ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
*برای استفاده از زیرنویس ها منبع رو ذکر کنید.
چرا زودتر نفهمیدم.
بیا بریم
- ما باید یه جای بی خطر پیدا کنیم. - نه ، اول باید خواهرم رو پیدا کنیم.
اونا دنبال اونم هستن.
افتضاح بود.
تو کنارم بودی ، ولی نمی تونستم بهت بگم که منم.
بهش که فکر می کنم می فهمم چقدر خنگم.
برو ببین کیه
کیه؟
منم اوا
نیکولاس!
چیزای زیادی برای توضیح دادن وجود داره.
حالت بهتر شد؟
اره یکم
اونا دنبالمونن شورش شده.
اونا فرناندو و کاپیتان رو گرفتن.
شورش؟
کی پشت ماجراست؟
هکتور ، افسر اول
بیا ، لباس بپوش
بهتون کمک می کنم خانم.
الان ما باید یه جایی برای مخفی شدن پیدا کنیم.
اول ، بگو چه اتفاقی اینجا افتاده.
شنیدم دوستای خوبی هستین.
من مطمئنم که شماها یه موضوعی برای صحبت کردن پیدا می کنین.
اون مرده کیه؟
و چرا دستگیرش کردی؟
اون مهمترین کسی بود که باید دستگیرش می کردیم.
اون چی؟
- اون با ماست - از کی تا حالا؟
من گفتم ما خط حمل و نقل ناتالیا رو خراب می کنیم ، ما کاری جز اون نمی کنیم.
حالا برو.
دیگه ویروس رو ندارم.
مجبور شدم ازش استفاده کنم.
من اونو به همسر فرناندو فابرگاس تزریق کردم.
طولی نمیکشه که بقیه هم دگیر ویروس بشن
و این کشتی تبدیل میشه به قبرستون.
مطمئنی نیکولاس؟
این راهرو خدمه ست.
دقیقاً،اونا عمرا دنبالت اینجا بگردن.
نیکلاس!
اینجا چیکار میکنی؟
چرا اونا اینجان؟
بیا داخل
اونا کاپیتان رو دستگیر کردن این یه شورشه.
میدونم. دیدم که دستگیرش کردن.
دکتر یکی از مسافرا همونیه که منو شکنجه می کرد.
- مطمئنی؟ - کاملا.
نگران نباش.
من اینجام.
چیکار می خوایم بکنیم؟
هنوز نفهمیدم چرا پیر بهشون کمک می کنه.
من باید باهاش صحبت کنم تا بهم توضیح بده.
ببخشید افسر.
- آقا. - من فقط می خواستم از کاپیتان یه سوال کنم.
- حالش خوبه؟ - اون کاملا خوبه.
کاپیتان روی پل هدایت کشتیه.
ممنونم.
روز خوش.
روز خوش.
- کمک می خواین؟ - نه ممنون
من صبحانه رو به کابین خانم ویانوا می برم.
خواستن اونجا صبحانه بخورن.
این ورونیکاس.
- اون دنبالت کرد؟ - آره.
افسر اول
کی بهت گفت بیای داخل؟
خانم ویانوا
شما باید با من بیاین
اون جایی نمیاد.
نیکولاس اینجا چیکار میکنی؟
منم می تونم همین سوالو ازت بپرسم.
چیکار می کنی؟
یالا ، توضیح بده!
تو نمی فهمی
زندگی هزاران نفر در خطره.
از چی حرف می زنی؟
ما فقط می خوایم خانواده ی فابرگاس رو نابود کنیم.
چجوری می خواستین نابودشون کنین با اوردن ویروس؟
ویروس؟
چه ویروسی؟
این هکتور بود که بهم نزدیک شد.
اون می خواست مسیر کشتی رو عوض کنه.
اون برای کمک بهش مبلغ زیادی بهم پیشنهاد داد.
منم قبول کردم چون می خواستم از خانواده ی فابرگاس انتقام بگیرم.
چرا می خواستی ورشکسته بشن؟
فرناندو همیشه باهات خوب بوده.
این در باره ی فرناندو نبود
کلارا تازه خودکشی کرده بود
و این تقصیر ناتالیا بود
من فقط می خواستم انتقام بگیرم
ولی قسم می خورم ، چیزی درباره ی ویروس نمی دونستم.
باید باور کنین
چند نفر از خدمه با هکتورن؟
اون به بعضی از دریانوردا پول زیادی داده.
بقیه فقط دستورا رو دنبال می کنن.
ما باید سانتیاگو رو برگردونیم.
خدمه از کسی که بتونه وظایفشو درست انجام بده اطاعت می کنن.
دیگه افسرا به سانتیاگو اعتماد ندارن.
- چرا؟ - اون دچار فراموشی و توهم می شد.
ولی اینا برای دارویی بود که ما توی چایش ریختیم.
متاسفم ، نیکولاس.
خب ، الان زمان پشیمونی نیست.
ولی زمانش رسیده که نظم رو توی کشتی برقرار کنیم.
اونا نیاز به کمک دارن.
خواهرای ویانوا ممکنه اونجا مخفی شده باشن.
بله قربان.
اینجا چیکار میکنی؟ من چیزی برای گفتن بهت ندارم
کاپیتان
نیکولاس ولی...
اینجا چیکار میکنی؟ چه خبره؟
من می دونستم وقتی کشتی مسیرش رو عوض کرد یه مشکلی پیش اومد.
یه اتفاق کوچیک من رو به باربارا د براگانزا رسوند.
- در مورد اون چطور؟ - پیر حرفای زیادی برای گفتن داره.
ولی الان اولویت با به دست گرفتن کنترل کشتیه.
من آمادم.
کاپیتان
متأسفم ما هنوز خانم ویانوا رو پیدا نکردیم.
ما باید اون زن رو پیدا کنیم اگه لازم بود افراد بیشتری رو واسه ی این کار ببرین.
کی دستور داد موتورا خاموش بشن؟
موتورا رو روشن کنین.
هی موتورا رو روشن کنین.
شاید خراب شده باشن.
کاپیتانم کسی اونجا هست؟
تکرار می کنم، کاپیتانم. کسی اونجا هست؟
من می خوام همه ی اینا رو متوقف کنی.
- چطوری از کابینت بیرون اومدی؟ - من کاپیتان این کشتیم.
اگه کاپیتانی به مهندسا بگو
به پستاشون برگردن و موتورا رو روشن کنن.
کاپیتان
اسلحت رو بیار پایین.
و از کاپیتان اطاعت کن.
تو نمی تونی دستور بدی
تو حتی برای انجام وظیفه مناسب نیستی.
من و تو هر دومون می دونیم که کاپیتان مشکلی نداره.
اینا همشون یه حیله بود تا کار خودتونو بکنین.
الان نمی تونی کسی رو گول بزنی.
بیا بریم!
ببرینش
من مواظبشم اون باید بگه آنا کجاست.
من فکر می کنم ترجیح می دی کسی رو کنارت داشته باشی که بتونی بهش اعتماد کنی.
با کاری که تو انجام دادی دیگه لیاقت اون لباس رو نداری.
با این وجود، تا رسیدن به بندر یه افسر دوم نیاز دارم.
مسیر رو اصلاح کنین.
سرعت رو زیاد کنید.
بله ، کاپیتان
ادامه دادن راه پدر صد در صد ایده ی افتضاحی بود.
واقعاً همینطوره.
الان که اون مرده
نمی خوام بفهمم اگه می دیدمون چه فکری می کرد.
اون توی اولین سفر ما رو اخراج می کرد.
ما حتی نمی دونیم کشتی خودمون داره کجا میره.
کارولینا ، اینجا چیکار می کنی؟ حالت خوبه؟
آره.
من خوبم.
سانتیاگو هدایت کشتی رو به دست گرفته.
چطوری اینکارو کردین؟
نیکولاس اومد و تونست بقیه ی خدمه رو راضی کنه.
اونا هکتور رو دست گیر کردن.
ما باید به مسافرا اطمینان بدیم که همه چیز به حالت عادی برگشته.
بیا بریم.
اوا
از دیدنت خوشحالم
منم همین طور
خب بیاین وقت رو تلف نکنیم.
- بیاین. - چطوری سوار شدی؟
من تو راه توضیح می دم.
کجا ویروس رو مخفی کردی؟ ما می دونیم دانشجوی انترمان بودی.
اون بهت دادش تا از کشور خارجش کنی؟
نه
آنترمان ویروس رو نساخته.
برای انجام همچین کاری نیاز به یه قسمت از روده ی انسان بود.
ولی آنترمان ترسو بود.
چرا ویروس رو اوردی؟
جواب بده.
ما توی جنگ شکست خوردیم.
ولی برای من جنگ هنوز تموم نشده.
جواب سوالش رو ندادی.
از بیکاریه
اون فقط می خواد ازش نام برده شه.
حتی اگه برای این باشه.
ویروس کجاست؟
یالا جواب بده
ویروس توی کشتیه.
اگه می خوای بدونی کجاست
از خواهرت بپرس
کارول حالت خوبه؟
- آره. - تب داری؟
نه خوبم
چرا؟
تا حالا با آنا صحبت کردی؟
- خدمتکار کابین من. - نه
تو اونو یادت نمیاد؟
واقعاً نه
چه اتفاقی افتاده؟
اوا ، صبر کن
توی کشتی دوتا کارولینا وجود داره.
دیانا ، ولی اون تو کابینش دستگیر شده بود.
هی حالت خوبه؟
No comments yet. Be the first to leave one.