Counterpart

Counterpart

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Counterpart S02E07 720p WEB H264-AMCON
Counterpart S02E07 XviD-AFG
Counterpart S02E07 480p x264-mSD
Counterpart S02E07 1080p HEVC x265-MeGusta
Counterpart S02E07 720p HEVC x265-MeGusta
Counterpart S02E07 1080p WEB H264-AMCON
Counterpart S02E07 720p AMZN WEB-DL x264-ION10
Counterpart S02E07 720p AMZN WEB-DL x264-SiGMA
Counterpart S02E07 No Strings Attached 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-SiGMA
Counterpart S02E07 No Strings Attached 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-SiGMA
കമന്ററി എഴുതിയത് Mikaeil
█►میکـائیــل ، محــمد نجـــفی | Film2Movie ارائه ای از وبسایتِ◄█

ടാഗുകൾ

720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
1080
XviD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2019-02-03
ഡൗൺലോഡുകൾ: 55
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

...آنچه گذشت

.اثل» ، تو بمون لطفاً»

حالت چطور ـه؟ - .مثل «آنی کوچولویِ یتیم» کوفتی‌ام -

طرز رفتارت باعث می‌شه .مردم از رونده بشن

راجع به چی فکر می‌کنی؟ - ،اینکه چقدر دوستت دارم -

.با توجه به اینکه چقدر کم می‌شناسمت

مدیریت این زندگی رو در جهانِ ما .نصیب‌ـت کرد

.امیلی برتون» رو برامون بیار»

،هر اتاق در سفارت‌خانه‌ی بنده

.پر شده از عابران درمانده

کِی می‌تونم به مردمم بگم که می‌تونن برن خونه؟

.این به من مربوط نیست جناب سفیر

طرف شما بود که گذرگاه رو بست

می‌خوای یه راه خروج از این قضیه پیدا کنی؟

.باید خودت ترتیبشو بدی

.یه اسلحه توی توالت مردونه گذاشتم

فکر وقتشه به این داستان .پایان بدی

...«سلام «کلیر"

،سرور اصلی خراب شد

".و باید توی اداره بمونیم

.کلیر» ، عاشقتم»

بدجور دلم می‌خواستم .که ببینم رویا به حقیقت می‌پیونده

!وایسا نه ، لعنتی

...«پیتر»

.دیگه تموم‌ـه - .اون «شادو» بود -

الأن کجائی؟ - به‌گمونم اینجا «اکو»ـه -

.داره تیراندازی می‌شه - !نه -

.ام» ، آروم باش» - .یه‌اتفاقی افتاده -

.وقت نیست - .«ام» ، «ام»

،هیچوقت نمی‌تونی

.مجبورشون کنی تا گذرگاه رو تا ابد ببندن

،خونِ میلیون‌ها نفر بر گردنِ شماست

.و من دیگه دست روی دست نمی‌ذارم

.می‌خوام با همه‌تون ملاقات کنم ، باهمدیگه

،شرایط من ساده‌ست

.گذرگاه رو تا ابد ببندید

ازتون می‌خوام که همسایگان‌ـمون .رو به یک جلسه دعوت کنید

،فردا ، خودم و پدرم رو

.تسلیم نیروهای شما میکنم

.می‌خوام با همه‌تون ملاقات کنم

.باهمدیگه

.تصمیم با شماست

.سیگنال از طرفِ دستگاه «جوما» اومد

چطوری پیداش کرد ـه؟

همونطوری که اگر باهم .همکاری نکنیم ما رو هم پیدا می‌کنه

فکر کنم باید یک بار .برای همیشه با این مواجه بشیم

به همسایگان‌ـمون می‌گیم .که وقشه ملاقات کنیم

.به‌هیچ وجه درها رو باز نمی‌کنن

پس ما هم چیزی که می‌خوان .رو بهشون می‌دیم

.این برای بخش مدیریت جهانِ توئه

.برمی‌گردی خونه ، جناب سفیر

حالت خوبه؟

.می‌خوان ملاقات کنن

.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*

« مترجمیــن: میــکائــیل ، محــمد نجـــفی » Mohammad_Na , #MK

« هــمـــتــا »

:فصــل دوم ، قســمت هفــتم "از بند رها گشته"

.«بنابه‌دلایلی اینجا قوانینی داره ، «وزلی

.فکر می‌کردم اینو یادت داده بودم

.می‌دونم که یادت داده بودم

،چه الأن ببینیش چه بعداً .اصل قضیه تغییری نمی‌کنه

«وزلی پیرس» دَه سال قبل در جهانِ ما

.اون هیچ دخلی با این قضایا نداشت

.درسته نداشت

.حق با توئه

ولی تو نتونستی ،یه راز ساده‌ی کوفتی رو

.از عیالِ احمق‌ـت مخفی کنی

،ما فقط اومده بودیم باهاش حرف بزنیم

.ولی وحشت‌زده شد ، فرار کرد و خورد زمین

.نباید این‌طوری اتفاق می‌افتاد

،«با عرض تسلیت «وزلی پیرس

.تو رسماً مُردی

.این زندگی جدیدت ـه

،اسم تو «ایان شاو»ـه .مقیمِ جهان مجاور

.مأمور بخش ضداطلاعات

.بابت اسمی که بهت دادیم شرمنده

اون‌ها فقط لازم بود ،تو رو جایِ همتات بذارن

ولی ، اون از شیوع آنفولانزا .جونِ سالم به در نبرد

.متوجه نمی‌شم

،من یه معامله‌ای کردم .برای من سودمند ـه

جهانِ مجاور می‌خوان مقاماتِ .بخش استراتژی‌ـشون رو تکمیل کنن

دارن فراری‌ها رو با مبلغی .عالی می‌خرن

به‌طور قاچاقی .اون‌ها رو وارد می‌کنن

.ولی نمی‌تونم همینطوری برم - .چاره‌ای نصیب‌ـت نشده -

.بذار یه‌چیزی رو واضح بگم

.«تو به این شغل نیاز داری ، «ایان شاو

اگر یک وقت حس شهوتی ،که به اون داشتی رو حس کردی

،یا اینکه بخوای به کسی اعتماد کنی

،یا شایدم بخوای از تمام این مسئولیت‌ها فرار کنی

به‌چیزی که امروز در اینجا .دیدی فکر کن

،این شغل هم تو رو

.و هم هرکسی که برات عزیزه رو به‌کشتن میده

خوبی؟

آره ، کجائی؟

دارم میام به آدرسی .که بهم دادی

تنها؟

.البته - .وقتی نزدیک شدی بهم زنگ بزن -

،از پشتِ ورودی حمل بار

.بیا پیشم ...«راستی «ایان

.هاوارد» باهامه»

.داری کار درست رو می‌کنی

.گور بابات

.پنج سال پیش بود

.زمانِ عروسی‌ـت

.آره

کجا با «میرا کستل» نزدیکی کردی؟

.مکان‌های گوناگون ، اتاق‌‌های هتل

،ولی تا دیروز نفهمیده بودید

...که منشی‌ـتون

...لمبرت» بود که بهم گفت اون»

مأموری‌ـه که اطلاعات‌ـمون ،رو در تمام این‌سال‌ها

.منتقل می‌کرده - .«شادو» -

...برای همینم از «هاوارد سیلک» خواستم

تا بهم یک اسلحه بده .که بتونم باهاش رو در رو بشم

فقط دلم می‌خواست زودتر .بهش می‌رسیدم

از مأمور دیگه‌ای باخبرید؟

.نه ، البته که نه - ...پس چطوری باید -

.خدایا ، به‌گایِ سگ رفته - .گل‌پسرمون مایه‌ی تأسف ـه -

...شرمنده - .مشکلی نیست -

.خونه‌ی «میلا کستل» رو گَشتیم

.قطعاً جاسوس مدنظرمون‌ـه

،جاسازهای مخفی .یه‌چندتا پرونده‌ی دزدیده شده

به‌نظر میاد سال‌هاست .که جاسوسی «کوویل» رو می‌کرده

.منطقی‌ـه

،پدر زنش حسابی جوش میاره

وقتی بفهمه «کوویل» اینطوری .بازداشت شده

.تحت نظارت بفرستش خونه

تا وقتی بفهمیم باید چی‌کار کنیم .تحت حبس خونگی نگهش می‌داریم

.باشه

پیتر»؟»

...داری چی‌کار

.حقیقت نداره ، می‌دونی

اینکه زندگی‌ـت توی یه چشم .بهم زدن برات می‌گذره

.فقط یه خاطره دارم

متعلق به اولین باری بود .که «اسپنسر» خندید

برای سال‌ها سعی می‌کردیم ،که کاری کنیم بخنده

یادت میاد؟

چی‌شده؟

آره ، به‌تازگی از اون سفر .برگشته بودم

،به محض اینکه گرفتمش

.شلیک گلوله کل صورتشو غرق در خون کرد

فکر می‌کنی واسه اونم همینطوری بوده؟

شاید قبل از مرگش .یه خاطره‌ی خوش داشته

...راجع به

راجع به کی حرف می‌زنی؟

.میلا» ، منشی‌ـم»

.همونی که به‌عنوان عامل نفوذی فرستاده بودی

،همونی که داده بودی مشکلاتو حل کنه

.«مثل «کلاود لمبرت» و «ادگار برنت

.اون داشت ... داشت می‌لرزید

...دلش نمی‌خواست بمیره ، ولی

.ولی به‌هرحال ماشه رو کشید

.بخاطر هدفِ کوفتی تو

.نمی‌دونستم که نقشه اونطوری بود ـه

.ولی می‌دونستی یه‌نقشه‌ای در کار بود ـه

.و راجع به «میلا» هم می‌دونستی

سر صبح خروس‌خون ،که رسید اونجا

،یه فنجون چای برام درست کرد

.دقیقاً طوری که دوست داشتم

.خیلی تحت تأثیر قرار گرفته بودم

...کار تو بود

مگه نه؟

.تو بهش گفته بودی

اون‌ها می‌خواستن کارشو .درست انجام بده

.آره خب درست انجام داد

.اون معرکه بود

.درست مثل تو

پس چرا اون باید فدا می‌شد؟

چرا نذاشتید من به‌جاش تقاص پس بدم؟

.«چون تو مهمی «پیتر

تو عبادت می‌کنی «هاوارد»؟

.من زیاد مذهبی نیستم

.من می‌کنم

.هر روز نماز می‌خونم

،نه برای حاجتی ،چون به‌قدر کافی باهوشم که بدونم

،اگر درخواستِ چیزی رو بکنم .مثل آب خوردن جلوم ظاهر نمی‌شه

.نه ، من برای پاک‌بینی عبادت می‌کنم

،که توی مسیر درستی‌ام .و باید به غرایزم اعتماد کنم

.خب خودت می‌دونی من کسی رو نکشتم

می‌دونم جناب «کوویل» فقط ازت .خواسته بود بهش یه اسلحه بدی

.آلت قتاله نبود

حالا اگر می‌اومدی پیش من ،توی این قضیه دستی نداشتی

ولی بنابه‌دلایلی اون می‌خواست .خودش ترتیبش رو بده

ترتیب چی رو؟

.منشی‌ـش یه مأمور جاسوس بود

اون کسی بود که ،چهار نگهبان رو به‌همراهِ

منبعی که دستگیرش .کرده بودیم کشته بود

،اون سعی کرد باهاش رو در رو بشه .و حالا اون مُرده

،بعد از وارد کردنم ، بهم هشدار داده بودن

...که سؤال برام پیش میاد

.درباره‌ی جهان اون‌ها و همتام

این یه امر طبیعی بین مردم‌ـه ، مگه نه؟

.تو تازه به این پِی بردی

.من درباره‌ی همتام سؤالی برام پیش نیومد

.به خدا فکر کردم

.«دو جهان ، دو شهر «مکه

،اگر من به‌سوی قبله‌ی خودم نماز بخونم ،اون‌ها هم به‌سوی قبله‌ی خودشون نماز می‌خونن

خدا صدای کدوم یکی رو می‌شنوه؟

و بعدش امروز صبح .قضیه برام روشن شد

.خدا هر دو جهان رو به ما داده

More Farsi Persian subtitles for Counterpart

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left