ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تلگراف زدم و تلفن کردم
پست ویژه هوایی هم فرستادم
آره، میدونم
جواب خداحافظی بود، حتی پول تمبرش هم اضافه اومده بود
فقط یه بار عاشق شدم
و اون هم باید تو میبودی
قافیه سهگانه
همه چیز برای من اتفاق میافته
اوه، لعنتی
آره
WQXR درگذشتِ
یکی از برجستهترین ترانهسرایان آمریکا،
.لورنز هارت را اعلام میکند که شب گذشته در بیمارستان دکترز منهتن درگذشت
.دلیل فوت، عوارض ناشی از ذاتالریه بوده است
.آقای هارت ۴۸ سال سن داشت
برای بیش از ۲۰ سال، هارت و همکارش، ریچارد راجرز،
راجرز موسیقی را مینوشت و هارت کلمات را،
.نبوغ خود را ترکیب کردند تا مجموعهای از آثار کمدی موزیکال موفق را خلق کنند
آنها که اغلب به عنوان "گیلبرت و سالیوان آمریکا" شناخته میشوند،
راجرز و هارت با ترانههایی مثل:
"ولنتاین بامزه من"، "خانم ولگرد است"،
"کجا یا کی"، "با آهنگی در قلبم"، "رومانتیک نیست؟"
"قلبم از حرکت ایستاد"، "مسحور شده"،
"نمیدانستم ساعت چند است"، "منهتن"،
.و "ماه آبی" به یاد آورده خواهند شد
اکلا-اکلا-اکلا-اکلا-اکلا
اکلا-اکلا-اکلا-اکلا-اکلا
میدونیم که ما به این سرزمین تعلق داریم
."عالی" داره میاد
و سرزمینی که بهش تعلق داریم عالیه. و وقتی میگیم
!یوهو! آیپیاو ایی ای
فقط داریم میگیم "خیلی عالی کار میکنی، اوکلاهاما!"
.یه نوشیدنی میخوام
.لاری. بعداً میبینمت، مامان
اُک-لا-هوما
!اوکلاهاما
!یوهو
.باشه. برای آخرین بار نامهها رو بذار رو میز
"اگه لازلو و این هدف انقدر برات مهمن،
"از هیچ کاری دریغ نمیکنی."
.باشه، کار رو برات راحت میکنم
"بزن، شلیک کن. لطف بزرگی در حق من میکنی."
.فقط یادت باشه که این اسلحه رو به سمت پایینتنهات نشونه گرفتم
.اوه. اونجا کمترین نقطه ضعف منه
خدای من! چند بار این فیلم رو دیدیم؟
بدترین دیالوگ کازابلانکا؟
"خب، یک سابقه در حال شکسته شدنه."
"یک سابقه در حال شکسته شدنه"؟ چطور میتونی یه سابقه لعنتی رو بشکنی؟
اصلا اونجا تو هالیوود انگلیسی حرف میزنن؟
.با این حال، باید عاشق کلود رینز باشی
.اون به اون فیلم جون میده
حتماً. میدونی چرا انقدر عالیه؟
.یه مرد نقش اوله، و کوتاهه
.که ثابت میکنه میتونی هم هر دو باشی
.و من عاشق اینم
به ایلسا میگه:
"خانم کوچولو، اون از اون جور مردهاست که اگه من زن بودم،
"و اگه خودم نبودم، باید عاشق ریک میشدم."
بهش فکر کن. آخر فیلم با کی تموم میکنه؟
کی دارن دست در دست هم توی مه قدم میزنن و دور میشن؟
داری میگی ریک و کاپیتان رنو؟
به نظرت اونجا چه خبره؟
تو پادگان فرانسویهای آزاد تو برازاویل؟
.اون صحنهایه که نمیتونن بهت نشون بدن
باشه. بهترین دیالوگ کازابلانکا؟
"هیچکس هیچوقت انقدر عاشقم نبود."
شگفتانگیز نیست؟
شش کلمه. "هیچکس هیچوقت انقدر عاشقم نبود."
و واقعاً، کی تا حالا به اندازه کافی دوست داشته شده؟
کی تا حالا نصف به اندازه کافی دوست داشته شده؟
یه شات برام میاری؟
...لری، تو گفتی تحت هیچ شرایطی
.فقط میخوام بهش نگاه کنم
اندازهشو بگیرم
.سنگینی کهرباییشو تو دستم
.تو گفتی نه... فقط اون نوشیدنی رو بده به من
بهت گفتم الیزابت چی بهم گفت؟
.اون دختریه که امشب اینجا باهاش قرار دارم
منظورت اونیکه تو... ادی، ادی، ادی
چی؟ یه کم باکلاس باش، باشه؟
.مادرش ممکنه هر لحظه از اینجا رد شه و بیاد تو
.ببخشید. جدی میگم
.من... من این دخترو میپرستم. و بهت میگم، این فراتر از سکسه
.چی فراتر از سکسه؟ من نمیفهمم
اون کاملاً لایق نیست، ولی همیشه همینطور نیست؟
."پرستش غیرمنطقی." این عبارتیه که خودش اختراع کرده
اون شاعره هم هست. بهت گفته بودم؟
اوه، و میشه یه شات آب گازدار هم بهم بدی؟
.یکی رو مینوشم و اون یکی رو تحسین میکنم
...خب، این دختر
...تو واقعاً، میدونی
با یه دختر دانشجوی ۲۰ ساله، ها؟
.خیلی پیچیدهتر از چیزیه که بتونی تصورش رو بکنی
.امم، بطری رو بگذار
.یه شعر بصریه
.تو هیچ جزئیاتی بهم نمیدی اینجا
میدونی هدف مخفی من برای بقیه این سال چیه؟
.چی؟ جدی میگم. واقعاً
.هدف مخفی من اینه که دیگه انقدر نترسم
!الیزابت ویلند. برای... اونا مال منن
خدایا! با پنج دلار فقط همین رو میگیری؟
.به اضافه کرایه، آره
لورنز هارت؟
.راستش، انگار قبلاً این اسم رو شنیدم
.همین الان یه دلار انعام گیرت اومد، پسر
.یه سابقه داره شکسته میشه
.هی، اون اینو به من داد. از نیو هیون تا اینجا برام پستش کرد
.چون گفتم یه چیزی میخوام که واقعاً خودش لمسش کرده باشه
.خدایا! انگار دوباره ۱۷ سالمه
.البته من هیچوقت ۱۷ سالم نبود
.من مستقیم از بچگی رفتم به دوران از کار افتادگی
.ادی، یه نوشیدنی به این پسر میدی؟ نه ممنون. من... من سر کارم
.اوه خدایا! اون موقعست که باید مشروب بخوری
اسمت چیه؟ اسون، درست میگم؟
.تروی. اوه، از اونم بهتر
گوش کن، اسون، امشب آزادی؟
ادی، میشه یه پیک لعنتی به این بچه بدی؟
آره. چون دارم
.یه مهمونی خیلی بزرگ تو خونهام میدم
.تمام اهالی شو بیزینس اونجا خواهند بود
.گلدن گیت کوارتت رو رزرو کردم. جدی میگم
.میخوام که تو هم بیای، یه دوست هم با خودت بیار
.اصلاً یه دوجین دوست بیار
.مهمونی ای میشه که تا حالا ندیدی
.من تو آردزلی ام، میدونی؟ خیابون ۹۱، کنار پارک
.فقط به مسئول پذیرش بگو که با مهمونی لورنز هارت هستی
.باید رمز عبور رو بدونی
.واسه رمز عبور آمادهای؟ اومم
«هیچکس تا حالا اینقدر منو دوست نداشته.»
.یواش! اوه
.این دیگه یه منظره قشنگه
چیه، تو مشروب نمیخوری؟
بعد از یک کوارت کامل برندی
.مثل گل مینا بیدار میشم
اون آهنگ رو میشناسی؟
.آه، نه، نه
.ولنتاین بامزهام، ولنتاین شیرین و شوخ طبعم
.من واقعاً خیلی به رادیو گوش نمیکنم
!تو گفتی اسم منو میشناسی
...تو حتی یه آهنگ راجرز و هارت هم نمیشناسی؟ میشناسم
.فقط واقعاً یادم نمیاد
.من منهتن رو برمیدارم
.برانکس و استاتن
!ما روی جلد مجله تایم بودیم
عکس من روی دیواره، درسته؟
ادی، عکس من کجاست؟
.جابهجاشون میکنن
چی میگی... خب، این یکی چطور؟
.ماه آبی
!اون رو میشناسم
.تو دیدی که تنها ایستاده بودم
.بدون آرزویی در قلبم
.بدون عشقی از خودم
!بدترین بیت لعنتی که تا حالا نوشتم
.تو اون رو نوشتی؟ اصلاً قرار نبود عنوان باشه
.من اون آهنگ رو دوست دارم
.هوم. انعامم رو پس میگیرم
!میخوام تو مهمونی من باشی، اسون
.دکتر بندر اون شب به من گفت
.بعد از اینکه بهش گفتم دوباره از ویوین خواستگاری کردم
«دوباره جواب رد داد،»
اون گفت... «لری، تصمیمت رو بگیر.»
«تو همجنسگرا هستی یا دگرجنسگرا؟»
من گفتم، «دکتر، من دوسوگرا هستم.»
اون گفت... «اصلاً این یعنی چه کوفتی؟»
من گفتم «یعنی میتونم جق بزنم...»
«...به یک اندازه خوب با هر دو دستم.»
.اوه، لری! یه خانم اینجاست
.خب، زنها هم میتونن از هر دو دستشون استفاده کنن
اما واسه نویسنده بودن، باید یه جورایی همهسوگرا باشی، نه؟
.باید داشته باشی، توی خودت، میدونی، همه آدمای روی زمین رو
.مردها، زنها، اسبها
چطور میتونی به تمام گروه کُر دنیا صدا بدی
اگه تمام گروه کُر دنیا قبلاً توی خودت نباشه؟
ادی، به یه همجنسگرای خستگیناپذیر و بیوقفه چی میگی؟
«خستگیناپذیر.»
.به گذشته بزرگ و پر افتخار، وقتی همه چیز اینقدر مهم بود
.اومم
.به نواختن ادامه بده. کارت خوبه
اوه، ممنون. من یه آهنگساز مشتاقم. «مشتاق»؟
.یعنی داری نفس میکشی، درسته؟ اومم
.بهتره اسمت رو یادداشت کنم، اگه یه شریک جدید نیاز داشتم
هی، امشب رفتی افتتاحیه؟
!اوکلاهاما! اونم با یه علامت تعجب
واقعیت اینه. هر عنوانی که احساس نیاز میکنه به یه علامت تعجب،
.بهتره ازش دوری کنی
گفتی اسمت چی بود دوباره؟
.آه، مورتی ریفکین. اما خودم رو مورتی رافرتی معرفی میکنم
.هیچکس عمراً نمیتونست حدس بزنه که تو یهودی هستی
نظرت در مورد اوکلاهاما چی بود؟
نظرم در مورد اوکلاهاما چی بود؟
.خب، ناکلز
.ناکلز او'ریفکین، این رو قراره صدات کنم
.چند بار نمایش رو تو پیشنمایشها در نیو هیون دیدم
.اون موقع که هنوز بهش میگفتن «اون دور میریم!» علامت تعجب
.و من مطمئن بودم دیک بهم زنگ میزنه
«لری، ما تو دردسر بزرگی هستیم،
میخوام نمایش رو خندهدار کنی. ما به چند تا بخش کمدی بزرگ نیاز داریم.»
.و من کاملاً آماده بودم که بگم
«دیک، به جای تمام این آمریکانای روستایی و سادهلوحانه...»
No comments yet. Be the first to leave one.