All About Eve

All About Eve (이브의 모든것)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

All About Eve S01E06 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-MrHulk
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 All.About.Eve زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-14
ഡൗൺലോഡുകൾ: 93
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

همه چیز در مورد ایو

قسمت ۶

بازم می‌خوای بریم بیرون؟

اگه اینو می‌خوای، پس انجامش بده.

نه، من نمی‌رم.

من نمی‌رم.

هیچی مهم نیست.

فقط تو رو می‌خوام.

یونگ‌می

دوستت دارم.

وو-جین

دوستت دارم.

چی شد؟ حتی اتوبوس‌ها هم دیگه راه نمی‌افتن.

نباید به پلیس زنگ بزنیم؟

اون دو تا کجان؟

فکر می‌کنی دزد بهشون زده؟

خب حداقل با همن. خیالم راحت شد.

چی داری می‌گی؟

پس یونگ‌می با کی دیگه می‌تونه باشه؟

نمی‌دونم دختری به بی‌ادبی اون رو از کجا پیدا کردی.

اگه بلایی سر وو-جین من بیاد، من ساکت نمی‌مونم.

ای بابا!

اگه بهش دست بزنه...

الو؟

الو؟!

الو؟ چیزی بگو.

وو-جین؟ وو-جین؟

وو-جین!

الو؟

قطع کرد.

هنوز خبری نیست؟

باید می‌رفتی خونه. چرا اومدی؟

ممنون.

خیلی شرمنده‌ام و ممنونم.

شرمنده‌ام که به خاطر من اذیت شدی.

ولی ممنونم که به من اعتماد کردی.

چیه؟

بهم نگاه کن.

بهم قول بده. باید قول بدی.

هر کی که باشم،

هر چقدر هم آدم بدی باشم،

تو منو دوست داری، مگه نه؟

ترکم نمی‌کنی، مگه نه؟

ترکت نمی‌کنم.

ما هیچ‌وقت از هم جدا نمی‌شیم.

این اولین باره.

واقعاً همینطوره.

هی!

تو پسر منی؟

تو پسر منی، وو-جین؟

بهت گفتم نبینیش!

تو بچه‌ی منی؟

بهم بگو، تو پسر منی؟

ای وای!

حالا می‌خوای چیکار کنی؟

اگه اون ولت نکنه چی؟

یونگ‌می بچه خوبیه.

احمق دیوونه!

من حرف نمی‌زنم.

نمی‌خوام بشنوم!

تو طرف کی هستی؟

طرف کی؟

تو!

جرئت نکنی!

برو بیرون! برو بیرون! مامان!

متاسفم.

بس کن مامان! برو بیرون!

چیزی نیست وو-جین.

اشتباه از من بود. ببخشید.

نه، تو نکردی.

تو هیچ اشتباهی نکردی.

تو فقط یه هرزه‌ای.

مادر. مادر؟!

تو داری منو مادر صدا می‌کنی؟

داره فیلم بازی می‌کنه!

من دستتو خوندم.

تو...

اونقدر زرنگ نیستی که فکر کنی...

بعد از کاری که کردی، وو-جین رو توی مشتت داری، مگه نه؟

یه دختر ترسناک مثل تو عمراً بهش تجاوز بشه.

مامان!

چرا باید تو رو برای چیزی که خودت می‌خواستی مجازات کنم؟

اصلاً برام مهم نیست.

اصلاً و ابداً!

احمق دیوونه!

احمق!

مامانت واقعاً عجیبه. اصلاً فکر نمی‌کردم اینطوری رفتار کنه.

چطور تونست این کارو با من بکنه؟

یونگ‌می... براش مهم نیست؟

انتظارشو نداشتم.

من هیچ‌وقت اینطوری تحقیر نشده بودم.

یونگ‌می! دستم نزن!

متاسفم.

حالم خوب نیست. بهتره برم.

بچه‌ی دیوونه.

پسر دیوونه.

چرا اینجایی؟

فقط یه چیز می‌پرسم.

واقعاً...

با تمام وجودت دوستش داری؟ داری؟

نظرت چیه؟

فکر می‌کنم دروغه.

این کارو کردی تا من و خانم سونگ رو ناراحت کنی.

چون ازت خوشمون نمیاد.

عمداً این کارو باهاش کردی؟

شاید کردم.

اگه واقعاً اینطور باشه، تو آدم خیلی بدی هستی.

آدم بد؟

نمی‌خوام آدم خوبی باشم.

هنوز نمی‌دونی؟

اهمیتی نمی‌دم چی می‌خوای. برام مهم نیست.

ولی این کارو با وو-جین نکن. بهش آسیب نزن.

اگه این کارو بکنی، هیچ‌وقت نمی‌بخشمت.

تو اصلاً حق داری کسی رو ببخشی؟

کی بهت این حقو داده؟ وو-جین بهت داده؟

نمی‌خوای من بهش آسیب بزنم؟

خانم سونگ همین الان گفت.

آیا یه رابطه یه شبه واقعاً برای دختری مثل من معنی خاصی داره؟

آره.

برای یکی مثل تو، حتی یک سالم معنی خاصی نداره.

حق با توئه.

خم به ابرو نمیارم.

یونگ-می.

اگه حرفات تموم شده، می‌خوای بریم؟

کی اومدی؟

من بیدارت کردم.

تو کارگاه نبودی، واسه همین اومدم اینجا.

حتماً خیلی خسته بودی که اصلاً نفهمیدی من اینجام.

ناهار نخوردی، نه؟

آشپزیم خیلی خوب نیست، واسه همین فقط یه خورش کیمچی ساده درست کردم.

وقتی اشتها نداری، یه خورش کیمچی تازه خیلی می‌چسبه.

سون-می.

به ساعت نگاه کن.

بابام به زودی خونه‌ست.

دوست داشتم باهات غذا بخورم، ولی باید برم خونه و شام درست کنم.

می‌دونی که، نه؟

قبل از اینکه بری سر کار، غذاتو بخور.

مامانت خیلی عصبانی بود.

دفعه بعد حداقل یه زنگ بهش بزن.

نگران بودم که یه باند خلافکار زن دزدیده‌ت.

اینقدر باهام خوب نباش.

احمق. من باید برم.

عشق باید چیزی باشه که فقط از بیرون می‌بینیش.

فقط در یک جهت جریان داره.

هر چقدر هم که می‌خواستم تسلیم بشم و فرو بریزم،

نتونستم.

نگران بودم که حتی به عنوان یه دوست هم از دستش بدم.

واسه همین خودمو مجبور می‌کنم بخندم و وانمود کنم حالم خوبه.

ولی پاهام خیلی درد می‌کنه.

زمین مثل خاره.

و باد مثل چاقو.

هیونگ-چول، خیلی دلم می‌خواد ببینمت.

هیونگ-چول!

حالت خوب بوده؟ آره.

خوشگل‌تر شدی، جو-هی.

خسته نیستی؟

تازه رسیدی؟

امیدواریم خیلی ناراحت‌کننده نبوده باشه.

از طرف شرکت.

تو نباید مریض بشی.

تو حق نداری مریض بشی.

من دارم می‌رم.

یه کم بشین.

این داداشمه.

همدیگه رو دیدین، نه؟

چقدر ندیدمتون.

چرا نمی‌شینی؟

شما هم، آقای سون-دال و خانم جو-هی.

من الان برای MBS کار می‌کنم.

بسیار خب، چرا همگی نمی‌نشینید؟

ما واقعاً باید برگردیم ایستگاه. متأسفیم.

و تو هیونگ-چول؟

منم قرار دارم.

دفعه بعد می‌بینمت.

متأسفیم.

دلم برای جو-هی می‌سوزه.

من چیزی گفتم؟

تو بودی که گفتی باید یه چیزی بهم بگی.

تو و جو-هی چند بار منو از برنامه‌هاتون حذف کردین؟

هرگز.

خب. چی باید بهم می‌گفتی بدون اینکه جو-هی اینجا باشه؟

خودت دیدی که، نه؟

آقای کیم رفت MBS.

MBS تقریباً کسب و کار خانوادگی مادرت بود.

و مامانت هم خیلی براش زحمت کشید.

پس با اومدن آقای کیم، اوضاع...

تو باید مسئولیتشو به عهده بگیری.

اگه تو مراقبش نباشی، پس مادر فوت شده‌ات چه حسی پیدا می‌کنه؟

حقیقتش، اگه تو این کارو بکنی، منم ارتقا پیدا می‌کنم.

هی رفیق.

بابای من نبود که آقای کیمو آورد، نه؟

نه.

اون درست کمی بعد از اینکه بابات مریض شد، اومد.

فکر می‌کنم دارن اولین حرکت رو علیهت انجام می‌دن.

من مطمئنم که تو تصمیم درست رو می‌گیری.

به سلامتی.

هیونگ-چول!

هی، مردم دارن نگاه می‌کنن.

چرا صدات اینقدر بلنده؟

آخه مامانم منو تو سروصدا به دنیا آورده.

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left