Merry Little Batman

Merry Little Batman

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Merry Little Batman 2023 WEB H264-RBB
കമന്ററി എഴുതിയത് AMIRX79X

ടാഗുകൾ

web
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
TS
YTS
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HEVC
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-12-14
ഡൗൺലോഡുകൾ: 60
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

«کریسمس بتمن کوچولو»

‫ارباب وین، نمی‌خواید آروم بگیرید؟

‫وقت شیر و کلوچه‌ی قبل از خوابتونه.

‫فعلاً نه، آلفرد.

‫سلینا یه نقاشی خیلی قیمتی ‫رو از موزه‌ی گاتهام دزدیده.

‫باید عدالت رو اجرا کنم.

‫نزدیک بودا، مگه نه آلفرد؟

‫شانس آوردیم.

‫دیگه وقتشه این بازیگوشی‌ها رو تموم کنید ‫تا واقعاً نزدید چیز مهمی...

‫مثل ظرف خاکستر پدرجدتون رو بشکنید.

‫و همینطور اون نقاشی قیمتی پیکاسو...

‫راه فرار نداری، سلینا.

‫گیرت آوردم!

‫مرد جوان، لازمه یادآوری کنم ‫که کریسمس همین پسفرداست؟

‫بابانوئل حواسش بهت هست.

‫خوبه، چون حتی بابانوئل ‫هم با این صحنه حال می‌کنه.

‫ارباب وین...

‫امشب هم قراره اونجا بخوابید؟

‫نه، نه، نه، نه...!

‫هان؟

‫ای وای...

‫چه‌خبرها؟

‫یا خدا!

‫حالِت خوبه؟ ‫از توی دریچه افتادی پایین؟

‫ممکن بود یه کاری دست خودت بدی، دیمین.

‫نباید با گربه بازی کنی.

‫ممکن بود بهت چنگ بندازه ‫یا حتی بدتر!

‫ممکن بود از مدفوعش ‫انگل مغزی بگیری!

‫دستت اوف شده!

‫بیخیال بابا، انقدر نگران من نباش.

‫هیچیم نشده.

‫دستگاه تهویه نجاتم داد، می‌بینی؟

‫بــله.

‫یادت رفته در مورد مواظب بودن ‫و خرابکاری نکردن

‫موقع قهرمان‌بازیت چه قراری گذاشتیم، دیمین؟

‫من که بازی نمی‌کنم بابا، دارم تمرین می‌کنم.

‫می‌خوام یه قهرمان واقعی شم، مثل تو.

‫فکرش رو بکن، پشت به پشتِ هم ‫با هم می‌جنگیم...

‫محافظ‌های بی‌باکِ شب.

‫از ضعیف‌ها مراقبت می‌کنیم، ‫شرورها رو تنبیه می‌کنیم.

‫جرم و جنایت جلوی ما هیچی نیست.

‫درسته، و بهت هم گفتم ‫که هنوز برای این چیزها آماده نیستی.

‫چون لازمه‌ی ابرقهرمان بودن...

‫- تمرکز، مسئولیت‌پذیری و فداکاریه. ‫- تمرکز، مسئولیت‌پذیری و فداکاریه.

‫می‌دونم بابا، می‌دونم.

‫تازه نگم که باید تحمل ‫درد زیادی هم داشته باشی.

‫می‌دونی تا حالا چندتا از دنده‌هام شکسته؟

‫همه‌شون!

‫چه خفن! ‫من هم می‌خوام همه‌ی دنده‌هام رو بشکنم!

‫از این حرف‌ها نزن بچه.

‫ببین، حتی اگه به‌نظرم آماده بودی که

‫با جرم و جنایت مبارزه کنی ‫که صد البته آماده نیستی...

‫دیگه جرم و جنایتی توی گاتهام نمونده ‫که بخوای باهاش مبارزه کنی.

‫یعنی چی؟

‫دیمین، روزی که فهمیدم قراره پدر بشم ‫شادترین روز زندگیم بود و خب...

‫خیلی وقت بود که انقدر خوشحال نبودم.

‫انگار توی اون لحظه ‫تنها چیزی که مهم بود

‫مواظبت کردن از تو بود تا آسیبی نبینی.

‫برای همین قبل از به‌دنیا اومدنت

‫بیشتر کار کردم تا گاتهام رو شهر امنی کنم.

‫صدای چی بود؟

‫سر خط خبرها...

‫در حال حاضر تمام ‫ابَرشرورهای گاتهام یا در زندان

‫به سر می‌برند یا مجبور ‫به بازنشستگی شده‌اند.

‫آزادی گاتهام از جرم و جنایت ‫به لطف پاکسازی‌های بتمن رسماً ۹۰ روزه شد.

‫شهر گاتهام به انتخاب آرا به‌عنوان ‫امن‌ترین شهر زمین برگزیده شد.

‫دیگه توی گاتهام هیچ جرم و جنایتی نیست.

‫از بچه بودنت لذت ببر.

‫اما من نمی‌خوام فقط یه بچه‌ی معمولی باشم.

‫کی گفته یه بچه‌ی معمولی هستی؟

‫تو بچه‌ی منی.

‫از این بهتر نداریم.

‫راستی بابا، زیرزمین اومدی چیکار؟

‫من؟ ‫نمی‌دونم...

‫شاید داشتم...

‫کادوی کریسمس یه شخص خاصی رو می‌پیچیدم.

‫آخ جون! ‫چیه؟

‫بگو، بگو، بگو، بگو!

‫شرمنده رفیق، وقت خوابه.

‫میشه حداقل یه راهنمایی کنی که چیه؟

‫بذار اینطوری بگم که هیچ ابرقهرمانی ‫توی آینده نباید اون رو نداشته باشه.

‫- تفنگ قلاب بتمن‌ـه؟ ‫- نه‌خیر.

‫- ساعدبند تیغ‌دار بتمن؟ ‫- یا خدا، نه!

‫- کفش بت-اسکی روی یخ؟ ‫- کفش اسکی؟

‫نه دیگه زدی جاده خاکی.

‫بت-لیزر؟

‫نه.

‫دستگاه بت-رمزنگار؟

‫اصلاً چی هست؟

‫پرتابگر موشک گرمایاب بتمن؟

‫نه‌خیر، تازه این یکی رو قبلاً هم ‫دوبار گفته بودی.

‫ارباب وین...

‫انقدر با غذاتون بازی نکنید.

‫- درسته، راست میگی، ببخشید آلفرد. ‫- درسته، راست میگی، ببخشید آلفرد.

‫حالا بیاید از صبحونه‌ی دوران جوانی من که ‫رسم قبل از شب کریسمس‌ـه لذت ببریم.

‫به نفع‌تونه عجله کنید.

‫اگه مارماهی ژله‌ای زیاد بمونه...

‫سفت میشه و خودش رو می‌گیره.

‫دونات دیدی ندیدی.

‫سر میز ماسک ممنوع.

‫بیخیال دیگه، امشب شب کریسمس‌ـه.

‫دیمین، به حرف آلفرد گوش بده.

‫جهنم و ضرر.

‫بیا دیمین.

‫وای، یعنی می‌تونم الان بازش کنم؟

‫چرا که نه؟ ‫هم تو از حدس زدن آزاد میشی

‫هم من به یه آرامشی می‌رسم.

‫دو سر بُرده.

‫کریسمس‌ـت مبارک بچه‌جون!

‫کمربند تجهیزات بتمن‌ـی خودم!

‫آره، این اولین کمربند تجهیزات خودم بود.

‫چی؟ واقعاً؟ ‫وای خدا، باورم نمیشه!

‫حرف نداره بابا، خیلی محشری!

‫بابا محشره، مگه نه آلفرد؟

‫وای خدا، صد درصد.

‫واقعاً هیجان‌انگیزه.

‫توی جیبش چی گذاشتی؟

‫این بت-کیت کمک‌های اولیه‌‍ته.

‫چه جالب.

‫این یکی چی؟

‫سوت بت-ضطراری.

‫ایول.

‫فقط باید توی مواقع بت-ضطراری استفاده کنی.

‫وای! ‫بت‌رنگ!

‫یونولیتیه.

‫اما مگه قرار نیست برگرده سمت خودم؟

‫که بزنه چشم و چالت رو کور کنه؟

‫عمراً.

‫این بت‌رنگ تمرینیه.

‫بابا، بد برداشت نکنی ‫من عاشق این کمربند شدم.

‫خیلی خیلی خیلی زیاد عاشقشم

‫اما خب می‌دونی...

‫چیزهای خفنش کجاست؟

‫منظورت چیزهای خطرناکه؟

‫دیمین، اونا رو باید وقتی ‫بزرگ شدی توانایی استفاده

‫ازشون رو کسب کنی. هنوز ‫کلی چیز هست که باید یاد بگیری.

‫بیخیال بابا، من که بچه کوچولو نیستم.

‫من هم نگفتم هستی.

‫وضعیت اضطراری! ‫زنگ بزنید پلیس بیاد!

‫بچه کوچولوی نازنینم توی خطره!

‫حالا بعداً برات متنش رو عوض می‌کنم.

‫دیمین، این اولین قدم برای ابرقهرمان شدنه.

‫من چندین ماه با خودم درگیر بودم ‫که اصلاً حتی برای...

‫صدای چیه؟

‫- انگار صدای... ‫- امکان نداره.

‫امکان نداره چی؟ ‫چی امکان نداره؟

‫بت-ـلفُن.

‫وایسا من هم بیام! ‫کمربندم رو می‌بندم.

‫نه...

‫صبر کن من هم بیام.

‫کمربندم رو می‌بندم.

‫چندین ساله کسی به این تلفن ‫زنگی نزده.

‫حتماً جرم و جنایت به گاتهام برگشته.

‫معجزه‌ی کریسمس‌ـه!

‫الو؟

‫لیگ عدالت‌ـه.

‫چی؟! ‫جدی میگی؟!

‫زود بگید، کمربندم چطوره؟

‫صحیح، نه...می‌فهمم.

‫ناهنجاری آب‌وهوایی؟ ‫توی نوا اسکوشیا؟

‫خب به کلارک بگو.

‫ناسلامتی شب کریسمس‌ـه، ‫همه‌مون برنامه چیدیم.

‫نیازی نیست سوپرمن رو بفرستی. ‫خودمون بهش رسیدگی می‌کنیم.

‫ببخشید، دیمین بود.

‫آره، ۸ سالش شده. ‫عین برق و باد می‌گذره.

‫یعنی واقعاً دیگه هیچکس نیست؟

‫دوقلوها چی؟

‫قهر کردن؟

‫خب بگو قدرت‌های دوقلوهای شگفت‌انگیزشون رو فعال کنن

‫و تبدیل به دوتا آدم بالغ و عاقل بشن.

‫خیلی‌خب، باشه.

‫تا ۵ دقیقه‌ی دیگه از خونه در میام.

‫شرمنده دیمین، باید برم.

‫قول میدم قبل از کریسمس برگردم.

‫وایسا بابا، بابا، بابا...

‫تو رو خدا بذار من هم باهات بیام!

‫شرمنده رفیق، نمیشه.

‫می‌تونی الان به‌عنوان کادوی ‫کریسمس سال بعدم استفاده کنی.

‫حتی کریسمس‌های ۱۰ سال بعد!

‫نباید ریسک کنم. ‫جوابم نه هست.

‫خوبه. ‫لیست شماره‌های اضطراریت کجاست؟

‫اصلاً بیخیال.

‫یه نسخه‌ی دیگه برای کمربندت چاپ کردم.

‫خیلی‌خب، اگه دزد اومد چیکار می‌کنی؟

‫زنگ می‌زنم به پلیس.

‫- فروپاشی ذهنی؟ ‫- روانشناس.

‫حمله‌ی سوسک‌های قارچی ‫بزرگ و هوشمند به گاتهام؟!

‫نمی‌دونم، زنگ می‌زنم به کمیسر گوردون؟

‫کمیسـ...چی؟! ‫نه!

‫اون خودش همیشه میندازه گردن من.

‫چشم به‌هم بزنی برگشتم رفیق.

‫من بت-جت رو آماده می‌کنم، ارباب وین.

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left