ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
هواپیمایی هند
هر کاری از دستم برمیاومد کردم
نخستوزیر تحت فشار شدیدیه
«آیاسآی» این خبر رو به خورد رسانههای بینالمللی داده که
که مذاکرات ما با شکست کامل مواجه شده
و تروریستها هر لحظه ممکنه
مسافرهای اون هواپیما رو بکشن
جناب، خودتون میدونید که این حقیقت نداره
این عوضیها دارن کم میارن
از درخواست آزادی ۳۶ تا تروریست
الان رسیدن به فقط سه نفر
قربان، یکم دیگه بهم وقت بدین
و قول میدم لازم نباشه حتی یه دونه تروریست رو هم آزاد کنیم
و تکتک مسافرها رو صحیح و سالم برمیگردونیم خونه
فقط بحث زمانه
تو این سه روز گذشته، خانوادههای گروگانها
بیرون اقامتگاه نخستوزیر دارن اعتراض میکنن
متاسفانه، همینه که هست
یالا
از اینجا گمشو بیرون
بگیریدش! اون حرومزاده رو بگیرین
لهش کنین
گلوشو ببر
بلند شو
شاهرگشو بزن
نگهش دارین
ظهور، ما زیر سایهی اسلحه مذاکره نمیکنیم
خب، بالاخره چی تصمیم گرفتین؟
ما با نخستوزیرمون مشورت کردیم
فردا، هر سه نفرشون... مشتاق احمد زرگر
احمد عمر سعید شیخ
و برادرت، مولانا مسعود ازهر
از زندان آزاد میشن و همینجا تو قندهار بهتون تحویل داده میشن
پول چی؟
تا امشب، ده میلیون دلار منتقل میشه
به رابطتون تو دبی
حالا میخوام با مسافرها حرف بزنم، تنها
همگی توجه کنید
حالا میتونید چشمبندها رو بردارید
و پردههای پنجره رو بکشید کنار
لطفا نگران نباشید
من آجی سانیال هستم، رئیس اداره اطلاعات هند
خوشحالم که به اطلاعتون برسونم
که مذاکرات ما با موفقیت انجام شده
تا فردا شب، همهی شما
به سلامت به هند برمیگردید
ملت ما برای همیشه قدردان شجاعت
و استقامت شما تو این روزهای سخت خواهد بود
جاوید باد
جاوید باد
واقعاً جاوید
شما هندوها یه مشت بزدلید، مگه نه؟
جناب مامور اطلاعات، بهتره تا امشب پول به دستمون برسه
مگه زمانی به سرزمین شما نمیگفتن «پرندهی طلایی»؟
امشب طلاهاشو ازش میگیریم
و فردا، اون پرنده برای همیشه غیبش میزنه
آقای سانیال
ما دقیقاً اونور مرز زندگی میکنیم، میدونی که؟
اگه فکر میکنی خایهشو داری
بیا جلو. هر غلطی میخوای بکن
جناب، لطفا این رو به خودتون نگیرید
ولی به جز شما، بقیهی
تیم مذاکرهکنندهی ما کاملاً بیتجربه هستن
حتی اگه کماندوهای ما به اون هواپیما حمله میکردن
برای اعتبار هند استراتژی بهتری بود
پس داری بهم میگی
که به خطر انداختن جون ۱۶۰ نفر، فقط واسه
محافظت از اعتبار کشورمون، «استراتژی بهتریه»؟
من قبلاً تو چنین موقعیتهایی بودم
و بذارید رک بگم قربان
کشور ما آمادگی مقابله با این حجم از فلاکت رو نداره
پس بهتره شروع کنیم به آماده شدن
به هر حال، ما همهی راههای دیگه رو امتحان کردیم
به سازمان ملل التماس کردیم
جلوی آمریکا دست دراز کردیم
و اونا به هر راه حل دیپلماتیکی که پیشنهاد دادیم خندیدن
جناب، متاسفم که انقدر رک حرف میزنم ولی چارهای ندارم
اونا به کشمیر و کارگیل یورش بردن
دفعهی بعد نوبت حیدرآباده
و تمام کاری که ما میکنیم اینه که دور هم جمع بشیم و سرود ملی بخونیم
قربان، برای مشت زدن، اول باید دستت رو مشت کنی
ما باید به قلب تروریسم تو پاکستان نفوذ کنیم
جوری که اگه حتی خوابِ صدمه زدن به هند رو ببینن
ما باید اونجا مثل یه کابوس منتظرشون باشیم
و جناب، من یه نقشهی منحصربهفرد برای عملی کردنش دارم
بیخیال سانیال، چی داری میگی واسه خودت؟
کل دنیا دیدن که نقشهی تو تو قندهار با چه رسوایی شکست خورد
تو اطلاعات هند رو مدیریت کن
بذار من بخش بینالملل رو دستم بگیرم
جناب، دکترینِ کشمیرم رو بهتون گفتم؟
به این میگن «امید به صلح»
خبر خوش چیه خانم؟
شوهرم تازه تو بانک اسبیآی به عنوان نگهبان استخدام شده
تبریک میگم خانم. برای شما هم یه خبرایی هست
یادتونه قبلاً بهتون گفته بودم؟
تبریک میگم خانم. بفرمایید اینجا. ممنون
کی استخدام شد؟ امروز
امشب یه مهمونی میگیرم. آرومتر
جناب، جناب! صبر کنید
جناب، لطفا نگه دارید
این رو برام نگه میداری؟ حتماً
ایست! ایست! ماشینو نگه دار
وایسا
یاداو، اون ماشین داره خیلی تند میره... متوقفش کن
همین الان همهی درهای مجلس رو ببندین! زود باشین
داره به سمت گیتِ مقامات میره! جلوشو بگیرید
ماشین نزدیک ورودی شماره ۱۱ تصادف کرد
همهی ورودیهای مجلس رو ببندین، زود
همین الان
حدوداً ساعت ۱۱:۴۰ صبح
یه تیم تروریستیِ انتحاری به مجلس حمله کردن
این ماشین چراغ گردون قرمز و برچسب وزارت کشور داشت
عملیات! عملیات! فرمانده
صدای تیراندازی از نزدیکی ورودی شماره ۱ میاد
اونا در حالی که شلیک میکردن وارد شدن و نگهبانها رو زدن
هنوز صدای شلیک از داخل شنیده میشه
تلاشی برای متوقف کردن حملهی در حال وقوع
در اطراف ورودی شماره ۱ انجام شد
تروریستها حجم زیادی از مواد منفجره با خودشون آورده بودن
یکیشون که بمب انسانی بود
رفت تو و خودش رو منفجر کرد
انفجار انقدر قوی بود که
بقایای بدنش هنوز به سقف چسبیده
تیکههای بدنش اونجا پخش و پلا شده
وضعیت؟
پنج تا تروریست داریم
داخل یا بیرون؟ خوشبختانه بیرون
جلسهی مجلس ۴۰ دقیقه پیش تموم شده بود
اون نمایندههایی هم که هنوز اینجان
تو صحن مجلس در امانن و اونجا قرنطینه شدن
اطلاعات تازهای به دستمون رسیده
یکی از هواپیمارباهای پروازِ «آیسی ۸۱۴»
یعنی «سانی قاضی»، فرماندهی این حمله رو بر عهده داشت
اون به همراه سه نفر دیگه از پا دراومده
ما باید همیشه درست عمل کنیم
ولی این عوضیها فقط کافیه یه بار کارشون رو درست انجام بدن
دکتر، نبضش خیلی ضعیفه
داریم از دستش میدیم. به خون نیاز داره
حملهی مجلس، دولت رو از بنیان لرزونده
هیچکس فکرش رو هم نمیکرد اونا مستقیم وارد قلمرو ما بشن
نخستوزیر حسابی نگرانه
داره صبرش لبریز میشه
بعضی وقتا از دست دادن صبر میتونه برای یه کشور خوب باشه
بالاخره فایلی که بهم دادی رو بررسی کردم
با دو سال تاخیر
ایدههای خیلی رادیکال و تندی هستن
زمان زیادی میبره تا بتونیم خاورمیانه رو با خودمان همراه کنیم
و در حال حاضر، ورشکست کردنِ پاکستان خیلی سخته
چون آمریکا داره ازشون حمایت میکنه
با این حال
یه پیشنهادی هست که نخستوزیر ازش خوشش اومده
دوراندار
دوراندار
ولی نخستوزیر نگران بود که
آیا اصلاً چنین نقشهی بلندمدتی جواب میده؟
چارهی دیگهای نداریم
بالاخره باید از یه جایی و یه زمانی شروع کنیم
چون امروز اونا فقط از آستانهی درِ ما گذشتن
ولی فردا خرمون رو میچسبن
اون موقع دیگه چیزی برای از دست دادن نداریم
نه صبری برامون میمونه و نه جراتی
من عملیش میکنم
به سلامتیِ دوراندار
به سلامتیِ دوراندار
نور خورشید در هم شکست
مثل شیشهی شکسته تو آسمون
اگه الان زخمیم کنه، مگه چی میشه؟
باهاش کنار میام
دلم هزار تیکه شده
اومدم اینجا و عشقِ داغدیده و داغونم رو جا گذاشتم
دلم هزار تیکه شده
اومدم اینجا و عشقِ داغدیده و داغونم رو جا گذاشتم
تو دل آسمون اوج میگیرم
و قلبم بیشتر از همیشه به تپش میافته
دلم هزار تیکه شده
آرامشم تو همین شور و شوقمه
انگار دلم دیگه بدجوری پیگیر شده
مثل یه طوفانِ وحشی اومدم
حتی جراتم رو هم نمیشه به زنجیر کشید
نه دنبال کاروانی میگردم
نه دنبال کاروانی میگردم
و نه دنبال همسفری
نه دنبال کاروانی میگردم
دلم هزار تیکه شده
چشمهام نیمی از قصهم رو میگن
چشمهام نیمی از قصهم رو میگن
و بقیش رو سکوتم فاش میکنه
دنبال کسی میگردم که حس من رو داشته باشه
نه دنبال کاروانی میگردم
این اتوبوس کجا میره؟ لاهور
لاهور؟
این اتوبوس کجا میره؟ کراچی
کراچی. از مسیر پیشاور
و نه دنبال همسفری
هر جا که بایستم، این خاک پا به پای من میاد
هر جا که بایستم، این خاک پا به پای من میاد
هر جا که بایستم، این خاک پا به پای من میاد
و حالا آسمون تو مشت منه
نه دنبال کاروانی میگردم
و نه دنبال همسفری
No comments yet. Be the first to leave one.