ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آها
،فقط استخون رو برگردون سرجاش منم خودم رو سريع ميرسونم
آهاي؟ - آهاي؟ -
آهاي؟ - آهاي؟ -
خيليخب، قراره اولين قربانيمون کي باشه؟
...اوه، اوه، اوه! چطوره زنگ بزنيم
چطوره زنگ بزنيم پيتزا فروشي
،و يه پيتزا با سوسيس درشتِ اضافه سفارش بديم
فقط منظورمون کيرهاي درشتِ اضافهست
صبرکن، نميدونم با اين تلفن چطوري با بيرون تماس بگيرم
اوه
بيا به جوناس سالن غذاخوري زنگ بزنيم
طرف کلاً رَديـه. داخليِ 84 - آره، آره -
فکر خوبيه - آره -
سالن غذاخوري. جوناس جرگنسن هستم
الو
سلام، بله بنده بازرس غذايي هستم
اخيراً گزارشي بهدست ما رسيده که بيان ميکنه غذاي شما آلوده به گوزهاي کيره
چي فرموديد؟
،گفتم يه کير توي غذاي آشغال آشپزخونهتونه
...که ظاهراً گوزيده و حالا کُل
آشپزخونه بوي گوزهاي کير رو ميده
اين بازرس غذايي نيست
بازرس غذايي هيچوقت اين وقت روز باهام تماس نميگيره. کي هستي؟
ميخوام بکشمت و بکنمت
کي هستي؟
سوراخ کونت
اوه خداي من، ويکتور
معرکه بود ويکتور
ويکتور، فکر ميکني ميدونست تويي، ويکتور؟
ويکتور، فکر ميکني ميدونست تويي، ويکتور؟
نه. نه. يارو خيلي کسخله
ويکتور پيولک
الو؟
چرا نميري کون يه سوپ بذاري؟
چطوره بيام کون خودت رو سوپ کنم؟
آبپزت ميکنم و از ...صافي ردت ميکنم که سفت شي
چي ميگه؟
بعد بهت سبزيجات تازه و حبوبات اضافه ميکنم
...و وقتي کارم تموم شد
کارت رو يکسره ميکنم
ميگه ميخواد منو بکشه
مثل يه سوپ
قطع کنم؟
نميدونم چيکار کنم
تشکر کنم؟ باشه - نه، نميخواد. نکن -
خيلي ممنون - نه -
بايد از اينجا بريم - خيليخب -
بريم توي خوابگاه. يالا، زودباش
ارائــهاي مـشـتـرک از تــيــمهـاي تـرجـمـه تـــيويشـــو ايـــــران فيـــلـــم
مترجمين سميــرا -_- Sorrow رضــا -_- lvlr
پنج، شش، هفت، هشت
خيابونها
جائيکه پُر شَر و شوره
خيابونها
جائيکه همهچيش واسه فروشه
خيابونها
جائيکه يا پا ميدي يا پا ميخوري
خيابونها
يه خاموشيه
خيليخب، گروه کُر کارتون خوب بود
آفرين! پنج دقيقه استراحت کنيد
خيليخب، بيلي و راکسيمون رو بياريم بالا
قراره پرش رو انجام بديم
خيليخب، باشه. آمادهاي؟
منو ميگيري؟ - آره -
اشتباه! از اول، بيايد دوباره انجامش بديم
اينکار احمقانهست. غيرممکنه
فقط بايد به تمرين ادامه بديم
ولش کن. نبايد هيچوقت سراغ اينکار ميومدم. من نيستم
چي؟ نه، از پسش برميايم
برو دنبالش. برو ببينم چي تو چنته داري
آره ديگه اندي، فرار کن
مثل هميشه، مثل همينالان فرار کن
بهگمونم که کلاد درست ميگفت و من اشتباه کردم
شايد وجود اينکارو نداري
...شايد واسه اولين بار توي زندگيم
ترسيدم
پس مهارش کن
اون ترس رو مهار کن
تئاتر يعني ترس
تئاتر يعني درد
تئاتر يعني حالا و يعني تو
و اگه هرکدوم از آدمهاي اينجا
،مورد شکنجهي اينا قرار نگرفته
خب ميتونه گورش رو از اينجا گم کنه
چون من نميخوام با همچين آدمهايي کار کنم
هميشه همينطوريه؟ - هر روز -
حالا برگرد روي استيج پدرسوختهي کم آوردهي خوشگل
و طوري برقص که انگار زندگيت بهش بستگي داره
چون خدا لعنتش کنه، همينطوره
پنج، شش، هفت، هشت
خيليخب، جلو، عقب، جلو
الهامبخش بود
ميدونم
اون دوتا مثل شيلدز و يارنل ميمونن
نميدونم چيکار کنم - بيا بريم، يالا -
داره مياد. الان داره مياد اينجا
برو بيرون! کيف رو بده - اشتباه وحشتناکي کرديم -
برو رو تخت، همونجا دراز بکش - باشه -
اوه، سلام جوناس
چه خبر؟ - خبر خاصي نيست -
ويکتور پيولک رو نديدي؟ - نه -
نه، تا اونجايي که خاطرم هست نديدمش
خوبه. خوبه
ولي من همين نزديکيها بودم و ،با خودم گفتم يعني چي
خدا رو چه ديدي، شايد اگه اين اطراف باشه چشمم بهش بخوره
آره، البته - کارهاي خداست ديگه -
شايد شانس بياري
همين اطراف يه دوري ميزنم - آره، درسته، درسته -
شايد همينجا باشه و تو نديده باشيش
شايدم اينجا نباشه - ...مثلاً -
!آها
خب اگه ديديش، بهش بگو دارم دنبالش ميگردم
به روي چشم. اگه ديدمش حتماً در جريان ميذارمش
عجيب بود - چي عجيب بود؟ -
اون صدا - کدوم صدا؟ -
صداي پريدن يهنفر از روي تير سقف
به سرعت فرار کردنش سمت عقب کلبه
.اون يه موش تير سقفي بود بايد راجع بهش با ميچ صحبت کنم
فکر کنم بد نباشه يه نگاه ديگه بندازم
.من که از خدامه يه نگاه ديگه بندازي کُل اين منطقه واسه نگاه انداختنه
...چرا نگاهشون نميکني؟ جاي زيادي واسه ديدن هست
خب همونطور که گفتم، اگه ديديش فقط بهش بگو دارم دنبالش ميگردم
آره، آره، آره! حتماً، مطمئن باش جوناس شوخي ميکني؟
وقتي ديدمش دقيقاً همين رو بهش ميگم
مطمئني که واسه دوستت لاپوشوني نميکني؟
فکر کنم بد نباشه يه نگاه ديگهاي به اطراف بندازم
!ويکتور، فرار کن
فرار کن، ويکتور
خدا بهمراهت، ويکتور پيولک
جوناس اون آدمي که ميگه نيست
همهچي يه دروغ بوده
تمام اعتمادي که داشتم از بين رفته
اين لباس عروسيمه؟ نميدونم
اين ميزه عروسيمه؟ نميدونم
انگاري اصلاً ديگه نميدونم ميز عروسي چيه ميدونيد چي ميگم؟
انگار شايد هيچوقت اصلاً نميدونستم
چرا نميري با خودش حرف بزني، گيل؟
بهش بگو چي ميدوني و ببين اون چي ميگه
نميتونم اينکارو بکنم - چرا؟ -
،چون من يک منونيت متعصب هستم ،و در مذهب منونيت
عروس و داماد در روز عروسي کلاً نبايد همديگه رو ببينن
اين يکي از احکام جديِ کتابهاي مقدسه
ولي تو همين چندساعت پيش باهاش بودي - نخير، نبودم -
چند دفعه، آره - نه، نبودم -
چي داريد ميگيد؟ - همگيمون شما رو باهم ديديم -
نميدونم راجع به چي حرف ميزنيد
و اصلاً همچين چيزي راجع به عروسيِ منونيتها واقعيت داره؟
ببين، خوشم نمياد اينطوري حرفهاي منو ميپيچوني، فراگي
اين نامرديه. لطفاً اينکارو نکن
من اصلاً حرفهات رو نپيچوندم
ميدوني، گيل
گاهياوقات براي بخشش ،بايد زنداني رو آزاد کني
فقط بايد به اين درک برسي
که اون زنداني خودتي
،ميدوني، وقتي با انگشت به يک نفر اشاره ميکني
سهتا انگشت سمت خودت برميگردن
عجب
واقعاً درسته
هيچوقت به اين فکر نکرده بودم
پس ميخواي چيکار کني؟
ميخوام عروسي رو برپا کنم
خدايا، بث. دولت يه قاتل آموزش ديده واسه ساکت کردن ما استخدام کرده
مطمئني اين يارو ميتونه کمک کنه؟
،خب، اگه قرار باشه زنستارو آماري کنيم و جلوي لجن سمي رو بگيريم
،تا همهي آدمهاي اردوگاه رو نکشه بايد يه وکيل داشته باشيم
خيليخب! چه کمکي از دستم براتون برمياد؟
بليط پارکينگ؟ تصادف جزئي؟ زمين خوردن؟
تو پروندههاي زمين خوردن نميشه شکستم داد
ادرار تو مکانهاي عمومي هم همينطور شکست تو کتم نميره
توي دادگاه بهم ميگن جاني شاشدون
اوه نه قربان، بزرگتر از اين حرفاست
ما توي خطريم قربان. به کمکتون احتياج داريم
ميخوايم دولت آمريکا رو عصباني کنيم
گفتيد دولت آمريکا؟
هيچکدوم از تماسها رو وصل نکن
!شام
اوه، سلام
اينجايي پس، گوش کن
دلم ميخواد که امشب يه وقفهاي بندازيم
داشتم به يه سري تغييرات دقيقه نودي فکر ميکردم
واقعاً دلم ميخواد که نظر تو رو هم بدونم
عجب. نظر من رو ميخوايد؟ فوقالعادهست آقاي دومت
اوه خواهش ميکنم، همون آقا کافيه
باشه
،پس شايد دلت بخواد که شام رو با من بخوري
تنهايي توي کلبهي من، فقط ما دو تا؟
يه شام کاري؟ - آره -
آره، کاري. کار روي اجرا و بازي
بازي. نه کار کردن
عالي بهنظر ميرسه، آقا
امروز، روز شانس منه
...من ميرم کلبه رو آماده کنم و تو چرا نميري
يه آبي به خودت بزني؟
خب من جوونم، پس مثل دستهي گُل ميمونم
خدا حفظت کنه
هي کوپ، اون گردنبند حسابي بهت مياد
اوه، آره؟ ازش خوشت مياد؟ - آره -
ايول و واسه نمايش امشب اون لباسي که واسم خريدي رو ميپوشم
No comments yet. Be the first to leave one.