ആദ്യത്തെ 122 വരികൾ.
:ارائهای مشترک از .:: Sub#One و Subdl & Alphasub ::.
: متـــــــــرجمـــــــــ سبحان
! کای ، وایسا
! باید کنار همدیگه باشیم کای
! کنار هم بودن هیچ کمکی بهمون نمیکنه به میرا
چی...؟
! باید اینو ببینید
ها؟
کای؟
، فکر کنم بدونم چه اتفاقی داره میوفته ! ما نمردیم
. اینو به میرا بگو ! اون واسم شبیه یه مرده است
! کای
! بازتاب من ... سر و ته شده - این یعنی چی؟ -
! ما شاید تو یه جهان موازی یا همچین چیزی هستیم
موازی از چی؟ - . از جهان واقعی -
، انگار توی یه بعدی از جهان هستیم ! که از حیته ی واقعیت خارجه
! تو گند زدی ، فقط تنهام بزار
... وایسا ، گوش بده
... بهم دست نزن ! دیگه به حرفات گوش نمیدم
! اون رفته و همش تقصیر توئه - ... وایسا -
ها؟ - ... رفیق ، من متأسفم -
. من ... من نمیدونستم که میتونم اونکارو بکنم
! کای ، بیخیال ... فقط یه اتفاق بود
! کای
! باشه برو ، موفق باشی
... چه - زیباست ... -
! وایسا
ها؟
. هی
! میرا - ! میرا ، امکان نداره ... نمیتونم باور کنم -
... ما فکر کردیم که تو - مرده ام ؟ آره ، نزدیک مرگ شدم -
کای؟ - بله؟ -
. دیگه گدشت و رفت
! درسته ، ببخشید - چجوری تونستی زنده بمونی؟ -
. اول از هر چیزی ، بایین از این صخره ها دور شیم چرا اصلا شما این بالایید؟
. بخاطر اونا
کجا رفتن؟
... بیخیال
، بیایین از اینجا بریم . تا بهتون بگم چه اتفاقی افتاد
چطوری آزاد شدی؟ - . یکی ... یکم بهم کمک کرد -
، پس الان میتونی زیر آب نفس بکشی مثل پری دریایی شنا کنی ، با حیوونا حرف بزنی؟
دیوونگیه ، اره؟
! شاید ما ابر قهرمانیم
، ما ابر قهرمان نیستیم ! لااقل ، من که نیستم
. من مثل شما قابلیت های باحال ندارم
پس اون فضا پیما که تعمیرش کردی چی؟
! آره ، اون واقعا فوق العاده بود کای
، ولی این یه توانایی ابر قهرمانی نیست ! دارین سعی میکنین حالم رو بهتر کنید
! هی ، شاید منم مثل آدام توانایی جنگیدن رو داشته باشم
. ولی هنوز ازش خبر ندارم
. آره ، نه
تو خوبی؟ - ! آره -
... ببخشید ، میدونی
. عیب نداره ، اون زندست ! مهم فقط همینه
خب ، الان کجاییم؟
باز کجا؟ . گم شدیم
. باید اون مرد عجیب رو واسه کمک صدا کنیم
. امکان نداره ! کی میدونه قراره کجا بفرسته مارو
. منم خوشم نمیاد همش از اون دروازه ها بگذرم
! نگاش کن
! شاید بتونیم به یه کشتی علامت بدیم
. فکر نکنم واسه رفتن به خونه کمکمون بکنه؟ - چرا نه؟ -
آدام یه تئوری جدید ارائ داده ! ما توی "جهان موازی" هستیم
موازی از چی؟
! منم همینو گفتم - . من میدونم که چی دیدم -
. تو جهان موازی باشیم یا نباشیم ! اون یه فانوس دریاییا
. زود باشید ، امتحان کنیم که چیزی نمیشه - ! امیدوارم که همینطور باشه -
چی میخوایین ؟
! تو گفتی چیزی نمیشه که - . ما کاری باهات نداریم -
. ما گم شدیم و میخواییم بریم خونه
لطفا ؟ ... فقط میخواییم از فانوس دریایی شما استفاده کنیم
منظورتون از "فانوس دریایی" چیه؟
میبینی؟ خونه ی سنگینه نه خونه ی سبک
! ببخشید آقای سایکلوپس
تا حالا چراغ بزرگ بالای خونه ات رو روشن کردی؟
! نه ، چراغ بزرگ شکسته
. بخاطر همینه که کشتی ها تصادف میکنن
! از صدای تصادف کشتی ها و ملوان ها متنفرم
که داد میزنن ! کمک ! کمک
. نمیتونم بخوابم
... آقای سایکلوپس
اگه من چراغ رو تعمیر کنم میتونم ازش واسه ی کمک گرفتن استفاده کنم؟
... و اینکه لطفا مارو له نکنی
... تعمیر چراغ ؟ خوبه خوبه ! تعمیر چراغ
. عالیه
! بی فایده است . نمیتونیم تعمیرش کنیم
. شاید تو نتونی ، ولی من میتونم
مطمئنی که اینکار عملی میشه؟
نه ، ولی انتخاب دیگه ای داریم؟ ! صبر کنین
خیلی عالیه ، نه؟
. رسیدیم ، الان برمیگردم
خوبی؟
! آره کاپیتان
... سعی من چشم هات رو ببندی ! و با دماغت نفس بکشی
... من به کمکت
! احتیاج ندارم
! هی ، شاید قدرت ابرقهرمانی تو همینه
چی؟ - ! شاید تو توی بالا آوردن یه ابر قهرمانی -
بهتری؟ - ! آره -
. یه لطفی بکن و به میرا نگو
چی رو بهم نگه؟
اون پایین چه خبر بود؟ - ! نمیتونم تکونش بدم -
میخوای یه کمکی بکنی آدام ؟
! منم میتونم کمک کنم
بالا اورد ، درسته؟
. چپ و راست ، در هر جهت
وایسا ، توش شنا کردم؟
توی موهامه؟
، یه عمر طول میکشه که . برسی بالا تا بتونی نفس بگیری
میرا کجاست؟ - ! هنوز داره سعی میکنه درستش کنه -
دختر خیلی باحالیه ، نه؟
. آره ، خیلی خوبه
عالیه؟ ! قبول کن که ... خیلی دوسش داری
راجع به چی حرف میزنی؟
! فقط بگو که دوسش داری
. چیزی ندارم که بخوام تأییدش کنم - ! آره ، درسته
، فکر کردی من اون نگاه هایی که بهم میکنید ! رو متوجه نمیشم
! هیچ چیزی توی اون نگاه ها نیست
. انگار تویی که خیلی ازش خوشت میاد
! من نیستم
! مراقب باشین بچه ها
. باید قبل از اینکه تاریک بشه بریم به فانوس دریایی
No comments yet. Be the first to leave one.