ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
« سیارهی مدریگال »
« سیارهی استخراج آب سنگین سطح ۴ »
« مستعمرههای خارجی ح.ی.ز »
« سال ۲۵۵۲ »
خیلیخب، باشه
!۸ بار !۸ بار
.کاملاً دقیق .تا الان باید بهش عادت کرده باشی
اما بهجای پرداخت یه هزینهی منطقی ،بابت دوتریوم ارزشمندمون
رهبری یو.اِن.اِس.سی در سیارهی ریچ
میخواد ما رو بَردهی خودش کنه
دست جدید
.بذارین یکی دیگه ورق بده .پروفسور دستهاش چسبناکه
میگی تقلب میکنم؟
میگم دستهاتو نمیشوری
دستهام به خون تکاورهای یو.ان.اس.سی آلودهست
تعریف کن، پروفسور
با یکی دیگه از داستانهای جنگت سرگرممون کن
سِن جای زخمهام از تو بیشتره
…چیزهایی دیدم که - …چیزهایی دیدی که -
اونها بهکرات قشونهایی از
،تکاوران و ابرسلاحهاشون یعنی اسپارتانها، رو فرستادن
تا ما رو در هم بشکنن
ولی لزومی نداره که جنگ راهحل باشه
و به همین خاطر هم جین حا من رو « وینشر گرث »
مسئول مذاکره جهت ختم این جنگ بیانتها کرده
اون کوفتی رو خاموش کن
« …به قول بارد: «خِرد
وینشر احمقه؛ و در عین حال خطرناک هم هست؛
چون به ملت امید واهی میده
،مذاکرات صلحش شکست میخوره
و نیروهای یو.ان.اس.سی با تمام قوا میان سروقتمون
حالا ببین کِی گفتم
اسپارتانها رو میگی؟
…تا حالا از نزدیک
یه اسپارتان دیدی؟
با تکاورهاشون طرف شدم
«میگه: «با تکاورهاشون طرف شدم
یه اسپارتان صدتای تکاورهاست
،ولی، جانکا
اسپارتانها یه فرق دیگه هم با تکاورها دارن
تکاورها رو میشه کُشت
اسپارتانها انسان نیستن
سریعتر، قویتر و باهوشترن
کسی جلودارشون نیست
…بدون هیچ رحمی
…همه رو از دم تیغ میگذرونن
…تا اینکه
…هیچکس
…زنده نمونه
هستی یا نه؟
!جین حا
برای این کوچولومون تعریف کن
ژنرال در جریانـه
مدریگال یا آزادی داره، یا نداره
حد وسطی در کار نیست
!بیخیال دیگه - !حتماً شوخیت گرفته. واقعاً که -
همه چی روبهراهـه، ژنرال؟
دخترم کجاست؟
…احتمالاً رفته با دوستاش
بگرده
کوان رو میشناسید دیگه
!آروم
!منو زورکی آوردین
داغونِ داغونم
وای به حالت اگه به درد نخوره، کوان
جای فَکزدن دنبالش بگرد، کارا
ببین، اگه ژنرال بفهمه که …از پایگاه رفتیم
،بابام اگه از چیزی خبر نداشته باشه دلشوره هم نمیگیره
گفتم که پیداش میکنم
مدریگال، بزرگترین منبع هیدروژن سنگین کهکشان
…علاوه بر سوخت سفینهتون
موادتون رو هم جور میکنه
برای همین باید بمونی، کوان؛ !تا همچین کوفتی رو پیدا کنی
حیف؛
،آخه همینکه یه راهی پیدا کنم
خودم رو از این سیارهی مسخره خلاص میکنم
کجا میخوای بری، کوان؟
یو.ان.اس.سی صاحب کهکشانـه
رفتنی نیست
طاقت دوری از ما رو نداره
اول شکاکها
!ای جان - آره -
تو فضا میبینمتون
کجا میری، کوان؟
میره نقشهی فرارش رو بریزه
این چقدر دیگه اثر میکنه؟
داداشم میگه سه سوته اثر میکنه
!بچهها
!وایسین
!میدونستم میای بازی
!صورتت داره نور میده
کوان، کجا رفته بودی؟
باید برگردیم پایگاه
چرا؟ چه خبره؟ - یه سفینه اونجاست -
مال یو.ان.اس.سیـه؟ - بعید میدونم -
!نه، نِیرو. جدی میگم !دست بردار، فئاز
…کوان - شوخی نمیکنم -
!اِسو
نمیدونم. تا الان باید میومدن
کوان حا
!مُنَوَّر قرمز
!به ژنرال حا خبر بدین
!ژنرال حا
!منور قرمز، شمال پایگاه
!لولهها رو ببندید !سلاحهاتون رو بردارین
!پخش بشید
!سرتون رو بگیرید پایین
!پناه بگیرید
پشت سرت
!اینجا
!در موقعیت
!زنگ خطر رو قطع کنید
!آمادهباش
!برید کنار! برید
!برید
!بجنب، کوان
!بابا! بابا
.ما تو جنگل بودیم .یهو پیداشون شد
…کارا و اسو رو کُشتن و
چند تا از نیروهای یو.ان.اس.سی هستن؟ - یو.ان.اس.سی نیستن، بابا -
.برو تو پناهگاه پیش بقیه !مراقب باش
!نه، بابا! وایسا گوش کن، اونها تکاور نیستن
!کارت رو بکن
!به خط شید
مالچین! بیا، بیا، این طرف
برو تو خطوط لوله
!داخل! داخل
!برید تو، برید تو، یالا
!تکون بخورید، یالا
!یالا! یالا
!سریع! زود! یالا !برید، برید
آماده باشید
…پناه بر خدا، اینها دیگه
اونها دیگه چیان؟
نمیدونم
!بابا
!برید! برید
کجا میری؟ - باید برم. باید کمک کنم -
میمیریم؟
نه، معلومه که نه
ما جنگجوییم، مگه نه؟
آره - همینجا بمونین. برمیگردم، خب؟ -
!پناه بگیرید
!بازش کن! بذار بیام تو
!کوانیا
!کوانیـــا
!برو! برو! برو
چند نفرن؟
!کوان
نمیدونم، ولی یه سیفنه دارن
یا خود خدا، همهش راسته
چی؟ چی راستـه؟
فکر میکردم تبلیغات یو.ان.اس.سیـه
!یه سفینه
!یو.ان.اس.سی
!پناه بگیرید
!وای، گندش بزنن
اسپارتانها
!اسپارتانها
تیم نقرهای، وارد عمل بشید
من دیدبانی میدم
!اهریمن
.دارن کمک میکنن !اسپارتانها دارن کمک میکنن
تو خوابم هم همچین روزی رو نمیدیدم
الان طرف ما هستن - البته -
!پس بریم بجنگیم
در حال پاکسازی ربع شمالی
،دستهی الیت ربع غربی
تیم نقرهای، محوطه رو پاکسازی کنید
بچهها، شلیک پوششی لازم دارم
ربع جنوبی
کای، توی موقعیتت بمون
زودتر
بابا؟
کوانیا
!نه! نه
!نـــه
!نـــه
!نــه
مخابره به فرماندهی و تیم نقرهای
نیروهای کاوننت در سیارهی مدریگال از پا در اومدن
،تلفات: ۲۰ سرباز الیت
۱۵۰ غیرنظامی
بدون بازمانده
!وایسا
تصحیح میکنم: یک بازمانده
دختر. نوجوان
تیم نقرهای در حال آغاز جستجوی گستردهی منطقه
جهت یافتن محل فرود سفینهی دشمن
!وایسید! همینجوری نرید
!بابا
« کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما » :. @CinamaSub .:
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » :. Ali 99 & Cardinal .:
چیف
فانتوم کاوننت
ونک، ریز، اون سفینه رو پاکسازی کنید
آهای، چیف
کای، همراه من
مستر چیف ۱۱۷
در حال گزارش از سیارهی مدریگال
No comments yet. Be the first to leave one.