ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
قسمت هشتم
پس... اگه جاهامون عوض شن
چی کار می کنید؟
چی می شه اگه من یه آدم با موقعیت بالا باشم...نمی دونم مثلا چی
مالک وای بی اس؟
.خوب به نظر می رسه. مالک وای بی اس
اون موقع چه اتفاقی می افتاد؟
.اگه این باشه، اون وقت من باید تعظیم کنم
.چون تو صاحب وای بی اسی باید به زانوهام بیوفتم و التماس کنم
.گوینده کیم. پس شما همچین آدمی هستید
.به قدرتمندها تعظیم و واسه ضعیف ها قلدری می کنید
.پس تمام این مدت چون وی جی بودم به من با حقارت نگاه می کردید
،هی، مالک وای بی اس
می شه لطفا به این شماره زنگ بزنی؟
این شماره ی مسئول یه بیمارستانه .و بیمارهای توهمیُ درمان می کنه
،درسته، خودم دیدم
.چند تا بیمار توهمی بودن
یکی که هنوز باور داره یه ستاره است ،و نمی دونه روزهاش به آخر رسیده
.و کسی که فکر میکنه هر کاری هم کنه باز هم حقوق می گیره
.از همون اولی که اومدم اینجا افکارمُ عوض کردم
.لازم نیست از همه ی کارمندها مراقبت بشه
.گاهی اوقات، باید بعضی هاشون رو انداخت بیرون
.امروز خیلی چیزها یاد گرفتم
...ممنونم از نصیحتتون
!ارشد
.منشی چویی، منم
.برگشتم به مقام اصلیم رو...فکر کنم می خوام یه کم جلو بندازم
.نمی دونم
یه ماه بعد؟
.خودم حواسم بهش هست، چون این مربوط به منه
.ممنونم که نگرانمی
،به خودت ربط داره که بخوای رزها رو بپذیری یا نه
اما اینکه بدون هیچ حرفی بری و از ،بقیه بخوای به جات اظهار تاسف کنند
.اصلا مودبانه نیست
.یوکیونگ. منم گیج شدم
می دونی چقدر ظالمانه است به کسی امید واهی بدی، مگه نه؟
.امیدوارم برای سه جو حد و مرز رو مشخص کنی
چی می شه اگه من یه آدم با موقعیت بالا باشم...نمی دونم مثلا چی
مالک وای بی اس؟
اونوقت چه اتفاقی می افته؟
!عمرا
. افکارم از وقتی اومدم اینجا عوض شدن
.لازم نیست از همه ی کارمندها مراقبت کرد
.گاهی اوقات باید بعضی هاشون رو انداخت بیرون
.منم. پارک سه جو از تیممون
.رزومه اش رو پیدا کن و برام ایمیلش کن
.آره
!کیم شین
.اومدم دوستمُ ببینم و می خواستم دیگه سوار اتوبوس شم
!به نظر می رسه همین اطراف زندگی می کنی
!چه تصادفی! چه جالب
راستی! ملاقاتت با می ره خوب پیش رفت؟
واقعا می ره ازم خواسته بود برم اونجا؟
اوه خدای من. انکار کرد؟
.می دونستم این اتفاق می افته
.راستش، به نظر منم عجیب می رسید
،با اینکه خیلی ظاهر معصومی داره
یه روباه مکاره. دارم بهتون می گم از .عمد گوشیشُ هم توی خونه جا گذاشت
.گفته بودی فامیلشی
چرا همچین حرف هایی می زنی؟
.چون اونُ بهتر از هر کس دیگه ای می شناسم
.اون واقعا یه شیطانه
.اگه از شوهرش هم خوشش نیاد، می ذارتش کنار
نا می ره به من زنگ نزده بود، درسته؟
چرا اینقدر باورش داری کیم شین؟
نا می ره شاید یه کم حساب کتاب .کنه، اما همچین روباه صفتی نیست
.آدمی نیست که اینطوری دروغ بگه. هنوز اینقدر پست نشده
هنوز؟
.پس...این به این معنیه که من شدم
.به خودت ربط داره که باور کنی یا نه، پس هر کاری دوست داری بکن
،اما
.مردم قطعا عوض می شن
.می ره هم همینطور
،اگه می خوای خوشحال باشی
.خواهش می کنم با می ره ملاقات نکن
!نا می ره هنوز اونقدر فاسد نشده
.صبر کنید
.شما برید
.چرا؟ با هم جلسه داریم. بیا تو
.دیروز راحت رسیدی خونه. نتونستم درست باهات سلام کنم
بله ارشد. چطور اونجا رو پیدا کردی؟
...اوه، نا می ره
.جوونترین نویسنده ی تیممون بهم زنگ زد تا بیام اونجا رو ببینم
.اگه رابطه اشون بد شه، واسه من خوب نیست
!ارشد! ارشد
.به نظر می رسه براتون سوءتفاهم پیش اومده .می ره واقعا تا قبل از اومدنش هیچی نمی دونست
...فقط من و سه جو- .می دونم-
می دونی؟-
.پس چرا یه کم پیش با می ره اینطوری بودی؟ خیلی بچگانه بود
.انتقام
تیم آزمایشی
.سلام .سلام-
.سلام. سلام
.مستند. بیایید مستند بسازیم
.ویژه ی وای بی اس
.می تونیم یه برنامه ی خیلی موفق بسازیم
نه...دختر شایسته ی کره، دختران مسابقه .دهنده، رو 24 ساعته دنبال می کنیم
این یه چیز بصریه. دارم بهتون می گم .برنامه های بصری همیشه بهترینن
...و بعد طبیعتا طرز زندگی اون فرد
.می تونم فرهنگ خریدِ 1% برترِ کره رو مورد تحلیل قرار بدیم
.کیف های مارک دار، گردنبند و کفش. خیلی چیزهای زیادی هستن
.بیننده های زن، حتی اگه اخم هم کنند باز هم می بیننش
چون یه جورایی حس رضایت بهشون می ده. هاه؟
بیننده ها چطور؟
.این موضوع چند سال پیش محبوب بود
.بهترین داماد رو پیدا کنیم و یا همچین چیزی
.مدت زمان جنگ افغانستان
چرا جنگ علیه تروریسم بعد از 13 سال تموم نشده؟
چرا آمریکای قدرتمند نمی تونه اونُ تموم کنه؟
.نه تنها آمریکا بلکه انگلیس هم درگیره
.منم می دونم
!منظورم وجهه ی خارجی اون جنگه. وجهه ی خارجی
...وجهه ی خارجی، آه. وجهه ی خارجی
...اونوقت بعد از مستند
...نه
.ساکت
!خفه شید
مستند؟ برنامه ی موفق؟
.این دو سال زمان می بره ساختش
.جذاب؟ باید بیشتر قسمت هاشُ ادیت کنیم این چه جور بصری ای می شه؟
برند های مجلل؟
منم ازش خوشم میاد، اما نباید .تلویزیون رو با این جور چیزها پر کنیم
اونوقت عروس کیه؟ تو می ری نا می ره؟
.بنگ، بنگ، بنگ، بنگ، جنگ. صلح جهانی. عالیه
.اما ما امکانات و بلیط هواپیما نداریم بریم افغانستان
.باشه. باشه
.چیزی که قبلا آماده کرده بودیم
چی؟
!اوه. جعبه ی پاندورا
!دقیقا
همه این افسانه ی یونانی رو می دونن؟
خدای یونان، زئوس به پاندورا می ده و بهش می گه
.که هیچ وقت بازش نکنه
.اما پاندورا بازش می کنه
و چیزی که ازش بیرون میاد...مرگ
،بیماری
،نفرت
و حسادت
.و توی اون فقط چیزهای بد بود
اما چیزی که آخر کار بیرون اومد
.امید بود
چه امیدی؟
!!آمار بیننده ی بالا
خوب نبود؟
.به عبارت دیگه بیایید توی این دنیا ی سخت، دنبال امید بگردیم
.خسته کننده می شه اگه فقط توی یه بخش انجامش بدیم
.پس، توی سه بخش تقسیمش کنید
.اما با زمینه ی موضوعی یکسان
برای آزمایشی اول باید چی کار کنیم؟
...قبلا...همون که قبلا گفتم .نه، اون نمی تونه باشه...یه چیز دیگه
،اساسی ترین چیزهای توی زندگی مردم
غذا، پوشاک، پناهگاه. چطوره توی این زمینه ها یه چیزی پیدا کنیم؟
.اما برنامه های زیادی در مورد لباس هست
،و کلی هم برنامه در مورد غذا هست
خونه؟
...خوبه
.خونه. پس توی قسمت اول بیایید یه چیزی در مورد خونه پیدا کنیم
."باشه، پس بیایید موضوعمون این باشه." خونه
پس اگه این منطقه بازسازی بشه، همه ی این خونه ها خراب می شن؟
درسته؟
.آه. این مردم واقعا زندگی سختی دارن
پس، حدودا چند نفر توی هر خونه زندگی می کنن؟
مهمترین چیز توی ساخت یک خونه چیه؟
.همه چیز سخته، اما استحکامش مهمترین مساله است
استحکام و ایمنی خونه؟
.البته. البته. البته
.سلام
!اوه. سلام
.ببینید، حدودا 25 پیانگه و بالکن هم داره
.این باید بین خونه های کوچیک محبوبیت زیادی داشته باشه
.آه، البته
...این کدومه
.این همین ساختمون اینجاست
این خونه چی؟
.این ساختمون برنده ی بهترین معماری سال 2010 بود
.اوه. برنده. اون قطعا باید چیز متفاوتی باشه
فکر می کنید بتونیم ازش بازدید کنیم؟
.خودتون بپرسید
.این خونه ی رییس وای بی اسِ گروه یونگ گون ، خانم لی میرانه
چه تعطیلاتی؟
.یه مدتی برای کار اومدم
چه کاری؟ به جز نظافت کار دیگه ای هم می کنی؟
به هر حال، خانم، خونه های زمان شما
چطورین؟ یه چیزهایی مثل خونه های معلق تو هوا نیستن؟
هنوز هم کلی آپارتمان هست؟ قیمت خونه چطوریه؟
چرا می پرسی؟
.اوه، موضوعی که داریم روش کار می کنیم در مورد خونه است
.خونه خونه است دیگه
،همینطور هم من هیچ کمکی به کارت نمی کنم
.مگه اینکه سریعا همون کاری رو بکنی که می گم
خانم، نمی تونی این موضوع رو تموم کنی؟ هاه؟
!کسی که باید تمومش کنه تویی نا می ره
.هیچ وقت کاری که می گمُ نمی کنی، فقط کارهای بی خود می کنی
.پس همون کاری رو بکن که بهت می گم
نا می ره؟
واقعا گوش نمی کنی؟
صبر کن. پس اون داره پای تلفن با خودش صحبت می کنه؟
.اینطور به نظر می رسه
بار قبل توی برنامه گوینده کیم شین گفت
.که یه نا می ره هم توی تیم اون هاست
No comments yet. Be the first to leave one.