ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
... آنچه گذشت
... مارتین د لامبرت دزد دریایی اینجاست
!تو یه آدم پستی
.یه آدم سرکش - !دزد دریایی -
.مادرت خیلی ازت حرف میزد
... شجاعتت، زیباییت
. حتی قبل از این که برسی حس کردم که میشناختمت
!به مادرت قول دادم که ازت مراقبت کنم
!تو "نگهبان وفادار" منی
... در هفته ای که در پیشه
مهمونا از سرتاسر قاره به اینجا میرسن
.که شاهد ازدواج کاتولیک ما باشند
... یه پیغام برات دارم
قبل از این که ازدواج کنی
... تو یا عشق خواهی داشت
.یا یه وارث، ولی هیچوقت دوتاش رو با هم نخواهی داشت
.سعی نکن انکار کنی با یکی دیگه رابطه داری
... من با دارنلی ازدواج میکنم
ولی اگه این جریان برملا بشه ... من زنی میشم که
که نتونست شوهرش رو نزدیک خودش نگه داره !حتی در آستانه عروسیش
... من میخوام کیرا بره
... هر بار که تو رو نگاه کنم
... صورت کسی رو میبینم که
!کسی رو میبینی که زنی که واقعا دوست داشتی رو کشت
.کاترین! خواهش میکنم کمکم کن از این ازدواج برم بیرون
... خب، باید بگم مهمونی ها برای عروسی شما
.تمام گروه های حمایت کننده رو جذب خودش کرده
... بیا امیدوار باشیم که مردمم وقتی که تصمیم گرفتم
!عروسیم رو لغو کنم بازم حامی من باشن
.خب، تقصیر همه چی مستقیما میوفته گردن دارنلی
تو فقط قبول کن، بعدش آسیاب شایعه به کار میوفته
... شایعات استراتژیک
.از رابطه های پنهانی دارنلی
.ولی کیرا تنها کسی بود که باهاش بود
.خب، نه دیگه وقتی که شایعات رو علیه اش پخش کردم
... یکی باید یکم ریزه کاری کنه، اما بهم اعتماد کن
به اندازه ای که لازم باشه ملاحظه شو میکنیم
... اگه تو اونو دور بندازی، دارنلی تو
!ابر تاریک از ننگ باقی میمونه
.رسیدیم
.خیلی خوبه که بزاری مردم ملکشونو ببینن
و اونایی که به همچین شایعه ای علاقه ای ندارن چی؟
اشراف زاده ها و شخصیت های برجسته ... از همه نقاط دنیا اومدن
!که عروسی من رو ببینن
.به مدت دو روز
چطور قراره مسائل رو برای اونا توضیح بدیم؟
.سخت تر از اونه که فکرشو میکردم
چی میشه اگه ساکتشون کنیم؟
با یه هدیه جدایی؟
.هیچی در مورد همچین چیزی نشنیدم
.خب من همین الان اختراعش کردم
... بهشون طلا و جواهرات
!و هر چیزی که داری رو بده
!متاسفانه خزانه هامون تقریبا خالین
.پول تنها مانعی نخواهد بود که باهاش مواجه میشی
... اگه الان عروسی رو لغو کنی
... واتیکان خیلی ناراحت میشه
.اونا برای خودشون به حد کافی طلا دارن
.و اونا براشون مهم نیست که دارنلی با کی میخوابه
.. اونا میخوان با مردی ازدواج کنی
.که کمکت کنه انگلیس رو تصرف کنی
... اونا قدرتمند ترین فرستاده شون "کاردینال ادومو" رو
!فرستادن تا شرکت کنه
.ما یه راه حلی پیدا میکنیم
... اگه رها کردن این ازدواج
... هنوزم چیزیه بیشتر از همه میخوای انجامش بدی
!فعلا دست نگه میداریم
... یه مساله جزئی دیگه ام هست که باید بهش رسیدگی کنم
.قبل از این که جلوتر بریم
و مراقب باش
.وقتی داری جاسوسی جان ناکس رو میکنی
.الیزابت تنها کسی نیست که با این ازدواج مخالفه
.من میخوام بدونم که دشمنام در چه وضعیتی ان
.و نقشه انجام چه حرکت هایی دارن
.تا وقتی که تصمیمم رو میگیرم
... لرد دارنلی قدرت و مردانگیشونو
!با به جا آوردن یکی از سنت های قدیمی نشون دادن
...تا لیاقتشون به عنوان
.پادشاه آینده اسکاتلند رو نشون بدن
ماری، ما باید واقعا صحبت کنیم، و نه فقط برای نمایش
...ولی ما باید - .من الان وقت ندارم -
من باید به کارای عروسی برسم
!اوه، الان نه مادر
.خب، چیزی که میخواستی رو به دست آوردی دارم با یه ملکه ازدواج میکنم
.ملکه ای که ازم بدش میاد و کوچیکم میکنه
اگه به اندازه کافی بد نبود ... که مجبور نمیشدم تو یه رسم عروسی
وحشیانه و اسکاتلندی
!شرکت کنم
اینا مهم نیست، تو داری نظر مردم !رو به خودت جلب میکنی
.روی چیزی که برای رسیدن بهش به اینجا اومدی تمرکز کن
.قدرت
یا دیگه بهش علاقه ای نداری؟
.البته که علاقه دارم
خوبه... چون آدم های مهمی
برای عروسیت اینجا جمع شدن
.آدمایی که میتونن هر آرزویی که داشته باشی برآورده کنن
.تنها کاری که باید بکنی، اینه که به مادرت گوش بدی
:ترجمه و زیرنویس
... میتونم بهتون اطمینان بدم کاردینال ادومو
... ملکه ماری ترتیب بهترین اقامتگاه رو
.برای حضور شما در اینجا دادن
جولین، ببین برنارد غذا خورده باشه؟
.حتما سرورم
!وای خدا، سلام گریر
مارتین تو اینجا چیکار میکنی؟
... من توسط یکی از دوستان خانوم ایتالیاییم دعوت شدم
.که در عروسی سلطنتی شرکت کنم
.منم پذیرفتم با این امید که تو رو اینجا پیدا کنم
!فکر میکردم حامله ای
... من کارم خیلی از حاملگی گذشته من رز رو چندین و چند ماه پیش داشتم
رز؟
کی میتونم ببینمش؟ - .ببینیش؟ هرگز، این غیرممکنه -
بانو گریر، خوش آمدگویی به مهمونا چطور پیش میره؟
میشه کمکتون کنم؟
.مشکلی ندارم، خیلی ممنون
... حالا، اگه اشکالی نداره من کارایی مهم تر از گفتگوی کوتاه
.که در حال حاظر باید بهشون رسیدگی کنم
.خیلی خب
.تو باید همین الان از اینجا بری
.نه تا وقتی که دخترم رو ندیدم
.فقط همین یه بار
!لطفا گریر
.خدای من، اون خیلی خوشگله
.بچه من
.اون بچه تو نیست، نه با توجه به اونچه همه میدونن
من که بهت داستان این که من و همسرم . اونو به فرزندی قبول کردیم رو بهت گفتم
.اون دختر منه
.و برام خیلی مهم تر از سرافکندگی احمقانه توعه
.چیزی که من نگرانشم سرافکندگی اونه نه من
تو میخوای که اون به عنوان یه طرد شده و نامشروع بزرگ شه؟
.این دروغ بهش شانس یه زندگی خوب و ازدواج رو بهش میده
.تو میتونی دروغت رو نگه داری
تنها چیزی که من میخوام اینه که باهاش .وقت بگذرونم وقتی که تو اسکاتلند ام
!نمیتونم ریسک کنم، متاسفم
... اگه دوستش داشته باشی میفهمی که من این کارو
!برای محافظت ازش انجام میدم و تو ام همین کارو میکنی
... هر ناراحتی که ممکنه داشته باشید
.میتونم با گیاهان دارویی حلشون کنم
.خیلی ممنون
.لرد باثول
.از دیدنتون تو دربار متعجبم
... شما خیلی واضح گفتین که با ازدواج من
!با دارنلی موافق نیستین - .این در مورد دارنلی نیست -
.هست، ولی یه جور دیگه
.تو نمیتونی باهاش ازدواج کنی
.نمیتونم بزارم وارد این ازدواج بشی
.تو در این زمینه هیچ انتخابی نداری
.و تو دو تا انتخاب داری
.این چیزیه که مرد تو جنگل بهمون گفت
.پیشگویی که اون کرد
.تو میتونی عشق یا یه وارث رو انتخاب کنی
...میدونم این دیوونگی به نظر میاد ...ما به زور هم رو میشناسیم
...اما اگه من اون عشقی باشم که پیشگویی شده چی؟
!وای، تو دیوانه ای
تو پیشگویی رو باور میکنی؟ - مهم نیست -
... چیزی که برام مهمه
.اینه که من یه حسی نسبت به تو دارم
...حسی عمیق تر از اون چیزی که مردی که تازه یه زن رو شناخته
! باید تو این زمان کم داشته باشه
.من فقط یه زن نیستم .الان دیگه، من یه ملکه ام
و تو تاج و تخت انگلیس رو میخوای، تو صلح میخوای
.و تو وارثی میخوای که بتونه دو ملت رو متحد کنه
ولی چی میشه اگه راه های دیگه ام برای متحد کردن انگلیس و اسکاتلند باشه؟
بچه های دیگه
.بچه هایی که میتونی با من داشته باشی
.من نمیتونم این کارو بکنم - !چرا تو میتونی -
.صبر کردن رو در نظر بگیر
بهم یه فرصت بده
...به خودت یه فرصت بده !برای چیزی که "ما" میتونیم داشته باشیم
ما چی میتونیم داشته باشیم؟
.من حتی نمیدونم که چی میتونه باشه
... و با توجه به فشاری که من - !من میدونم -
عزیزم
.نگران نباش
... من یه راه پیدا کردم که منابع لازم
.برای آروم کردن اشراف زاده ها پیدا کردم - !نه، نه، نه، من نمیتونم -
با این که خیلی دلم میخواد این کارو بکنم ولی نمیتونم عروسی رو
... با دارنلی لغو کنم، چون
!من ازش حامله ام
... هیچکس نمیتونه بفهمه تو قبل ازدواج حامله شدی
.حتی مردی که باهاش ازدواج کردی
.تو رسوا میشی
!و بچم هم یه حرومزاده معرفی میشه
!فاقد شرایط لازم برای حکومت .دارنلی هم نباید بفهمه
.باور دارم که اون از این شرایط علیه من استفاده میکنه
!اون سلطنت بعد از ازدواج رو میخواد
.تو هیچوقت نباید بزاری از مرگت منفعت ببره
... تو باید از تاج و تخت و وارثت
!به هر قیمتی محافظت کنی
.وارثم
.ریزیو حق داشت
... از لحظه ای که پزشک بهم گفته
.این تنها چیزیه که بهش فکر میکنم
.این بچه ایه که پیشگویی در موردش گفته
.من بچه دارنلی رو تو شکمم دارم
.و دیگه هیچ راه برگشتی از این ازدواج نیست
اوه، تو که قرار نیست دوباره سرم داد بزنی، قراره؟
.اوه جیمز، متاسفم که یکم پیش نتونستم باهات حرف بزنم
... من فقط یکم
.درگیر تعداد زیاد مهمونا بودم
No comments yet. Be the first to leave one.