Conversations With Friends

Conversations With Friends

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Conversations with Friends S01E09 1080p HULU WEB-DL DDP5 1 H 264-SMURF
കമന്ററി എഴുതിയത് SAHEB2485
🔴 30nama | صـاحب 🔴

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2022-05-26
ഡൗൺലോഡുകൾ: 49
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 172 വരികൾ.

گمان کنم من تنها کسی بودم که...‏

سلطۀ او را بر شرایط مختلف و افراد دیگر درک می‌کردم.‏

از نظر من او می‌توانست هرچه می‌خواهد به دست آورد.‏

و باقی چیزها به چشمم نمی‌آمد.‏

‏« گفت‌وگو‌های دوستانه »‏ ‏(فصل یک قسمت نه)‏

در دبیرستان با هم آشنا شدیم.‏

اون تازه وارد بود.‏

آن زمان بسیار لجباز بود و مکرراً تنبیه می‌شد.‏

کسی او را دوست نداشت.‏

و همین مرا به سوی او کشاند.‏

‏17 ساله که بودیم...‏

مجبور شدیم در رقصی برای جمع‌آوری پول، شرکت کنیم.‏

او پیراهن تابستانی شیکی پوشید به همراه کفش‌های ورزشی.‏

بی‌اندازه جذاب شده بود.‏

به او گفتم از لباسش خوشم آمده...‏

و او کمی از ودکایی که در دست داشت، به من داد.‏

با هم از مدرسه فرار کردیم...‏

و نوایی پر شور از درونم به گوش می‌رسید...‏

همچون صدای زنگی که متعلق به فرد دیگری بود.‏

بازهم از ودکای خود به من داد و از من پرسید به دختران تمایل دارم یا خیر.‏

من گفتم: «البته».‏

ممنون.‏

‏- امریکانو؟ ‏- بله.‏

‏- ممنون.‏ ‏- خب. نقد یا کارت؟

‏- با کارت، لطفاً.‏ ‏- اینجا رو بزن.‏

پرداخت نشد.‏

‏- نشد؟ ‏- لطفاً دوباره بزن...‏

دستگاه گاهاً قاتی می‌کنه.‏

شرمنده، موجودی نداره.‏

واقعاً؟

خب، الان...‏

امـم... شاید یه‌کم...‏

پول نقد داشته باشم.‏

موردی نیست، همینجوری ببر.‏

نه، اشکال نداره.‏

اصلاً نمی‌خوامش.‏

ممنونم. ممنون.‏

فعلاً.‏

سلام. ممکنه حسابم رو برسی کنم؟

کارتم موجودی نداره.‏

توی اَپ نگاه کردم مشکلی نداشت.‏

کارتت رو اونجا بکش.‏

باشه.‏

از حساب‌تون اضافه برداشت شده.‏

این ممکن نیست.‏

از طرف دنیس فلین واریزی معلق دارم؟

امـم... پرداخت معلق نداری.‏

آخرین پرداخت شیش ماه پیش بوده.‏

خیلی خب. امـم...‏

باشه، موردی نیست.‏

ممنونم.‏

خواهش می‌کنم.‏

دنیس فلین هستم.‏

الان نمی‌تونم به تماس‌تون پاسخ بدم، پیغام بگذارید.‏

به محض اینکه بتونم باهاتون تماس می‌گیرم.‏

بابا، سلام... فرانسیس هستم.‏

می‌شه بهم زنگ بزنی؟ ممنون، خداحافظ.‏

‏ ‏ ‏ ‏

سلام. ببخشید یه‌کم دیر رسیدم.‏

اوه، اصلاً متوجه نشدم دیر کردی.‏

یه نوشیدنی می‌خوری؟

بله، البته.‏

‏- نوش.‏ ‏- نوش.‏

خب، نظرت درمورد کتاب ملیسا چی بود؟

هنوز نخوندمش.‏

چرا؟

خب، وقت نکردم.‏

ولی می‌خونمش.‏

باید بخونی.‏

او نویسندۀ خاصیه، اینطور نیست؟

درسته.‏

از تو شدیداً تعریف می‌کنه.‏

اغلب این کارو نمی‌کنه.‏

منم به اون تک مواقع گوش می‌دم.‏

فکر کنم تمایل داشتی باشی بیشتر از کارهات برام بفرستی.‏

امـم... مطمئن نیستم.‏

یعنی، زیاد دنبال ایجنت یا اینجور چیزها نیستم.‏

نمی‌خوام استخدامت کنم، فرانسیس.‏

فعلاً یه‌کم زوده.‏

بله.‏

ولی خوشحال می‌شم کارهات رو بخونم...‏

و راهنمایی‌ت کنم.‏

اگه مایل باشی.‏

مطمئن نیستم کاری داشته باشم که مناسب...‏

نظر خودته.‏

ولی اگه نویسندگی رو جدی گرفتی...‏

باید از یه جایی کارت رو شروع کنی.‏

درک می‌کنم که ممکنه یه‌کم برات ترسناک باشه.‏

نه، حق با شماست. امـم...‏

باشه، یه نوشته برات می‌فرستم.‏

عالیه.‏

‏[ سلام، والری. بابت امروز ممنونم. همونطور که خواستی دارم یه کار برات می‌فرستم.‏ با تشکر.‏ فرانسیس.‏ ]‏

‏ ‏

‏ ‏

سلام.‏

سلام.‏

‏- غذا خوردی؟ ‏- یه‌کم نودل داریم.‏

نمی‌خورم. با بابام شام خوردم.‏

اوه، چطور بود؟

خوب. مثل همیشه. خسته‌کننده.‏

سلام.‏

‏- سلام.‏ ‏- من می‌رم بخوابم.‏

باشه. شب‌خوش.‏

از من که داری دوری نمی‌کنی، می‌کنی؟

نه. چطور؟

هیچی. فقط با خودم گفتم...‏

نه. دوری نمی‌کنم.‏

خیلی خب.‏

‏- شب‌خوش.‏ ‏- شب‌خوش.‏

‏ ‏ ‏ ‏

‏ ‏

‏[ سلام. واسه یه سخنرانی زودتر از خونه رفتم.‏ جلوی ساختمون هنر میای پیشم بریم واسه ناهار؟ ]‏

فرانسیس؟

فرانسیس؟

می‌شه کمکم کنین؟

غش کرده...‏

باید...‏

باید ببریمش تو خشکی.‏

باشه. باشه.‏

مراقب باشین.‏

فرانسیس؟

فرانسیس؟

فرانسیس؟

صدامو می‌شنوی؟

غش کردی.‏

ببخشید.‏

شما برین. ممنون.‏

‏- مطمئنی؟ ‏- آره، دیگه کمک نمی‌خوام.‏

فرانسیس، یهو چی شد؟

‏- خیلی ببخشید.‏ ‏- بس کن.‏

باید ببرمت درمونگاهی چیزی؟

نه، خوبم.‏

اورژانس چی؟

نه، نمی‌خوام برم اونجا.‏ می‌خوام برم خونه، خواهش می‌کنم.‏

‏- مطمئنی؟ ‏- آره.‏

اونا فقط ازم آزمایش می‌گیرن.‏

خوبم. به‌خاطر قاعدگی‌مه.‏

‏«صـاحب»‏

حالت خوبه؟

گمونم.‏

یه‌کم بهترم.‏

خوبه.‏

می‌خوام ببرمت حموم.‏

من درش میارم.‏

واسه درآوردن بقیه‌ش هم کمک می‌خوای؟

گمونم. آره.‏

چرا از این ناراحتی؟

نمی‌دونم.‏

قبلاً هزار بار لختت رو دیدم.‏

‏- یادم ننداز.‏ ‏- چی؟

همش بد نبود.‏

بهمون خوش هم گذشت.‏

مگه نه؟

داری برام عشوه میای؟

قطعاً نه.‏

به طرز کاملاً غیر تحریک کننده لباست رو در میارم. داشته باش.‏

دست‌ها بالا.‏

آفرین. توی حموم گرم‌تره.‏

زیاد طول نمی‌کشه.‏

باشه.‏

کی می‌دونست من انقدر خوب بلدم پرستاری کنم؟ ‏(همچنین به معنی حامی بودن)‏

من.‏

واقعاً؟

آره.‏

ممنون.‏

بذار کمکت کنم.‏

باشه.‏

بی‌مصرف شدم.‏

یخ زدی.‏

وایستا.‏

امـم...‏

چی شده؟

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left