ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
قلب عزیزم
تمام نیازم تویی
قلب عزیزم
میگی که قبول میکنی؟
بدون تو
خیلی احساس تنهایی میکنم
تو تنها کسی هستی
که همیشه میخواستم
قلب عزیزم
تمام چیزی که میخوام تویی
قلب عزیزم، منو دوست خواهی داشت؟
لطفاً منو خوشبختترین مرد دنیا کن
تا جایی که میتونی با مهربونی دوستم داشته باش
و بگو
که تو هم منو دوست خواهی داشت
نوش جان
قلب عزیزم
درست انجامش دادم؟
تمام چیزی که میخوام تویی
قلب عزیزم
خیلی مشتاق آغوشت هستم
از چیزی که نیاز داری دیگه اثری نیست
میتونم توی چشمات ببینمش
هیچجا نداری که پنهان بشی
جایی برای فرار نمونده
تو تنها نیستی
لیلز، خودشه
اوه، مرسی
لیلز. لیلی
اوه، بیخیال
زود باش، تو اصلاً به این چیزا احتیاج نداری
آره میدونم، ولی خوشم میآد
هی، بهت میآد
اوه، نه
دخترا! داریم میآیم
لیلی، خواهش میکنم
مگه میخوان چیکار کنن؟ روز آخره
باشه، فقط دیر نکن، خب؟
نمیکنم
دخترا
آخرین نفری که بیاد بیرون جا میمونه
میدونیم
دارم به بالا نگاه میکنم
دیرت میشه
مامان، داره میآد
به پشت سرت نگاه نکن
دنبال ستارهها میگردیم
اما اونا رو توی قلبمون پیدا میکنیم
بدو لیلی! دارم میآم
من هنوز دارم میدوم و ما به پشت سرمون نگاه نمیکنیم
دنبال ستارهها میگردیم
وایسا، نوبت منه
درسته. بیاید یه عکس بگیریم
قبل از اینکه برید. اوه، بیخیال مامان
دیرمون میشه. اوه، یالا دیگه
فقط سراتون رو بچسبونید به هم. یالا
باشه. خیلی خب. آمادهاید؟
آره
اوه، ببینتتون
باورم نمیشه روز آخر دوقلوهامه
اوه مامان، طوری نیست، هنوز امتحان داریم
میدونم، ولی بازم اتفاق بزرگیه
نگاه کن، هیولای دوسر من
خب، بیاید یه سلفی بگیریم
خیلی خب. آمادهاید؟ یک، دو، سه
باشه، خیلی خب. حالا بریم. عجله داریم
درسته، بزن بریم. خیلی خب
بخاطر توئه که عجله داریم، لیل
فکر نکنم بخاطر من باشه. الان دیگه بخاطر توئه
آره، به بالا نگاه میکنم
به بالا نگاه میکنم، آره
همیشه داریم میدویم و به پشت سرمون نگاه نمیکنیم
دنبال ستارهها میگردیم
اما اونا رو توی قلبشون پیدا میکنیم، آره
حسودیت میشه؟
نه، حتی یه ذره
سلام
اوه، ابز. اون تو میبینمت
آره. صبح بخیر، آقای خوشتیپ
دنبال ستارهها میگردیم
اما اونا رو توی قلبشون پیدا میکنن
دانشآموزای سال آخر، تبریک میگم
بابت آخرین روز کلاسهاتون
مسئله اینه که
همیشه فقط من و مامان و لیلی بودیم، میدونی؟
میفهمم ولی دانشگاه موضوع مهمیه
اونا بهت افتخار میکنن
من فقط بخاطر این قبول شدم که تو برای نوشتن نامه کمکم کردی
جفتمون میدونیم که این حقیقت نداره
تو بهترین شاگردی هستی که تا حالا داشتم
اون مقالهای که درباره رمانتیکها برام نوشتی
انگار واقعاً میفهمیدی منظورشون چیه
از اون موقع به بعد دیگه همچین چیزی ندیدم
در واقع از زمان خودم تا حالا
ابی، وقتی با دانشآموزی مثل تو روبرو میشم
تنها چیزی که میخوام اینه که پرواز کردنشون رو ببینم
دنیای بزرگی اون بیرون منتظرته
مخصوصاً برای کسی مثل تو
گاهی نزدیکترین آدمها به ما این رو نمیبینن
چون عادت کردن ما رو به شکل خاصی ببینن
منظورم رو میفهمی؟
فکر کنم آره
من تو رو میبینم، ابی
بهت افتخار میکنم
مرسی، آقای خوشتیپ
هنسون. آقای هنسون
من، اوم، فکر کردم اینو داشته باشی
چون امروز آخرین روزیه که معلم ادبیاتتم
و هی، از الان به بعد میتونی منو ریک صدا کنی
مرسی، ریک
برو دیگه، به کلاس بعدیت برس
ابی
هی
حرفاتون چطور بود؟
تمومش کن
ببخشید
هودی خیلی باحالیه
آره، اون موقع میبینمت
میبینمت. فعلاً
لیلز
سلام
بالاخره آزاد شدیم
اوم-هوم
بعداً میبینمت؟
آره، بعداً میبینمت
هی، یالا
بریم
فکر کردم امشب میخوایم جشن بگیریم
چی، یه شام مخصوص؟
بیخیال ابز، تا مامان برگرده
میشه حدوداً
یه قرمه مایکروفری و یه جعبه شکلات
منظورم غذا نبود. میتونستیم حرف بزنیم
هی، بخند. تمومش کن
هی، دیر نمیکنم، باشه؟
ببین، اگه مامان پرسید میتونی فقط
آره، میدونم
خیلی خب
هی، دوستت دارم
دوستت دارم
بعداً میبینمت. فعلاً
هی. آره، تو راهم
نه، مامان سر کاره
فقط ابی هست، اونم که طبق معمول داره مطالعه میکنه
آره، باشه، اونجا میبینمت
میخوایم بترکونیم
آره، قراره اونجا حسابی خوش بگذرونیم
اوه، داره جنسا رو میآره
بچهها
آه
خیلی کلهپوکی
ولی جنسا رو آوردم
اولین بار هم نیست
اووه، میتونی منو از اینجا ببری
اوه، افتخار میکنم که اینجام
اوم! وایسا
زمان بده
نشونهها رو دیدم
اولین بار هم نیست
نشونهها رو دیدم
اولین بار هم نیست
هی مامان
سلام عزیزم. جفتتون اونجایید؟
نمیتونم با لیلی تماس بگیرم
حمومه. آه، باشه
چی شده مامان؟
گوش کن من دیر میآم
شلی ازم خواست جاش وایستم، و
میتونید خودتون یه چیزی برای خوردن پیدا کنید؟
قول میدم آخر هفته یه شام مخصوص بخوریم
آره، نگران نباش. به لیلی میگم
اوه، مرسی عزیزم
خداحافظ مامان. فعلاً
یه جورایی ازش خوشم میآد
چیز خوبیه، نه؟
یکی دیگه هم میخوای؟
نه، همین خوبه
حواست بهش باشه رفیق، بدجوری خامت کرده
باحاله
خیلی خب، یالا دیگه. یکی دیگه بردار
یالا
هی، اون
لعنتی، اون اینجا چیکار میکنه؟
نه، حتی فکرشم نکن
بذار خوش بگذرونه. اون نمیخواد
طوری نیست
سلام. هی
مستی؟
این ژاکت منه. آره، ببخشید، من، اوم
آره، لباسای منو نپوش، سیریش
وایسا، از راه میانبر اومدی؟
آره
ابز، میدونی که نباید از اون راه بیای
فقط میخواستم با هم باشیم
از کی تا حالا اهل گشت و گذاری؟
از وقتی که تو دیگه اصلاً نمیخوای خونه بمونی
وای خدا، عذاب وجدان نده بهم. اصلاً حوصله ندارم
داری مواد میکشی؟
چی؟ نه. تو میکشی
اون مجبورت میکنه؟ وای خدای من، ابی
No comments yet. Be the first to leave one.