫و حسابمون صاف میشه.

‫بهت میگم چه کار می‌کنیم.

‫من ۱۰۰۰ دلار بر میدارم، ‫و تو ۳۰۰۰ دلار دیگه بهم بدهکاری.

‫۳۰۰۰ دلار.

‫برای همیشه در یاد می‌مونی، بچه‌‌جون.

‫اومدی که پول قرض بگیری؟

‫بذار بگم که...

‫چرا فرض می‌گیری که تنها دلیل ‫این‌جا اومدنم پول قرض گرفتنه؟

‫چون هر باری که میای این‌جا ‫پول قرض می‌گیری.

‫هربی، من بهت یه چیزی میگم ‫که باورت نمیشه.

‫من هر چیزی که بگی رو باور نمی‌کنم.

‫- خیلی خنده‌دار بود. ‫- نه. خیلی غم‌انگیز بود.

‫به غم‌انگیزی این‌که یه مرد ‫با یه عکس شام بخوره نیست.

‫این حرفو نزن. من دارم جشن میگیرم. ‫امروز چهل و پنجمین سالگرد ازدواجمه.

‫خیلی تاثیرگذار بود...

‫ولی امروز سالگرد ازدواجت نیست.

‫- ببین، سوزی زن من بود. ‫- آره، اینو می‌دونم.

‫- من می‌دونم که کی... ‫- و اون خواهر من بود. من ساقدوشت بودم.

‫- ۱۵ مارس ۱۹۵۲. ‫- آره. درسته.

‫ولی امروز شونزدهمه.

‫- این غیرممکنه. ‫- تو همین‌جوری هستی.

‫اول پونزدهم رو جشن می‌گیری، ‫بعد شونزدهم.

‫و بعدش هفدهم.

‫بیا. تاریخ رو ببین.

‫شونزدهم...

‫وای خدا، من سالگردم رو خراب کردم.

‫شرمنده، بچه‌جون.

‫اینو ببین.

‫این چه کاریه؟ اگه لباس لازم داری...

‫توی خیابون چهارم ‫یه خیریه هست.

‫- اینا عالی هستن. ‫- برای چی عالی هستن؟

‫میشه یه لطفی به من بکنی؟

‫من نصف عمرم رو توی فروشگاه کار کردم.

‫اگه چیزیو نمی‌خوای بخری، ‫بذار سر جاش.

‫هربی... سالگرد ازدواجت مبارک.

‫- سالگرد ازدواجم دیروز بود. ‫- بازش کن.

‫"مکزیک و یوکاتان.

‫شاهد یک خورشیدگرفتگی نادر و دیدنی باشید...

‫از پایین اهرام مایایی." ‫این یه سفر دریاییه.

‫درسته. با امکانات مجلل.

‫اینا رو از کجا گرفتی؟

‫اون یارو که اسمش بی‌گردن بود رو یادته؟ ‫بالاخره گرفتنش.

‫اون به جای پولی که به من بدهکار بود ‫این بلیط‌ ها رو به من داد.

‫صبر کن ببینم. یه نفر ‫به تو پول بدهکار بوده؟

‫فکر کردی خرم؟

‫می‌خوای چه‌کار کنی؟ توی این مقبره‌ای ‫که بهش میگی خونه خودتو زندانی کنی؟

‫- تو هنوز زنده‌ای، کسی اینو بهت نگفته؟ ‫- ببین کی داره اینو به من میگه.

‫من دارم اینو بهت میگم!

‫- از تنها بودن خسته نشدی؟ ‫- نه. جوابم منفیه.

‫هربی. اون‌جا غذاهای شیک ‫و نوشیدنی‌های مجانی هست.

‫نه. نه.

‫کلی دختر خوشگل اون‌جا هست.

‫- آره، چون تو دنبال یه رابطه‌ جدی هستی. ‫- چرا که نه؟

‫- تو توی عمرت یه رابطه‌ی جدی هم نداشتی. ‫- من یه خبری برات دارم، هربی.

‫عمرم هنوز تموم نشده، برای همین پیشنهاد ‫می‌کنم که سوار اون کشتی بشیم...

‫و با چند تا زن پولدار تنها شامپاین بخوریم.

‫کسی چه میدونه؟ شاید در طی کسوف ‫یه حالی هم کردیم.

‫چارلی، گوش کن چی میگم.

‫جوابم منفیه.

‫نگهش دار! داریم میایم!

‫۲ تا مشتری.

‫درست به موقع اومدیم، مگه نه؟

‫هربی، بیا این طرف.

‫- توی بخش اشتباهی هستیم. ‫- انگار صندلی‌هامون اینا هست.

‫آره، اونا صندلی‌های درجه یکه.

‫خب که چی؟ ‫ما درجه یک نیستیم؟

‫اما این بلیط ما میگه...

‫برام مهم نیست بلیط مون چی میشه. ‫میشه بشینی.

‫آره، اما ممکنه اینا ‫متعلق به کس دیگه باشه.

‫میشه بیخیال شی؟

‫درها بسته شد.

‫ما که توی خیابون سی و چهارم توقف نمی‌کنیم ‫که مسافر سوار کنیم.

‫- خیلی خب، چارلی. ‫- آقایون؟

‫- ممنون. ‫- ممنون.

‫خیلی ممنون.

‫- قربان؟ ‫- شاید مشتری دائمیشون بشم.

‫میموسای خوبی درست کردن.

‫به سلامتی زندگی خوب، بچه‌جون.

‫خیلی خب،‌ ببخشید.

‫خیلی خب. خیلی ممنون.

‫اولین قسمت ماه عسلمون شروع میشه.

‫فقط یه سال دیرتر.

‫من دوست دارم یه شرط کوچیکی در مورد این‌که ‫کجا قراره بشینن ببندم.

‫اون مامانه. مامان سلام کن.

‫میشه بس کنی، آلن؟

‫و عروس خوشگلم.

‫بذار ببینم.

‫ببخشید. فکر کنم شما جای ما نشستین.

‫آره، احتمالا همین‌طوره.

‫- ببخشید. ‫- عیب نداره. دیدی چه کار کردی؟

‫- میشه لطفا بلیط هاتون رو ببینم. ‫- راستش تقصیر منه.

‫دکتر فکر کرد برای من بهتره که...

‫توی بخش اقتصادی هواپیما دچار استرس نشم.

‫صندلی اچ و جی ۳۷. شما آقایون باید ‫پول نوشیدنی‌هاتون رو بدین.

‫شاید شرکت بیمه بتونه هزینه‌اش رو پوشش بده.

‫این...

‫خیلی بامزه بود، خانم. ‫حاضرجوابی خوبی بود.

‫هی.

‫اینا اون صندلی‌هایی نیستن که برای ‫انتقال محکومین ازشون استفاده می‌کنن؟

‫هربی، بشین.

‫داری بچه‌ها رو می‌ترسونی.

‫خانم‌ها و آقایون، چند دقیقه‌ی دیگه...

‫ما سفرمون رو به میامی ‫فلوریدا آغاز می‌کنیم.

‫پرواز ما حداکثر ۵ ساعت می‌کشه.

‫به کشتی زیبای ام‌اس وستردام خوش اومدین.

‫پیشخدمت‌های کابین شما به ‫نیازهاتون رسیدگی می‌کنن.

‫- پس راحت باشین و ازشون کمک بخواید. ‫- وای پسر.

‫و اینو بدونین که امروز در ساعت ۵ جلسه‌ی ‫آموزشی اجباری قایق نجات برگزار میشه.

‫آقای لو. دوباره برگشتین.

‫از دیدنت خوشحالم. و خانم...

‫نه. شما یه نفر دیگه هستین،‌ مگه نه؟ ‫سلام!

‫میزبانان رقص مک و جاناتان رو...

‫- ملاقات کنید. ‫- بیا!

‫آقای دانبار، لطفا به دفتر ‫خدمات مهمانان مراجعه کنید.

‫هربی، گوش کن. می‌خواستم یه چیزی بهت بگم ‫قبل این‌که...

‫- هربی... ‫- وای!

‫جدی میگم، چارلی.

‫وقتی اونا میگن "امکانات مجلل" ‫منظورشون واقعا مجلله.

‫خب، هربی، "مجلل" می‌تونه ‫معانی مختلفی داشته باشه.

‫مثلا توی یه رستوران مجلل یعنی ‫"به همراه سیب‌زمینی سرخ کرده"

‫- خیلی خب. ‫- وای مامان.

‫این‌جا خیلی خوشگله! ‫چه سوئیت خوبی.

‫- سلام! ‫- سلام، خانم‌ها.

‫من می‌خوام اون چیزای کوچیک بره ‫به اتاق خواب. تو کدوم خری هستی؟

‫- لیزی! ‫- چیه، مامان؟

‫این پیرمرد پیزوری رو ببین. ‫اونم جز دکور اتاقه؟

‫مامان! ادبت کجا رفته؟

‫گوش کن! من ۳ ساعت توی هواپیما بودم.

‫یه ساعت و نیم توی تاکسی بودم.

‫من باید برم برینم و بعدش چرت بزنم، ‫و تماشاچی هم نمیخوام.

‫- انگار به حضور ما نیازی ندارین. ‫- آره، بعدا می‌بینیمتون، خانم‌ها.

‫خداحافظ.

‫وای پسر. اون داف شاسی بلندو دیدی؟

‫مطمئنم چند میلیون می‌ارزه.

‫حتما یه اشتباهی صورت گرفته. ‫چرا باید اونا ما رو بذارن این پایین؟

‫من از این پایین خوشم میاد. ‫باعث میشه از شلوغی اون بالا فاصله بگیریم.

‫منظورت از مسافرای دیگه و مناظر هست؟ ‫ما این‌جاییم.

‫گوش کن. من می‌خواستم یه چیزی ‫بهت بگم.

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left