ആദ്യത്തെ 199 വരികൾ.
یالا
خب راستش، تو یه بازاری بودم
شبیه یه بازار کهنه فروشای قدیمی بود، خب؟
و بنا به دلایلی، لیندسی همراهم بود
یادته که اونو؟ - آره معلومه که یادمه -
همون مو قرمزه دیگه، مگه نه؟ هم مدرسه ایی ما بود
راستش، اصلا یادم نیست ظاهرش چطور بود
میدونی که تو خواب چطوره... فقط میدونم که اون بود
خب اونجا وایساده بودم و داشتم همبرگر میخوردم
و وقتی برگشتم دیدم نیست، هیچ جا پیداش نکردم
و باور کنین همین منو تو خواب تکون داد و بیدارم کرد
رفیق، این چه معنی میتونی داشته باشه؟
لیندسی به قدری منو ترسوند که بیدار شدم از خواب
اصلا چه معنی میتونه داشته باشه؟ - صبرکن ببینم، مگه همه رویاها درباره سکس نیستن؟ -
چی، یعنی فکر میکنی هنوز میخوام بگامش؟
خب از قرار معلوم، کنارش یه همبرگرم بخوری
نه، راستش تو اونقدرا باهوش نیستی
نه رفیق، اون خوابی که دیدی
اصلا ربطی به سکس نداره نشون میده که تو خودت رو دست کم میگیری
چی؟ درباره چی صحبت میکنی؟
خیلی سادست، بازار کهنه فروشا جاییه که همبرگرای آشغال و ارزون میخری
و درباره لیندسی.... پائول تو ارزش خودت رو میدونی
راستش رو بخوای، به نکته خوبی اشاره کرد
بسیارخب، ناصر میشه ون رو بزنی کنار؟
میخوام صورتش رو بترکونم - چی؟ -
بزن کنار میخوام بزنم تو صورتش
نه، منو سرزنش نکن! ناخودآگاه خودته، به من ربطی نداره!
رفیق آروم، من باید رانندگی کنم آروم باش، آروم باش
لیندسی
نه ولی جدا، تو خواب دیدی چون اضطراب داشتی
وقتی جوون تر بودی
همیشه وقتی استرس داشتی، خواب میدیدی
مثل ایاد که وقتی استرس داره نمیتونه جلوی دهنشو بگیره، درست میگم؟
وقتی خودت استرس داری چیکار میکنی؟
میخوای بدونی
«سرزمیـن بیطـــرف»
لطفا، کمک نیاز دارم
اسم من آنتوان هیبرت هست تو با "یپژ" هستی؟
من کمک میخوام - !خفه شو و بشین -
از آدار به مرکز
دریافت شد، تمام
دریاچه رو به مقصد شما یعنی مرکز ترک میکنیم
خبری نیست؟ - همهچی خوبه -
کسی سعی کرده به شهر داعش بره؟
نه، کسی تلاش نکرده از محاصره نظامی عبور کنه
به "سکوت رادیویی" تغییر سیگنال میدم بزودی میبینمت، تمام
تمام
هم رزم، سریع بریم
ساریا بدو!
یه آمبولانس داره میره به شهر داعش
اجازه ورود بدیم؟
الله اکبر
خدایی که این هارو در اختیار ما قراره داده چون ما نمیتونیم تحت اختیار درشون بیاریم
یقیناً نزد پروردگار باز میگردیم
دارن به نقطهی کور نزدیک میشن نمیتونیم بهشون تیر بزنیم
ممکنه یه آمبولانس واقعی باشه تو شهر، شهروندم هست
اگه بیشتر صبرکنیم، دیگه نمیتونیم جلوشونو بگیریم
صبرکن
خدایا! تو همراه سفر مایی
و کسی که به خونوادمون اهمیت میده
خدایا!
لطفا از ما در برابر سختی های این سفر - یالا مرد، برو -
صبرکن رفیق - مراقبت کن -
الله اکبر...
ساریا
یالا ناص - منتظر اون درختا هستم -
اونا مسلح هستن
اسلحه هاتونو بردارین! هم رزما سریع! برین!
بلند شین، بلند شین!
ایاد، برو!
وقتی تو دید بودن بهشون شلیک کنین!
پسرا، آمادهشین
شلیک!
شلیک!
گاز بده! سریعتر!
بزودی میرسیم به شهر، حله؟
صاف نگهش دار!
!حرکت کن! برو! برو! برو - طاقت بیار، تقریبا رسیدیم -
!اون لعنتی - !چی شد -
همگی پناه بگیرین!
الله اکبر!
هم رزما بیاین اینجا!
هم رزم، قوی باش
قوی باش، هم رزم زیبای من
سریع آب بیارین
برادرا، کادو آوردیم
جعبه هارو ببرین رو سقف
یالا بچه ها!
!بسیار خب
صبرکنین
هم رزم من، نترس
تو یه شیرزنی
هم رزم خوشگل من، تو شیرزنی
هم رزمهامون دارن میان!
ببرینش به سلول برگردین به موقعیت هاتون!
سلام هم رزم - سلام -
ولم کنین، ولم کنین - این دیگه چه وضعشه؟ -
یالا، به خودتون بیاین
بگو ببینم چه اتفاقی افتاد؟
اومدنت به اینجا یه اشتباه احمقانه بود
روز خوبی برای پیوستن به داعش نیست
اشتباه میکنی، من هیچ ربطی به داعش ندارم
به من دروغ نگو، تو باهاشون بودی
میتونم توضیح بدم، من تو ترکیه بودم با یه یارویی به اسم طلال آشنا شدم
بهش پول دادم تا با کُردا منو به سوریه برسونه
ولی اون منو گول زد تا به رفیقاش منو بفروشه
پس یعنی جونتو نجات دادیم، آره؟
باهاش کجا داشتی میرفتی؟ رابطهات کیا هستن اینجا؟
من هیچ کاری با اونا ندارم
اگه میخوای غذا بخوری، باید حرف بزنی 3 روز دیگه برمیگردم
نه لطفا صبرکن! من آنتونی هیبرت هستم با مقامات فرانسه بررسی کنین
با سفارت یا با خونوادم بررسی کنین خونوادم
یا دوست دخترم اون حتما خیلی نگرانه الان
کیف خواهر شما بخاطر انفجار به بیرون پرت شد
برای همین اکثر وسایل ها هنوز سالمن
این ساعت رو، همراه جسد پیدا کردین؟
بله آشناست برای شما؟
کادوی تولد
20 سالگیش بود
میشه لطفا دقیقتر بگین چه اتفاقی افتاد؟
تروریست از ماده منفجره نظامی به نام هکسوژن استفاده کرد
نیم کیلو زیر صندلی راننده به کار رفته بود
میدونین کی این کارو کرده؟
شاید القاعده یا شایدم تروریست های محلی
آژانس های امنیتی دارن رو پرونده کار میکنن، نه من
ولی نمیفهمم
اونا میخواستن دقیقا خواهرمو بکشن
منظورم اینه، مگه هدفشون آسیب رسوندن به حداکثر مردم نیست؟
تو اطلاعیه نوشته بودن که
خواهر شما یه توهین برای اسلام بود
چون تو مصر یه باستانشناس بی دین بود
اینا آدمای بی خدا هستن
میخوام جسد رو ببینم
فکر خوبی نیست
...جسدش - میخوام ببینمش -
میخواین با مبل چیکار کنین؟
فکرنکردم دربارش، نمیدونم
اهداش کنین، برام مهم نیست
تخصصش بود، خیلی خوشمزن
نه، مرسی
رمز عبور رو پاک کردن؟
نه، کسی بهش دست نزده
میتونم ببرمش؟ - بله، کار پلیس باهاش تموم شده -
قربان؟
این رو تو یه کشو پیدا کردیم، اسم شما روشه
آنتوان؟
آنتوان!
یه لیوان شراب شاردونی لطفا
عصر بخیر - عصر بخیر -
فرانسوی هستی؟ خیلی وقته اینجایی؟
دیروز اومدم - برای تعطیلات یا کار؟ -
هیچ کدوم
شب خوبی داشته باشی - ...ببخشید، نمیخواستم -
خواهرم به تازگی مُرد
اومدم جسدش رو تحویل بگیرم
متاسفم...
تو که نمیدونستی
خب، اگه میخوای با کسی صحبت کنی...
نمیخوام شبت رو خراب کنم - من که مشکلی ندارم -
ممنون
خلبانی؟ - فعلا کمک خلبان -
چند وقته؟ - تقریبا 5 سال -
ولی برای 6 ماه گذشته مسیر پاریس تا قاهره برای من بوده
به نظرجالب میاد - قاهره یا پرواز کردن؟ -
جفتش - من که هم قاهره و هم پرواز کردن رو دوست دارم -
اوایل که عاشقش بودم ولی الان دارم عادت میکنم
اولین بارمه بهترین مناسبت نیست...
میتونی یکم درباره قاهره بهم بگی
ماجراجویی هات تو شهر
اون آمبولانس رو برای هیچی نفرستادن
یه اتفاقی قراره بیفته
هم رزم آدار
گولان، به همه موقعیت ها اطلاع بده
میخوام همه هوشیار باشن چشا باز، حالا برو!
از فرانسویه بازجویی کردی؟ - اون حقیقت رو نمیگه -
با اجازه
میخوام تو مراسم خاکسپاری خواهرامون شرکت کنم
تا به شهدا و خونوادشون ادای احترام کنم
حداقل کاریه که میشه کرد
هم رزم، چیز دیگه ای برای گفتن نیست؟
!ساریا - آدار داره منو میفرسته به قامشلی -
برای مراسم خاکسپاری - همه ما باید ادای احترام کنیم -
ما هم میایم - نه تنها میرم -
میدونه که تقصیر تو نبود، درسته؟ تو نمیتونستی جلوشو بگیری
آره رفیق، جنگ مزخرفه - بالاخره من مسئول بودم اون زمان -
جنگ مزخرفه؟ جمله بهتری به ذهنت نرسید؟
فک میکردم یه رماننویسی
جذب کنندس، ممکنه عنوان کتاب بعدیم باشه
"جنگ مزخرفه" - !هی وودی -
یه سر به زندانی بزن بهش آب بده، شاید با تو صحبت کرد
من حالم خوبه هم رزما، نگران نباشین
یه بمب، یه بمب!
حرکت کنین! پایین بمونین!
روی زمین! پایین بمونین!
لعنتی
بدش من!
زیادی بود! صد متر دورتر، 70 درجه به راست
باز کنین!
باز کنین!
No comments yet. Be the first to leave one.