ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
سلام
سلام، چطوری؟
اسم من جوونه
جوون، زود باش دیگه
نباید روز اولت دیر برسی
اوه
دلم برات تنگ شده
ناخوناتو نجو، ۱۸ سالته. مردم فکر میکنن آدمِ عصبی و خشکی هستی
هستم دیگه
از این فرم متنفرم. چرا نمیتونم مثل پسرا شلوار بپوشم؟
چون تو یه دخترِ زیبایی
دوستت دارم. روز خوبی داشته باشی
مراقب خودت باش
صبر کن
وایسا
هی، با توام
هی! بیا اینجا
بله
اوم
سلام، اسم من جوونه
میشه یه دور بچرخی؟
آره، بچرخ. قشنگ یه دورِ کامل
اینطوری؟
اومم
بد نیست، میشه یه کاریش کرد. چه هلویی
تو با ما میآی
نمیتونم بذارم یه مشت از این تازهبهدورانرسیدهها قورتت بدن
آره، با خودتم
اوم... اسمت چیه؟
توی محیط مدرسه بهتره ایتالیایی حرف نزنی
ولی تو همین الان... چی؟
کجا داریم میریم؟ مدرسه دیگه، دیوونه
به مدرسه بینالمللی سنت ماری در قلب میلان خوش اومدی
پاتوقِ کل بچهپولدارا و ژنخوبها
بچههای غولهای اقتصادی
تو پولداری؟
اوم... اوه، اصلاً لازم نیست باشی. خوشگلی
درسته
راستی من جوونم. اسمت رو هنوز بهم نگفتی
آره، نگفتم
بیخیالِ آملیا شو، امروز زیادی شیطون شده
من بـلِـیزم. یعنی همون آتیشِ سوزان
خب جوون، تعریف کن ببینم چه خبرا؟
اوه، خب، من و مامانم تازه اومدیم اینجا
از لندن. ساعت ۱۰، صحنه رو داشته باش. نگاه نکن
جوون
چی... چی گفتی؟ از جیمز هانتر دوری کن
کی؟ اون پسره که اونجا مبارزه میکنه؟ آره
تو سلیقهی من نیست. چه بهتر
بذار حدس بزنم، جوون وایت؟ بله
پروفسور بکت هستم. به کلاس ادبیات علوم انسانی خوش اومدی
بفرما بشین
سلام
خوبی؟
فقط داشتم نگهش میداشتم
ولش کن. ویل هستم
من ویلم، تو جوونی و منم دارم مثل غارنشینها حرف میزنم
ببخشید
نمیدونستم قراره بیای
رو صندلی من نشستی. بلند شو
کجا برم؟ به من ربطی نداره
همیشه انقدر بیادبی؟
این مدلِ باادب بودنمه
جیمز هانتر، نه تنها دیر اومدی، بلکه داری کلاس رو هم بهم میریزی
دوشیزه وایت رو به حال خودش بذار و یا یه جا برای نشستن پیدا کن
یا برو بیرون
خب ابلهها، میدونید که چی کار باید بکنید. فقط مداد
دقیقه... وقت دارید که امتحان رو تموم کنید ۳۰
اوه، جوون. ما داریم اتلو رو درس میدیم، پس توقع ندارم الان چیزی بلد باشی
«میدانم یاگو، که صداقت و مهرِ تو، زهرِ این واقعه را میگیرد.»
تحسینبرانگیزه
«شک کن که ستارگان آتشین باشند، شک کن که خورشید به دورِ زمین بگردد...»
«به حقیقت چون دروغی شک کن، اما هرگز به عشقِ من شک نکن.»
دختر انگلیسی شکسپیر رو خوب میشناسه. آره، واقعاً میشناسه
اوه
چه جوانمردانه
جوانمردی مرده. تو رقیب منی
پس حالا رقیبت شدم؟ باید ببینیم و تعریف کنیم
فعلاً
همهش همین؟ فعلاً آره
سمی که نیست؟
از خودم بعید نمیدونم
«جدایی، چه غمِ شیرینیست.»
«که تا سحرگاه، شببخیر خواهم گفت...» لعنتی
وای! خدای من، خیلی معذرت میخوام
عمداً این کار رو کردی، نه؟ نه، من... داشتم با دستم اشاره میکردم که یهو تو
یعنی میخوای بگی تقصیر منه که حتی نمیتونی یه فنجون قهوه رو نگه داری؟
تصادفی بود. لازم نیست انقدر بیادب باشی
حالا بیادبی رو نشونت میدم
داری چیکار... من اجازه ندارم بیام اینجا
چائو. سلام، از دیدنت خوشبختم
اسم من جوونه. سلام
سلام. درود
ولم کن
وای خدای من... خیلی معذرت میخوام. جای ممنوعهت رو دیدم
برو بیرون
سلام. آره، منم از آشنایی باهات خوشحالم
خیلی خب، گوش کن، بازیت رو کردی
این اولین روزمه که اینجام
و نمیخوام تو رختکنِ پسرا مچم رو بگیرن
داری چیکار میکنی؟ چی؟
نکنه سفیدبرفیِ ما زیادی پاکدامنه که نمیتونه به چهارتا تیکه عضله نگاه کنه؟
یا شاید میترسه در نگاه اول عاشق بشه؟
عاشق شدن در نگاه اول؟ اونم به تو؟ خندهداره
حالم رو بهم میزنی
به خدا قسم اگه ادامه بدی
با لگد میزنمت
میخوام تا دوشنبه شسته و اتو کشیده باشن
شبیه کلفتا هستم؟
من این کار رو نمیکنم
شاید یه دوشِ آبِ سردِ حسابی نظرت رو عوض کنه
آبِ سردِ دوش؟
باشه، باشه... قبول، انجامش میدم
آهار زیاد نزن
خب، زیاد طول نکشید
همین الانشم سرشناسترین دخترِ مدرسهای
خیلی تحقیر شدم
چرا؟ چون تو رختکنِ پسرا مچت رو گرفتن؟
این همه خشم برای چیه؟ جیمز چیزی مصرف میکنه؟
تعجب نمیکنم اگه بکنه
خب، آخر هفتهی خوبی داشته باشی
اگه باهام کاری داشتی، دارم لباسهای جیمز رو میشورم
قرار نیست اولین آخر هفتهت رو اینجا با شستن لباسهای جیمز بگذرونی
داری چیکار میکنی؟
دارم به خودم زنگ میزنم
امشب میریم بیرون
برام پیامک کن که کجا بیام دنبالت
من و بلیز میآیم دنبالت و «نه» هم توی کتمون نمیره
واقعاً بهترینی. میدونم
فعلاً. خداحافظ، بعداً میبینمت
شوخیت گرفته دیگه؟
نه، درک میکنم
همیشه میتونیم یه وقت دیگه انجامش بدیم
کی برمیگرده؟
الان دیگه فایدهای نداره، نه؟
یه لحظه. دخترم برگشت. چه خبره؟
سلام
قرار بود فردا بعدازظهر با یه مشتری جلسه داشته باشیم
اما پرستارِ جردن مریض شده
جردن کیه؟ باهاش همکارم
بهش بگو من نگهش میدارم. تو مدرسه داری
فردا شنبهست
لعنتی، راست میگی. عالی شد
جردن؟ سلام، ببخشید بابت اون قضیه
جوون گفت که میتونه فردا بعدازظهر کمک کنه
اونجا هم همیشه همین کار رو میکرد
بسیار خب، عالیه
بذار باهاش هماهنگ کنم، بعد بهت زنگ میزنم
خداحافظ
نجاتم دادی. مطمئنم خوب پول میده
خوشحال میشم کمک کنم
خوشحال میشی؟ قضیه چیه؟
امشب یه مهمونی هست
اوم... این اولین شبمونه که با هم اینجاییم
از لحاظ فنی دومی حساب میشه. و واقعاً دلم میخواد برم اینجا
روزت چطور بود؟
کموبیش
همهش همین؟
من بهت پول نمیدم که برام تعریف کنی روزت چطور گذشته
تو یه دخترِ لجبازی، خودت اینو میدونی؟
خداحافظ
تو کلاً عاشقِ دردسری، نه؟
بالاخره یکی باید باشه دیگه، مگه نه؟
هیچوقت مچت رو نگرفتن؟ نه
هیچوقت؟ هیچوقت
سلام
چی؟
خب، اوضاع چطوره؟
بـفـرمـا
ایول! دستخوش بلیز. مرسی
خب، این مالِ دورانییه که مامانم بعد از طلاقش فازِ جلف برداشته بود
کاملاً مطمئنم همسایزید
نه، نمیخوام جلف باشم. چرا، میخوای
زود باش، حوله رو دربیار
و شروع میکنیم
قشنگه
آره، و خیلی هم کوتاهه
نکتهش همینه دیگه
اوم
باشه
خیلی دهه هشتادیه. اه
عروسک. مثل عروسک شدی. برو
خیلی لوسه
بعدی
اومم
خودشه. همینه
آره! آره! آره! آره! آره
چی شده؟
حس میکنم الانه که لباس از تنم بیفته
اوه، مگه چیز بدیه؟
آره که بده. بیخیال
اینجا کجاست؟ از هر چیزی یه ذره توش پیدا میشه
خورد تو صورتش
مبارزه تمومه
ایول
و برنده کسی نیست جز... آلساندرا
گارسون
ممنون
بیاید تا خرخره مست کنیم! بیاید مست کنیم
دارم با احتیاط پیش میرم
No comments yet. Be the first to leave one.