ആദ്യത്തെ 164 വരികൾ.
باید عجله کنم.
بالاخره سیصدمین ایستگاه فضایی،سولاریس(اسم ایستگاه) کامل شد!
این ایستگاه مجهز به کازینو ها، استخرها، سالن های
کنسرت و تمام استراحتگاه های تفریحی مورد نیازتونه!
تفریح سالم برای خانواده سالم! کجا رفت؟
لطفا چکش کنین.
بله خانم. شما گروهی سفر میکنین؟
امم، بله! من در آریس میمونم.
باشه. اینا کارت های پروازیتون هستن.
از گیت 2 حدودا 30 دقیقه ی دیگه شروع به سوار شدن میکنن.
پرواز خوبی داشته باشین.
ممنونم.
پس سوار پرواز دیروز شد؟
امیدوارم که اینطور باشه.
واقعا باید عجله کنم!
م-من واقغا متاسفم.
درست موقعی که عجله دارم!
ها؟ ریوتا کون!؟
سایاکا چان؟!
اینجا چیکار می کنی؟ تقریبا وقت سوار شدنه!
امم، خب آره، اما...
حالا،باید عجله کنیم!
به هر حال دلیل مهم نیست، دانشجویان نظامی ملزم به وقت شناسی هستن!
اگه حتی یه نفر دیر کنه، به عنوان نماینده کلاس مسئولیتش با منه.
اما...
ملاقات-
نائو سان؟
آره، اون(نائو سان)با من بود، ولی جدا شدیم.
اما ممکنه که اینجا باشه؟
با نائو سان، باید انتظار غیر منتظره رو داشته باشی.
حالا همونجا بمون،دارم عکسو میگیرم.
بهت که گفته بودم.
بگو چیز(پنیر)!
نائو سان!
اوه، ریوتا کون. فکر میکنی داری چیکار میکنی؟ما همه جا رو دنبالت گشتیم.
درست به موقع اومدی.
میتونی عکسمونو بگیری؟
چی؟
حالا این دفعه،باید به اون پسر که اونجاست، نگاه کنیم.
بگو چییزز!
ممنونم اونه چان، بعدا میبینمت!
پس اون گم شد بود و تو بهش کمک کردی که والدینش رو پیدا کنه...
اوهوم.
و تصمیم گرفتی تا واسه یه جلسه کوچیک عکاسی وایسی؟
آره. فقط نمیتونستم تنهاش بذارم.
شنیدم که هر سال خانوادش به سفر فضایی میرن.
خوب نیست؟ ای کاش ما هم میتونستیم با شوهه کون بریم یه جایی.
فکر خوبیه، اما داداشم یه مسافر رومخه.
صبر کن، الان وقت این حرفا نیست. الان وقته سوار شدنه. وقت سوار شدن!
اِه،راست میگی.فکر کنم بهتر باشه بریم.
صبر کن، نائو مگه تو دانشجوی سال چهارم نیستی؟
اِه؟
آره، فکر کنم هستم...
من کاملا مطمئنم که ما سال سومیا از یه گیت دیگه داریم میریم.
اِه؟
گیت 7؟! راهش که اون طرف ترمیناله!
بهتره یه تکونی به خودت بدی! میدونی کجاست؟
فکر کنم مشکلی پیش نیاد.
تو"فکر میکنی" مشکلی پیش نیاد؟! سایاکا چان دارم نائو سانو میبرم اونجا.
اِه؟ اونموقع خودت...
حالا زود باش بریم!
ریوتا کون!
واقعا که...
ریوتا کون، اینجا دویدن خطرناکه! نه به اندازه ی دیر کردن!
بذار ببینیم...
کازوهیکو!
کازوهیکو کون!
ریوتا؟
چی شده ؟ تو نباید اینجا باشی پس چرا اینجایی؟
به تو مربوط نیست.جایی هست که باید بریم.
قضیه اینه که من تصادفا به محل ملاقات اشتباهی رفتم.
بزار ببینیم،گیت7 کجا ممکنه باشه....
اگه دوست داشته باشین، میتونم شما رو تا اونجا همراهی کنم.
منم همون مسیرو دارم میرم.
حالا یک دقیقه صبر کن! نباید هر دومون توی یه شاتل باشیم؟
من با شاتل خصوصی خانوادگیم میرم.
شاتل خصوصی؟!
هه،من این موضوع و همه چیزو با اکادمی در میون گذاشتم.
اگه اینقد این قضیه اذیتت میکنه، پس چرا خودت شاتل خصوصی نمیگیری؟
حالا بریم.
باشه.بعدا میبینمت ریوتا کون.
اوه لعنتی!وقت زیادی برام نمونده!
همه رو ببر تو صف،شروع میکنیم به سوار شدن.
بله قربان! همه به صف شین!
بله خانم!
چه اتفاقی برای ریوتا کون افتاده؟
اوه نه،اونا قبلا صف گرفتن!
ا-این...
م-من خیلی متاسفم!
....انتظار نداشتم
ریوتا کون!
دیر کردی!خیلی نگران بودم نتونی سر وقت برسی!
آره،با تشکر از کازوهیکو یه جورایی تونستم خودمو برسونم.
خب، تا زمانی که بتونی برسی مشکلی نیست.
وقتی نمونده.بهتره به صف ملحق بشی.
آره، بهتره این کارو بکنم.
بله،مشکلی نیست.
پرواز خوبی داشته باشید.
ممنونم.
کازوهیکو ساما ما آماده تیک آف(بلند شدن) هستیم .
دریافت شد.همه چی دست خودته کاپیتان.
ممنونم.
به فضا خوش آمدید.
ببین،ببین!باحاله،باحاله!
اون آریسه...
پس اینجا جاییه که آموزش عملیاتی می بینیم
مواضب سرتون باشین لطفا.
نفر بعد،لطفا.
میخواین وسایلتونو بگیرم؟
بدنم احساس سنگینی میکنه.
ریوتا کون!
نائو سان!
خوشحالم که سالم به اینجا رسیدی.
بله،به نظر میاد شماها هم به موقع رسیدین.
آره درست سر موقع.
همگی بعد از اینکه چمدوناتونو تو اتاقاتون باز کردین، تو اتاق جلسه جمع بشین.
توجه کنین!
همگی به آریس خوش اومدین.
من سلاریا مارک لایت هستم،استادتون.
آموزش در اینجا به طور غیرقابل مقایسه ای شدیدتر از روی زمینه.
در فضا،کوچکترین اشتباه در تمرکز میتونه کشنده باشه.
از شما میخوام که این موضوعو سرسری نگیرین و در تمام
اوقات دوره آموزشیتون به حالت آماده باش باقی بمونین.
به این ترتیب، ایستگاه آریس برای مدتی خونه ی شما میشه.
لطفا از استراحت کردن و لذت بردن از زندگی در فضا در اوقات فراغتتون،راحت باشین.
بله خانم!
حالا ما برنامه آموزشی رو ادامه میدیم!
اولین قدمم در فضا بالاخره شروع شد.
کیه؟
آه،سلام سلام.من معاون فرمانده این ایستگاه فضایی هستم.
موریموتو شیگه میچی هستم.
چه خانم جوان زیبا و موقری.
لطفا راحت باشین و منو دندی موریموتو صدا کنین.
و چه کاری با من دارین موریموتو سان؟
واو.امم، من فقط دارم گشت میزنم و به تازه واردا خوش آمد میگم.
اهم،به هتل تفریحی آریس خوش اومدین.
ما در آریس به سابقه ی امنیتمون افتخار میکنیم،
بدون هیچ حادثه مهمی در طی ۱۸ سال گذشته در خدمت.
امکانات و تجهیزات ما ممکنه که کمی به روز نباشن.
با این حال، ما امیدواریم که بتونیم نیازهای مهمونامون رو برآورده کنیم
و بهشون اجازه میدیم که از یه اقامت امن و رضایت بخش در آریس لذت ببرن.
امن و رضایت بخش، ها؟
ممکنه که سخت باشه، با توجه به اون دانشجوهای سرکشی که من باهاشون تو یه پرواز بودم.
نگرانتون کردن؟لطفا خیالتون راحت باشه.
آریس شامل جمعا چهار کابینه.
مهمونای عادی در مسارتیم و بوتئین اسکان داده میشن.
دانشجوها تقریبا تمام زمانشون رو تو ابن کابین میگذرونن، شراتان.
به عبارت ساده، تا زمانی که به شراتان نرین،
می تونین مطمئن باشین که مزاحمتون نمیشن.
که اینطور.خوبه که گفتی.
آآآ،چیز دیگه ای هم هست؟
زندگی کردن در فضا باید کمی ناراحت کنننده باشه -نه واقعا.
با اجازه.
راحت باشین و هر چیزی که نیاز داشتین ازمون درخواست کنید!
بزار ببینم،کدوم راه گیت 2 بود؟
از این راه بود یا از اون راه بود؟
ازتون ممنونم.
هوی هوی،حالا داری چیکار میکنی؟
بهتره مراقبش باشی.
اوه،چشم،ممنون بابت نصیحتتون.
تنها سفر میکنی؟
بله،دارم میرم دیدن یه دوست.
بزن بریم.
اوه اره،گرفت...اممم منظورم این بود که
No comments yet. Be the first to leave one.