Nine Perfect Strangers

Nine Perfect Strangers

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Nine Perfect Strangers S01E08 720p WEB H264-GGEZ
Nine Perfect Strangers S01E08 1080p WEB H264-GGEZ
Nine Perfect Strangers S01E08 Ever After 1080p HULU WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Nine Perfect Strangers S01E08 Ever After 720p HULU WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Nine Perfect Strangers S01E08 2160p WEB H265-GLHF
Nine Perfect Strangers S01E08 Ever After 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Nine Perfect Strangers S01E08 Ever After 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Nine Perfect Strangers S01E08 720p WEB HEVC x265-RMTeam
കമന്ററി എഴുതിയത് HosseinTL
██► HosseinTL حـسـیـن | Bia2Movies.bid ◄◄ پـایـان سـریـال

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
webrip
BRip
1080
x265
HEVC
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-09-22
ഡൗൺലോഡുകൾ: 47
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫فقط پسرم رو میخوام

‫میتونم ترتیبش رو بدم

‫زویی. تو الان عامل غالب هستی

‫توانایی تو در دیدنش ‫کار بقیه رو همه راحت‌تر میکنه

‫فکر کردم اونی

‫یه سری چیزای وحشتناک دیدم

‫وقتی یکی خیلی خوب و مهربون بنظر میاد

‫همیشه تهش معلوم میشه من اشتباه میکردم

‫بدترین حرفی نیست که تو عمرم شنیدم

‫ولی چیزی ازش کم نداره

‫اون دختربچه که سوار دوچرخه بود

‫من نبودم، اون...

‫دخترم بود

‫شاید بخواد بره پیش پلیس

‫چرا باید این کارو با ما بکنه؟

‫خب، آخرین باری که به یه مهمون

‫این دارو رو دادی، طرف مُرد ماشا

‫برای اینکه نشونتون بدم خطری نداره

‫تو این سفر با شما همراه میشم

‫الان نمیتونی از پیشمون بری. ‫میتونیم حالت رو خوب کنیم

‫پیش تو بودن خطرناکه

‫حالا چی لاپوچکا؟

‫ « بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » ‫:.: Bia2Movies.bid :.:

‫اون روز نیومدم که بهت شلیک کنم

‫می‌خواستم بترسونمت...

‫که ترس از خدا رو تو وجودت بذارم

‫یادته بهم چی گفتی؟

‫بهم بی‌توجهی کردی

‫پول میخوای؟

‫پونصد تا. نقد

‫بگیرش

‫گمشو برو

‫اول به شوهرم دادی

‫بعدم خودمو از سرت باز کردی

‫کشیدن ماشه رو یادم نمیاد، ‫ولی اینو یادمه

‫برای این اومدی اینجا؟ ‫که منو بترسونی؟

‫تو بودی پیام میدادی؟

‫کارمل...

‫میخواستم بفهمی چه حسی داره که...

‫که کنترل از دستت خارج شه

‫- موفق شدی ‫- هیچوقت...

‫هیچوقت تو خوابت هم نمی‌دیدی ‫که شاید من زدمت، مگه نه؟

‫اتفاقاً گریمور خیلی خوبی بودم

‫من...

‫من قبل از اون تو خیلی چیزا ماهر بودم

‫قبل از... تو

‫اینجا نیومدی که فقط منو بترسونی

‫اومدی اینجا که بتونم خوبت کنم

‫ولی نکردی

‫نتونستی

‫ببین، میخوام به پلیس زنگ بزنی

‫میخوام بهشون بگی من چیکار کردم

‫بگی آدم خطرناکی هستم

‫و اینکه... باید ببرنم

‫کل این خلوتگاه بخاطر تو ساخته شده کارمل

‫بخاطر تجربه نزدیک به مرگم

‫چون بهم نشون دادی ‫اینجا هم وجود داره

‫اینا به لطف توئه

‫بهم ترحم نکن

‫بهت ترحم نمیکنم

‫می‌بخشمت

‫ولی من... من خودمو نمی‌بخشم

‫بهم نُه تا چهارده ساعت وقت بده

‫بهت قول میدم بالاخره خوب میشی، لاپوچکا

‫- بهم نگو... ‫- لاپوچکا

‫- اینجوری صدام نزن ‫- لاپوچکا. لاپوچکا

‫لاپوچکا. لاپوچکا. لاپوچکا

‫نمیخوام مزاحمِ...

‫کارت بشم

‫فاصله اجتماعی گرفتم

‫یادته اولین باری که تو استخر دیدمت ‫همینو بهم گفتی؟

‫آره. آره. یادمه

‫عه، ببین، الان پیش ماشا بودم

‫لحظه‌ی جالبی با هم داشتیم

‫بعد دلایلا بهش زنگ زد و...

‫بعد همش کلمه "قرنطینه" رو تکرار میکرد

‫اونم با یه لحن تند، نه وحشت‌زده، تند

‫شنیدن کلمه "قرنطینه"

‫اونم چندین و چند بار زیاد...

‫بهم دلگرمی نداد، برای همین گفتم...

‫شاید بخوای اینو بدونی

‫برای همین دارم بهت میگم

‫میدونم تو سونا چیزای احمقانه‌ای گفتم

‫وقتی مضطربم ور ور زیاد میکنم

‫وقتی مضطرب نیستم هم زیاد ور ور میکنم

‫هر جور بخوای حساب کنی، ‫ور ور میکنم

‫اینکه بنظر میاد، ‫نه اینکه بنظر میاد

‫اینکه واقعاً...

‫مرد دوست‌داشتنی‌ای هستی، باعث شد...

‫تمام زنگ و سوت هشدارهایی رو فعال کرد که

‫با دقت تمام تو بیشتر این چهل سال

‫برای خودم ساختم

‫فکر میکردم پنجاه سالته

‫بگیم چهل و خرده‌ای

‫چهل و ده

‫باشه

‫حقمه. درسته

‫حرفایی که اونجا زدم... ‫بیشتر به خودم شک کرده بودم

‫نه...

‫پس، واقعاً...

‫واقعاً متأسفم بابت حرفی که تو سونا زدم

‫محض اطلاعت...

‫بنظرم بیراه نگفتی

‫بنظرم اون حست که میگه ‫ما هیچ شانسی با هم نداریم

‫احتمالاً درست میگه

‫باشه

‫ولی چند مایل اونورتر یه هتل فور سیزنز هست

‫نظرت چیه همین الان بزنیم به چاک

‫بریم یه شامی با هم بزنیم؟

‫شلوار ملوار داری؟

‫- ندارم ‫- خوشحال میشم

‫اوهوم

‫دارو داره اثر میذاره، مگه نه؟

‫وقتشه نیتمون رو مشخص کنیم

‫شروع کنیم، باشه؟

‫حس میکنم...

‫چیه؟ چی شده؟

‫راستش، لارز ما رو در جریان ‫یه سری چیزا گذاشت

‫تو... یه چیزایی رو جا انداختی، مگه نه؟

‫مثلاً اینکه دختر دوچرخه‌سوار دخترت بوده

‫و میخوای از یه مرز رد بشی ‫و دوباره باهاش تماس برقرار کنی

‫و از ما بعنوان خلبان آزمایشی ‫استفاده میکنی

‫من... نه. این...

‫لارز در اشتباهه

‫چرا قضیه دخترت رو بهمون نگفتی؟

‫درست نیست که یه تراپیست...

‫از زندگی شخصیش حرف بزنه

‫و براتون داستان تعریف کنه

‫دیگه این چرت و پرتا رو بذار کنار، خب؟

‫تو عملاً ازمون خواستی

‫عذابمون رو با تو شریک شیم

‫و بهمون گفتی تمام جواب‌ها رو داری

‫آخه چجور آدمی این کارو میکنه؟

‫تو کی هستی؟

‫من کی‌ام هدر؟

‫من کسی‌ام که کسی رو داشتم ‫که همه‌چیزم بود

‫و وقتی از دستش دادم، ‫خودم رو از دست دادم و گم کردم

‫من کسی‌ام که زندگیش تعریف شده

‫با عزا و عذاب و فقدان

‫من توام

‫من توام

‫من توام

‫پس همه حرفات درباره ‫تجربه نزدیک به مرگت...

‫که زندگیت رو عوض کرده...

‫عوض کرد. آره. چون حسش کردم

‫دخترم رو حس کردم

‫وقتی این اتفاق افتاد، ‫حسش کردم، دیدمش

‫و فهمیدم که از حالا تا ابد ‫باید برم دنبالش. باید پیداش کنم

‫باید دوباره اون حسی که تو تجربه کردی ‫رو پیدا کنم

‫برای این بهمون مخدر دادی؟

‫بهتون مخدر دادم که بتونم ‫در امان نگهتون دارم

‫که نشونتون بدم این کار بی‌خطره

‫حالا میخوام ببرمتون به این سفر

‫میبرمتون

‫شما یه خانواده‌این که به بن‌بست خوردین

‫منم به بن‌بست خوردم

‫به بن‌بست خوردم

‫خب دیگه آماده‌ایم

‫مدیتیشن رو شروع کنیم، هوم؟

‫- مال دخترته؟ ‫- بله

‫باید مدیتیشن کنیم. بشینین

‫اونا منتظرمونن

‫پیداشون میکنیم. با هم میریم

‫آره. یالا. پیداشون کنیم

‫تاتی...

‫- زک ‫- آره

‫زک رو پیدا کنیم

‫من کجام؟

‫هی، هی، هی

‫ببین، ماشا یه روز خودمراقبتی ‫برات تعیین کرده، خب؟

‫الان تو مخزن انزوای حسی هستی

‫چجوری اومدم اینجا؟

‫با پای خودت اومدی کارمل

‫- من؟ ‫- آره

‫اینجا کجاست؟

‫ضدنوره، ضدصداست

‫و آب دقیقاً هم‌دمای...

‫پوستته

‫نمک هم به قدری توش حل شده

‫که به راحتی رو سطح آب شناور میمونی

‫درست حسِ بودن تو رحم مادر رو داره

‫- نه، نه ‫- ماشا میخواد پاکسازی بشی کارمل

‫این فرصتت برای یه شروع مجدده

‫نمیخوام برگردم تو شکم مادرم!

‫از فضاهای کوچیک خوشم نمیاد!

‫بذار بیام بیرون لطفاً. ‫خواهش میکنم در رو باز کن!

‫هی. حاضری؟

‫به این زودی دارین میرین؟

‫عه، آره

‫آره. میدونی، کارتون خیلی خوب بود

‫برای همین دیگه خوب شدیم

‫کارمل کجاست؟

‫ماشا الان یه معالجه تو برنامه‌ش گذاشت

‫پس دیگه... حالش بهتر شده؟

‫آره. حالش خیلی خوبه

‫- عالیه پس ‫- خوبه. آره

‫خیلی‌خب دیگه. ببین، ناماسته

‫ناماسته

‫ماشا شدیداً پیشنهاد میکنه ‫تا پایان دوره‌تون اینجا باشین

‫بهش فکر میکنیم دیگه، مگه نه؟

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left