Mythic Quest

Mythic Quest

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Mythic Quest S02E09 1080p WEB-DL
Mythic Quest S02E09 720p WEB-DL
കമന്ററി എഴുതിയത് vahids3
ترجمه و زیرنویس: وحید مستغیث @vahids3

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-07-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 40
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫آره، خیلی قشنگه، کارت عالیه، فیل

‫-خوشحالم که برگشته ‫-منم همنطور

.‫آره، خوبه، صبح به خیر

! ‫هی، اینم رفیق من

‫خبرهای خوب، رفیق، خبرهای خوب

‫مامان و بابا میخوان پیش همدیگه برگردن

‫آره، ما دوباره شریک همدیگه ایم ‫ولی این دفعه واقعی

‫تصمیم گرفتیم که پیش همدیگه برگردیم و با هم کار کنیم

‫آره، قراره یدونه بسته الحاقی خفن با ‫همدیگه و با بودجه و زمان مشخص بسازیم

.‫اوکی. این ... این خوبه

.‫فکر کردیم حالت رو خوب میکنه ‫چه خبره؟

‫آره، حتماً این فکر رو کردین

،‫چون وقتی به افرادی متعهد میشی .‫انتظار داری اونا خوشحال باشن

‫شرایط با اون بیوه عوض شده، مگه نه؟

.‫بهش گفتم بیاد خونه من

.‫اون گفت نه

.‫-آره ‫-آره

‫راستش، اولش گفتم که چند ماهه ‫که داریم با همدیگه قرار می‌ذاریم

‫و اون احساس نمیکنه که .‫هنوز به اون مرحله رسیده باشیم

‫که من اشاره اش رو نگرفتم و روی زانو نشستم

.‫اوه، نه

.‫آره، ازش خواستگاری کردم

.‫-اوه، نه .‫-آره

.‫-بعدش گفت نه .‫-آره

:‫ولی بعدش با خودم فکر کردم

-‫هی، حالا که زانو زدم، پس شاید بهتره که

.‫-این کارو نکردی .‫-التماسش کردم

:‫زانو زده بودم، با خودم گفتم ‫ آره، نقطه ضعفت رو بهش نشون بده

‫ این کاریه که گرگ‌ها بعضی وقت‌ها میکنن

.‫ اگه که مجبور باشن

.‫-و اون از این کار خوشش نیومد .‫-نه

.‫-نه ‫-نه، دوست دارن که با یه پا، زانو بزنیم

.‫ولی با دوتا پا زانو زدن رو دوست ندارن که میشه همون التماس کردن

.‫-و اون اصلاً خوشش نیومد. نه .‫-نه

... ‫خب این

.‫اصلاً خوب پیش نرفت

... ‫پس، این

.‫تمومه

.‫آره، با عقل جور درمیاد

.‫ولی هی! همه چی خوبه

‫آره، گرگ دوباره سرپا میشه چون که میدونین چی فهمیدم؟

‫فهمیدم که شماها خانواده واقعی من هستین

... ‫آره، نه، زن ها توی زندگی من، میان و میرن

.‫اکثراً میرن

‫ولی توی ام کیو و کسایی که اینجا ‫کار میکنن، همیشه هوای منو داشتن

.‫میدونی چیه، رفیق؟ همیشه هواتو داریم

.‫-هی، گرگ برگشته ! ‫-آره. گرگ برگشته، عزیزم

.‫-برگردیم سر کار .‫-آره، گرگ برگشته

.‫-آره، آره .‫-گرگ برگشته

‫دندون های نیش، عزیزم

‫میخواین الان با همدیگه وقت بگذرونیم؟

-‫خیلی کار داریم ولی

‫درسته؟

.‫Yeah

‫ وحید مستغیث : ترجمه و زیرنویس ‫ @vahids3

.‫برو که بریم

.‫-سلام دیوید ‫-یه لحظه وقت داری حرف بزنیم؟

،‫سلام، البته. بیاین تو. آره .‫همیشه برای شما پسرا وقت دارم

.‫دخترها، خانم‌ها

.‫همیشه واسه خانواده ام توی ام کیو وقت دارم

.‫-اوکی --‫-بگذریم، ما

‫میدونی الان چی فهمیدم؟

‫سه تامون، توی فاصله ده ‫فوتی از همدیگه داریم کار می‌کنیم

.‫بعد توی این همه مدت یه عکس دسته جمعی نگرفتیم ‫عجیب نیست؟

‫-عجیبه؟ .‫-راستش نه

.‫-بیاین یکی بگیریم. یالا، خوش میگذره .‫-اوکی

.‫برو که بریم. بیاین جلوتر

.‫-اوکی .‫-اوه، آره. ما رو ببین

.‫سه تفنگدار. لبخند بزنین

.‫این عالیه، عاشقش ام ‫میخوام مستقیم بفرستمش به قاب عکس دیجیتالم

.‫که دارم اونو با عکس تمامی اعضای خانواده ام کیو ایم پر می‌کنم

.‫دیوید، ما داریم استعفا میدیم

‫-چی؟ .‫-آره

.‫-ریچل و من داریم میریم برکلی .‫-آره

‫تا ازدواج کنین؟

.‫-نه ... ‫-چی؟ نه، چی

.‫-میخوایم بریم دانشگاه .‫-آره

.‫فکر کردم واسمون خوشحال میشی

.‫هستم. آره، نه، این خوبه

.‫این براتون عالیه

-‫آره، نه، من

.‫دارم زمان سختی رو ... پشت سر میذارم

‫میخوای در موردش حرف بزنی؟

.‫مشکل شما نیست. آره، نه

-‫گوش کنین

‫من استعفای شما رو قبول می‌کنم

.‫-ممنونم .‫آره، ممنوم، دیوید، بخاطر همه چی

.‫-آره، رئیس فوق العاده ای بودی .‫-آره

.‫ممنون

‫خب، چنین مواقعی، یه بغل کردن می‌طلبن

--‫-نه ما نمیخوایم .‫-لازم نیست همدیگرو بغل کنیم

.‫آره، نه، الان ناجوره .‫این کار درست نیست

.‫پس فکر کنم فقط از همدیگه ... خداحافظی کنیم

.‫-اوکی، خداحافظ .‫-حداحافظ، دیوید

.‫-خدافظ، دیوید

.‫اوکی، خدافظ

.‫خدافظ. ممنویم

‫زک پشت خطه

‫سلام و درودی گرم بر تو، ای زاخاری

.‫سلام، جو ام

‫جو. از ماموریت اسطوره ای

! ‫-چه خبرا، غریبه .‫-عالی ام

‫خیلی واسه عرضه موبایلی ام کیو هیجان دارم

،‫چون که همونطور که خودت میدونی .‫قراره هر دومون یه عالمه پول بزنیم به جیب

.‫ببخشید. من نمی‌فهمم

‫واسم بازی درنیار. هر دومون میدونیم ‫که برام 10 هزار دلار پول نقد فرستادی

‫تا واست سهام ام کیو بخرم بعد از اینکه .‫اطلاعات خاصی رو در اختیارت گذاشتم

‫اطلاعاتی که با بی اعتنایی کامل .‫برای نفع دیگران ازشون استفاده کردی

‫سهام؟ پول نقد؟ جو

‫چیزی که داری توصیف می‌کنی خیلی غیرقانونیه

.‫هرگز نمیتونی مچ منو موقع همچین کاری، بگیری

‫آره، فکر کنم باهوش‌تر از این حرف‌ها باشی، ها؟

.‫ممنون

‫ولی لازم نیست که باهوش باشی تا بدونی ‫که معامله نهانی، جرم محسوب میشه

.‫و تا ده سال مجازات زندان داره

‫آخه کدوم احمق اوسکلی اینو نمیدونه؟

‫درسته؟

‫تو واسه من پاپوش دوختی، ای مردک ! ‫دو روی از پشت خنجر زن مادرجنده

‫بدشانسی، جو

:‫و به داداشم بگو که من گفتم ‫اوینک، اوینک

.‫من به چاک رفتم .‫اونا منو میفرستن زندان

.‫نگران نباش، جوزفین. من میتونم کمک کنم

‫چون که منم زندان بودم

‫-بودی؟ .‫-آوه، آره

.‫بدنام‌ترین زندانی که وجود داشته .‫زندان ذهن

! ‫چه باحال. آره، من قراره برم به زندان واقعی

.‫که میله و سیمان و هم سلولی و از این مزخرفات داره

.‫اوه، درسته. من تا حالا اونجا نرفتم

.‫ولی چیزهای وحشتناکی شنیدم

‫اوکی، آره. فک کنم فهمیدم

‫نقشه ات اینکه معماری سرور و ‫سرویس گیرنده رو از نو بنویسی

‫تا همه بازیکن‌ها اتفاقات یکسانی توی دنیای بازی مون

.‫بشکل همزمان تجربه کنن

‫آره، آره، میبینین، اون درک اش میکنه

.‫-آره، این غیرممکنه .‫-بهت گفتم

.‫آنتونی، خفه شو

-‫ببین، میدونم به ظاهر غیرممکنه

.‫نه، پاپ، غیر ممکنه

‫نقشه ات واسه هرا عالیه ولی .‫ام کیو بخاطر اون ساخته نشده

‫انگار میخوای فونداسیون یه برج رو

.‫بعد از ساخته شدنش عوض کنی

.‫می‌بینی، اون درک اش میکنه

‫آره، ممنون. اسمت آنتونی بود؟

.‫خفه خون بگیر ‫داری با پاپی لی حرف می‌زنی

.‫-باشه مرد، این زن یه نابغه است .‫-آره

‫هر بار که یه ایده دیوانه وار مطرح کردم، اون انجامش داده

.‫-آره .‫-هر دفعه، موفق شده

.‫-آره .‫-به جز این دفعه

‫-آره! چی؟

‫پاپ، اینجوری میدونم که هرا ساخته نمیشه

‫چون که اگه می‌شد

.‫تا الان ساخته بودیش

.‫راست میگی

.‫اوه، خدای من. راست میگی

... ‫-من این همه وقت و منابع هدر دادم اون بخاطر ‫-تخیل ات

‫مشکل همینه. اگه رویای بزرگی داشته باشی

.‫متاسفانه، بعضی وقت‌ها بدجوری هم شکست می‌خوری

‫ولی، هی، پاپ، باید احساس ‫خوبی نسبت به خودت داشته باشی

.‫منظورم اینکه پشم ریزون شکست خوردی

.‫-ممنون .‫-آره. آره

‫آره، این یه ایده نبوغ آمیز بود که ‫میتونست کل استدیو رو ورشکست کنه

‫و کم مونده بود که ورشکست‌مون .‫کنه. این شگفت انگیزه

‫-واو .‫-آره. آره

.‫خیلی خب، جمع اش کنین، پسرا

.‫-خب، مردها .‫-مردها. جمعش کنین، مردها

.‫داریم الکی وقت تلف می‌کنیم .‫هرا رو نمیشه ساخت

.‫-آره، ماه هاست که دارم اینو میگم ‫-خفه شو، آنتونی، فقط خفه شو

‫هی، من همه وسایلمو جمع کردم و تو گشنه ای؟

.‫من قبول نشدم

‫چی؟

.‫من توی برکلی قبول نشدم .‫اونا منو رد کردن

.‫ما الان از کارمون استعفا دادیم، دینا

‫ما از کارمون استعفا دادیم و تو ‫حتی نمیدونستی که قبول شدی یا نه؟

.‫خیلی جوگیر شده بودم .‫فکر می‌کردم حتماً قبول میشم

.‫اوه خدای من

.‫کارول با برگه‌های خروج همین الان داره میاد اینجا، رفیق

.‫آخه چی فکر می‌کردم؟ خدایا، خیلی احمقم

.‫نه، تو احمق نیست. تو احمق نیستی

.‫من از اون بز احمق متنفرم

‫عزیزم

.‫اوه، نه. من کاری به این کوس شعر ندارم

.‫بفرمایین

.‫برد، اون چیزی که میخوای بکنی رو نکن

‫به کمک ات نیاز دارم تا از زک اعتراف بگیرم

‫الان چرا باید یه موش کوچولو به ‫یه کوسه بزرگ و خفن کمک کنه

‫اونم بعد اینکه کوسه خواسته اونو قورتش بده؟

... ‫-چون که تو آدم خوبی هستی .‫-توهین به من قرار نیست بهت کمک کنه

‫خواهش می‌کنم، برد. نمیخوام برم زندان

.‫جو ... من نمیتونم بهت کمک کنم

‫بعضی وقتا باید با مخ بخوری زمین تا ‫بفهمی که مشکل داری و تو واقعاً مشکل داری

‫تو به قدرت معتاد شدی ولی میتونی توی زندان پاک بشی

‫شاید پیشرفت بکنی و توی رشته حقوق مدرک بگیری

‫که باعث میشه به قدرت بیشتر برسی و ‫در نتیجه زندان بیشتری در انتظارته

.‫ولی، هی، اعتیاد یه چرخه معیوبه

‫چی میشه اگه بهت بگم که تو به من کمک ‫نمی‌کنی بلکه داری به خودت کمک می‌کنی؟

‫ادامه بده

‫اگه با هم کار کنیم، میتونیم همه ‫تقصیرها رو بندازیم گردن زک

‫میتونی انتقام کشته شدن خوک محبوبت رو بگیری

‫میتونم بهت کمک کنم برادرت رو بفرستی زندان

‫آره، حداکثر 6 ماه اونم توی زندانی که مثل هتله

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left