ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
!توجه تماشای این سریال به همراه خانواده توصیه نمیشود
آنچه در فصل اول گذشت
«بابی اکسلراد» لعنتی... مردی از جنس مردم
پرتش میکنیم توی یه سلول... دیگه شمشیر رو از رو بستیم
هرکاری که لازم باشه انجام میدیم
ارزش تو برای این شرکت ثابت شده است
من قبل تر از اینکه ازدواج کنیم اونجا کار میکردم
و خیلی قبل تر از وارد شدن تو به دفتر دادگستری
من مراقب افرادم هستم
وقتی «میک دنزیگ» رو داخل خونه خودش
با یه مسلسل گرفتن، کاری کردم که مشکل برطرف بشه
بدون تحمل ریسک خیلی زیاد
به جایی که من هستم نمیرسی
"ما"... جایی که ما هستیم...
یه سری تصمیمات گرفتم.
رستوران و مزرعه رو تعطیل کردی
بزنید به چاک! همه برن بیرون!
تو با یه جنایتکار ازدواج کردی
از این ننگ دوری کن. تن لششو طلاق بده
ازم میخوای به همسرم فشار بیارم که عقب بکشه
- میدونی که نمیتونم اینکارو بکنم - چرا نه؟
از این به بعد، من نقش تو رو توی این پرونده مشخص میکنم
اگه اصلا نقشی داشته باشی!
رییست اون اطلاعات قلابی درمورد اکس و پلیسا رو با
خوندن یادداشتهای خصوصی همسرش بدست آورده.
تو به اعتماد من خیانت کردی
اونجا نشستی و داری ادعای اخلاقیات میکنی؟
عه عه عه عه، ادعاش میکنم؟!
درحالی که به کار کردن توی یه نهاد جنایتکار ادامه میدی
و حتی نمیتونی اینو واسه خودت اعتراف کنی
بهت درمورد مشکلاتم با دنزیگ گفتم،
بعد یه بازپرسی لعنتی به راه افتاده!
من تو رو نفروختم
تست دروغ سنج بگیر، مادرسگ!
وقتی برگشتم،
رفته باش!
پرونده به پایان رسیده.
بیا برای شرکت «اورین باخ» کار کن، به حساب من.
نشنیدم بگی "نه"
خیلی متاسفم که بهت شک کردم
پاداشت...
قصد داشتم بهت 2 میلیون بدم
همین الان شد 5 میلیون
من استعفا میدم، بابی
دیگه نمیتونم انکار کنم
که اینجا چطور جاییه و تو چطور آدمی هستی.
میدونی، تنها دشمنی که خطرناک تر از...
یه مرد با منابع نامحدود ِ...
مردی که هیچی واسه از دست دادن نداره.
و تو دقیقا داری به همین آدم نگاه میکنی
دقیقا همینجا
ترجمه و زیرنویس از: امـیـر سـتـارزاده Am1Я H1tmaN
فصل دوم قسمت اول: مدیریت ریسک 98/01/23
ببخشید دیر وقت خواستمت
هیچ وقت مجبور نیستی این حرفو به من بزنی
از جهات مختلف، این مکان منو ساخت.
بشین
هیچ جایی نیست که اینقدر تفاوت بازنده ها
و برنده ها اینقدر سرراست مشخص باشه.
آها
امشب خواستمت بیای اینجا تا بهت بگم
که ما چطور قراره برنده بشیم.
سه روز قبل
ببخشید
ببخشید. باید بریم سر کار، عزیزم
اینجا بهم نگو "عزیزم"
هیچکس درها رو باز نمیکنه تا زمانی که اکس بگه
سه هفته لعنتی کار کردن دور از دفتر خودم،
لَه لَه میزنم که برم داخل.
صبح اولین نفر اومدم اینجا
زود اومدی که یه نگاه به اطراف بندازی مگه نه؟
که ببینی علت واقعی ماجرا چی بوده. مگه اینکه توام اون مزخرف ِ ...
"خرابی سیستم اطفا حریق" رو باور کرده باشی.
- کشتی خودتو از بس اینو گفتی - بیخیال
- سکته که نداشت - کی سکته کرده؟
- «کلمنزا». فقط سکته نبوده - «برادران روساتو» کشتنش (دارن اسگلش میکنن - کاراکترها از فیلم پدرخوانده)
و اونم میگه به همین راحتی.
این جای سوال داره. سیستم های حریق خاموش کننده خودکار داشتن
حتی بهمون اجازه ندادن بریم داخل که وسایلمونو برداریم
منم اندازه شما میدونم
شنیدم اکس عصبانی شده بوده
- کدوم خری از تو پرسید؟ - اگر اکس گفته
خرابی سیستم بوده، پس همین بوده.
وقتشه؟
به وگز نیاز داریم
جدی؟
اجازه نمیدیم حیوونا بیان داخل
تا وقتی که نگهبانشون هم اینجا باشه
ترتیبشو میدم
باید از یقه ات دفاع کنی
آرنجت رو ببر داخل زانوش و آرنجتو خلاص کن
آره، دفعه بعد همه اینا رو انجام میدم
هر وقت بتونی توی حرکاتی مثل این ماهر بشی
میتونی دفاع رو به حمله تبدیل کنی
حتی وقتی از پشت سر بهت حمله بشه
وقت نمایشه، دوستان
اون منتظر شماست
«دانا»!
لطفا اینو از اینجا ببر بیرون، بده به یه...
ببخشید قربان سعی کردم جلوشو بگیرم
من «اولیور دیک» هستم، از دفتر مسئولیتهای شغلی
«د.م.ش». و برای یه ملاقات ساده هم نیومدی
وگرنه با یه قرار ملاقات قبلی میومدی.
درسته. ما کاملا با این موضوع مشکلی نداریم که
در مورد پرونده هایی مثل این هشدار قبلی ندیم.
و دقیقا چه نوع پرونده ای...
تحقیق درمورد عملکرد اخیر شما
- خب، به نظر جدی میاد - آره هست
مطمئنم نیاز به یه دفتر دارید
همینطوره
دنبالم بیاید
عه! اینجا رو ببین
پس بهتون هشدار رو دادن
حتی یه لحظه هم به این فکر نکنید که این بهتون برتری میده
اصلا کی به این چیزا فکر میکنه؟
من چیزی برای قایم کردن ندارم. از طرف من همکاری کامل خواهید داشت
چه همکاری کنید چه نکنید سر در میارم حقیقت چیه
اینو بدون.
روش حساب میکنم
آره، دِیک هستم
درمورد پرونده رودز به کجا رسیدیم؟
میدونی چیه...
بیا فرم های مالیات رو هم به اون داده ها اضافه کنیم...
- وقتشه وگز - تقریبا
نمیخوام این تبدیل بشه به فاجعه «سینسیناتی» (در سال 1979 یازده نفر بر اثر ازدحام جمعیت در کنسرت جان باختند)
بفرستشون داخل
حالا شما عوضیا وقتی یه مدت نیومدید اینجا
قدرشو می فهمید
هیچ وسیله الکترونیکی مجاز نیست چه شخصی چه نوع دیگه
به جز یه تلفن همراه
تمامی کارمندان میبایست دستبند شناسایی مغناطیسی داشته باشن
که برای ورود و خروج به ساختمان لازم هست.
مردم از من می پرسن، پول چه چیزی رو نمیتونه بخره
در جمع عوام، مزخرفاتی مثل
"عشق و متعلقاتش"
جواب واقعی اینه...
چیز زیادی نیست که پول نتونه بخره
و بهترین چیز اینه که به من دسترسی به
باحال ترین آدمای دنیا رو میده
مثل سخنران بعدیمون
بهترین مشاور و سخنرانی که دیدم.
دلم میخواست بهتون توصیه کنم که تمام توجهتون رو بهش اختصاص بدید
ولی مجبور نیستم
خودش توجهتون رو جلب میکنه
کارش همینه
دکتر ویندی رودز
سخنران...
این کلمه بار روانی داره
ترسناکه... فشار زیادی داره
نه برای من
اوه
میتونی سخنرانی (مشاوره) کنی؟
البته که میتونم
بیا به دفترم و امتحان کن
- تابحال شاکی نداشتیم - نایس!
میدونی، میگن یه حرفه ای آموزش دیده
همیشه میتونه تشخیص بده که یکی داره دروغ میگه
این بزرگنماییـه هیچ وقت مطمئن نیستیم.
ولی الان من مطمئنم.
تو داری دروغ میگی
لاپوشونی میکنی
از همهمون شاکی میشن، درسته؟
برات سخته که گلایه ها رو یادت بیاری نه؟
خیلی عمیق جا گرفتن
تو رو تسخیر کردن
چون میخوای باور کنی که بی نقص هستی
ولی میدونی که نیستی
به همین دلیله که هر سال حدود دو میلیارد دلار (قرص افزایش قدرت جنسی ویاگرا)
از این قرصا فروخته میشه. (قرص افزایش قدرت جنسی ویاگرا)
چون اونا بهتون اطمینان میدن که وقتی زمانش برسه،
میتونید آستین ها رو بالا بزنید.
بعضی هاتون از این قرص استفاده میکنید.
یه قرص کوچیک آبی چیزی نیست که ازش خجالت بکشید
ولی اگر همین الان این بطری رو پرت کنم داخل جمعیت
هیچکس برش نمیداره
فکر اینکه شاید کسی متوجه بشه که شما به کمک نیاز دارید
بدتر از اینکه که اون کمک بهتون نرسه
با این حال، وقتی زمانش برسه
وقتی باید تصمیم قطعی رو برای...
خریدن یا فروختن سهام بگیرید،
بهتره مثل یه صخره استوار باشید و آماده.
چون این سیاحتیـه که داوطلبش شدید
میلیون ها سال پیش
یه شهاب سنگ به زمین خورد و عصر یخبندان درست کرد.
حتی دایناسورهای تی-رکس با اون جثه عظیمشون
چیزی جز اسکلت ازشون نموند.
یه شهاب سنگ فریاد زنان...
داره میاد سمت این سالن
و همه سالن هایی مثل این.
تمام صنعت صندوقهای تامینی
تحت محاصره قرار گرفته
حقمونه
طوری رفتار کردیم که انگار تا ابد همینه
حتی با تمام این ها
طغیان پول بنگاهی...
و افزایش بودجه نقدینگی، راه رو برای نابودی ما باز کردن.
ولی بازم ما نخواستیم که عوض بشیم.
تا یه مدت دیگه
ما همگی منقرض میشیم.
No comments yet. Be the first to leave one.