ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
پريسا يادکوري ، عليرضا شاهي فر
اين اشتهات رو باز مي کنه؟
نه
لين به پايان رسيده
بيرون مي بينمت باشه؟ بيرون مي بينمت
سلام؟
سلام
سلام. تو بايد چارلي باشي
از ديدنت خوشحالم- لين، از ديدنت خوشحالم
صبحانه مي خوري؟
مطمئناً آره
غذا از کجا مياري؟
خوب، بابات رو مجبور کردم بره بقالي
چون تنها چيزي که توي يخچال داشتي آبجو و کپ کرانچ بود
که شرط مي بندم مال تو بود
خوب؟
خوب، نبايد حبوبات رو توي يخچال نگه داري
اوه، خب، ما ماهي هم داريم
يکيشون توي آخرين جعبه ايه که جا گذاشتم
بکن هاي کوچولوي از پيش تعيين شده، هاه؟
اوه... ميشه يک ليوان آب بهم بدي؟
آره، البته. اينجا خونه توئه، نه؟
چارلي، اون کمربند لعنتيم رو دوباره برداشتي؟
نه- پس بايد دزد بهمون زده باشه-
بي خيال، اينجاست آه، آره
خوب
لين رو ديدي؟- آره، ديديم-
سرکار ديديمش
اون منشي يک شرکته، هاه؟
برو جلو، بشين تقريباً آماده است
کيدو، امروز چقدر دويدي؟
من يک طويله اسب پيدا کردم نزديک هاي همين جاست
تا حالا ديديش؟؟ از کنارش گذشتم-
بايد بعضي وقت ها بريم اونجا- اوه هاه-
بسيارخوب، بزن بريم- اوه-
ممنونم- ممنونم-
اوم- خوبه؟
خوشمزه است- آره؟-
بسيار خوب، الان وقتشه ميرم آماده بشم
اوه
اين دوست دختر جديدته؟
قراره باشه؟
نمي دونم، چرا؟ مي خواي کارش رو بسازي؟
بيشتر از مارلين ازش خوشم مياد
مارلين واسه رقاصي خوب بود
مارلين پست بود و نمي تونست مثل اين يکي آشپزي کنه
آره
من و لين با هم کار مي کنيم مي دوني؟
به علاوه اون متأهله- واقعا؟-
خوب، اون مطلقه است اما شوهرش يک ساموراييـه
خوب امکان داره سر من رو با يک کارد بزرگ و سنگين ببره
سامورايي ديگه چيه؟- مادر به خطاهاي بزرگ، اينه-
اون ها فوتبال بازي مي کنند
اون ناراحت ميشه؟
آه
اون گفت که شوهرش با يک زن ديگه قرار مي گذاره کي مي دونه؟
اون مي خواد بياد اينجا؟
چارلي، دارم حرف مي زنم
به علاه اين که اون نمي دونه ما کجا زندگي مي کنيم
پس نگرانش نباش، هوم؟
باشه
ديشب چي کار کردي؟
اوم... فقط تلويزيون تماشا کردم
آره؟ تماشاي تلويزيون؟ چيز خوبي هم داشت؟
نه، هيچي
بسيار خوب، بايد بزنم به چاک داره ديرم ميشه
مي بينمت چارلي
اوه، بابت صبحانه ممنونم تو واقعاً آشپز خوبي هستي
هميشه
مشکلي نداره امروز تنهايي؟
آره، مطمئناً- آره؟
بيا
اوه، ممنونم بابا
ببخشيد که نمي تونم بيشتر از اين بهت بدم
طوري نيست اين
ديگه بهش نيازي ندارم
منتظرم نمون، باشه؟
شنيدي ؟ اون دستپختت رو دوست داره
اون گفت تو آشپز خوبي هستي
ممنونم، گري
ها،ها، بيا تو، هاه
اوه، توي مادر به خطا لعنتي فاسد
هي، چيکار داري مي کني؟
من؟
آره، کس ديگه اي اينجا نيست
فقط داشتم مي دويدم- تو قوي هستي؟-
نمي دونم- بيا اينجا-
مي دوني ساعت چنده؟
نزديک هاي 7
خوب، مي خوام دو تا اسب رو بارگذاري کنم و ونچي يکيشونه
و من يک زين لعنتي دارم، درسته؟
دستم داره مي کشتم .... چي؟
چقدر براي اين کار لعنتي بهت بدم من بهت ده دلار مي دم
بي خيال، ده دلار
آره، ادامه بده، ادامه بده
ادامه بده
من دل هستم به هر حال
من چارلي ام
اين چيه؟- - ? يک مسابقه
مسابقه اسب سواري- خوب،آره، مسابقه اسب سواري-
فکر کردي چي با تريلي حمل ميشه؟سگ؟
هي،کمک مي خواي؟
کمک توي اين؟ توي همه چيز-
چند سالته؟- 16-
چيزي درباره اسب ها مي دوني؟- نه واقعاً-
دوستات مشکلي ندارن که شب رو ازشون دور باشي؟
چون نمي تونم برم اونجا و روز برگردم
کجا مي مونيم؟- من توي کاميون مي خوابم-
تو مي توني هرجا که دوست داري بخوابي من اهميتي نمي دم، کيسه خواب داري؟
آره، وقت داريم بريم بياريمش؟
خونه ات کجاست؟- دلتا پارک-
آره، بزن بريم بياريمش
هي، چقدر بهم ميدي؟
$25. بگيرش يا بي خيالش شو
خوبه، ميگيرمش
بسيارخوب، برو تو، بيا
مي خوام اين اسب هاي لعنتي رو بارگذاري کنم
اين چکمه ها خوب اند؟ خيلي بزرگ اند؟ نه، عالي اند-
تو که نمي خواي شست هاي لعنتيت رو با کفشي که پوشيدي از دست بدي؟
چندتا اسب اينجا هست؟
خوب، وقتي مسابقه شروع ميشه توي يک رديف، مي تونه بيشتر از 50 تا باشه
و نزديک 25 تا رديف هست پس بيش از 1000 تا اسب اينجاست
چندتاشون مال تو اند؟ اه، من -
من 20 تا يا بيشتر داشتم الان شش تا دارم
بسيار خوب، اين "رقصنده از ميان" منه
مواظب باش، گاز ميگيره، خوب؟
اگر اومد سمتت دماغش رو بگير بي خيال ميشه
ببرش بيرون و منتظرم باش بسيارخوب؟
مستقيم پايين اينجا؟- مستقيم، پايين، ببرش، برو-
بيا، نخاله تنبل
بيا، امروز بهم گه نزن
نگذار متوقفت کنه
اگر سعي کرد بايسته يک ذره بکشش
اگر خودش رو به عقب کشيد تو بيشتر به جلو بکشش
هيچ وقت طناب رو ول نکن اگر ولش کني اون لعنتي ازت فرار مي کنه
بيا، بيا، بيا
چيکار داري مي کني؟ طناب رو دور دستت نپيچ
اين راه خوبي براي از دست دادن دستته
بيا اينم لگامش اين يکي ديوانه است
فقط صبر کن
بيا، بيا
اسم اين يکي چيه؟- لين به پايان رسيده( پت )
بيا تو
اين دو اسب چند ساله اند؟
رقصنده از ميان دوساله است اون نوپايه اما مي تونه بدوه
لين به پايان رسيده پنج ساله است
اون يک تيکه گهه اما به اندازه کافي خوبه
مي دوني اسب مسابقه اي چيه؟ نه-
اسب مسابقه اي پرورش يافته است
توي مسابقه، اون ها قهرمانند از 100 تا 400 يارد
مسابقات ديگه اهميتي به اسب هاي مسابقه اي پرورش يافته نميدن
لوس آلاميتوس شايد اما
دوباره من رو توي کاليفرنيا نمي بيني
چرا؟
اين يکي؟
آره، ادامه بده، بيا
تو رانندگي بلدي؟
آره
مطمئني؟ مي خواي کاميونم رو به گند بکشي؟
بابام يک ون داره مي گذاره گاهي وقت ها برونمش
آره، اما اين يکي آدم رو گول ميزنه- خوبه-
بسيار خوب، کاميونم رو ببر اون جاها پارکش کن
مي خوام کثيف کاري هاي تريلي رو تميز کني
يک جارو و خاک انداز روي تخت کاميونه
بعد برگرد و بيا من رو پيدا کن بسيارخوب؟
باشه- مي خوام برم رقصنده از ميان رو بدوونم .
اون در رو ببند
بهتره امروز رو از دست ندي مي دوني چه اتفاقي مي افته اگر از دست بدي
ندو، راه برو
هي، بيا، هي
هي، هي
هي،هي
و اونها تموم شدند
هي
هي،هي
رقصنده از ميان کجاست ؟ برنده شد؟
زرد پي پاش پاره شد و منم فروختمش
من اسب هاي لعنتي اينجوري زياد دارم
اونو به کي فروختي؟
اون داره به مکزيک ميره اين رو بگير
اون درد زيادي داره؟- اين به هرحال مشکل من نيست-
اون چيه؟- همين جا بمون،اين ها فقط ويتامينن
بيا اينجا، بيا اينجا اين رو بگير، پسر خوب، پسر خوب
چه نوع ويتاميني؟
درباره سوالات اضافي چي بهت گفتم؟
اون رو باز کن و توي کاميون بگذارش
امروز مي خواي برنده بشي، هاه؟
بستگي به خودت داره بستگي به خودت داره بسيار خوب؟
بيا
در رو باز کن، بيا
چي؟ اون نه به پنج روي من شرط بندي کرده
اين اولين مسابقته؟- آره-
چشمک نزن اين داخلشه, دو دقيقه
بيا، بيا... چه کوفتي؟
بيا، بيا
برو
ديدي چقدر سريع رفت؟
اون سريع نيست
No comments yet. Be the first to leave one.