ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
"این سریال داستانی تخیلی بر پایه رویدادهای واقعی است"
"بعضی سازمانها و شخصیتهای این سریال تخیلی هستند"
پیش مرگت شد؟
پس شما حرومزادهها باهم دستتون تو یه کاسهست
خیلی خب
پس باید سر تو هم بزنم
سونهو
«قسمت چهارم»
خدایا، موندم چی بگم
من که طبیب افسانهای هانتو یا بیانکیو نیستم
نمیتونم کسی که مُرده رو زنده کنم
اون نمُرده
هنوز داره نفس میکشه
اومده اینجا ما رو بکشه واسه چی نجاتش بدیم؟
چشمات که صحیح و سالمه یه نگاه به اطراف بنداز
همه مُردن
همه کشته شدن غیر از ما چهار نفر
!مانبوک
گندش بزنن
اگه نجاتش بدیم، بعدش چی میشه؟
با این بار عظیمی که رو دوشت میافته میخوای چی کار کنی؟
اینطوری نگو، اون بار اضافه نیست
هست
اون بار اضافهایه که باعث میشه تو و ما همگی کشته بشیم
!خفه شو
برای تو اون دوستت محسوب میشه اما به چشم ما فقط یه قاتله
اگه با نظر ما موافق نیستی سعی کن قانع ـمون کنی
...اگه نتونستی قانعش کنی
درخواست کن
نه اینکه بخوای به زور مجبورش کنی
لطفا نجاتش بده
دارم دیوونه میشم
التماست میکنم
خدایا، نمیدونم چه خاکی به سرم کنم
خیلی خب
بذار ببینم
قسمتش اینه که زنده بمونه یا همینجا جون بده
سونهو
چی کار میکنی؟ اینو تنش کن
پدرت رو با لباس خوب راهی کن تا مادرت به روش لبخند بزنه
گریه نکن
یون اگه ببینه گریه میکنی، دلش میشکنه
سونهو
تو چرا اومدی اینجا؟
گفتن تو منو فرستادی اینجا
پس چرا خودت به این روز افتادی؟
....آخه چه اتفاقی
واست افتاده؟
بذار یه نگاهی به زخمت بندازم
تو واقعا وحشی و غیرقابل کنترلی
هرچی نباشه پسرِ پدرمم
کسی که تو هر گوشه از کشور یه معشوقه داره
...بهزودی، ممکنه قاطی کنم کی مادرم محسوب میشه
و کی فقط یه معشوقهست
واسه چی اومدی اینجا؟
به خاطر دستور پدرت بوده؟
...یا
اومدی اینجا منو تحقیر کنی؟
...چون تو کسی هستی که پدرم
بیشتر از همه دوستش داره
و کسی چه میدونه؟
اگه بتونم به سلامت برسونمت شاید بابت این کار بهم پاداش بده
زخمتون عمیقه
باید درمان بشه
دهانبند بهتون بدم؟
نیازی نیست
اونا چین؟
رزین شیرین و پوست نارون
برای حساسیت به فلز خوبن واسه همین با خودم آوردمشون
...منو از قبل میشناختی
و میدونستی همچین اتفاقی میافته
تو کی هستی؟
گئوم سانگسان رو به راحتی میشه تو عطاری گیر آورد
رزین شیرین و پوست نارون هم معمولا تو خانههای گیسانگ استفاده میشه
پس تو یه گیسانگ ای
شما برادرها همگی ببر اید؟
هیچکدوم سگ نیستین؟
منظورت چیه؟
منظورم اینه هرکسی تو خانهی گیسانگ باشه لزوماً یه گیسانگ نیست
خوب تحمل کردین
گفتی داریم به سمت شمالیترین شهر میریم، درسته؟
درسته
فکر میکنم اونا خبر دارن
بیاین مسیرمون رو تغییر بدیم
میخوای نوبتی کولش کنیم؟
کمر درد میگیری
به سنگینی نصف کیسه برنجه
به یون حسودیم میشه
کسی رو داره که کولش کنه
همینُ بگو
سطح آب پایین اومده
و رودخونه رو مه گرفته
الان باید از رود عبور کنیم
...بیاین
بریم خونه
الان باید راه بیوفتیم
قربان
قلعهی یوجو چی میشه؟
دروازه رو به روی ارتش اصلی باز کردن
مردم در ستایش ژنرال یی سونگگی ترانه سرودن و برای ایشون میخونن
شنیدم حتی عدهای روی سر افراد ارتش گلبرگ ریختن و بهشون خوشآمد گفتن
پادشاه چطور؟
و چوی یونگ؟ - پیونگ یانگ رو ترک کردن -
با عجله به گهیونگ گریختن
تو باید اینجا بمونی
...اگه دیدی کسی
ار رودخانه عبور کرد، بکشش
همه رو بکش
منظورتون افراد اعزامی هم هست؟
من هیچوقت افرادی رو اعزام نکردم
پسرتون چی، قربان؟
روحت در آرامش باشه
بیاین بریم
بیا اینجا - بذار کمکت کنیم -
میخوام یه چیزی ازت بپرسم
چه اشتباهی کرده بودیم؟
اشتباهمون چی بود که این افراد رو فرستادن که همه مون رو قتلعام کنن؟
فقط باید زنده بمونیم
اگه زنده باشیم میتونیم انتقام بگیریم
هنوز نجات پیدا نکردیم
واسه کشتن ـمون حتی تا جهنم هم دنبالمون میان
اجازه نمیدن هیچکس از اینجا زنده خارج بشه
دارن میان
قایق به نظر خالی میاد قربان
بدون پارو نمیشه از رودخانهی آمونک عبور کرد
کی شما رو اینجا واسه نگهبانی گذاشته؟
پرسیدم کی بهتون دستور داده؟
...فرمانده کل ارتش جناح راست
نامجون
امکان نداره
پسرش همراه ماست
...بهمون دستور داد
اگه پسرش رو گیر آوردیم اول از همه اون رو بکشیم
حالا چه خاکی به سرمون کنیم؟
وسط این کثافت که نمیتونیم یهو طلا پیدا کنیم
درست حرف بزن
کثافت دیگه چیه؟
از سر نگرانی اینطور گفتم، باشه؟
عوضی، به چه حقی بهم چشمغره میری؟
شما راه خودتون رو برین
من جداگانه میرم
واقعا اشکالی نداره؟
...ببین چی میگه؟ بزنم تو دهنت
مرتیکهی خودخواه
پس باید چه غلطی کنیم؟
تو این جهنم دره که اسب یا حتی گاوی نداریم
«یی سونگگی»
«یوجو»
تو یوجو میتونیم یه مقدار دارو گیر بیاریم
اما ارتش ژنرال یی باید اونجا باشه
اینطوری داریم یه راست میریم تو دهن شیر
دلت میخواد زنده یه لقمهی چَپ بشی؟
مگه دارم گل لگد میکنم؟
گندش بزنن
اینا زده به سرشون
زود باش راه بیوفت
وای خدا! کدوم نمک به حرومی اینطوری وارد جایی میشه؟
لعنتی، شماها کی هستین؟
خدایا، اینجا چه خبره؟
...اگه از رخمت چرک خارج بشه
یعنی عفونت وارد خونت شده که معنیش اینه میمیری
فقط در صورتی زنده میمونی که از زخمت خون سیاه بیرون بیاد، گرفتی؟
خدایا. این پسر هفت تا جون داره ...اگه بخواد بمیره
باید پنج خمره سَم سر بکشه بلکه اثر کنه
دیگه حالت رو به راهه خوب تحمل کردی
قربان
درخواست نیروی پشتیبان نکرده بودم
بهم دستور دادن شما رو به قتل برسونم
چی؟
منو به قتل برسونی؟ - ...فرماندهی کل -
بهمون دستور دادن تا همه رو نکشتیم حق بازگشت نداریم
بیاین بریم
...واسه "ده" یه سرکش بذار - ...واسه "ده" یه سرکش بذار -
...تا یه "درخت" بسازی - ...تا یه "درخت" بسازی -
...کسی که درخت رو نگه داشته - ...کسی که درخت رو نگه داشته -
...بهش میگن ژنرال یی - ...بهش میگن ژنرال یی -
...کسی به اسم ژنرال یی - ...کسی به اسم ژنرال یی -
قراره پادشاه بشه - قراره پادشاه بشه -
معنی این سرود چیه؟
یعنی کسی که معنای بخشی از اسمش "درخت" ـه
.قراره پادشاه بشه
چی؟ - بخوام رک و راست بگم -
...ژنرال یی سونگگی
قراره پادشاه بشه
معنی سرود اینه
چرا چرت و پرت میگی
چه اهمیتی داره بخشی از اسم پادشاه چی باشه؟
که دوره افتادین واسش سرود ساختین؟
....راستی، بگو ببینم این مهارت فوقالعاده
در طب رو، کجا یاد گرفتی؟
تو ارتش - چی؟ -
...اگه ده سال تو ارتش سر کنی
...یاد میگیری چطور رودههایی که
...تیکه تیکه بیرون ریخته رو
چطور به خوبی دست و پا بخیه بزنی
...ای وای، من
...نه، خواهش میکنم
دو روزه از جاش تکون نخورده
نمیخواد یه قضای حاجتی کنه؟
چه خبر شده؟
No comments yet. Be the first to leave one.