ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
هی! بس کن! چقدر فیلم میای
چارلی! بیخیال! آروم باش! دوباره یادش میگیری، ماریا
وای خدای من. عادی رفتار کن
آره، این کار اصلاً نقطه قوتش نیست. بیادب
اِم، هی. سلام
صبح بخیر، بن. سلام
تمومش کن
خب، چه حسی داری؟ راستش، یه کم داغونم
ولی اصلاً بهت نمیآد
بیا، بذار کمکت کنم
مرسی. خواهش میکنم
از این طرف. بفرما
تو بهترینی
برام مهم نیست
جیجی یه قرنه تو حمومه
صداتو میشنوم. فردی، بیداری؟
دارم از پنجره بیرون رو نگاه میکنم، سعی میکنم سخت نگیرم
تمام سال گذشته رو توی بلاتکلیفی گذروندم، حالا
بالاخره
اه! دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم
چون دیگه دیره، همهچی تموم شده
از پیر شدن خیلی میترسم... چرا همه اصرار دارن سر و صدا کنن؟
ما سر و صدا نمیکنیم. هیس
جیجی مثل یه گلِ نازکنارنجیه
دارم سردتر میشم
با این کینهای که به دل دارم
ولی هنوز راهی پیدا نمیکنم
عالی به نظر میرسه. مرسی
که راهت بدم... سلام
اِ... بریدن
اوه، میدونم. جیلیان! من، جیلیان
عصبی شدی؟ آخه آخرین بار شنیدم که تا توی قطار دنبالش کردی
مثل فیلمهای قدیمی
وای خدای من. واقعاً اون کار رو کردم
خب، شما دوتا قراره معرکه بشین
جدی میگم. تبریک به بزرگترین رقیبم
عجیب بود؟ دارم... دارم سعی میکنم عجیب رفتار نکنم
نه، عالی هستی. ممنون
من... بهتره برم. فردی از اینکه دیر برسم سر تمرین متنفره
آره، میدونم
درسته. معلومه که میدونی
راهت میدم
راهت میدم. صبح بخیر، شریک
آره
راهت میدم
واقعاً؟
پسر، تو واقعاً فکر میکنی همه بهت بدهکارن، نه؟
در مورد غلات صبحانه خیلی جدی رفتار میکنی
آدمهای دیگهای هم اینجا زندگی میکنن. نه اینکه اصلاً برات مهم باشه
باشه، خب بقیه آدمهایی که اینجا زندگی میکنن خودشون یه فکری برای صبحانهشون بکنن
این تیکهپروندنها هم اصلاً بهت نمیآد. همون خواهر وسطیِ نامرئی بمون، باشه؟
من فقط وقتی دلیل داشته باشم باهات تند حرف میزنم
همه یه دلیلی برای تند حرف زدن با من دارن
جدی؟ الیز، من تو و بریدن رو دیدم
سلام دخترها
خوبه، سر حاله. انتظار سرزنش بیشتری رو داشتم
اوه، فکر کنم حالِ بدِ بعد از مستیش خودش مجازات کافی باشه
من چیزی نخوردم
ده امتیاز برای آدریانایِ پاکدامن
میدونی، اگه کتفم درد نمیکرد، باهات دست میدادم
کتفت؟ اه... خوبه. فقط... خودت که میدونی
خوب میشه. فیزیوتراپی از همین الان شروع میشه. توی سالن بدنسازی. یالا بیا
اوه، هی، غولتشن؟ کامیل میخواد تو و بریدن رو توی دفترم ببینه
وقتشه که تمریناتتون رو رسماً شروع کنید
اوه، عالیه
از پسش برمیآی
هی
واو، هیچوقت قبل از تو سر تمرین نرسیده بودم
اصلاً چه خبره؟
داشتم میدویدم. باید یه کم خودمو خالی میکردم
اومم
فکر میکردم دیشب به اندازه کافی خودتو خالی کردی
جوری پریدی وسط دعوا انگار کاپیتان آمریکا تو ماموریتی؟
اونها آدمهای عوضیای بودن. خب که چی؟
میتونستی بذاری همون عوضی بمونن و فقط تماشا کنی
واقعاً عصبانی هستی؟ نه
حتی یه ذره هم نه. فقط شبیه تو نبود
خب، قرار نیست دعوا کردن با پسرهای هاکیباز رو بکنم کار همیشگی
آره، میدونم
اما؟
من نگرانم، فردی
که بذاری این محیط تغییرت بده
چون من همینجوری که هستیم دوستت دارم
و نمیخوام رابطهمون تغییر کنه
قول میدم، رایلز. نمیذارم این اتفاق بیفته
باشه، عجله کن
سلام، الیز. من دکتر مدیسون اشگر هستم
سلام. اوه، اه
بذار تو این کار کمکت کنم. اه، ممنون
میدونی، آخرین باری که فیزیوتراپی داشتم، دکتر اشگر یه مرد ۶۰ ساله بود
اون بابام بود. کارمون خانوادگیه
مال ما هم همینطوره. میتونم بازوت رو ببینم؟
آره. فقط میخوام به دستم فشار بیاری
عالیه
خب، همیشه میخواستی این کاره بشی یا بابات مجبورت کرد؟
آرزو داشتم مثل الکس مورگان بشم
سه سال پشت سر هم توی دسته اول فوتبال بازی کردم
چرا ولش کردی؟
من ولش نکردم
مفصل زانوم ول کرد
اوه
چقدر طول میکشه تا بتونه دوباره اسکیت بازی کنه؟
میتونم دامنه حرکتیت رو ببینم؟ اه، حتماً
اومم. کتفت داره خیلی خوب درمان میشه
هنوز اجازه شرکت در مسابقات رو بهت نمیدم
میخوام کتفت رو یه کم دقیقتر زیر نظر داشته باشم
ولی به قدر کافی خوب شدی که برگردی روی یخ
جدی میگی؟ اوم-هوم
من... فکر نمیکردم به این زودی بشه
بدترین کار توی دوران نقاهت اینه که ساکن بمونی
برگرد روی یخ، پاهاتو حرکت بده. هرچند، همونطور که گفتم، نباید خیلی سنگین باشه
ولی توی مسیرِ خوب شدنه؟ داره درمان میشه؟
به نظرم آره. بله
همیشه یه جنگجوئه
تا جایی که بتونیم برات وقت تمرین روی یخ میگیریم
ولی هر کاری که نشه اونجا کرد رو توی استودیو جبران میکنیم
کارهای زیادی میتونیم اونجا بکنیم. میدونم که
هی، چه خبره؟ بیایین شروع کنیم. باشه؟
ما همین الانم شروع کردیم
بله. ببخشید مربی
مسابقات انتخابی چند هفته دیگه است
و رقیبهای شما سالهاست که دارن با هم تمرین میکنن
آره، و ما هنوز برنامهای نداریم، پس
چرا، دارید
مگه من و فردی این کار رو انجام ندادیم؟
آره. این همونیه که مامانت طراحیش کرده بود
اینطوری زمان از دست رفته رو جبران میکنیم و توی مسابقات انتخابی به چشم میآیید
اما اگه خیلی سخته
عالیه. میتونیم به احترام اون اجراش کنیم
ببخشید
اوم... فقط برام سواله
کدوم بخش از
کل این ماجرا باعث شد فکر کنی من تهموندهخورم؟
این برنامه در اصل برای فردی ساخته شده بود
ولی هیچوقت به صورت عمومی اجرا نشده
آره، برام مهم نیست. فردی نصف کارهایی که من میتونم بکنم رو هم نمیتونه انجام بده
من برنامهای میخوام که اینو نشون بده. نه اینو
خیلی مونده تا بتونی غرورت رو بذاری کنار
من برنامه رو متناسب با مهارتهای هر دوی شما تنظیم میکنم
من با تهموندههای یه اسکیتباز دیگه
به مسابقات انتخابی نمیرم
چرا اینقدر غیرمنطقی هستی؟
چرا؟ جدی میپرسی؟ چون میخوام برنده بشیم. برای همینه
دیشب هم روی همین تمرکز کرده بودی؟
چی؟
الان داره جدی حرف میزنه؟
بهت گفتم، غرورت رو بذار کنار تا کاری که به نفع اونه رو انجام بدی
امتحانش کن
سلام. سلام
من فقط دنبال... آره، میدونم
فکر کنم تو تنها کسی هستی که واقعاً از تمشک گازدار خوشش میآد
ممنون
مواظب باش، شاید مال دو سال پیش باشه. خب
تقریباً مطمئنم این چیزها نیمهعمری حدود ۳۰ سال دارن، پس
تمرین چطور بود؟
اه، خوب بود
آره، سنگین بود ولی خوب. تو چی؟
آخرین برنامهمون رو یادته؟ خب، چطور میتونم فراموش کنم؟
انگار توی مغزم حک شده
منظورم اینه که مامانت تمام لحظاتی که بیدار بودیم وادارمون میکرد تمرین کنیم
کامیل فکر کرد، و منم فکر کردم، اوم
چون مسابقات انتخابی خیلی نزدیکه، که
من و بریدن ممکنه ازش برای برنامهمون استفاده کنیم
میتونی این کار رو بکنی؟
همینطوری یه برنامه کامل رو دوباره استفاده کنی؟ خب، هیچوقت اجرا نشد
باشه، ولی ما با هم روی اون کار کردیم
ما... خیلی براش وقت گذاشتیم. میدونم
اصلاً نمیدونم چرا تعجب کردم. فردی
بیخیال. این طراحی مامانمه. داریم به احترام اون اجراش میکنیم
باشه آدریانا. اصلاً از همون طراحی رقص استفاده کن
در هر صورت احمقانه بود اگه فکر میکردم همهچی مثل قبل میمونه
خیلی چیزها عوض شده. میدونم خیلی چیزها عوض شده
ولی این... به این معنی نیست که باید مثل غریبهها رفتار کنیم
ما الان رقیب هم هستیم
با توجه به گذشتهمون، احتمالاً بهتره که وارد زندگی هم نشیم
رابطهمون رو... حرفهای نگه داریم. میفهمی؟
واقعاً اینو میخوای؟
این بهترین کاره
هی، خوبی؟ بهتر از این نمیشم
داری روی چی کار میکنی؟
اوه، فقط مشقهای «غرور و تعصبم»
ببین کی برگشته
الان خودت برای خودت نوشابه باز کردی؟
اوه، وایسا، الیز
میدونم. میدونم. دکتر اشگرِ پسر میگه سرعت بهبودی من از بقیه بیشتره
پس حدس میزنم کاری نباشه که توش معرکه نباشم
پس قراره دوباره اسکیت بازی رو شروع کنی؟
این روشِ عجیبِ تو برای تبریک گفتنه؟
نه، نه. ببخشید. تبریک میگم. برات خوشحالم
کاملاً معلومه
این عالیه. اگه من جای کاتیا بودم، میرفتم سوراخ موش میخریدم
آدی، نگران نباش. منم اگه جای تو بودم ناامید میشدم
اگه قرار بود دوباره برگردم به جایگاه «بچه وسطیِ فراموششده»
ضایع شد. من میرم سرِ کوه مشقهای زبان انگلیسیم
واو. کلاً ۲.۳ ثانیه طول کشید تا دوباره مثل قبلِ مصدومیتت از دماغ فیل بیفتی
باورم نمیشه که یه زمانی دلم برات سوخته بود
باورم نمیشه که اصلاً فکر کردی من به دلسوزیت نیاز دارم
اوه، خوبه، همگی اینجایید. حدس بزنید کی داره میره مسافرت؟
اوم؟ اسکیتهاتون رو بردارید. بیایید بریم
کجا؟
No comments yet. Be the first to leave one.