The Neighborhood

The Neighborhood

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 8

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Neighborhood S08E04 Welcome To Family Value 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 4 The Neighborhood 2018 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-10
ഡൗൺലോഡുകൾ: 580
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

وای، اینا چه شیرینی‌های خوشگلی هستن

آره، مگه نه؟ از یه قنادی عالی گرفتمشون

تو ابوت کینی

فکر کردم نارنجکه ولی توش گوشت داره

می‌دونی چطور دهنت رو آماده یه چیز شیرین می‌کنی؟

و یهو ژامبونه؟

من از غافلگیری‌های دهنی خوشم نمیاد

مالکوم، این صدای کف خونه‌ی توئه که داره میاد؟

آره، خونه‌ی من یه خورده قلق داره

پسر، کف خونه‌ات نباید نرم باشه

اشکالی نداره. فقط یه خونه‌ی قدیمیه، بابا

واو، مارتی، نه!

چی؟ چی؟

نمی‌تونی بری نزدیک شومینه

چی شده؟

یه شکاف تو کف خونه هست

درست جایی که تو وایسادی

شکاف؟ یه شکاف کوچیکه

ولی تکون نخور. چی؟

ببین، مجبور شدم یه فرش روش بندازم

چون نمی‌خواستم مامان ببیندش

پس ترجیح میدی مادرت ببینه پسرش میفته و میمیره؟

باشه عزیزم

یه پا میره پایین و فقط شن هست

آره

خب، فقط شن نیست

یه خانواده خرچنگ زیرش هست

خرچنگ؟!

بابا، خواهش می‌کنم... تو خوب میشی، پسرم

حالت خوب میشه

تو می‌تونی انجامش بدی. مار-مارتی، به من نگاه کن، خب؟

به سمت گلدون قدم بردار

بیا

بیا لب فرش

باشه، حالا بپر

آها، شد. دیدی؟ آفرین!

ولم کن. ولم کن

دیدی؟ ببین، همه چی خوبه

ما همه خوب نیستیم

وقتی مهمون میاد نباید مجبور باشن

واسه رفتن دستشویی بشن نینجای آمریکایی

می‌دونی چیه؟ تو نیاز به کفپوش جدید داری

اوه نه، نه، الان نمی‌تونم کفپوش جدید بخرم

خب، می‌تونی از پس یه شکایت بربیای؟

اوه خواهش می‌کنم، مارتی که قرار نیست از من شکایت کنه

من انقدر سریع ازت شکایت می‌کنم! دیدی؟

اوه، اوه، نه-هیچ‌کس از هیچ‌کس شکایت نمی‌کنه

گوش کن

برات کفپوش جدید می‌خریم

این می‌شه کادوی خونه‌گرمی ما

آره. وای، نه نه، ببین، ببین. ممنون از همتون

ولی-ولی کفپوش جدید؟ این که یه ثروته

اوه، لزوماً نه

می‌دونی چیه؟ من به پسرعموم کراچ زنگ می‌زنم

اوه، کراچ؟ اون همونیه که همیشه

تو کارت‌های کریسمسش پیراهنش رو درمیاره؟

آره، من دیگه حتی پاکتش رو هم باز نمی‌کنم

ما سال‌هاست کراچ رو ندیدیم

ببین، نکته اینه که اون صاحب یه

شرکت کفپوش تو نیویورکه

مطمئنم می‌تونه مصالح رو عمده برامون بگیره

اوه. باشه

همین الان بهش زنگ می‌زنم

چطوری، پسرعمو؟

باشه، ک-کراچ، میشه یه پیراهن بپوشی، لطفا؟

تو درست موقعی که لخت بودم بهم زنگ زدی

اِ... اوه... باشه کراچ، گوش کن

هی، پسرم مالکوم تازه یه خونه خریده، و اِ...

اون کفپوش جدید لازم داره، پس...

فکر کردیم شاید بتونی برامون جور کنی

البته، پسرعمو. هوات رو دارم

خب، باشه

باورم نمیشه مالکوم انقدر بزرگ شده که خونه بخره

انگار همین دیروز بود که پوشک می‌بستی

و چسب می‌خوردی

شما گذاشتید من چسب بخورم؟

من؟ نه. بابات گذاشت کراچ مواظبت باشه

تو هی سعی می‌کردی اون دهن کوچولوت رو باز کنی

خیلی بانمک بود

باشه، خب...

ب-باشه، باشه، پسرعمو خیلی ممنون، مرد

از کمکت متشکریم. ممنون

ببین، این حرفا رو نزن. به محض اینکه سفارش رو ثبت کنم

سوار هواپیما میشم

هواپیما؟

چی-- چرا-چرا سوار هواپیما میشی؟

از نیویورک راه طولانیه

می‌دونی که از امتراک ممنوع شدم

اونا با اون واگن‌های ساکت شوخی ندارن

می‌دونی، اِ، کراچ نیازی نیست

که این همه راه رو بیای اینجا

ما فقط، می‌دونی، فکر کردیم تو می‌تونی فقط...

یه جورایی با مصالح کمکمون کنی

اینه که... - یه لحظه صبر کن

تخفیف کراچ رو بدون کراچ می‌خوای؟

نه. نه، نه، مرد، ما کراچ رو می‌خوایم

می‌دونی که ما کراچ رو می‌خوایم. ما عاشق کراچیم

آره، ما کراچ رو می‌خوایم. هی، هی، هی

هی، هی، ممنون، پسرعمو کراچ

مشکلی نیست، چسب‌لب!

هی! ببخشید دیر کردم. من شام رو راه میندازم.

قبلاً حله.

وای!

متاسفم که شغلت رو از دست دادی،

ولی اومدن به خونه و یه غذای خونگی خوردن، خیلی عالیه.

عاشق این همه وقت آزادم.

می‌دونی، همین امروز

همه عکسای بچگی گراور رو رو کلود آپلود کردم.

تمام ۷۶۱ تا ایمیل نخونده‌ت رو هم خونده کردم.

و بالاخره عضویت اون باشگاه رو کنسل کردم

که هنوز تو میشیگان داشتیم.

ها. چطور می‌تونم از خجالتت دربیام؟

چند تا راه بلدم.

اومم...

می‌شه بی‌خیال شی؟

چرا از عشق متنفری؟ ما به زور همو لمس کردیم!

مـ... من متاسفم. فقط حسابی کوفته‌م.

حس می‌کنم ساعت‌هاست دارم تی‌شرت چاپ می‌کنم.

ساعت‌هاست. اوه، بذار اون رو ببینم.

چی داریم اینجا؟

"وقت کاپی، حال اساسی"؟

منظورت این بود که اینو بنویسی؟

باشه، قدیمی.

ببخشید. مـ... من قدیمی نیستم.

تام براکاو یه آدم قدیمیه.

من دوستای تو رو نمی‌شناسم، بابا.

فکر کنم ما فقط در مورد این تی‌شرت گیج شدیم.

خب، تنها تویی.

چون همه تو کلاسم عاشقشونن.

منم قبلاً یه عالمه فروختم.

اوه.

انگار یه کارآفرین نوپا داریم

تو خونه‌مون. اومم.

آره. فـ... فقط نمی‌دونم چطور می‌خوام

همه‌ی این تی‌شرت‌ها رو درست کنم و هم تکلیف‌هام رو انجام بدم.

شانس آوردی، رفیق.

من این همه وقت دارم.

لطفاً، استفاده کن. ازم کار بکش.

و-واقعاً؟ آره.

عالی می‌شه، بابا.

ولی، خب، با این سنت

مطمئنی انرژی‌شو داری؟

با سن من؟ ام...

باید بهت یاد بدم چطور وقتی رو بردی، کنار بکشی.

صبح بخیر، عزیزم. نمی‌دونم داری چیکار می‌کنی

ولی این بیکن بوقلمون بوی بیکن واقعی می‌ده.

اوه. آره، بوی بیکن منو حس می‌کنی.

چون کلسترولم عالیه.

اوه.

خب، می‌تونم بیکنم رو به بیکن تو بمالم؟

اه!

بی‌ادبی نکن. کسی که بی‌ادب نیست. من دارم درباره بیکن حرف می‌زنم.

تو داری بی‌ادبی می‌کنی، خودتم می‌دونی. تو... نه، تو داشتی...

هی، من دارم در مورد صبحونه حرف می‌زنم، دختر.

من اصلاً نمی‌خواستم کاری بکنم.

هی! پسرعمو!

کروچ، مرد! چـ... چیکار می‌کنی اینجا؟

بهت گفته بودم که میام.

آره، ولی، خب، می‌دونی فکر کردم بهم می‌گی

کی داری میای.

می‌دونی که لازم نبود همه چیز رو ول کنی.

چی رو ول کنم؟

همسرم جانت پنج ساله که رفته.

خدا روحش رو بیامرزه.

بچه‌ها از خونه رفتن.

کلاً مال توأم.

خب... اوه، اینجاست!

بیا بغلم، خواهر! هوو! هی! چطوری؟

اوه، تو بوی بیکن می‌دی.

اوه. اوه، تو نیستی.

بیکن اینجاست.

اوه.

دارم از گرسنگی می‌میرم. اشکالی نداره؟

نه، نه، بفرما. راحت باش.

اومم. تو که قبلاً برش داشتی.

به هر حال تو دست‌های نشسته‌ی هواپیماییت.

هوم.

می‌دونی، هر وقت می‌بینمش

نمی‌تونم فکر نکنم به

چقدر شبیه برادرت کورتیسه.

واقعاً؟

آره.

من نمی‌بینم.

این بیکن‌ها خوشمزه‌ن.

بی‌صبرانه منتظرم یه کم آفتاب لس‌آنجلس رو بگیرم.

چند تا سلبریتی ببینم.

اوه، قبل از اینکه یادم بره.

اینم رسید بلیط هواپیمای منه.

اوه، من... من دارم پول پرواز تو رو می‌دم؟

آره، من باید پول بدم بیام کفپوش‌های تو رو درست کنم؟

کروچ، این خیلی زیاده.

خب، این یه سفر کاریه.

برای همینه که با بیزینس کلاس پرواز کردم.

تو اسمش هم هست.

دستشویی کجاست؟

اون سمته. آره.

همینجاست؟ آره.

واقعاً، کالوین؟ واقعاً؟ می‌دونم، می‌دونم.

می‌دونم، می‌دونم عزیزم. ولی، آخه

فقط به این فکر کن که چقدر پول بابت کف‌پوشای مالکوم پس‌انداز می‌کنیم.

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left