ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه گذشت
جو فراریه بقیه هم مردن
من سارا تَن رو استخدام کردم
همچنین تمام مدارک دال بر رابطهی شما رو از بین بردم
،از منظر بقیهی اعضای اون اداره این فقط یه کار دیگهاس
ولی تو شخصا به حقیقت علاقه مندی
جو ترنر مثل پسرم میمونه
و هیچ شکی ندارم که اون، اون کار هارو نکرده
چند وقت پیش با "این چه ریختیه" بهم زدی؟- این چه ریختیه" دیگه کیه؟"-
جنیس دیگه، همون دختری که هنوز از دستش کُفری هستی- شش سال پیش-
.دارم واسه جو یه زید پیدا میکنم .اون واست ایده آله
و جفتت جور شد- به سلامتی کتی اچ-
وقتی کسی ۴۵ دقیقه دیر سر قرار میاد من عصبانی میشم
باید به گربهی همسایهام غذا بدم
اگه بزاری از لپتاپت استفاده کنم قول میدم که من به گربهی همسایه غذا بدم
میدونم تقاضای زیادی که ازت بخوام کنار بکشی و بزاری مارتی فراست
به تحقیقات این پرونده رسیدگی کنه
باب؟- همین الان از اونجا خارج شو-
!باید... خدا
هی، تکون نخور! میخوام سوابق ..."یه اسمی رو بررسی کنید. "گابریل
"ژوبرت"- تایید شد-
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. - Film2Movie.US -
:مترجم .:: محمد مسعودی ::.
!لعنتی
!اوه، لعنتی
کیر توش
اوه، خدا
!اوه
خدای من
حداقل الان میتونیم بهت غذا بدیم
،آره، همه چیز هر نشانهای از هر گونه خطر احتمالی
مهم نیست که چقدر کوچیک باشه ...شیشهی شکسته، ماشین سرقتی
الان ۱۰ دقیقهاس که پشت خط هستم، خب؟
...گوش کن، میخوام تو کلیوند ایست بازرسی بزارین
آره، آره، حتما ...میدونم که چه کاری لازمه
بسیار خب، بوید، بگو ببینم چی پیدا کردی
خب، نشانههایی از درگیری هست
یه اسپری فلفل روی زمینه و یه کارتون شیر کف خونه ریخته شده
همچنین بساط صبحونه برای دو نفر تو آشپزخونه هست
پس، شاید قضیه دوستانه آغاز شده، میدونی
هی، قهوه؟- قهوه ساز-
شرمنده
تو هنوز اینجایی، بوید؟ مگه نباید به همسر سیتِن یه سری بزنی؟
!اه، لعنتی
مدرکی دارین که تایید کنه ترنر اونجا بوده؟
اثر انگشت ها به کجا رسید؟
اون جای دیگهای پارک کرده بود؟
به همین شماره یه زنگ بزن، باشه؟
اه، بیا بررسی کنیم
تاییدیه رو داریم
این یعنی همین الان از دستمون پریده
خب، ما تک تک خونه هارو میگردیم
این موقع روز خیلی ها سر کار هستن
ولی ما تک تک خونه هارو زیر نظر داریم
و یه قاضی هم واسه صدور مجوز آماده داریم محض اینکه لازم بشه سریع حرکتی بکنیم
...خانم
چرا فکر میکنیم که از دستمون پریده؟
چون چرا ترنر بخواد تو روز روشن آفتابی بشه؟
تو یخچال غذایی هست؟
آره، کلی غذا هست یخچال تا خرخره پره
خب، تمام ادارات و نیروهای امنیتی توی این شهر دنبال تو هستن
تو توی یه خونهای قایم شدی
که مال زن مجردی هست که هم اتاقی هم نداره
و غذا هم داری چرا باید بزاری بری؟
خب، اون احتمالا فهمیده که ما دیر یا زود آدرس پروفایل "تیندر"ش رو پیدا میکنیم، نه؟
نه، اون وقت، چرا اصلا باید از اول بره خونهی اون دختره؟
ترسیده، به تبعات قضیه فکر نکرده؟ مجبور بوده یه جایی بره بالاخره
اگه من جو ترنر بودم، این خونه
یکی از امنترین جاهایی بود که میتونستم برم
به خصوص با توجه به اینکه چهرهام توی تمام تلویزیون های آمریکا هست
تنها دلیلی که بزارم برم
به این خاطره که مطمئن بشم اینجا دیگه امن نیست
فکر میکنی کسی بهش خبر داده که ما داریم میایم؟
کی؟
هِیل ماشین داره؟
توی دپارتمان خودرو، ماشینی به نامش ثبت نشده، پس نه
پس اون نزدیکه
میخوام که پیداش کنی
به روی چشم
بیا این قضیهای که یه نفر ممکنه به ترنر خبر داده باشه رو بین خودمون نگهداریم
اون شخص ممکنه نزدیکتری از اون چیزی باشه که فکرش رو میکنیم
بله، خانم
رئیس پشت خط بود؟
آره- چی میخواد؟-
فقط از دور اوضاع رو کنترل میکرد
هی، مطمئن شو تک تک در ها و پنجرهها رو چک کنن
دنبال خراشهای کوچیکی روی قفل در بگردین
چرا، فکر میکنی اون همین نزدیکیاست؟- آره-
چی باعث میشه همچین فکری بکنی؟
غریزه
اون حتما غریزهی خیلی خوبی داره
اون از همه یه قدم جلو تره
آره، شاید
شاید کمک داشته
جدی؟
از طرف کی؟
مهم نیست
فکر میکردم تو متاهل باشی
فقط دارم ورودش به خونه رو نگاه میکنم- آها-
خب، غریزهات راجع بهش چی میگه؟
شاید از سیا باشه، کلی پیمانکار مستقل وجود داره
سازمان سیا توی خاک آمریکا؟
سلام علیکم
تنهایی؟
خداحافظ، گربه کوچولو
!هیس! هیس! هیس
!هیس! هیس
بزار یه چیزی رو واست توضیح بدم
اون زنی که زنگ در رو زد واسه کمک به تو اینجا نیومده
اون سعی کرد منو بکشه
،و این نکته که اون بیرون آزاده یعنی اون با دولت کار میکنه
که این یعنی اون احتمالا از اعضای سازمان سیا لعنتی هست، باشه؟
نگران نباش حرفام از نظر خودم هم احمقانهاس
بیا، چیزی نیست. چیزی نیست
متاسفم این ممکنه کمی سوزش داشته باشه
چیزی نیست، چیزی نیست
متاسفم
متاسفم
من دیوونه نیستم
باشه؟ من دیوونه نیستم
و خشن هم نیستم
لطفا
خوب مچم رو گرفتی
میدونی؟
تمام اون مزخرفات راجع به اینکه ...چطور از من خوشت اومده
فکر کنم خیلی احمق به نظر میام
چطور میتونم بهت احساس نزدیکی نداشته باشم؟
تو تنها کسی هستی که تا حالا بهش گفتم کار و بارم چیه
ولی، فکر کنم صمیمی بودن با شخصی که
گروگانته زیاد ارزشی نداره
میدونی چیه، کتی؟
میخوام یه چیزایی بهت بگم که تا حالا به هیچ کس نگفتم
و این کارو به خاطر قانع کردن تو یا چیز دیگهای انجام نمیدم
این کارو میکنم چون اینجوری اگه بمیرم
یکی حقیقت رو میدونه یکی میدونه واقعا چه اتفاقی افتاده
مردم توی تاریخ به دام افتادن و گرفتار شدن] [و تاریخ هم توی اونا به دام افتاده
من سال آخر تحصیلاتم توسط سیا استخدام شدم
صبح به خیر
باید بریم- اوهوم-
باشه، باشه، چقدر وقت داریم؟
کلی وقت داریم
به این خاطر داری میگی که ما واقعا کلی زمان داریم؟
یا اینکه به این خاطره که میخوای سکس داشته باشیم؟
دیرمون نمیشه
جدی؟- اهوم-
تو سوالم رو جواب نمیدی
سوالت رو یادم نمیاد
جدی دارم میگم
نمیخوام روز اولی تاثیر منفی بزارم، باشه؟
هی
غیر ممکنه
اونا عاشقت میشن
همه عاشقت هستن
ما دستمون یه خورده بنده، کِیلب
(به هر حال به جایی هم نمیرسیدیم (تهش به سکس ختم نمیشد باید آماده بشم
واسه چی آماده بشی؟
قبلا راجع به فال گوش واستادن صحبت کردیم، کیلب
فال گوش واستادن یه سرگرمی فوق العاده واسه آمریکایی هاست
نظرت چیه؟- مثل همجنسبازا به نظر میاد-
اینکه بدون اطلاع مردم به حرف هاشون گوش بدی
تنها راه برای شناختن خود واقعی فرد
توی این عالم مادیه تخماتیکه که ما اسمش رو گذاشتیم وجود
میدونی، فقط به این خاطر که جملهات کلی کلمهی قلمبه سلمبه داشت
باعث نمیشه که حرفت حقیقت داشته باشه، میدونی که، مگه نه؟
چرا، خیلی هم حقیقت داره- این یکی چطوره؟-
.نظرات کلیشهای نمیدم .طرح گلدار بردار
امروزه مردم مثل پرنده های کوچولو هستن
اطلاعات از قبل هضم شده به خوردشون داده میشه
و اونا هر چیزی رو که فکر کنن بهتره به آسونی به ما تلقین میکنن
مثل همین قضیه که تروریست ها میخوان ما بمیریم چون اونا از حق آزادی ما متنفرن
باید برم دوش بگیرم
همراه نمیخوای؟- جایی میری؟-
چی باعث شد به این نتیجه برسی؟
نه، نه، امروز هر دوتاتون رو اینجا لازم دارم ما داریم سرور دانشگاه رو هک میکنیم
و فیش حقوقی اعضا رو افشا میکنیم من تمام پسورد های "بنون" رو دارم
امروز روز عید شکرگذاریه، کیلب
پس، نمیتونیم سرور دانشگاه رو هک کنیم
،و اطلاعات اختلاف حقوق اساتید زن و مرد رو فاش کنیم
چون شما میخواین روز ورود یه مشت اروپایی سادیسمی رو جشن بگیرین
که به آمریکا اومدن تا سو استفاده کنن و مردم بومی رو که
قرن ها اینجا زندگی میکردن، به قتل برسونن
و بعدش هم با خودشون گفتن اوه، ببین چی کشف کردیم"؟"
واستا، اینایی که گفتی واسه جشن روز "کولومبوس" نبود؟
کتاب ارمیای نبی ۲۹:۱۱، خدا گفت "تقدیر و سرنوشتی که برای تو مقدر کردم رو میدونم"
تقدیری که توش خیرتی هست و شیطان در آن" "دخیل نیست، تقدیری که به تو آینده و امید میدهد
چرا همیشه وقتی داری مسافت های طولانی میری
خدا تنها چیزیه که میتونی تو رادیوی ماشین پیدا کنی؟
اینم یه راه دیگهای برای یافتن تقدیر خدا برای خودته
خدا واسم یه سرنوشتی مقدر کرده
اوه، جدی؟- آره-
امیدوارم با برنامه و تقدیری که من برات چیدم تداخل نداشته باشه
تو واسم برنامه چیدی؟
میخوای که واست برنامه بچینم؟- من اول پرسیدم-
فقط تخیله، همین
خب، تخیلت رو بهم بگو
ما به یه خونهای تو برکلی میریم
اگه بخوایم معلم میشیم
تو میتونی از دفتر قدیمی پدرم واسه کار روی
ایده های هوشمندانهات که میخوای باهاش دنیا رو تغییر بدی، استفاده کنی
جدی؟- و اتاق قدیمی خودم واسه بچهمون میشه-
No comments yet. Be the first to leave one.