ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه گذشت
خب، در مورد قتل دخترم و سرقت چی میدونیم؟ -
چرا از این سه تا نمیپرسی؟ احتمالا اونها انجامش دادن
برای ما پاپوش دوختن
ما مظنونیم خیلی فرق داره
پس کاری که لازمه انجام بدیم اینه که وارد اپارتمان بانی شیم
یه سرنخ پیدا کنیم که به ما مربوط نیست
تو هم نمیخوای اسمت رو پاک کنی؟
بانی یه پرنده داشته؟
خانم گامبولینی
بکنش تو کونت
!شروع کنید بگردید هرکاغذی پیدا کردید بکنیدش تو این کیسه
مایلم به همتون اطمینان بدم که
به عنوان رییس جدید هیئت مدیره
اجازه نمیدم فوت بانی تاثیر منفی روی ساختمون بذاره
الان من مسئولم
و دورهی جدیدی شروع میشه
نذارید سر نینا دهنم وا شه
اگه فکر میکنی بانی یه جنده بوده
صبر کن این یکی رو ببینی
خب من به وصیتنامه بانی دقیقتر نگاه کردم
یه چیزی هست که میخواست داشته باشی
نه! نه اصلا
!هی
!هی
!من میدونم کی انجامش داد
مترجم rz_a
Contact: @rz_asubs
جنایت بینقص؟
اوه، خیلی نزدیک بود
اما یه چیزی هست که قاتل پیشبینی نکرد
یه شاهد
کسی که باشجاعت با یه اپیزود اختصاصی "فقط قتلهای ساختمان" موافقت کرد
خب، به شنوندگانمون بگو
بانی فولجر رو کی به قتل رسوند؟
!گمشو اولیور
!نه، تو گمشو خانم گامبولینی !تو گفتی میدونی کی اینکارو کرد
کی اینکارو کرد؟ فقط خیلی عالیه که -
بانی یه حیوون خونگی که به اندازهی خودش نفرت انگیزه داره
هی، اون شاید خواهر ناتنی منه که داری در موردش حرف میزنی
اره، اینو یبار دیگه بهم توضیح بده
خب، سادهست
پدرم شاید با مادر بانی خوابیده باشه
و اون سکس بالقوه ممکنه بیکاندوم بوده باشه
و اینکه اون سکس بالقوهی احتمالا بدون کاندوم
میتونسته باعث یه خواهر ناتنی بشه که تا وقتی خیلی دیر شده در موردش نمیدونستم
تموم شد؟ لطفا بگو آره - آره -
عالیه - نه -
من لبهای بانی رو بوسیدم
تو چیکار کردی؟ - چی؟ -
اره. یه مهمونی کریسمس بود و داشتیم خداحافظی میکردیم
و میرفتیم که گونههای همدیگه رو ببوسیم اما خطا زدیم
و از لب بوسیدیم
و چندتایی اگناگ خورده بودیم
برای همین یکم کشیده شدیم توش و بعدش فقط وایسادیم همونجا
و یکم ول موندیم و خیلی بد نیست، درسته؟
میشه تو باهاش سروکله بزنی، لطفا؟
اره حتما
خیلی خب. دوتا گزینه داریم اینجا
یه چک میزنم تو صورتت و میگم "!بکش بیرون"
یا فقط رد میشیم به اون بخش که میگی
"ممنون بچه. شنیدنش سخت بود اما نیاز داشتم"
اوه، اونی که چک داره نه
خوبه
!کی اونکارو کرد؟ - کی اونکارو کرد؟ -
خدا، تو سختترین حیوانی هستی که تاحالا کارگردانی کردم
و من مرد فیلی رو با فیل واقعی تولید کردم
اولیور، تلاش کردی باهاش جوری حرف بزنی که انگار تو بانیای؟
...من چرا باید
خانم گامبولینی. منم، بانی
چه بلایی سر من اومد، ها؟
اون یه بانی وحشتناک بود کلید رسیدن به یه بانیِ خوب
اینه که صداتو بالا ببری بدون اینکه صداتو بالا ببری
خانم گامبولینی، چرا من مُردم؟
نه، این خوفناک بود
تو لبخندی که به چشمهای مُرده نمیرسه رو از قلم میندازی
خیلی طول نمیکشه
مگه اینکه تو باعث شی خیلی طول بکشه
خیلی طول نمیکشه
مگه اینکه تو باعث شی خیلی طول بکشه
آره، اما داریم بانی رو انجام میدیم - اوه خدا -
گوش کن
!اکه تو یه قاتلی، قتل رو بس کن
...آره، خب !هی -
ما باید یه پیشرفتی بکنیم
خیلی خب. چی میدونیم؟
بانی با یه میل بافتنی کشته شده
و یه چاقو که هنوز گمشده
آخرین کلماتش
۱۴" و "سوج" بودن"
اون نامههای تهدیدی دریافت کرده که بیخیال اون نقاشی گرانقیمت
از کیسهی جیمینی بابات یا همچین بشه
...اره، و اصل چیِ پدرم؟
کیسهی جیمینیش اینو الان از خودم درآوردم؟
هی، اینو نگاه کن. رسید
از دوازدهم مارس
روزی که بانی مرد
ما بانی رو اونروز دیدیم
اوه-- باشه. این خیلی خوبه. باشه
آخرین روز زندگیت روی زمین برای تو چطوری میشد؟
سوال خوبیه
مثل هرروز دیگه میشد
یا یه روز خاص میشد؟
همونطور که ما داریم بانی رو بازسازی میکنیم
امیدواریم ما رو به سرنخها
و مظنونین برسونه
و لطفا، خدای عزیز
به مترو نرسونه
بیدار شو. بیدار شو
بیدار شو
!بیدار شو! بانی
!بیدار شو مم، خفه شو -
وگرنه میام اونجا و از کون خوابآلودت میزنم
باورم نمیشه این آخرین روزم
به عنوان رییس هیئت مدیرهست
اون احمق داره همهی برنامههای مستعد
و خوب مدرسههامون رو تعطیل میکنه میخواد بچههامون احمق شن
همچنین تو انجمن مسیحی مردان جوان ورزش میکنه
تو پارک اسلوپ، بروکلین
فقط دیگه نمیفهمم تو این شهر چخبره
هر گوشه یه استارباکس هست
دیگه هیچجا نمیتونی یه بیگل خوب بخوری
همهی پلها هی اسمشون عوض میشه
دیگه اون نیویورکی که توش بزرگ شدم نیست، مطمئنا
اه. این
همون سیرک، دلقکهای متفاوت
اتش سوزی دولان
تو گفتی
۲۹ سال به عنوان رییس هیئت مدیره"
از مادرم به ارث بردمش
میدونی بهم هشدار داد که بخشی از کار
ممکنه حل کردن بلاها باشه
چیزی که نگفت "اینه که ساکنین بلا هستن
توقف برای خنده "البته که دارم شوخی میکنم
...خدمت به شما
"...یکی از بزرگترین افتخارات
نمیذارم اون عوضیها گریه کردنمو ببینن
فکر کنم زمان آرامش تموم شد
!صبح بخیر بانی
بازی دیشب رو نگاه کردی؟
آره. دیگه چرا فکر میکنی فازم خوب نیست؟
اووه
الان که انقدر وقت آزاد داری بهتره یه روز یه بازی با هم ببینیم
اره. عالی میشه تامی
بعدا میبینمت باشه بانی -
!لین سنیتی
!اوه، چه وضع داغون خوبی که بیای خونه ببینی
نگران نباش لستر. من جمع میکنم
تو به اندازهی ممههای یه راهبه بیفایدهای
ببخشید. دارم کیک میخورم
و من هنوز برای چندساعت دیگه رییس اینجام
هنوز وقت هست که جایگزینت کنم، میدونی؟
اره اره میدونم
به لورن بگو امیدوارش زانوش بهتر شده باشه اهوم. میگم -
قبل اینکه یادم بره فاکتور بازرسی آسانسور
اوه - میدونی -
اینجا بدون تو از هم میپاشه
همین چیز رو وقتی نینا مسئول باشه میگی
!اه! هرگز
خب، میخوای با این همه وقت آزاد چیکار کنی؟
باورم نمیشه اینو میگم
اما داشتم یجایی رو تو بوکا میدیدم
معلوم شد، یجاهایی روی سیاره هست
که زمستون نداره
اونجا چخبره؟
ما رسیدیم زیرزمین و من سریعا مشکل رو پیدا کردم
گفتم "میبل! لوله کاری سمت پایین اطراف کوره
!دستکاری شده. سریع
"!یدونه به تعدیل کننده بزن و شیلنگ رو جدا کن
ها؟ من فقط یادمه که خیلی "چیز" میگفتی. مثلا
"!چیز رو بذار تو چیز" "!و بعد، "چیز و چیز
اوه! و چارلز
مبارزه کردن با دوست دخترت چطوری بود؟
اوه خب، راستشو بگم ...خیلی فکر نمیکردم
احتمالا باعثش همین بوده
در حال انجامش. با یه تفنگ که سمت من نشونه رفته... یه وسیله رو گرفتم
یه کالسکهی سگ - !روندمش سمت جن. شلیک کرد -
!بنگ! گلوله خورد بهم
نه - خورد نزدیکم. و بعد جاخالی دادم -
!و بعدش تفنگ رو از چنگش درآوردم
و بعد میبل اومد و یه مشت زد تو صورت جن
یعنی، پخش زمینش کردم
اوه، هی بانی
اه! بان بان! یکم کیک برات نگه داشتیم
قانون ۵.۰۵
تجمع بیش از ۱۲ نفر
در یه محیط همگانی
بدون اجازهی هیئت مدیره ممنوعه
میشه اجازه بدین؟
نه. اون یه شعلهست؟
اوه بیخیال. یعنی
این تقریبا هفتهگرد نجات دادن ساختمونه
بهتره ازشون تشکر کنی
!و از تو تشکر میکنم که دخالت نکنی
!اوه! بانیم کردن
میدونی، برا یه مدتی فکر میکردم تو قاتلی
چون تیم سر هزینههای ساختمونیش مونده بود
و من به زنی که در قدرت باشه اعتماد ندارم
خدا، نه مرو - نه مرو. نه هیس -
تو اجازه داری که اونها رو بفروشی؟
No comments yet. Be the first to leave one.