The Grand Tour

The Grand Tour

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 6

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Grand Tour 2016 S06E01 One for the Road 1080p AMZN WEB DL DDP5
The Grand Tour S06E01 One for the Road L Ultimo Brindisi ITA ENG 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-MeM GP
The Grand Tour S06E01 AMZN WEB h264-ETHEL
കമന്ററി എഴുതിയത് Ali__Master
Translated By Ali_Master 📌دوباره آپلود شد. یکسری ایرادت جزئی تو علائم نگارشیش داشت که رفع شدند📌

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-09-16
ഡൗൺലോഡുകൾ: 225
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫ترجمه و زیرنویس از: ‫Ali_Master ‫

‫«آخرین قسمت از مجموعه گرند تور» ‫«کام آخر»

‫سلام و خوش آمدید به آخرین گرند تور ما

‫و چون این آخرین باریه که جیمز، ‫ریچارد و من با هم کار می‌کنیم،

‫آقای ویلمن گفت که باید یه کار مهم انجام بدیم

‫اون گفت که هر کدوم باید ‫یه ماشین برقی متوسط بخریم

‫و ببینیم با یه‌بار شارژ چندبار

‫می‌تونیم بزرگراه ام۲۵ رو دور بزنیم

‫اما ما تصمیم گرفتیم به ‫حرفش گوش نکنیم و بیایم اینجا

‫آره

‫خب، همگی خوش آمدید به زیمباوه

‫و ما قرار نیست با ماشین‌های ‫برقی نکبتی رانندگی کنیم

‫در عوض، ما سه نفر تصمیم ‫گرفتیم که فقط چیزهایی بخریم

‫که همیشه آرزوش رو داشتیم

‫و به همین خاطر من اینو خریدم

‫این یه ترایومف استگ‌ـه

‫من همیشه استگ عاشق بودم. از بچگی

‫ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که یکی داشته باشم

‫راستش رو بخواید، فکر می‌کردم ‫که اجازه ندارم یکی داشته باشم

‫فقط آدم‌هایی مثل دیوید نیون ‫می‌تونستن استگ داشته باشن

‫من حتی هیچ‌وقت یکی رو هم ‫نرونده بودم، چون همیشه میگن

‫که هرگز نباید قهرمانت رو ملاقات کنی

‫ولی حالا که این کار رو کردم، خوشحالم بگم،

‫که واقعاً عالیه

‫ایول

‫در این لحظه، لوئیس کالینز از راه رسید

‫جانمی!

‫بله

‫حالا من صاحب یه فورد ‫کاپری مارک وان سه لیتری هستم

‫جی‌تی‌ـه؟

‫نه، جی‌اکس‌ال‌ـه

‫- چرا جی‌تی نگرفتی؟ ‫- چون این بهتره

‫نه بابا

‫قبل از اینکه فرصتی برای بحث ‫داشته باشم، کلارکسون رسید،

‫که همین الانش هم مرتکب یه اشتباه شده بود

‫نظرتو چیه؟

‫چرا یه لانسیا خریدی؟

‫زیرا بخاطر اینکه!

‫بیست و اندی سال پیش، با یکی ‫از اون‌ها به بوتسوانا رانندگی کردم،

‫و ثابت کردم که بهترین ماشین برای آفریقاست

‫ولی همیشه خراب میشد

‫‌بله، میشد

‫ولی، اون ماشین موتورش جلو بود

‫این، موتورش وسطه. این یه مونتکارلوئه

‫و من چندین تغییرات انجام ‫دادم تا با شرایط سازگار بشه

‫اجازه بدید اگر ممکنه، توضیح بدم

‫اینجا در عقب،

‫چراغ‌های عقب فراری ۳۰۸ رو داریم

‫خیلی خوشگل به نظر می‌رسند

‫- لوله‌های اگزوز چهارگانه ‫- عالیه

‫چرخ‌های دلتا اینتگراله

‫چراغ‌های جلو و جلوپنجره دلتا اینتگراله

‫و بعد، رنگ بدنه آبی لوتوس

‫وای. حالا هیچ‌کدوم از این‌ها باعث ‫میشه که ماشین قابل اعتمادتر بشه؟

‫و می‌دونین که ما داریم این کار رو برای...

‫۱۱۲ سال

‫بله، ۱۱۲ ساله که انجام ‫می‌دیم. من چند تا درس یاد گرفتم

‫پس، داخل ماشین،

‫من صندلی‌های چرمی که داغ می‌شدند ‫رو با صندلی‌های پارچه‌ای عوض کردم

‫بله

‫و یه فرمان مسابقه‌ای از ‫جنس آلکانترا روش انداختم

‫و اگر به پایین نگاه کنین،

‫من داشبوردش رو برداشتم و با...

‫- این یه یخچاله؟ ‫- بله

‫برای نوشیدنی‌های سردم ‫یخچال نوشیدنی‌های گازدارمه

‫- واو ‫- این واقعاً خوبه

‫حالا هیچ‌کدوم از این‌ها باعث ‫میشه که ماشین قابل اعتمادتر بشه؟

‫نه، ولی من راحت‌تر خواهم بود

‫تو در حالی که کنار جاده ول معطلی، ‫یه نوشیدنی سرد نوش جان خواهی کرد

‫آره، این باعث میشه که ‫خرابی‌های زیادش قابل تحمل‌تر بشه

‫- نه، این خوشگله ‫- واقعاً خیره‌کننده‌ست

‫زیباست

‫من هم رو کاپری‌ام قبل از ‫ارسال به اینجا یه تغییراتی دادم

‫- واقعاً؟ ‫- من کاپوتش رو مشکی رنگ کردم

‫چون، نگاهش کن، خیلی زیباست

‫- جی‌تی‌ـه؟ ‫- نه، جی‌اکس‌ال‌ـه

‫- چرا جی‌تی نگرفتی؟ ‫- چون این بهتره

‫- نه نیستش ‫- چرا، هست. این مثل یه جی‌تی‌ـه،

‫که خوبه، ولی با امکانات بیشتر، که بهتره

‫- اهوم ‫- چیه؟

‫من اینو از جی‌اکس‌ال یادم میاد

‫چون داشبورد چوبی توش گذاشته بودند

‫درسته

‫- ما قبلاً درباره‌ش صحبت کردیم ‫- بله کردیم

‫جی‌تی برای ورزشه، جی‌اکس‌ال برای جلساته

‫دقیقاً. آدم باید سلسله مراتب ‫نشان‌های فوردش رو خوب یاد بگیره

‫پدر من یه جی‌اکس‌ال کورتینا ‫داشت چون که مدیرعامل بود

‫پدر منم جی‌اکس‌ال کورتینا داشت

‫- پدر هردتون... ‫- مدیر؟

‫- بله ‫- پدر هردوتان، مردان قدرت‌مند و تأثیرگذار بودن،

‫که از بالاترین سطح ممکن انتخاب کردند

‫و می‌دونین...

‫می‌دونین چطور این تقریباً به یه جوک تبدیل شده،

‫استریو من هیچ‌وقت کار نکرده...

‫بله

‫تو هیچ‌کدوم از این سفرهایی که داشتیم. خب، این بار کار می‌کنه

‫صبر کن. منتظر متن آهنگ بمون

‫من قبلاً دی‌جی بودم، می‌تونم این ‫کار رو انجام بدم. داره میاد. حالا

‫«فورد کاپری مارک وان» بفرمایین

‫«همه چیزهایی که نیاز دارم رو ‫داره» که داره چون جی‌اکس‌اله

‫- منم از کاپری خوشم میادش ‫- باید اینطور باشه، قانون ماشین بازیه

‫همه از کاپری خوششون میاد

‫- تغییراتی داشتی رو استگ‌ات، جیمز؟ ‫- هیچ تغییری

‫- چی؟ ‫- هیچ تغییری

‫- چرا آخه باید؟ ‫- صبر کن یه لحظه

‫یعنی داری بهم میگی که ‫هنوز موتور اصلیش روشه؟

‫بله، همین‌طوره

‫آقای کلارکسون اونجا ‫یه نکته خوب مطرح کرد!

‫نه هر استگی،

‫ولی فکر کنم اکثر استگ‌ها، ‫موتور اصلیشون رو عوض کردن

‫و موتور V8 رُوَر رو گذاشتن

‫- بله ‫- که قابل اعتمادتره

‫آره. موتور V8 اصلی ترایومف استگ باورنکردنیه

‫چون راه‌های زیادی برای داغ کردن

‫و نابود کردن خودش پیدا ‫کرده، چون فقط یه راه نیستش

‫ماسه قالب‌گیری که داخل بلوک‌ها مونده، مسیرهای ‫آبرسانی رو پر می‌کنه و بعد، بوم، داغ میشه

‫اندازه‌اش رو زیاد کردن. سوراخ‌هاش رو بزرگ ‫کردن که باعث شد همه مسیرهای آبی کوچک‌تر بشن

‫- پس داغ میشه و می‌ترکه ‫- آره. این دو تا راهه

‫اما نکته باهوشانه اینه ‫که، دو ردیف سیلندر داره

‫- آره ‫- V8ـه بالاخره

‫فقط روی یک ردیف سنسور دمای آب گذاشتن

‫پس حداقل نمی‌دونی کی داغ شده

‫پس اگه ردیف دیگه داغ شد، اولین ‫چیزی که می‌فهمی صدای بوم بود

‫- اگه تو هواپیما باشی ‫- آره

‫که داره مستقیم به سمت کوه‌ها پرواز می‌کنه

‫- دلت می‌خواد بدونی؟ ‫- راستش احتمالاً نه

‫چرا باید بخوای بدونی؟

‫داری جین و تونیک می‌خوری، فیلم ‫می‌بینی، داری خوش می‌گذرونی...

‫بوم. هیچی...

‫نمی‌خوام موضوع اون زیردریایی رو مطرح کنم، چون مسخره‌ست. اونا نمی‌دونستن!

‫حداقل این آخرین برنامه‌ایه ‫که دیگه تا ابد انجام می‌دیم!

‫- خوب، یعنی... ‫- دیگه به یه ورمونم نیستش!

‫چقدر از این واقعیت که اونا ‫نمی‌دونستن، آرامش گرفتیم؟

‫این بود که، «عه، داریم زیر ‫دریا خوش می‌گذرونیم...» بوم

‫آره، دقیقاً

‫می‌تونید به هر طریقی که می‌خواید، ‫زنگ بزنید یا نامه بفرستید تا شکایت کنید

‫ولی یه پیام ضبط شده می‌شنوید که میگه:

‫«ما به تماس شما علاقه‌ای نداریم»

‫یا ساده‌تر، شماره ۰۸۰۰ ‫برید گم بشید رو بگیرید

‫«ما دیگه اینجا نیستیم!»

‫ما حتی اونجا هم نیستیم!

‫هر چی دلمون خواست می‌تونیم بگیم

‫در کاپوت این ماشین رو چطوری باز می‌کنی؟

‫- از این طرف ‫- ببین چقدر دستگیره فرسوده شده

‫اهرمش که تصویر کاپوت روشه، ساییده شده

‫- از وسطش بکش ‫- ددم‌وای، موتور اصلی ترایومف‌ـه

‫این کمیابه‌ها

‫خب، خانم‌ها و آقایان، بیاید نگاه کنید ‫چون آخرین باریه که این رو می‌بینید

‫اصلی‌ـه ولی هنوز بده

‫اوه، یه پیامک اومد

‫- اوه، از آقای ویلمن‌ـه ‫- اوه

‫وای خدایا

‫«حالا که ماشین‌های برقی‌تون رو شارژ ‫کردید، در مکانیکی ساوث میمز حاضر بشید»

‫اون نمی‌دونه ما اینجایم

‫نمی‌دونه، نه، نمی‌دونه!

‫و در هر صورت مهمم نیست، چون راستش

‫ما خودمون یه چالش رو طراحی کردیم

‫ما در حال حاضر در ‫سمت شرقی زیمباوه هستیم،

‫و قراره ۱۲۰۰ مایل به سمت غرب سفر کنیم

‫و همین

‫همین!

‫- فقط یه چیز هنوز منو نگران می‌کنه ‫- چی؟

‫کوه‌ها؟ همه اینا

‫خب، من نگرانش نیستم چون، فراموش نکنید،

‫این منطقه باعث به وجود اومدن لانسیا ۰۳۷ شد،

‫که آخرین ماشین دوچرخ‌ محرکی ‫بود که قهرمان جهانی رالی شد،

‫و آودی کواترو رو شکست داد

‫تو اون ماشین خیلی از این چیزا نبود، نه؟

‫خب...

‫اون‌ها در واقع گفتند که ‫می‌تونیم این رو به عنوان پایه‌ای

‫برای یه ماشین رالی فوق‌العاده ‫با چندتا تغییر قرار بدیم،

‫و نشان رو از اونجا برداشتند،

‫و بعد همه چیز از اونجا به بعد جدید بود

‫بدون هیچ مقدمه‌ای، ما ماشین‌های ‫اسپورت پنجاه ساله‌مون رو روشن کردیم

‫و به سمت قلب ناهموار آفریقا حرکت کردیم

‫پس، برای آخرین بار...

‫بزن بریم

‫این ماشین برای من بهترین گزینه برای این سفره

‫اولین ماشین من تقریباً یه کاپری بودش

‫تو روزنامه محلی تبلیغ شده بودش

‫من عکسش رو کنار صندوق

‫تو پمپ بنزینی که در ریپون ‫کار می‌کردم، نگه داشته بودم

‫من تازه ۱۸ ساله شده بودم

‫این قرار بود اولین ماشین من باشه ‫والدینم پولش رو می‌دادند

‫ولی وقتی که رفتیم ببینیمش،

‫متوجه شدیم که دزدیده شده

‫پس من به جای اون یه تویوتا ‫کرولای ۱۹۷۶ قدیمی گرفتم

‫برای سفری مثل این، این ماشین عالیه. سبکه

‫فقط یه مقدار بیشتر از یک تن متریک وزن داره

‫قدرت و نیروی زیادی داره

‫موتور V6 سه لیتری در جلو. دیفرانسیل عقب

‫ترمزها. پف... همین!

‫من عاشق اینم که دور موتور ‫میگه ۱۰۰۰، ۲۰۰۰، ۳۰۰۰

‫کار نمی‌کنه، ولی اگه کار می‌کرد، ‫می‌دیدی که به هزارها اشاره می‌کنه

‫چون اینجوری باحال‌تره

‫در دهه ۸۰، هرگز با ماشین به مرکز ‫لندن از طریق بزرگراه ام‌۴ نمی‌رفتم

‫من همیشه از جاده قدیمی ‫گرِیت وست استفاده می‌کردم،

‫چون تو جاده گرِیت وست،

‫یه نمایشگاه ماشین به نام پرچم شطرنجی بود

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left