ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
"پیش از این در "Resident Alien
.باز کن. منم
وقتی ما رفتیم به اون چیز خیریه تو نیویورک
.گفتن که پول برای کلینیک هست
.باشه، تو باید آروم باشی
.آروم باشم؟ نمیتونم آروم باشم
.اونا دارن خانوادههامونو تهدید میکنن
...امم - .متاسفم -
.اشکالی نداره. من باید برم - .درسته. میفهمم -
.داره یه سیگنال دریافت میکنه
چی میگه؟
.یه شماره تلفنه
.کیفتو جمع کن .میریم نیویورک
.آدم خیلی زیاده
اخرین جزیرهای که انقدر آدم روش بود
.اتلانتیس بود، و اونم کارش خوب نشد
.هی، من دوتیکه پپرونی میخوام
چیز دیگه؟
بیگانهای اینجا زندگی میکنه؟
.این شمارهایه که داری
.یه چیزی باید اینجا باشه
"نوشته "جالوت
من دارم
هرکدوم از نقاشیدیواریهای جالوت رو .در شهر علامت میگذارم
.این، جاییه که جالوت رو پیدا میکنیم
چی میتونم برات بیارم؟
چی داری؟
.یکی اینجا باید جالوت باشه
کسی به نظر تو شبیه بیگانه است؟
هرچیزی که باید درمورد جالوت بدونید .روی بومهاست
جالوت اعتقاد داره که اسید کمک میکنه .زنجیرهای انسانیت رو بندازی
.من دوست دارم که زنجیرهای انسانیم رو بندازم
چندوقته میدونی هری یه بیگانهست؟
.این مزخرفه
قسمت7 "فرار از نیویورک"
میتونید در نظرسنجیها برای انتخاب زیرنویس شرکت کنید rz_asubs@
مترجم rz_a
وقتی اول اومدم زمین
...فکر کردم تماشاگرِ مرگ
!رنگها دارن همهجا منفجر میشن
تماشاگر مرگ
همهی انسانها از سفینهام باشم
.بعد از اینکه دستگاهم رو انداختم
.اوضاع عوض شدهان
چی باعث میشه فکر کنی هری بیگانهست؟
.باهام بیا
.تو مضطربی. میفهمم، اما نباش
من میدونم هری کیه .و میدونم چرا اینجایید
چطوری؟ چطوری میدونی؟
.من انرژیش رو میشناسم
جالوت رشد کرد تا عاشق اینجا باشه .اما هیچوقت طبیعی نبود
.اون با آشوبهای درونی زیادی زندگی کرد
.میتونی تو هنرش ببینی
صبر کن، تو گفتی "زندگی کرد"؟
چی... لطفا بهم بگو .که جالوت اینجاست
.جالوت اینجاست
.باشه
این چیه؟
.این جالوته
.متوجه نمیشم
بعد از اینکه جالوت اومد زمین
.ما همهی دنیای همدیگه شدیم
اما آرزوی بزرگ اون
.این بود که دوباره با یکی از آدمهاش ارتباط بگیره
سیگنالی که شمارو آورد اینجا .یه دعوت شخصی بود
.جالوت تا وقتی که میتونست دووم آورد
...اما 6ماه پیش، اون
.خب، میتونی خودت ببینی
.گونهی اونها وقتی میمیرن فسیل میشن
.نه، نمیتونه این باشه
.جالوت نمیتونه مرده باشه
ما این همه راه اومدیم
!و تو نمیدونی این چه خطریه
.متاسفم .این همهی چیزیه که هست
اگه اومدی اینجا که با جالوت حرف بزنی
.اتفاق نمیفته
.اوه خدا
.اوه خدای من چیشد؟
.تو بیگانهای
.خب، من یکم الاسدی گذاشتم رو زبونم
.و الان با موجودات وحشتناک محاصره شدم
الان یه بیگانه دیدم
که سرش رو کَنده
!و یه انسان داخلش بود
من یه انسان داخل خودم دارم؟
چندتا لیس باید بزنم
تا به انسان برسم؟
.کتابخانه عمومی نیویورک سیتی
.باشه، من میدونم کجایی .هیچ جا نرو
.الان میام اونجا
حالت بهتره؟
.اره
.یخ شکل انسانی منو پایدار میکنه
.من امروز کلی آدم دیدم
.آدمها چندشن
.اما...اونا همدیگه رو دارن
...مثل اون دوتا - .هری -
.این خونهی اونهاست
من میخوام یکی مثل خودمو ببینم
...تا که شاید
.بتونم حس کنم خونهام
.اره، در مورد اون
.من تو مهمونی با وایالیندا حرف زدم
.اون جالوت رو میشناسه
.یا میشناختش
.اون مرده هری
جالوت به محض اینکه بیشتر از من .انسان شد، مُرد
.هی - .سلام -
.زود اومدی خونه - .آره -
اه، چطوری؟
مامانت چطور بود؟
"خب معلوم شد از "زمان باهم بودن
.منظورش پشتیبانی فنی 7/24 بود
.مم - ...پس -
چیکارا میکردی؟ - .هیچی -
.اره، هیچکاری میکردم
.فقط تنها .امواج تنهایی
.میدونی، دورم بود
.خوبه - .اهوم -
.باشه .بگذار اینو ببرم بالا
!نه .اه، مگه میزارم
.بعدا من میبرم بالا
.باشه، ممنون
.اهوم
اوه، کیف مکس رو برمیداری؟ .رفت خونهی سحر
.اره
.عجیبه
.اره عجیبه چطوری... چطوری این اتفاق افتاد؟
.اوه واو
.تو اونو زدی بالا
تو کمد نبود؟
.ازش متنفری - .نه نیستم -
.خیلی از مردم اینو تو خونهشون دارن
.باشه، میارمش پایین
نه، اگه میخوای بالا بمونه .بهتره بگذاری بالا بمونه
تو میخوای بزنمش اونجا؟ - .من چیزی میخوام که تو میخوای -
.من چیزی میخوام که تو میخوای - .میدونی، اگه بخوای
تو میز قهوهخوری رو تکون دادی؟
.اره، فقط میارمش پایین
.صبح بخیر
.هی لیو
داشتم فکر میکردم یه شیشهی اهدا شروع کنم
.برای قوری قهوه
.میدونی، مجبور نیستی خودت برای اونا پرداخت کنی
.ممنون
.واقعا قدردان میشم
چرا... چرا این علامت رو میگذاری اینجا؟
.خب، فکر کردم شاید خوشت بیاد
میدونی، فقط یه بیانیهی هنرمندانهی واقعی
.بیاره به دفتر
...چی چی فکر میکنی؟
باید بگم خوشم میاد تا شیشهی اهدارو انجام بدی؟
...من
.دوستش دارم
!عالیه .بالا میمونه
.من... من یه شیشه میارم - .باشه -
هی، میتونم خیلی سریع یه چیزی نشونت بدم؟
.اره حتما
.فکر کنم این ویدیو رو پست کنم
"سفینهی خارقالعاده در پیشن"
.نه، نمیتونی اینو پست کنی
میدونی، مردم همین الانشم فکر میکنن که
.پیشن یه شهرِ قاتله
میخوای فکر کنن شهر بیگانههم هست؟
اما اگه واقعی باشه
به دنیا مدیون نیستم که به اشتراکش بگذارم؟
اره، تا وقتی که تیتر رو به
.سفینهی خارق العاده در نزدیکی جیساپ" تغییر بدی"
.پاک کردن - .هی -
.به بازوم ضربه بزن
.بنظر دعوی قضاییه
اوه هست؟
.اوه اینو نگاه کن دارم خودمو میزنم؟
دارم خودمو میزنم؟ .نمیتونم چیزی حس کنم
میدونی چرا؟ چون صبح
روی فنسها خودمو زخمی کردم و بخیه لازم بود
و دکتر اسمالوود .کل بازوم رو بیحس کرد
چطوری قراره با یه دستِ تنه درختی کار کنم، ها؟
.اوه بگذار ببینم .بگذار ببینیم چطور
.بگذار یه خودکار بیارم
.اوه اینو نگاه کن
جانشین، بنظر میرسه امروز مجبوری
.گزارشهای پلیسی امروزِ منو بنویسی
.انجامش دادم قربان
.خب، خوبه
.پس ما امادهایم
.ببین، مطمئنم این یه اشتباه سادهست
.منظورم اینه که دکتر اسمالوود با تجربهست
.عملا منو به دنیا آورد
عملا والدین تورو هم به دنیا نیاورد؟
.اره، فکر نکنم ربط داشته باشه
ببین، تو باید توبیخش کنی
قبل اینکه یه مشت الف
بیان تو بازوی تنه درختی من
.و شروع به درست کردن کوکی کنن
.یه اشتباه نباید زندگی یه زن رو نابود کنه
!بیشتر از یه اشتباهه
من برای یه گلودرد رفتم پیشش
.و اون تشخیص داد حملهی عصبی دارم
فکر میکنم که شما دوتا دارید از کاه کوه میسازید
No comments yet. Be the first to leave one.