The Maze Runner

The Maze Runner

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Maze Runner 2014 1080p MA WEB-DL DDP5 1 H264-HHWEB
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian The Maze Runner 2014 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-02-06
ഡൗൺലോഡുകൾ: 118
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

کسی هست؟ سلام؟

هی! هی! کمکم کنید

خیلی خب، برید بیاریدش

روز اولته، تازه‌وارد. پاشو که وقت کاره

به نظر من که به درد لجن‌کشی می‌خوره

می‌تونم توی آشپزخانه ازش کمک بگیرم. جمعیت: ها-ها-ها

جمعیت: اوه

هی، یه دونده داریم

پسر ۱: مراقب باش، تازه‌وارد. پسر ۲: باریکلا

پسر ۴: خوب همه‌جا رو نگاه کن. قراره خیلی اینجا بمونی

پسر ۱: سپردمش به تو

پسر ۲: حواسم هست

آلبی: هی

هی، تازه‌وارد. دیگه قرار نیست فرار کنی، باشه؟

خوبه

اسم من آلبیه

چیزی از خودت یادت میاد؟ کی هستی، از کجا اومدی؟

اصلاً هیچی؟

نه. می‌تونی اسمت رو بهم بگی؟

نه

من، اه... هیچی یادم نمیاد

چرا هیچی یادم نمیاد؟ اشکالی نداره

هی، آروم باش. آروم باش

طبیعیه

برای همه‌مون پیش اومده

تا یکی دو روز دیگه اسمت یادت میاد

این تنها چیزیه که اجازه دادن برامون بمونه

اینجا دیگه کجاست؟

بذار بهت نشون بدم

آلبی: ما اینجا غذا می‌خوریم. اینجا می‌خوابیم

غذا رو خودمان می‌کاریم. سرپناه رو خودمان می‌سازیم

هر چی که لازم داشته باشیم، «جعبه» برامون میاره. بقیه‌اش دیگه با خودمونه

جعبه؟

آره

ماهی یه بار آذوقه تازه و یه تازه‌وارد رو با اون می‌فرستن بالا

این ماه هم نوبت تو بود. تبریک می‌گم

فرستادن بالا؟ اما توسط کی؟ کی ما رو اینجا گذاشته؟

آره، اینو دیگه نمی‌دونیم

پسر: هی آلبی، حالت خوبه؟ هه

تازه‌وارد، با نیوت آشنا شو. سلام

وقتی من نباشم، اون مسئول اینجاست

خب، پس خوبه که همیشه هستی

گوش کن، عجب دویدنی کردی اون موقع

می‌دونی، یه لحظه فکر کردم شاید عرضه دونده شدن رو داشته باشی

تا اینکه با صورت خوردی زمین. ها ها

خیلی عالیه. صبر کن، دونده؟

نیوت، یه لطفی بهم بکن. برو چاک رو پیدا کن

نیوت: باشه. ممنون

ببین، معذرت می‌خوام که عجله می‌کنم

یه کم دیر اومدی بالا و کارهای زیادی برای انجام دادن هست

امشب یه برنامه ویژه داریم

آره. خودت می‌بینی

امیدوارم از ارتفاع نترسی

بزن بریم. بیا

این تمام چیزیه که داریم

براش خیلی زحمت کشیدیم

اگه به اینجا احترام بذاری، من و تو با هم خوب کنار میایم

اون بیرون چیه؟

ما کلاً سه تا قانون داریم

اول، سهم خودت رو انجام بده

وقت برای مفت‌خورها نداریم

دوم، هیچ‌وقت به یه «بیشه‌نشین» دیگه آسیب نزن

تا اعتماد نباشه، هیچ‌کدوم از اینا درست پیش نمی‌ره

و از همه مهم‌تر

هیچ‌وقت اون‌طرف دیوارها نرو

فهمیدی چی گفتم، تازه‌وارد؟

پسر: هی، آلبی

آلبی: هی چاک. کجا بودی پسر؟

چاک: قصه همه‌مون تقریباً یکیه

توی جعبه بیدار می‌شیم، آلبی گشتی دور و بر بهمون می‌ده

و بعدش هم که اینجاییم

نگران نباش

همین الانشم از من بهتر عمل کردی

من قبل از اینکه از گودال بیارنم بیرون، سه بار خودمو خیس کردم

پسر: سه تای دیگه از اونا. اوه، بیخیال

پسر: اینم آخریش

خیلی خب، همه‌شون رو با هم ببندید بچه‌ها

پسر، کجا داری می‌ری؟ فقط می‌خوام ببینم

چاک: هر چقدر دلت می‌خواد می‌تونی دور و بر رو نگاه کنی ولی بهتره اون بیرون نری

تازه‌وارد: چرا نه؟ اونجا چی هست؟

نمی‌دونم. فقط چیزی که بهم گفتن رو می‌دونم. و اینکه نباید از اینجا بریم

هی چاک. تازه‌وارد جدید، آره؟

ارتقای رتبه چه حسی داره؟ حسش عالیه، بن

فکر کردم هیچ‌کس اجازه نداره بره بیرون

گفتم ما اجازه نداریم بریم بیرون

اونا فرق دارن. اونا دونده‌ان. اونا بیشتر از هر کسی درباره «هزارتو» می‌دونن

صبر کن، چی؟ چی؟

چی؟ همین الان گفتی «هزارتو»

گفتم؟ آره

چاک: کجا داری می‌ری؟

داری چیکار می‌کنی؟ فقط می‌خوام یه نگاه بندازم

بهت گفتم که نمی‌تونی

هیچ‌کس نمی‌ره بیرون، مخصوصاً الان

امن نیست

باشه، خیلی خب، نمی‌رم

گالی: هی

باید این‌طوری دیدن همدیگه رو تموم کنیم. ولم کن

خیلی خب، آروم، آروم، آروم. تازه‌وارد: هی، بهم دست نزن

گالی: اوه، سخت نگیر. سخت نگیر. فقط آروم باش

هی، چه مرگتونه شماها؟ فقط آروم باش، باشه؟

نه. چرا بهم نمی‌گید اون بیرون چیه؟

برای محافظت از خودت. نیوت: برای صلاح خودته

نمی‌تونید منو اینجا نگه دارید

نمی‌تونم بذارم بری. تازه‌وارد: چرا نه؟

این دیگه چه کوفتی بود؟

دفعه بعد، می‌ذارم که بری

به بیشه خوش اومدی

روشنش کنید

جمعیت: بیشه‌نشین‌ها! بیشه‌نشین‌ها! بیشه‌نشین‌ها

پسر: به افتخار بیشه‌نشین‌ها. همگی: به افتخار بیشه‌نشین‌ها

عجب روز اولی داشتی، تازه‌وارد

بیا

بخور تا مرد بشی

اوه! ها، ها

یا خدا، این دیگه چیه؟

خودمم دقیقاً نمی‌دونم

دستور پخت گالیه

راز تجاریه

آره، خب، اون هنوزم یه آدم عوضیه

امروز جونت رو نجات داد

بهم اعتماد کن، هزارتو جای خطرناکیه

ما اینجا گیر افتادیم، مگه نه؟

فعلاً آره

اما

اونا رو می‌بینی، اونجا، کنار آتیش؟

اونا دونده‌ها هستن

و اون پسره که اون وسطه، مینهو هست

اون سرپرست دونده‌هاست

حالا، هر روز صبح که اون درها باز می‌شن

اونا توی هزارتو می‌دوان و نقشه‌برداریش می‌کنن

حفظش می‌کنن و سعی می‌کنن راه خروج رو پیدا کنن

چقدر وقته که دارن دنبالش می‌گردن؟

سه ساله

و هیچی پیدا نکردن؟ گفتنش خیلی راحت‌تر از انجام دادنشه

گوش کن

شنیدی؟

صدای تغییر کردن هزارتوئه

هر شب تغییر می‌کنه

چطور ممکنه؟

اگه یه وقت اون عوضی‌هایی که ما رو اینجا گذاشتن رو دیدی، از خودشون بپرس

ببین، حقیقت اینه که دونده‌ها تنها کسایی هستن که واقعاً می‌دونن اون بیرون چه خبره

اونا قوی‌ترین و سریع‌ترینِ ما هستن و خوبه که این‌طورین

چون اگه قبل از بسته شدن درها برنگردن

شب رو اون بیرون گیر می‌افتن

و تا حالا هیچ‌کس از یه شب موندن توی هزارتو جون سالم به در نبرده

چه اتفاقی براشون می‌افته؟

خب، ما بهشون می‌گیم «گریورها»

البته هیچ‌کس تا حالا یکی‌شون رو ندیده که زنده بمونه و تعریف کنه

ولی اونا اون بیرونن

خب، برای یه شب دیگه سوال پرسیدن کافیه

بیا

ببین، تو قراره مهمون افتخاری باشی

اوه، خب... نه، نه، بیا

بذار دور و بر رو بهت نشون بدم

من... واقعاً... بیا. آره

اونجا «سازنده‌ها» رو داریم

توی کارهای فنی خیلی خوبن ولی عقلشون زیاد کار نمی‌کنه

و بعد وینستون رو داریم. اون سرپرست «قصاب‌ها»ست

نگاش کن. به نظر من که به درد لجن‌کشی می‌خوره

و دو تا پزشک داریم، کلینت و جف

کلینت: اوه، هی. چه خبر؟ جف: چطوری، نیوت

بیشتر وقتشون رو صرف باندپیچی کردن قصاب‌ها می‌کنن

اگه بخوام یه دونده بشم چی؟

اصلاً به حرف‌هایی که زدم گوش دادی؟ هیچ‌کس نمی‌خواد دونده بشه

در ضمن، باید انتخاب بشی. انتخاب توسط کی؟

آخ! اوه

ها؟ چی می‌گی، تازه‌وارد؟

می‌خوای ببینی چند مرده حلاجی؟

تازه‌وارد! تازه‌وارد

جمعیت: تازه‌وارد! تازه‌وارد! تازه‌وارد

تازه‌وارد! تازه‌وارد! تازه‌وارد

بیا دیگه، تازه‌وارد! آره

باشه. خیلی خب. قوانین ساده‌ان، تازه‌وارد

من سعی می‌کنم تو رو از دایره بندازم بیرون

تو هم سعی کن بیشتر از پنج ثانیه دووم بیاری

جمعیت: ها-ها-ها. پسر ۱: سخت نگیر، گالی

گالی: آماده‌ای؟ پسر ۲: بدو دیگه

پسر ۳: بلند شو پسر

بیا دیگه تازه‌وارد. هنوز کارمون تموم نشده

پسر ۳: نشون بده چی تو چنته داری

بهم نگو تازه‌وارد

بهت نگم تازه‌وارد؟ پس چی صدات کنیم؟ عوضی؟

نظرتون چیه بچه‌ها؟ پسر ۴: عوضی! عوضی! عوضی

به نظر شما شبیه عوضی‌هاست؟

جمعیت: اوه! پسر ۵: بیا دیگه

می‌دونی چیه؟ فکر کنم همون «عوضی» بهت میاد

جمعیت: اوه

آره، همینه تازه‌وارد

برای یه تازه‌وارد بد نبود، نه؟

پسر ۶: بیا دیگه، تازه‌وارد

توماس

توماس. هی

توماس! هه

اسمم یادم اومد. من توماسم

جمعیت: توماس

به خونه خوش اومدی، توماس

ایول، توماس. آره

اون صدای کوفتی چی بود؟

اون، رفیق من، یه «گریور» بود

نگران نباش. اینجا پیش ما جات امنه

More Farsi Persian subtitles for The Maze Runner

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left