ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
دانلود فیلم و سریالهای روز دنیا، بدون سانسور و حذفیات، به همراه زیرنویس چسبیدهی اختصاصی، تنها در رسانهی اینترنتی نایتمووی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
«نیت»
.رفیق ساعت 7 صبحه
.هی، سلام. من نتونستم بخوابم .تو تونستی بخوای؟ چون من نتونستم
.صبح تو هم بخیر، نیت
.من مثل خرس خوابیدم
.امروز برا من روز چندان مهمی نیست
همینکه تو گروه کُر انتخاب بشم .راضی ام
باید برای گرفتن یه نقش مهم .تست میدادی
باید هر دومون .اضطراب امروز رو داشته باشیم
.ممنون ولی نه .من از رد شدن خوشم نمیاد
بگذریم، فقط زنگ زدم که بگم .موفق باشی، یا «شانس یارت باشه»
.امسال لیاقت نقش اول رو داری
واقعا راست میگی؟
خب به نظرت فیلم توی مراسم جوایز تونی ،سال 2004، فیلم «ویکد» باید
فیلم «خیابون کیو» رو شکست میداد؟
.خب معلومه
.من دیگه حرفی ندارم
.سلام، امروز زود بیدار شدی
.امروز، روز موعوده مامان
به نظرت انداختن ژاکتم تو شلوار دیگه زیاده روی نیست؟
،میخوام ظاهرم این پیام رو منتقل کنه که
باعث افتخارم هست که به عنوان» «،بازیگر نقش اول انتخاب شدم
«ولی انتظارش رو نداشتم»
اونها امروز فهرست بازیگرهای .تئاتر مدرسه رو منتشر میکنن
.نمایش موزیکال - ببخشید؟ -
.نمایش موزیکال نه تئاتر
!هی هی
.آنتونی، خواهش میکنم کیف ورزشیت رو میندازی تو سبد لباس های تمیز؟
بدون لیوان؟
مگه من شش سالمه؟
.شما دو تا خوب گوش کنین
،نیت لطفا راه بیافت .اتوبوس مدرسه الانه که برسه
رژ لب زدی؟ - .نه -
.رفیق، تو رژ لب زدی
.برق لبه. برا سلامتی زدم
دکتر اطفال گفت که پوست من .به طرز عجیبی حساسه
دکتر اطفال واقعا همچین حرفی زد؟ - .مامان بگو دکتر چی گفت
،خیلی خب، فقط قبل از اینکه بری .صبر کن تا وانتم رو بیارم بیرون
.ژاکتت رو هم بنداز بیرون .داری زیاده روی میکنی
.حرفهای آنتونی رو جدی نگیر
.خب معلومه
.روش بخیر، فرماندار
.حضار خیلی جدین
.تو این ردیف برا دخترها جا نداریم
.هاها. چه تیکه ی بکری
.بفرما. خانم ها مقدم ترن
.به پای خرگوشم دست نزن
!وای خدایا. معذرت میخوام
میشه پای خرگوشم رو پس بدی؟
.بشینین سر جاتون، پسرها
بهتره امروز تو راهروی مدرسه .حواست رو جمع کنی، بدبخت
.خبرهای خوبی در راهه
.واو، باعث افتخار منه
،واو، باورم نمیشه که .قراره نقش اول رو بازی کنم
.لطفا، لطفا، لطفا، لطفا
ایشالله دفعه بعد، نیت
.ممنون
بابت گرفتن نقش آبراهام لینکلن،
توی نمایش «آبراهام لینکلن: نمایش راک غیر مجاز» .بهت تبریک میگم
.مطمئنم میترکونی
.ممنون
.نیتان. فهرست رو دیدی؟
... من فقط
.نقش بزرگیه
.نقش اصلی نمایش
برای کسی که هیچوقت تا حالا نقش اول نبوده .مسئولیت سنگینیه
وقتی هیشکی بهت فرصتشو نمیده ... گرفتن نقش اول سخته. پس
،اگه اشکالی نداره .باید با دستیارم حرف بزنم
خبر خوب؟ تو پیامت گفتی .که برام خبرهای خوبی داری
لیبی، من حتی نقش .بازیگر ذخیره ی لینکل رو هم نگرفتم
حتی نقش پسرش رو هم نگرفتم .که جهت اطلاع مرده
و آره. باهم تو گروه کر .بهمون خوش میگذره
.ولی من نقش یه درخت رو گرفتم، لیبی .یه درخت
میفهمی که معنی این چیه، درسته؟
.معنیش اینه پدر و مادرم راست میگن .باید بیخیال آرزو هام بشم
،الان اجازه دارم حرف بزنم یا هنوز میخوای داد بزنی؟
!هنوز میخوام داد بزنم
.خیلی خب، الان میتونی حرف بزنی
بهترین انیمیشن دنیا چیه؟
.نمیدونم تا قبل از انیمیشن موآنا یا بعدش؟
.انیمیشن «لیلو و استیچ»، نیتی .لیلو و استیچ
.ببخشید، فکر کردم تنهاییم
.شما دوتا خیلی عجیب و غریبین - .خودمون میدونیم -
.باشه، لیلو و استیچ. یه شاهکار کلاسیک .نظرم جلب شد. به حرفات ادامه بده
یه خبر فوری راجب .آخر این هفته دارم
هر چی که هست بهتره دیگه توش .حرفی از برق لب نباشه. جدی میگم
.جزیره ی منهتن، عزیزم
.یه تست بازیگری آزاده
.فردا
،ار وقتی که بچه بودیم ،همه ش میگفتیم
.یه روز باید به نیویورک سفر کنیم
.فقط تو و من
.پس این ایده ی عجیب به ذهنم رسید
میخوان یه نمایش موزیکال از لیلو و استیچ توی «برادوی» روی صحنه ببرن؟
.واو
نیت فاستر، درسته؟
!کاملا درسته
به اولین تست بازیگریت که قراره .سرآغاز کلی تست دیگه باشه، خوش اومدی
واقعا فکر کردی قراره با تاکسی بری نیویورک؟
خب؟
اصلا چجوری خودمون رو به نیویورک برسونیم؟
«استیچ» میخواد ما رو سوار فضاپیماش کنه؟
.خیلی خب، اول از همه مواظب لحنت باش
.دوماً، نه
.یواشکی سوار یه اتوبوس شبانه میشیم
لیبی، مامانم حتی اجازه نمیده .تنهایی برم داروخونه
.بیخیال، فاستر
.یه کم زندگی کن
اگه تو مراسم جوایز تونی همراهت نباشم .خیلی ضدحال میخورم
و جایزه ی تونی برای بهترین ... بازیگر تاریخ میرسه به
اصلا توی نیویورک میخوای کجا بخوابی؟
کجا بخوابیم؟
ضبح بخیر، خونه ی خاله ت چطوره؟
.نکته ی خوبیه .یه سناریوی کابوس وار
اوه، واو، اینقدر دوستش داری؟
من فکر میکردم اون یه بازیگر بزرگ .توی برادوی هست
خب درسته. و سریع هم به مامانم .خبر رفتن منو میده
.خاله و مامانم با هم عین کارد و پنیر میمونن
،فکر کردی میریم نیویورک و بعدش
یهو خاله ت سر راهمون سبز میشه؟ تو شهری که 17 میلیارد آدم داره؟
.با شانسی که من دارم؟ آره
،نیت. تو حتی نقش پسر مرده ی .لینکلن رو هم نگرفتی
تو اصلاً چیزی به اسم .شانس نداری
!سلام، نیت خانم
.حواستو جمع کن
میدونی چیه؟ .بیخیال نیویورک شو
من فقط دارم زور میزنم .که از کلاس هفتم جون سالم به در ببرم
...خیلی خب، نیت.اشکالی...نداره
... وقتی بریم به ویرجینای غربی
.سلام. هی
... وای خدای من! حکم حکم تخلیه مون رو دادن؟
.چی؟ نه - .هنوز که نه -
خب اومده خونه. میشه بگین جریان چیه؟
جریان از چه قراره؟ - ... بچه ها -
باباتون قراره برا آخر هفته .منو ببره مسافرت
یه جای باکلاس توی ویرجینیای غربی .به مناسبت سالگرد ازدواجمون
!سورپرایز
ما از پس خرج «جای باکلاس» برمیایم؟
کارت های اعتباری رو خدا برای .همین روزها ساخته
،و مامانت هم این اواخر .دو شیفت سر کار بوده
.پس واقعا ً لیاقتش رو داره
بابایی امروز به مصاحبه ی کاری .خیلی خوب داشت
.کار و بارش به زودی دوباره پا میگیره ... ولی پرستار بچه سرش شلوغه، پس
.من آخر این هفته نمیتونم اونو بپام .محال ممکنه
تو فردا یه بازی خارج از خونه نداری؟
.بازی نیست، یه همایش ـه
.و تو هم برنده میشی
یکی از همین روزها .بورسیه ی دانشگاه رو میگیری
.چشمم نزن، بابا
!تو همیشه میبری
.اون همیشه میبره
... من میتونم
میتونم امشب برم خونه ی .مامان لیبی بمونم
میتونی؟ به زحمت نمی افتی؟
چی؟ تو هیچوقت اجازه نمیدی .من شبو خونه ی یه دختر بمونم
.تو نیت نیستی
.نیت فرق داره
خیلی خب. .فهرست کارهای لازم رو مرور کنیم
،چند تا سلفی از خودت تو خونه گرفتی
تا سر زمان های حساب شده تو اینستاگرام پستشون کنی؟
.آره، بیشتر از 200 تا عکس مختلف دارم
به سگت سه برابر حد معمول غذا دادی؟ - .آره -
اگه مسئول انتخاب بازیگرها شماره ی پدر و مادرمون رو خواست، چی میگی؟
،شماره ی همدیگه رو میدیم
و اگه مسئول انتخاب بازیگرها .زنگ زد، وانمود میکنم پدرتم
درسته. ولی فکر کنم بهتره .وانمود کنی مادرمی
.هنوز صدات کلفت نشده عکس سه در چهارت رو برداشتی؟
،نیت. این یه عکس مدرسه .به بزرگی کیف پوله
.مال وقتیه که بدترین مدل مو رو داشتی
.پدر من بیکاره، لیبی
همینجوری تو خونه مون .عکس های خوشگل سه در چهار نریخته
.لحنت لطفاً
خیلی خب. «لیفتمون» برای .رفتن به ایستگاه اتوبوس تقریباً رسیده
الان داره چه اتفاقی میافته؟
من همیشه دلم میخواست .از پنجره اتاق فرار کنم
مثل همخونی آهنگ «امشب» توی .فیلم «داستان وست ساید»
میخوای قبل از اینکه به تست بازیگری برسیم، پاتو بشکونی؟
هی، لیب؟
چرا داری اینکارو برا من میکنی؟
،چون وقتی بهترین دوستم
حتی نقش بازیگر ذخیره ی آبراهام لینکلن .رو نمیگیره، به غرورم برمیخوره
و به نظرم رسید که به این .تغییر روحیه نیاز داری
در ضمن، زبان عشق من ... گذروندن اوقات خوشه، پس
الان گفتی منو دوست داری؟
،لیفت الان میرسه .تا دوازه ثانیه ی دیگه میرسه. بزن بریم
این تمرین خوبی برای استفاده .از سیستم حمل و نقل نیویورکه
.آره، درسته
قیمت بلیط اتوبوس چقدر بود؟ .با موبایل برات کارت به کارت میکنم
وقتی تبدیل به یه ستاره توی برادوی .شدی، میتونی پولمو برگردونی
... خیلی خب، عزیزان
در ضمن، من از شونه ات به عنوان بالش .استفاده میکنم و حرفیم نباشه
اسم من الیوت هست ،و در مسیر نیویورک
.قراره راننده ی شما باشم
... میگم که
... وقتی اونجا رسیدیم - .اهوم -
میدونم که «میدون تایمز» برات آهنگ خیالی ،تو فیلم «مردها و عروسک ها» رو تداعی میکنه
،ولی مردم واقعا تو خیابون نمیرقصن .اونها جیبت رو میزنن
.هی
No comments yet. Be the first to leave one.