ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
::مبارزه با ارواح::
!بونگپال
!هيونجي
خوبي؟
!هيونجي
هيونجي، خوبي؟ بهوش بيا
هيونجي
يكي كمك كنه!هيچكي نيست؟
هيونجي
"قسمت 13 "
كيم هيونجي
چرا كارت دانشآموزيش اينجاست؟
برگشتيد، دكتر - زود برگشتيد -
آره، جلسهام كنسل شد. همه چيز خوبه؟
بله
راستي، دكتر. يكي اومده شما رو ببينه
خداي من... استاد اومدين
اينجا كه دستشويي نيست
فكر كنم گم شدين - هي واي من -
اتاق رو اشتباهي اومدم
پس عذر ميخوام
راهب
مگه نيومده بوديد منو ببينيد؟ - آه، بله -
اومده بودن بپرسم بونگپال اوضاعش تو دانشگاه چطوره
واقعاً؟
بله. وضع درسيش كه خيلي خوبه
خيلي خوبه
درواقع چون خيلي اجتماعي نيست، يكم نگرانم ميكنه
راهب
ميخوايد يه چيز جالب بهتون بگم؟
چند روز پيش، براي نجات يه گربه رفتم حومه شهر
گربه توي تهويه هوا گير كرده بود
از داخل اونجا صدا مياومد، پس احتمالاً از سر كنجكاوي رفته بوده اونجا
...اما
وقتي رفته ديگه نتونسته در بياد
...با وجود درد شديد، اون گربه
دنبال اون صدا همينطور ميرفت و ميرفت
بعدش ميدونين چي شد؟
...آخرش، ديگه نتونست نفس بكشه
و به طور وحشتناكي مُرد
داستان جالبي نبود
واقعاً؟ فكر ميكردم هست و يه نكتهايم توش داره
...من تو جايگاهي نيستم كه نصيحت كنم
اما چند كلامي از طرف بوداي خردمند ميگم
اوني كه تو دام شيطان افتاده" "هيچ وقت به داشتههاش راضي نيست
اگه قلبت از كينه پُر باشه، آخرش فقط خودت آسيب ميبيني
به خاطر صحبتهاي هوشمندانتون ممنون - خواهش ميكنم -
لطفاً آويزه گوشِت كن
هيچكسي و هيچ چيز از اين قانون مستثني نيست
چه حيوون باشه چه روح
دكتر
بله؟
همسايه بغلي اومده - آه، باشه. الان ميآم -
بله
راهب
با گوش دل به خاطر ميسپرم
خدافظ
ببخشيد ديروقت مزاحم شدم - خواهش ميكنم -
اتفاقي افتاده؟ - ...خوب، راستش -
ميخواستم درباره اتفاقي كه 18 سال پيش افتاده چند تا سوال بپرسم
درسته كه شوهرتون بر اثر يه حادثه فوت كردن؟
اين موضوع مال خيلي وقت پيشه. چرا ميپرسيد؟
ميدونم پرونده بسته شده
در اين رابطه يه چيزاي عجيبي هست
اون موقع با شوهرتون خونه بوديد، درسته؟
بله
چطور متوجه نشدين؟
فكر كردم رفته بيرون - كه اينطور -
صبح رفته بودم سر صحنه اون حادثه
منو و شوهرتون تقريباً هم قديم
وقتي جلوي نردهها وايساده بودم
فهميدم افتادن از اونجا حتي اگه سهواً هم بوده باشه سخته
نظرتون چيه؟
فكر ميكنم يكي از پشت هُلشون داده
استاد جو هيسونگم اون موقع خونه بود، نه؟
چكار ميكرد؟
خانم
لطفاً بريد. چيز ديگهاي برا گفتن ندارم
آه
...خوب
...اگه ميشه يه سوال ديگه بپرسم
ببخشيد كه مزاحمتون شدم
ببخشيد
حالش چطوره؟
تنفسش منظم شده، ديگه نگران نباشيد
حالش خوبه كه نه؟ - بله -
موقتاً شُك روحي بهش وارد شده وقتي حالش بهتر بشه بيدار ميشه
ممنون - خواهش ميكنم -
ميتوني ديگه بري
بله، خانم
ببخشيد. اين تلفن هيونجيه
با اجازه
كيم هيونجي. چرا كارت دانشآموزيش اينجاست؟
با اون هيولا چه ارتباطي داره؟
!لطفاً برين خونه! بذارين به كارم برسم
كارآگاه لطفاً كمكمون كنين - بله، لطفاً كمكمون كنين -
!واقعاًكه، دارين ديوونهام ميكنين
اومدين - چه خبره؟ -
ببخشيد، آقا. كارآگاه، لطفاً كمكمون كنين
لطفاً اوني كه اين بلا رو سر دوستمون هيونجي آورده بگيرين
اين بچهها كين ديگه؟
اينا از كله سحر بست اينجا نشستن و ميگم مجرم بزن در رو رو بگيريم
كافيه - وايسا -
شما همون افراد پرونده مزاحمت اينترنتيهاين
ما رو يادشه! اما مزاحم نيستيم
بعداز ظهرم باهاتون تماس گرفته بوديم
شماها بودين كه 11 بار بهم زنگ زدين؟
بله - بله -
بگين چي شده - ...بله، خوب -
يه دوست خيلي خوشگل دارم
مثل فرشتههاست
خوب حالا. اسمش چيه؟
اسمش كيم هيونجيه و قرباني حادثه بزن در رو بوده
پنج سال تو كما بوده و تازه چند وقته بهوش اومده
بهوش اومده، اما چيزي يادش نميآد
خيلي دلم براي اون و بونگپال ميسوزه، كارآگاه
اينكه اون مجرم رو بگيريم خيلي مهمه. لطفاً كمكمون كنين، كارآگاه
بزن در رو بوده و 5 سال پيش تو سوكجونگدو
به كنترل ترافيك زنگ زدم و هيچ شاهدي نيست
پرونده بستن - بستن؟ -
پرونده رو بستن؟
دوستم تو بيمارستان درگيره ...به خاطر حافظهاش
باشه، فهميدم. ميتونين ديگه برين خونه
!نه، نميرم خونه
...كارآگاه تقاضاي بازبيني پرونده
اگه همينطور ادامه بدين، به جرم !مزاحمت بازداشتتون ميكنم
منتظر تماستون ميمونيم
...لطفاً بهمون قول بدين پرونده رو پيگيري
ببين، اين ديگه به ما ربطي نداره، باشه؟
!شاهدي وجود نداره
قسم ميخورم، چندبار بايد بهتون بگم؟
!بيا و اينا رو بنداز بيرون
برين
يه لحظه - اينرانگ، بسه -
نه، يه لحظه! كارآگاه، بايد !اون عوضي رو بگيرين! لطفا
تقاضاي بازبيني دارم! كارآگاه !تقاضاي بازبيني دارم
لطفاً تجديد نظر كنين
اوف، خسته شدم
بگذريم، رئيس فردا ميخواد ببينتت
چرا؟ - چي فكر ميكني؟ -
گير دادين به استاد جو هيسونگ و رئيسم شستش خبردار شده
هيچي درست پيش نميره و كليم بايد چيزي بارم شه
بونگپال
!بونگپال
!بونگپال
بونگپال
بونگپال
چرا انقدر دادين بالا؟
همينطوري، دلم خواست
بونگپال - بله؟ -
بيا و يه بوس بده
!چطونه؟ حالم بهم خورد
وقتي كوچيك بودي خيسم ميكردي. بيا ببينم
فكرشم نكنين! ديگه بچه نيستم
چي؟ - ديگه بچه نيستم -
بياين دراز بكشين
اوه، چقدر بزرگ شدي
برا خودت غولي شدي - ميرم چاي بيارم -
نه، ممنون
چاي كه نه. آب چطوره؟ يه قلپ آب بده
اي داد بيداد
ببخشيد
بونگپال، ببخشيد
بونگپال، متأسفم
مامان
بيدار شدي؟ - بله -
خوبي؟ - آره، خوبم -
واقعاً؟
اگه حالت بد شد بگيا، خوب؟
باشه
چي شد؟ چرا يهو غش كردي؟
نميدونم
يه چيز ترسناك ديدم و فكر كنم به خاطر اون شُكه شدم
بونگپال كجاست؟ رفت؟
هي! نميدوني چطور آدميه باهاش خيلي صميمي نشو
چرا؟ آدم خوبيه - از كجا ميدوني؟ -
دنيا جاي ترسناكيه
مامان
باهاش كه بد حرف نزدين، نه؟ - چي؟ -
چرا بايد همچين كاري كنم؟ - اذيتش نكنين -
اون ربطي به غش كردنم نداشت
اگه اتفاقي بيفته، كمكم ميكنه
بيا ديگه دربارهاش حرف نزنيم
ميرم با دكتر حرف بزنم
تنها باشي كه مشكلي نداري؟
نه
!بونگپال - خوبي؟ -
اون موقع چي ديدم؟
روح بود؟
چرا به بونگپال رو صدا زدم؟
واقعاً همدبگه رو ميشناسيم؟
اوه، نميدونم
خوبي؟
كي شمارهاش رو عوض كرد؟
آره، الان ديگه خيلي بهترم
خداروشكر. نگران بودم
ها، حتماً
ممنون كه نجاتم دادي. صدمه ديدي؟
خوبم
خوشحالم، اما چي ديدم؟
No comments yet. Be the first to leave one.