ആദ്യത്തെ 191 വരികൾ.
تو دقیقا کی هستی؟
هدفت چیه؟
خیلی عجیبی
ما هیچ ارتباطی باهم نداریم اما تو از تعقیب کردن من دست برنمیداری
ارتباطی نداریم؟
عهد و پیمان
!یکی از حقه های ادماست
یک نژاد بیگانه درخفا) (فرزندانی به دنیا اورد
در هر نسل، نژاد ان ها یک نفر را) (به عنوان مامور به زمین میفرستادن
بهترین شکارچی روح میتوانست به) (سیاره افسانه ها برگردد
نماد شکارچیان ارواح نشانی برای محافظت) (از بیگانگان سیاره افسانه ها است
زمانی که این نشان اسیب ببیند و یا) (از بدنشان جدا شود
شکارچی روح
من، یانگ لی شوئه
شکارچی روح از سیاره افسانه ها هستم
روح دا نیو
خیلی وقته که به زمین اومدی
اما هنوز روحت سالمه
تو نمیخوای زمینُ ترک کنی
این خلاف قانون طبیعته
باید همراه من به جایی که بهش تعلق داری برگردی
!اینقدر داد نزن
بهتر نیست با صحبت حلش کنیم؟
من ادم تنبلی بودم
وظیفه کاشت و برداشت و الک کردن برنج با همسرم بود
اون برای محافظت از خانوادمون خیلی تلاش میکرد
یه روز باهاش بحثم شد و
خونه رو ترک کردم
دولت منو دستگیر کرد و شدم یکی از سربازاشون
بعدشم تو جنگ کشته شدم
همسرم خیلی زیبا بود
به خاطر اینکه مجبور بود کل سالُ برنج بکاره
پوست پاهاش ترک خورده بود
من فقط میخواستم برگردم و پاهاشو براش بشورم
پس هنوزم وجدان داری
به خاطر همین نتونستم زمینُ ترک کنم
فهمیدم که الان همسرم تو این دانشگاهه
به خاطر همین الان تو این دانشگاه به عنوان سراشپزِ سالن غذاخوری کار میکنم
اما، تو قبل از اینکه شانسِ دیدنشُ پیدا کنم، جلومو گرفتی
لطفا بهم رحم کن
باشه، بزار بهش فکر کنم
کارگردان، از این طرف
!ای خدا
الو؟ - -
!ای وای! یادم رفته بود
تو دیگه روت خیلی زیاده، بازم دیر رسیدی
دیگه دیر اومدن واست عادی شده
تو این چهار سالی که اینجا درس میخونی
همیشه سر کلاسای من بی حوصله ای اما وقتی !کلاسم تموم میشه از خوش حالی بال درمیاری
به چیزی که تو قسمت شغل والدین نوشتی !یه نگاه بنداز
بازیافت؟
داری سر به سرم میزاری؟ خانوادت پولدار نیستن؟
از دوران باستان، کار خاندان یانگ) (بازیافت روح انسان ها بوده
خیلی از اعضای خانوادمون الان به) (سیاره خودمون برگشتن
شما انسان ها
خیلی بیچاره اید
ممکنه که
زندگی جالبی داشته باشید
اما نمیدونید که وقتی میمیرید خاطراتتون هم از بین میرن
پس، دلیلی نداره اینقدر یه دنده باشید
به عنوان یکی از فرزندان خاندان یانگ) (من باید بهتر از اینا عمل کنم
!یانگ لی شوئه
همین الان یه گزارش خودارزیابی برام بنویس !زود باش
خاندان من نسل های زیادیه که) (تو سیاره زمین مخفی شدن
من الان چهار ساله که تو این دانشگاه) (با مخفی کردن هویت اصلیم درس میخونم
اینا هفت کوچولو، هشت کوچولو و) (گنده بیسکوییتن
اونارو مامان بزرگم فرستاده تا تو برگشتم) (به سیاره بهم کمک کنن
برای رسیدن به هدفم باید چهارتا روح دیگه رو) (تسلیم خودم کنم
اخیرا یه گروه فیلمبرداری به دانشگاه ما اومدن
برای گروهشون احتیاج به یه عضو جدید دارن
دانشگاه ازم خواسته که یه نفر از شماهارو برای اینکار انتخاب کنم
اسم کارگردان فیلم هان جیانگ دونگه
!عجب فرصت خفنی! خانوم لطفا منو انتخاب کنید
!خانوم، منو انتخاب کنید
درحال حاضر، فقط یه نفر هست که
هنوز جایی رو برای کاراموزی پیدا نکرده
پس، من تصمیم خودمو گرفتم
یانگ لی شوئه تو رو انتخاب کردم
من نمیتونم اینکارو انجام بدم
سرم خیلی شلوغه
سرت شلوغه؟ نکنه سرت با کارای اون دنیا گرمه؟
چرا اون انتخاب شد؟ - من باید انتخاب میشدم -
من واقعا سرم گرمه کارای اون دنیاست
خوش اومدید
بیچاره شدم یادم رفت گزارش خودارزیابیمُ بنویسم
به چی نگاه میکنی؟
تو باید یانگ لی شوئه باشی - بله -
من تهیه کننده، فانگ یو هستم بلدی چجوری مشروب بخوری؟
...خب، چهل سال پیش
نه، من مثلا دانشجوام
من هشت سال پیش تو عروسی یکی از فامیلامون مشروب خوردم
کارمون تمومه، هیچکی جز کارگردان تو مشروب خوردن خوب نیست
من یه کار مهم دارم چیکار کنم که تیم امنیتی ناراحت نشن؟
یانگ لی شوئه
اینکارو به تو میسپارم
چه کاری؟ - یادت باشه -
نباید اجازه بدی کارگردان زیاد از حد مشروب بخوره
اگه کارِتُ درست انجام ندی، دیگه فردا نمیتونیم فیلمبرداری کنیم
به سلامتی
لطفا تو امور دانشگاه بهمون کمک کنید
بیا - این کارگردانمونه -
سلام - کارگردان ما یه درخواست مهم داره -
بده یه نگاه بهش بندازم
معذرت میخوام
میسپارمش به شما - تا میتونید بخورید -
به سلامتی
اولین باریه که میبینمش) (اما چرا به نظرم اشنا میاد؟
کارگردان هان جیانگ دونگ
اینکه همکاری ما موفقیت امیز باشه یا نه به مشروب الانمون بستگی داره
بعلاوه، بعضی از بازیگرا) (برنامه هاشون هنوز معلوم نیست، مگه نه؟
...شما
از دست کسی عصبانی هستی؟
نه، از دست خودم عصبانیم
فکر نمیکردم تحملت تو مشروب اینقدر بالا باشه
بقیه مست شدن باید اینکارو میکردم
بعلاوه، تهیه کننده فو گفتن که شما نباید زیاد مشروب بخوری
اما ، اگه میدونستم اینجوری میشم
اونقدر نمیخوردم
دفعه بعد دیگه نمیخواد وانمود کنی خیلی ادم قوی هستی
من اینجام
خودم مراقبتم
چی شده؟
خب
نگاه کن، یکم دیگه جشنواره نیمه پاییزه
ماه خیلی خوشگله
سلام، ببخشید دستشویی کجاست؟
اونطرف
ممنون
!اون خانوم لیه حالا چه خاکی به سرم بریزم؟
چرا اومده اینجا؟
حالا چیکار کنم؟
...منو نمیبینه! منو نمیبینه
!عمرا منو نمیبینه
مامانبزرگ
نسل جوون خاندان یانگ
دائما به فکر ماموریتشون هستن
و دوست دارن به سیاره خودشون برگردن
تمام اعضای خاندان یانگ نخبه و برگزیده هستن
ما همیشه باید به فکر عزت و افتخار خاندان باشیم
و برای سربلندی خاندانمون
سخت تلاش کنیم
این ماموریتِ خیلی مهمیه
چرا بهش اهمیت نمیدی؟
مامانبزرگ، میدونی من الان نسل نود و نُهمی هستم
اما، از نسل نود و پنج به بعد
دیگه هیچ کس از خاندان ما به سیارمون برنگشته
...فکر نکنم اگه منم تو این کار شکست - روت میشه این حرفو بزنی؟ -
این اشتباهیه که بعضی اوقات اعضای خاندان یانگ انجام میدن
لی شوئه
با این کارات
!خیلی ناامیدم کردی
مامانبزرگ، عصبانی نشو
تو برای بزرگ کردن من خیلی زحمت کشیدی
من برای کامل کردن این ماموریت تمام تلاشمو میکنم
برگشت به سیارمون بزرگترین افتخارِ یه شکارچی روحه
این نهایت سعادت برای مردم سیاره ماست
چیزای دیگه اصلا مهم نیستن
چرا مامانبزرگ اجازه نمیده درمورد نسل نود و پنجم صحبت کنم؟
اعضای دیگه خاندانمون که نتونستن به سیارمون برگردن
رفتارشون مثل من بوده؟
نمیدونستن باید چیکار کنن؟
!نمیخوام
خواهر
منتظرم بمون، باشه؟
منتظرم بمون، باشه؟
اینطوری نمیشه
دیشب، من یه دخترُ بوسیدم
برای بیه که باید به جای ۷۰۰احتمالا۵۰۰باشه
دیشب، من یکی از
دخترای تیممونُ بوسیدم
چی؟
هان جیانگ دونگ مگه میشه؟
ما باهم بزرگ شدیم من خوب میشناسمت
مطمئنم تاحالا هیچ دختری رو نبوسیدی
مگه دکتر بهت نگفته بود که میسوفوبیا داری؟
شاید مست بودم - !دروغ نگو -
تاحالا هزار بار مست کردی
حتی اگه دختره هم خوشگل باشه
...اما
دقیقا چی شده؟
این اواخر خیلی به خاطر کار استرس دارم
خواب درست و حسابی هم ندارم - این چطوره؟ -
برات سوپ مرغ میفرستم
تو این مورد نمیتونم بهت کمک کنم
اما میتونم واست سوپ مرغ بیارم
چطوره؟
کلی ادم اینجاست اخه زنتُ از کجا میخوای پیدا کنی؟
رو مچ دست راست همسرم
یه ماه گرفتگی شبیه الو هست
همیشه این علامتُ داشته
من اشپزُ تسخیر کردم
No comments yet. Be the first to leave one.