The Ceremony (Gishiki)

The Ceremony (Gishiki)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

720p BluRay AVC-mfcorrea
കമന്ററി എഴുതിയത് Sinistral
زیرنویس از پرسونا

ടാഗുകൾ

BluRay
720p
720
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2016-09-05
ഡൗൺലോഡുകൾ: 56
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

A JAPANESE ART THEATRE GUILD DISTRIBUTION

COPRODUCED BY SOZOSHA AND JAPANESE ATG

Furniture by Takashimaya Department Store Futons by Sugimuraya Sake by Yamamoto & Ota Tesuzo Shoten

Wedding Kyoto Grand Hotel Ceremonies Koekisha & Yamamoto Masao Buddhist Altars Yamanaka Daibutsudo

Carpets & Curtains by Kurare Inc. Gala gowns by Watabe Wear Ship by Oshima Transport Inc.

IN COOPERATION WITH DAIEI STUDIOS, KYOTO

PRODUCED BY SOZOSHA

A FILM COMMEMORATING THE 10TH ANNIVERSARY OF ATG

THE CEREMONY

SCREENPLAY TAMURA Tsutomu SASAKI Mamoru OSHIMA Nagisa

MUSIC TAKEMITSU Toru

CINEMATOGRAPHY NARUSHIMA Toichiro

STAFF

ART DIRECTION TODA Jusho

LIGHT YAMASHITA Reijiro

SOUND NISHIZAKI Hideo

EDITOR URAOKA Keiichi

SOUND RECORDING AND EDITING

ASSISTANT DIRECTION CONTINUITY AND ASSISTANT PRODUCER

COSTUMES, MAKE UP AND HAIR DESIGN

CAST

KAWARAZAKI Kenzo

KAKU Atsuko

NAKAMURA Atsuo TSUCHIYA Kyoshi

OTOWA Nobuko

KOMATSU Hosei TOURA Rokko WATANABE Fumio

KAWARASAKI Shizue HARA Chisako TAKAYAMA Maki MITOBE Sue

TSUBAKI Ryuichi NARUSHIMA Yumi OTA Yoshiaki TSUBAKI Yukihiro

OSAWA Eitaro TONOYAMA Yasuji

KOYAMA Akiko

SATO Kei

فيلمي از ناگيسا اوشيما

تشريفات

شرم آوره ، آره ،مخصوصا براي من

در هر صورت، از تو مي پرسم فرصتي وجود داره که...

زمان رو تغيير بديد...

و يه بليط هواپيما با تاخير تهيه کنين

...اگه عجله نداشتيم

...وقت هم نداريم که آگهي فوت رو در روزنامه تاييد کنيم

راستش, اون برام مهمتر از پدر بزرگمه.(تروميشي قصد خودکشي دارد)0

روي تو حساب ميکنم

اگه مربوط به تروميشيه, من مراقبشم

تلگرام به دستور من بود

من تنها کسي بودم که ميدونستم اون کجا رفته

?...ما داريم کجا ميريم

نميخواستم بگم که ما بايد لزوما باهم بريم

چه مسافتي طول ميکشه تا با قطار برسه؟

سه ساعت از شينکانسن به اوساکا

...و از کيريشيما به کيوشو...

...در ساعت 11:50 کشتي در کاگوشيما 5 بعداز ظهر حرکت ميکنه

و ساعت 10 فردا شب وارد جزيره ميشيم

از خودم پرسيدم بايد برم؟

چرا؟

مثل يک سفر طولانيه که تحمل اش سخته

تلگرامي که تروميشي فرستاد شوخي نبود

خبري يه که به خودش داده شده

نه ، اون عادت نداشت دروغ بگه

اگه حقيقت داشته باشه ، غير از من و تو هيچکس نرفته

تو هم مثل پدر بزرگت عمر طولاني اي خواهي داشت تا وقتي که 89 ساله بشي

شايدم بيشتر ، صد سال

شوخي ميکني؟

نه جدي ميگم

در مورد من و خودت چي فکر ميکني؟

خويشاوندان

همين؟

خويشاونداني که همديگه رو نميبينند جز توي عروسي يا عزا

واقعا؟ در مورد تروميشي هم همينو ميگي؟

خويشاونداني که همديگه رو نميبينند جز توي عروسي يا عزا

نه، حقيقت نداره

از زمان بچگي تا حالا اولين باره که ديدمش...

...من از عشق به ريتسوکو هرگز غافل نشدم

تروميشي ، اگه تو اونجا نبودي کارم روبه راه ميشد

تروميشي ، اگه تو اونجا نبودي زندگيم الان فرق ميکرد

بيا خويشاوند!

چي داري بگي؟ براي من ، يه اسم گذاشتن ماسو ساکورادا

مردي از منچوري ، متولد منچوري

تروميشي ، منو گرفتار کردي

بعد از عيد 1947 بود

من و مادرم دوباره به تابعيت منچوري درآمديم

وقتي که ما به خانه خويشاوندانمون در ساکوراداس نزديک ميشديم...

مردم دهکده به ما ميگفتند که اين روز بخصوص...

...اولين جشن بعد از مرگ پدرم بوده

بعدش مادرم بهم گفت "از حالا به بعد ما...

"...بايد براي خودمان زندگي کنيم و زندگي را براي خودمان بسازيم، فقط من و تو ، باشه ماسئو؟"

و هنگامي که راه افتاديم از همان راهي که آمده بوديم برگشتيم"...

...تو بعد از ما آمدي ، که بهمان برسي

از روسيه فرار کرديم از منچوري و از کره

سرانجام به ژاپن رسيديم وبوسيله ژاپنيها بازداشت شديم

اونا گفتن سربازان روسي همه اهريمن هستن

آيا واقعا اينطور بود؟

چرا؟

تو هم حالت خراب نميشد، من از تو ميپرسم, اگه اونا مثل يه فاحشه باهات رفتار ميکردن؟

بعضيهاش رو شنيدم

ازت ميپرسم، اگه اين اتفاق برات تو روسيه نيفتاد، چطور در منچوري يا کره اتفاق افتاده؟

اگه چيزي شبيه به اين پيش ميومد ديگه نميتونستم زنده بمونم

اما چطور شد که فرار کردي؟

ميخواستيم بدون کمک شما زنده بمونيم

برايچي؟ براي خانواده ساکورادا،, ماسئو جانشين نداره

اه! فراموشم شد راستي برادر جوانترت چه خبر از اون؟

قبل از اينکه ما وارد دايرن بشيم ، اون

خب، اون نميتونست بره بعدش ماسئو ميخواست که با دوتا پسرش زندگي کنه

نميدونم چرا، اما من در عکس پدرم نديدم

اما، اگرم ديده بودم ،علت مرگ پدرم رو نفهميدم...

...يا دقيقتر بگم دليل خودکشي اونو

همه اون چيزي که درباره پدرم ميدونم اينه که اون به توکيو برگشت...

...براي يه ماموريت مهم ، خيلي کوتاه پيش از هزيمت در جولاي 1945...

...و خودکشي اون در سال بعد اونهم بعد از عيد 1946

هيچکس به من چيزي نگفت و من هم نميخواستم بيشتر از اين چيزي بدونم

نميخواستم به عنوان يه پسربچه سختگير خاص مطرح بشم

اون موقع مردم نميخواستن بيشتر از اين درباره اين چيزا حرف بزنن

درباره جنگ ، ارتش و مفقودين

مادر ، ميتونم خودم حمام کنم؟

مادرت خوابه اگه من جاي اون بودم ، من

ماسئو ، منم ، خاله ات

يادت نمياد؟

ميدونم چطور خودم حمام ميکردم به تنهائي

منو فراموش کردي؟ هفت هشت سال پيش بود

درسته ، يادم اومد خاله ستسوکو

ميدوني ، پدرت رو ميشناسم زماني که همسن تو بود

بيا ، بشين اينجا سرما ميخوري

خجالت ميکشم

چرا؟

به خاطر اينکه کثيفم

ديگه چي؟ ما که فاميل هستيم

چي خنده داره؟

خيلي خودم رو کثيف کردم

اون مادرم بود ، اما هيچوقت منو حمام نکرد

بچه منچوري

کي هستيد؟

من يتيم هستم ، بچه يک جنايتکار جنگي

نبايد جاسوسي کنين

جنايتکار جنگي ، همونطور که گفتي ، تروميشي اگه بتونم از حرفاي تو استفاده کنم

به جاي من پدر بزرگ تو کسي يه که

خيلي با احترام در سوگامو به زندان ميره به همراه توجو و کمپانيش

جنايتهاي جنگي تاداشي که درباره اش صحبت ميکردن

از سخت گيري هاي پدربزرگ کمتر بود

گفته ميشد که پدر هنوز در چين زندانيه

يکي از برادراي کوچکترم بود ولي مادرش يکي ديگه بود

ديدن اينکه اونا به بين دو تا زانوهاي خاله ستسکو دست ميزدن...

بسيار منزجرکننده بود.

بعدا فهميدم اوني که تقليد کاکاينيچي توکودا رو درآورده بود سبب ميهماني شد

تو به من گفته بودي که اون آدم مهميه وچيزي نداره

ولي عجيبه به اين دليل که اين عموي کمونيست

براي من به مفهوم يک جنايتکار جنگي ديگه اي بود

نه تنها او

بلکه پدرم هم در اين عکس

و يا همه جامعه ، طرز آشاميدنشون

براي من هيچ مفهومي به غير از جنايتکار جنگي نداشتند

ماسئو ، حال مادرت چطوره؟

حالش خيلي بده ، دو سه ماهه که بستريه

به عنوان زني که قبلا پرستار بوده مدت زمان زياديه که در بستره

اون عروس منه، از فردا به بعد ازش کار ميخوايم

اما وضعيت سلامتي اش اون...

بالاخره ، نبايد تند تند غذا بخوره

ميگن که نيمي از بچه هاي گرسنه اي که نسبت به غذا خوردن حريص اند

خيلي زود در اثر اسهال خوني ميميرن

ماسئو ، اين مورد شامل توهم ميشه

شما هم همينطور ، نامادري

کمتر آشاميدن باعث بهبودي شماست

ماسئو خيلي خوب ميشه اگه اينجا پيش پدربزرگت بموني

در توکيو چيزي جز نوکري براي آمريکائيها به منظور

فربه شدن خوکهاشون وجود نداره

درسته

احمق

من به جاي پدرش در قبال اون مسئولم و ماسئو با من به توکيو مياد

تا درسش رو تموم کنه

اما ماسئو

چي؟

خب،اون پسر شما نيست

منظورت چيه؟

که

که چي؟

امکان نداره؟

من و سوسومو برفرزندان قانوني شما ارجحيت داريم

گرچه ما پراي معشوقه شمائيم ، اما مامورو

براي تروميشي ديايل مطمئن تري هست و درباره ستسوکو

و دخترش شما هيچوقت نفهميديد پدرش کيه

تا اينکه اونا 7 سال در تاداشي ساکن بودن

مگه من مهمترين فرد نبودم حتي در ميهماني کمونيست ها

مگه اون ميهماني کمونيستيت باعث تغييراتي در اموال عموميت نشد؟

پرستاري که براي دو ماه بخوابه تا حالا اينطور چيزي ديده شده؟

روسيه، روسيه ، همه شون ، تنفرانگيزن

ماسئو ، سربازاي روسي سرخ پوش بودن؟

نه

ه! همه به چيزي محکوم شدن که قبلا بين

کيکو و سربازاي روسي اتفاق افتاده

مختصرا ، تلقي شما اينه که پدربزرگ مثل سربازاي روسي رفتار ميکنن

دروغه ، يه دروغ بزرگ

به شما دروغ گفتن ، رفتار سربازاي روسي دوستانه ست

ها، ماسئو اينطور نيس؟

ماسئو چي ميگي؟

اونا به ما نون سوخته ميدادن در روسيه ، بهش ميگن

بهش ميگن زا...زا... زاکوسکا

و شما بي چون و چرا قبول ميکرديد؟ آره

بله

ماسئو ، و مادر توچي ، چي گيرش اومد؟

نميدونم

کجا بود که از مادرت جدا شدي از بازداشتگاه يا جاي ديگه؟

اين درست همون چيزيه که بهش فکر ميکنم

از زمان بچگي

More Farsi Persian subtitles for The Ceremony (Gishiki)

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left