ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
ترجمه و زیرنویس از: Ali_Master
«آخرین قسمت از مجموعه گرند تور» «کام آخر»
سلام و خوش آمدید به آخرین گرند تور ما
و چون این آخرین باریه که جیمز، ریچارد و من با هم کار میکنیم،
آقای ویلمن گفت که باید یه کار مهم انجام بدیم
اون گفت که هر کدوم باید یه ماشین برقی متوسط بخریم
و ببینیم با یهبار شارژ چندبار
میتونیم بزرگراه ام۲۵ رو دور بزنیم
اما ما تصمیم گرفتیم به حرفش گوش نکنیم و بیایم اینجا
آره
خب، همگی خوش آمدید به زیمباوه
و ما قرار نیست با ماشینهای برقی نکبتی رانندگی کنیم
در عوض، ما سه نفر تصمیم گرفتیم که فقط چیزهایی بخریم
که همیشه آرزوش رو داشتیم
و به همین خاطر من اینو خریدم
این یه ترایومف استگـه
من همیشه استگ عاشق بودم. از بچگی
ولی هیچوقت فکر نمیکردم که یکی داشته باشم
راستش رو بخواید، فکر میکردم که اجازه ندارم یکی داشته باشم
فقط آدمهایی مثل دیوید نیون میتونستن استگ داشته باشن
من حتی هیچوقت یکی رو هم نرونده بودم، چون همیشه میگن
که هرگز نباید قهرمانت رو ملاقات کنی
ولی حالا که این کار رو کردم، خوشحالم بگم،
که واقعاً عالیه
ایول
در این لحظه، لوئیس کالینز از راه رسید
جانمی!
بله
حالا من صاحب یه فورد کاپری مارک وان سه لیتری هستم
جیتیـه؟
نه، جیاکسالـه
- چرا جیتی نگرفتی؟ - چون این بهتره
نه بابا
قبل از اینکه فرصتی برای بحث داشته باشم، کلارکسون رسید،
که همین الانش هم مرتکب یه اشتباه شده بود
نظرتو چیه؟
چرا یه لانسیا خریدی؟
زیرا بخاطر اینکه!
بیست و اندی سال پیش، با یکی از اونها به بوتسوانا رانندگی کردم،
و ثابت کردم که بهترین ماشین برای آفریقاست
ولی همیشه خراب میشد
بله، میشد
ولی، اون ماشین موتورش جلو بود
این، موتورش وسطه. این یه مونتکارلوئه
و من چندین تغییرات انجام دادم تا با شرایط سازگار بشه
اجازه بدید اگر ممکنه، توضیح بدم
اینجا در عقب،
چراغهای عقب فراری ۳۰۸ رو داریم
خیلی خوشگل به نظر میرسند
- لولههای اگزوز چهارگانه - عالیه
چرخهای دلتا اینتگراله
چراغهای جلو و جلوپنجره دلتا اینتگراله
و بعد، رنگ بدنه آبی لوتوس
وای. حالا هیچکدوم از اینها باعث میشه که ماشین قابل اعتمادتر بشه؟
و میدونین که ما داریم این کار رو برای...
۱۱۲ سال
بله، ۱۱۲ ساله که انجام میدیم. من چند تا درس یاد گرفتم
پس، داخل ماشین،
من صندلیهای چرمی که داغ میشدند رو با صندلیهای پارچهای عوض کردم
بله
و یه فرمان مسابقهای از جنس آلکانترا روش انداختم
و اگر به پایین نگاه کنین،
من داشبوردش رو برداشتم و با...
- این یه یخچاله؟ - بله
برای نوشیدنیهای سردم یخچال نوشیدنیهای گازدارمه
- واو - این واقعاً خوبه
حالا هیچکدوم از اینها باعث میشه که ماشین قابل اعتمادتر بشه؟
نه، ولی من راحتتر خواهم بود
تو در حالی که کنار جاده ول معطلی، یه نوشیدنی سرد نوش جان خواهی کرد
آره، این باعث میشه که خرابیهای زیادش قابل تحملتر بشه
- نه، این خوشگله - واقعاً خیرهکنندهست
زیباست
من هم رو کاپریام قبل از ارسال به اینجا یه تغییراتی دادم
- واقعاً؟ - من کاپوتش رو مشکی رنگ کردم
چون، نگاهش کن، خیلی زیباست
- جیتیـه؟ - نه، جیاکسالـه
- چرا جیتی نگرفتی؟ - چون این بهتره
- نه نیستش - چرا، هست. این مثل یه جیتیـه،
که خوبه، ولی با امکانات بیشتر، که بهتره
- اهوم - چیه؟
من اینو از جیاکسال یادم میاد
چون داشبورد چوبی توش گذاشته بودند
درسته
- ما قبلاً دربارهش صحبت کردیم - بله کردیم
جیتی برای ورزشه، جیاکسال برای جلساته
دقیقاً. آدم باید سلسله مراتب نشانهای فوردش رو خوب یاد بگیره
پدر من یه جیاکسال کورتینا داشت چون که مدیرعامل بود
پدر منم جیاکسال کورتینا داشت
- پدر هردتون... - مدیر؟
- بله - پدر هردوتان، مردان قدرتمند و تأثیرگذار بودن،
که از بالاترین سطح ممکن انتخاب کردند
و میدونین...
میدونین چطور این تقریباً به یه جوک تبدیل شده،
استریو من هیچوقت کار نکرده...
بله
تو هیچکدوم از این سفرهایی که داشتیم. خب، این بار کار میکنه
صبر کن. منتظر متن آهنگ بمون
من قبلاً دیجی بودم، میتونم این کار رو انجام بدم. داره میاد. حالا
«فورد کاپری مارک وان» بفرمایین
«همه چیزهایی که نیاز دارم رو داره» که داره چون جیاکساله
- منم از کاپری خوشم میادش - باید اینطور باشه، قانون ماشین بازیه
همه از کاپری خوششون میاد
- تغییراتی داشتی رو استگات، جیمز؟ - هیچ تغییری
- چی؟ - هیچ تغییری
- چرا آخه باید؟ - صبر کن یه لحظه
یعنی داری بهم میگی که هنوز موتور اصلیش روشه؟
بله، همینطوره
آقای کلارکسون اونجا یه نکته خوب مطرح کرد!
نه هر استگی،
ولی فکر کنم اکثر استگها، موتور اصلیشون رو عوض کردن
و موتور V8 رُوَر رو گذاشتن
- بله - که قابل اعتمادتره
آره. موتور V8 اصلی ترایومف استگ باورنکردنیه
چون راههای زیادی برای داغ کردن
و نابود کردن خودش پیدا کرده، چون فقط یه راه نیستش
ماسه قالبگیری که داخل بلوکها مونده، مسیرهای آبرسانی رو پر میکنه و بعد، بوم، داغ میشه
اندازهاش رو زیاد کردن. سوراخهاش رو بزرگ کردن که باعث شد همه مسیرهای آبی کوچکتر بشن
- پس داغ میشه و میترکه - آره. این دو تا راهه
اما نکته باهوشانه اینه که، دو ردیف سیلندر داره
- آره - V8ـه بالاخره
فقط روی یک ردیف سنسور دمای آب گذاشتن
پس حداقل نمیدونی کی داغ شده
پس اگه ردیف دیگه داغ شد، اولین چیزی که میفهمی صدای بوم بود
- اگه تو هواپیما باشی - آره
که داره مستقیم به سمت کوهها پرواز میکنه
- دلت میخواد بدونی؟ - راستش احتمالاً نه
چرا باید بخوای بدونی؟
داری جین و تونیک میخوری، فیلم میبینی، داری خوش میگذرونی...
بوم. هیچی...
نمیخوام موضوع اون زیردریایی رو مطرح کنم، چون مسخرهست. اونا نمیدونستن!
حداقل این آخرین برنامهایه که دیگه تا ابد انجام میدیم!
- خوب، یعنی... - دیگه به یه ورمونم نیستش!
چقدر از این واقعیت که اونا نمیدونستن، آرامش گرفتیم؟
این بود که، «عه، داریم زیر دریا خوش میگذرونیم...» بوم
آره، دقیقاً
میتونید به هر طریقی که میخواید، زنگ بزنید یا نامه بفرستید تا شکایت کنید
ولی یه پیام ضبط شده میشنوید که میگه:
«ما به تماس شما علاقهای نداریم»
یا سادهتر، شماره ۰۸۰۰ برید گم بشید رو بگیرید
«ما دیگه اینجا نیستیم!»
ما حتی اونجا هم نیستیم!
هر چی دلمون خواست میتونیم بگیم
در کاپوت این ماشین رو چطوری باز میکنی؟
- از این طرف - ببین چقدر دستگیره فرسوده شده
اهرمش که تصویر کاپوت روشه، ساییده شده
- از وسطش بکش - ددموای، موتور اصلی ترایومفـه
این کمیابهها
خب، خانمها و آقایان، بیاید نگاه کنید چون آخرین باریه که این رو میبینید
اصلیـه ولی هنوز بده
اوه، یه پیامک اومد
- اوه، از آقای ویلمنـه - اوه
وای خدایا
«حالا که ماشینهای برقیتون رو شارژ کردید، در مکانیکی ساوث میمز حاضر بشید»
اون نمیدونه ما اینجایم
نمیدونه، نه، نمیدونه!
و در هر صورت مهمم نیست، چون راستش
ما خودمون یه چالش رو طراحی کردیم
ما در حال حاضر در سمت شرقی زیمباوه هستیم،
و قراره ۱۲۰۰ مایل به سمت غرب سفر کنیم
و همین
همین!
- فقط یه چیز هنوز منو نگران میکنه - چی؟
کوهها؟ همه اینا
خب، من نگرانش نیستم چون، فراموش نکنید،
این منطقه باعث به وجود اومدن لانسیا ۰۳۷ شد،
که آخرین ماشین دوچرخ محرکی بود که قهرمان جهانی رالی شد،
و آودی کواترو رو شکست داد
تو اون ماشین خیلی از این چیزا نبود، نه؟
خب...
اونها در واقع گفتند که میتونیم این رو به عنوان پایهای
برای یه ماشین رالی فوقالعاده با چندتا تغییر قرار بدیم،
و نشان رو از اونجا برداشتند،
و بعد همه چیز از اونجا به بعد جدید بود
بدون هیچ مقدمهای، ما ماشینهای اسپورت پنجاه سالهمون رو روشن کردیم
و به سمت قلب ناهموار آفریقا حرکت کردیم
پس، برای آخرین بار...
بزن بریم
این ماشین برای من بهترین گزینه برای این سفره
اولین ماشین من تقریباً یه کاپری بودش
تو روزنامه محلی تبلیغ شده بودش
من عکسش رو کنار صندوق
تو پمپ بنزینی که در ریپون کار میکردم، نگه داشته بودم
من تازه ۱۸ ساله شده بودم
این قرار بود اولین ماشین من باشه والدینم پولش رو میدادند
ولی وقتی که رفتیم ببینیمش،
متوجه شدیم که دزدیده شده
پس من به جای اون یه تویوتا کرولای ۱۹۷۶ قدیمی گرفتم
برای سفری مثل این، این ماشین عالیه. سبکه
فقط یه مقدار بیشتر از یک تن متریک وزن داره
قدرت و نیروی زیادی داره
موتور V6 سه لیتری در جلو. دیفرانسیل عقب
ترمزها. پف... همین!
من عاشق اینم که دور موتور میگه ۱۰۰۰، ۲۰۰۰، ۳۰۰۰
کار نمیکنه، ولی اگه کار میکرد، میدیدی که به هزارها اشاره میکنه
چون اینجوری باحالتره
در دهه ۸۰، هرگز با ماشین به مرکز لندن از طریق بزرگراه ام۴ نمیرفتم
من همیشه از جاده قدیمی گرِیت وست استفاده میکردم،
چون تو جاده گرِیت وست،
یه نمایشگاه ماشین به نام پرچم شطرنجی بود
No comments yet. Be the first to leave one.