What We Do in the Shadows

What We Do in the Shadows

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 6

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

What We Do In The Shadows S06E06 AMZN DSNP WEB-DL-LAZYCUNTS+NTb+FLUX+PSA
കമന്ററി എഴുതിയത് K o o R o s H
©️ هومن صمدی 𝑅𝒶𝓎𝓁𝒶𝓃 𝒢𝒾𝓋𝑒𝓃𝓈 ✌ تلگرام ↪️ RaylanGivensSubs ↩️

ടാഗുകൾ

webdl
amazon_prime_video_synced
disney+_synced
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-11-14
ഡൗൺലോഡുകൾ: 82
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

یک، دو، سه، چهار بالش روی مبل

الآن دارن چی‌کار می‌کنن؟ چی رو از دست دادم؟

!هی - از سر راه برو کنار -

هیچی. هنوز نیومده‌ان خونه

ما به‌تازگی پی برده‌ایم که

علاوه‌بر همسایه‌هامون شان و شارمِین در اون‌سمتِ خونه

« نندور و ناجا »

این‌سمت هم همسایه داریم

می‌تونید تصورش رو بکنید؟ همسایه‌های بیش‌تر

حسنِ‌تصادف محض بود که اصلاً متوجه شدیم این‌سمتِ خونه یه پنجره داریم

این‌سمتِ خونه

« سه روز قبل »

،راهنمای عزیز، هر دفعه که صدایت می‌زنم

مثل مرغی که در راه کشتارگاه است، خود را می‌بازم

من... اوه

اوه، تُف

ما یه پنجره داریم. یه... یه خونه‌ست

هی. اوه. اوه

و حالا از اون پنجره برای چوب‌زدن زاغ‌سیاه همسایه‌ها استفاده می‌کنیم

چرا هنوز نیومده‌ان خونه - شما گوشیِ من رو جایی ندیدید؟ -

الآن نه، گی‌یرمو. داریم زاغ‌سیاه همسایه‌ها رو چوب می‌زنیم

چرا؟ - نگاه کن -

اومدن خونه. اومدن خونه. اومدن خونه

این چه بساطیه؟ اون پیرمرد کچل کِی مو درآورد؟

چی؟

حتی اون لباس‌هایی که صبح باهاش رفتن هم تن‌شون نیست

تغییرقیافه دادن؟ - و به‌نحوی سی سال جوون‌تر به نظر می‌رسن -

پس آره، تابلوئه که خونۀ بغلی «اِیربی‌ان‌بی»ـه

« گی‌یرمو »

...به‌گمون‌م هیچ‌وقت یادشون ندادم نه، می‌دونی چیه؟ دادم. دادم

احتمالاً گوش نمی‌دادن

اوه، نه

اون خونه متعلق به دِگَرپِیکرهاست

گُه بگیرن - شوخی می‌کنید دیگه، درسته؟ -

دِگَرپِیکرها به‌شدت عجیب‌غریب‌ان

مخلوقاتِ افتضاحِ شنیعی‌ان که از کهن‌ترین جادوجنبل استفاده می‌کنن

تا تبدیل به هر شکلِ قادر مطلقِ مرگباری بشن که دل پلیدشون آرزوش رو داره

و حالا به خیابان ما رخنه کرده‌ان

من در گذشته تجاربِ وحشتناکی با دِگَرپِیکرها داشتم

من زمانی چهار سال با یک زن در رابطه بودم

که بعدش تبدیل شد به یک صاریغ

...شش ماه دیگه هم باهاش موندم، ولی بعدش دیگه چاره‌ای جز تموم‌کردن باهاش نداشتم

این یه کابوس محضه

فقط یه «اِیربی‌ان‌بی»ـه - خفه شو، گی‌یرمو - خفه شو، گی‌یرمو -

« منزل خون‌آشام‌ها »

اخیراً، عجیب‌ترین و مخوف‌ترین احساس، گریبان‌گیر من شده

« لَزلو »

لرزه‌ای بر چهارستون بدن‌م

وزنی بر شانه‌هایم

آسمانی‌ترین صداها از غیب میاد

اون‌طوری. اون رو شنیدید؟

راست‌ش، اون فقط من بودم که باد در کردم

اما این صداهای هولناک خیلی مشابه‌ان

،همسرم ناجا فکر می‌کنه که ممکنه اشباح باشن

ولی من زیاد مطمئن نیستم

!اوه، تُف - تُف. احضار جواب داد؟ -

پس جواب داد

!اه. آها

سلام، پسرم. من‌ام، بابا

گوربه‌گور شو

!لَزلو. لَزلو

اوه - عمراً -

می‌بینم که مرد عُنُق ذره‌ای عوض نشده

خب، تو چه لعبتی هستی

اوه - رادریک کرِیوِنزوُرث -

واقعاً خودتون‌اید؟ پدرِ لَزلو؟

خب، اگه پستان در پستان‌بند جا می‌شه

پس قطعاً نسبت دارید - بله -

و تو باید معشوقۀ قومی‌ش باشی

بله، همون‌طوری شروع شد. اما درواقع من الآن کاملاً همسرش هستم

ما چندصد ساله که زن‌وْشوهریم

چقدر از دست‌م رفته

آشنایی با تو چه لذت آسمانی‌ایه

اوه. اوه

آم... سعی دارم دستمال رو بگیرم - این یک مسئلۀ شبحی همیشگیه -

،پس باید بپرسم

کارِ ناتموم‌تون چیه؟ - بله -

خب، بانوی ریزه‌میزۀ من، من این‌جام که رابطۀ پُرتشویش دیرینه‌م رو با لَزلو درست کنم

،بله، اون ممکنه خون‌آشام باشه و من یک روح ،اما ما همیشه، ورای هر چیز دیگه‌ای

پدر و پسر خواهیم بود

اِی‌جان - بله، اون رو دوست داریم -

چقدر شیرین

اوه. سلام - اوه، بله -

این اسباب دیگه چیه؟

.اوه... این‌ها ماشین‌های دوربینی‌ان چهره‌نگاره‌تون رو می‌گیرن

اه، بله، باید خیلی بی‌حرکت بمونی

...آم

کسِ دیگه‌ای حواس‌ش به شبحه شده، یا فقط من‌ام؟

بی‌خیال، لَزلو. فقط معرفی‌ش کن - خیلی‌خب -

همه توجه کنید

اجازه بدید شما رو به مردی که نام‌های زیادی داشته معرفی کنم

«شمشیرزنِ نجواگر» - هوم -

«بابِ دهان‌دریده». «نبشِ‌قبرکُنِ بارکهام». «مارکیِ منچستر»

اِی‌ول. هاه - «انگشت‌سیاه» -

و سرانجام، پدرِ من - اِی‌ول -

لُرد رادریک کرِیوِنزوُرث

یک «سوبریکت» رو فراموش کردی - اوه؟ -

.«سگِ شبِ ترسکو» اما اون بیش‌ترشون بود

از آشنایی با تمام هم‌خانه‌ای‌های پسرِ عزیزم شادمان‌ام

گرچه فکر می‌کردم شاید تا الآن ،دیگه خودش صاحب خونه شده باشه

اما من چی می‌دونم؟

بذارید ازتون بپرسم، قربان. همۀ اون القاب خفن رو چطوری به دست آوردید؟

عالی‌ترین مردی که در عمرم شناخته بودم بیش‌ترِ اون القاب رو به من ارزانی داشت

به‌بیانی، اندکی پس از این‌که جانِ من رو در عمیق‌ترین «سوماترا» نجات داد

اوه، عجب. و اسم‌ش چی بود؟

خاطرم نیست. فکر می‌کنم گلِن یا همچین چیزی بود

گلِن - و این... مرد کم‌حرف کی باشه؟ -

بلند شو

این، پدر، بزرگ‌ترین خلقتِ من تابه‌امروزه

«اسم‌ش رو گذاشته‌ام «هیولای کرِیوِنزوُرث

حالا، همون‌طور که می‌تونی ببینی، من از احیای گوشت انسانِ مُرده، بشری خلق کرده‌ام

از هر کدوم از آزمایش‌های علمی خود تو پیشی گرفته‌ام

نه، من سعی خودم رو کردم، اما جواب نداد

کارم به جنازه‌ای با بسیار تکۀ چسبیده به هم رسید

احیاش نکردم

،تکه‌های اعضا رو دوختم به هم اما بخش احیا رو عملی نکردم

پس، باریکلّا. بله

.گرچه، مه‌پیکرترینِ آدم‌ها نیست شاید به خالق‌ش رفته

هی

بسیار خوب - خیلی دوست دارم -

شاتوی کرِیوِنزوُرث» به‌م نشون داده بشه»

شاتو: عمارت‌هایی کاخ‌مانند در سرزمین‌های ] [ فرانسوی‌زبان که محل اقامت اشراف بود

واقعاً؟ خب، حیف که الآن سرمون شلوغه

،«راست‌ش، «سگِ شبِ ترسکو

من خیلی خوش‌حال می‌شم چاردیواری محقرمون رو نشون‌ت بدم

.(فوق‌العاده (به پرتغالی راه رو نشون بدید، ارباب

به این‌جا می‌گیم سرسرا - بسیار خوب -

چه مرد باحالی - بسی دل‌ربا -

عاشق‌ش‌ام - چی؟ اون که باحال نیست -

خیلی هم باحاله - شما مسحورِ افسون‌های پلیدش شده‌اید -

تنها دلیلی که برگشته این‌جا اینه که از دلِ تو دربیاره

چرا به‌ش فرصت نمی‌دی؟

دلبندم، اون مرد هرگز قابل‌اعتماد نیست

هرگز

اون زبانِ چرب‌ش به‌تیزی‌وْنیش‌داریِ تختۀ عاجیه

که قبلاً به ماتحت برهنۀ من فرودش میاورد

جلوی اسب‌های چوگان به من درِکونی می‌زد

براشون نمایش برگزار می‌کرد

ماتحتِ برهنۀ من در باد در معرض دید همه

چطور همه می‌خندیدن

درحالی‌که اون تخته سفت‌وْسخت به ماتحت برهنۀ من فرود میومد

«دست‌ها باز، سر به‌جلو، پسر خوبی باش»

فرود میومد؛ دوباره

دوباره و دوباره و دوباره

حال‌ت خوبه؟

من رو ببخشید. کاملاً خودم نیستم

آ... من فکر می‌کردم درِکونی‌خوردن رو خیلی دوست داری - اوه، آره -

قبلاً این‌ها رو توی اتاق‌م نگه می‌داشتم، اما جا کم آوردم، بنابراین مجبور شدم منتقل‌شون کنم به این‌جا

چند ثانیۀ دیگه می‌بینید چرا

لاترجی - چه مجموعۀ تحسین‌برانگیزی از پیکرنماهای پُرجزئیات -

واقعاً؟

بیش‌ترِ مردم ارتش «فانکو»ی من به فلان‌جاشون هم نیست

نه، از نظر من مسحورکننده‌ان

سحرانگیز کیه؟ لعبت» (به پرتغالی)» و این

اوه، خب، سلیقۀ واقعاً خوبی دارید

این «لیزو»ـه. و کمیابه، چون فلوت دست‌شه

این‌یکی هم «لیزو»ـه

،این‌یکی کیف‌ش دست‌شه ولی این‌یکی فلوت دست‌شه

اِی‌بابا، ببخشید. احتمالاً حوصله‌تون رو ...تا سرحد مرگ سر می‌برم

نه، نه. لطفاً، لطفاً. من می‌تونم ساعت‌ها به بداهه‌گویی‌ت دربارۀ این موجودات پلاستیکی گوش بدم، پسرک‌م

دستِ شبحی‌ت رو از اون بکِش، پدر

خوش‌سلوکی دیگه کافیه

یا حقه‌ت رو آشکار کن یا عواقب‌ش رو بچش

،خیلی‌خب دیگه. آروم باش پسرکِ پُرجوش‌وْخروشِ من

بله؟

اون چیه توی دست‌هات؟

چی؟ این؟ - بله -

روح‌گیرِ اختراعِ خودمه

از آخرین‌باری که آلودگی شبحی داشتیم

آره. و مصادف شد با این‌که من ،شکارچیان روح ۲» رو به‌ش نشون دادم»

«و یک هفته بعدش، اون وسیله «به فکرش رسید

فکرِ موازی بود

خب، من که به‌شخصه مجذوب‌ش‌ام

از این وسیلۀ آسمانی بگو، فیبوناچیِ کروبی من

کَرّوبی‌ها نام گروهی از فرشتگان ] [ در دین یهودیت و مسیحیت است

خب، خیلی جالبه

یک خلأ اتمیه که به‌دست خودم اصلاح شده - اتمی؟ -

بلاندرباس رو به‌ش اضافه کردم - بلاندرباس؟ -

،آهان. و همون‌طور که می‌تونی ببینی همه‌چیز رو داخل یک ساعتِ متحرکِ بزرگ جا داده‌ام

این حیرت‌آوره - واقعاً نیست؟ -

و... این رو از یکی از لباس‌های قدیمی ناجا استفاده کردم - هوم. بله -

می‌تونی بری کون‌ت رو بدی

دست‌ت رو شده. تو فقط زمانی که یه چیزی می‌خوای، چاپلوسی می‌کنی

خب، پنج ثانیه فرصت داری تا با مکیدن بفرستم‌ت به جهان باقی

آخرین‌باری که اون رو شنیدم، موقعِ بازدیدِ ماقبلِ‌آخرم از «کانی‌پات» بود

بازی‌باکلمات و حالتِ غیرمؤدبانۀ «هانی‌پات» (ظرف عسل) ] [ که اصطلاحی برای اندام‌های تناسلی زنانه‌ست

«کانی‌پات»

اصلاً نشنیدم، ولی می‌دونم خنده‌دار بود

خیلی خنده‌دار بود. خوب بود

اه. بادپایی. بله. ترفند همیشگی‌ش

خودت رو نشون بده، حرام‌زاده

این دو تا رو ببین. شام می‌پزن

شتر در خواب بیند پنبه‌دانه - شِروْوِره -

این ولدِزناهای دِگَرپِیکر چه نقشه‌ای دارن؟

آم... «اِیربی‌ان‌بی» اصلاً اون‌قدر هم مفهوم دشواری نیست که نشه درک کرد

لال‌مونی می‌گیری، گی‌یرمو؟

بله - باشه -

نندور، من می‌گم

باید دِگَرپِیکرها رو بگیریم و نابودشون کنیم

بله، کاملاً موافق‌ام، ناجا

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left