ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه گذشت
تو منو لازم داری
فقط زور بازو ندارم
دکتر مُرده - !دوباره اسمشو بگو -
!رئیس - !دوباره اسمشو بگو -
!بسه - !بگو دیگه -
!این پسرعموی هپیـه
!هی! برای پیروزی هپی رو لازم داریم، مرد
،دکتر هاروارد عزیز
این نامه رو مینویسم تا دربارهی
کارهای یکی از پرستارهاتون بهتون اطلاعرسانی کنم
مقامات فکر میکنن کسی سعی کرده اون رو بکشه
،بیمارانِ فوت شده
،لوازمِ شخصی مفقود شده داروهای مسروقه
نه
،به نظرم باید از خودتان بپرسید
آیا به چنین پرستاری برای
حضور در کنارِ بیمارانِ بیمارستان مشهورتان اعتماد میکنید؟
کاسبیِ شما از الان مالِ منه
امروز بعد از ظهر سندش رو به نامم میزنید
سچل مُرده
رئیس
،اگه نتونستی فرار کنی
همون کاری رو بکن که تمرین کردیم
،و یادت باشه، اگه برنگشتم
یا مُردم یا افتادم زندان
هی
به سلامتی، ها؟
!سلامتی
پلیس! شام تمومـه
بیخیال. هی، هی، هی
بریم. باشه، باشه. بریم
ترجمه از آریـن و سینا صداقت .: SinCities & Cardinal :.
اون سعی میکنه اعصابتو به هم بریزه
هر چی که راضیش کنه خوبـه
فقط به اون پسر یادآوری کن که کی واسه پدرش وثیقه گذاشت
هی، هی، هی، هی، هی
از کِیـه موهاتو کوتاه میکنم؟
تابحال زخمیت کردم؟
اون سعی میکنه کنترل رو به دست بگیره
شاید
ولی یه بچه روستاییـه
دردسرای شهر بزرگ رو میخواد چیکار؟
واسه قدرت
« لایونل هالووی »
« اسم مستعار: هپی »
،اولاً
...اون جریانمون با پسرعموت، لیون
باید دربارش صحبت کنیم
میخواستم مراقبش باشید
راه و چاه رو نشونش بدید
...آره، ولی
چند بار باید اشتباهش رو بخشید؟
این بچه نمیتونه بند کفشش رو ببنده
باید بهم زنگ میزدی
پسرعموی من مشکلِ خودمـه
حق با توئـه
بهونهای ندارم
دارید توی این جنگ شکست میخورید، نه؟
،آدم همیشه میبازه
تا اینکه میبره
واسه همین بهش میگن توسری خور
...جایی که من اهلشم
برای پدرانمون ارزش قائل میشیم
از دانش و تجربهشون استفاده میکنیم
همونطور که سنگ با آب آشناست
و فکر میکنیم زیادی داری از خود راضی میشی
کی اینطور فکر میکنه؟
پدرها، پدربزرگها
کشاورزها
...مردهایی که برده به دنیا اومدن
کسایی که از غل و زنجیرها فرار کردن
،دههها تجربه که نشونمون میدن
،تنها چیزی که از زندگی توی تاریکی بدتره
وارد روشنایی شدنـه
پس چی؟
پست و خوار به دنیا اومدیم و
پست و خوار از دنیا بریم؟
،اگه عکست وارد روزنامه بشه
فکر میکنی اون عکس فقط عکس خودتـه؟
هممون اون توییم
اونجا جمع شدیم
،اگه پلیسا تصمیم بگیرن یکیو دستگیر کنن ،براشون مهم نیست طرف کیه
تا وقتی همون رنگی باشه که میخوان
به کمکت نیاز داریم، هپی
خانواده
اون خانوادهی من نیست
...مادر من و مادر تو
،مثل خواهرن
که یعنی بچههای اون، خانوادهی توئن
همسر اون خانوادهی توئـه
که یعنی اون هم خانوادهست
پسرعموی من قراره اعدام بشه
میخواید چیکار کنم؟
سر اعدام باهاش روی صندلی بشینم؟
من برگ برنده میخوام
برای یه مدت کوتاه
فقط یکم نیرو از روستا تا قویتر بشم
تا بقیه ببینن من جایی نمیرم
اونا مافیای ایتالیا هستن، پسر
این یه درگیری عادی نیست
به خیال خودت چیکار میکنی؟
از شهر بیرونشون میکنی؟
لازم نیست برن
فقط میخوام بشونمشون سر جاشون
نیویورک داره فشار میاره
هیچکدوم بیشتر از این تاب جنگ نداریم
تمام پسرای کُشتارگاهها طرف توئن
فامیلای تگزاسیات
قاچاق از اکلاهما
لعنت
یجور میگی انگار آدم کلهگندهایم
شاید تو باید به من کمک کنی
بهت که گفتم این کار اشتباهیـه
،لایونل هالووی
انقدر مسخره بازی در نیار
،اگه میخوای دربارهی اتحاد و یگانگی حرف بزنی
من هم یه حرفی دارم
،مهم نیست به نظرت این جنگ لازمـه یا نه
ما توی این جنگیم
اونا پسرم رو کُشتن
پسر ده سالهام رو
اون چه هیزم تری به کسی فروخته بود؟
اونوقت اونا کُشتنش
و حالا میخوان کار ما رو یه سره کنن
ما
،چون بعد از اینکه منو بکُشن
میان سراغ تو
دو هفته
شما رو حمایت میکنیم
،بذارید همه بدونن
از توی شهرداری گرفته تا خیابونا
ولی باید مشکل پسرعموم رو حل کنی
چقدر؟
به مادرت بگو دلم واسه سبزیجاتش تنگ شده
دو هفته
همین کافیـه
ولی باید سریع اینو تمومش کنیم
،اگه برادرا رو بکُشم
نیویورک دوتای دیگه رو میفرسته
اونا مهم نیستن
من میخوام عدالت در حق پسرم اجرا بشه
و بعد باهاشون معامله میکنیم
تبریک میگم
تو پلیس ماهی
شهردار زنگ زد. عکستو توی روزنامه دیده
گفت از قیافهات خوشش اومده
فقط میخوام خیابونا رو امن نگه دارم، سروان
آها
حواست جمعـه؟
واسه چی؟
،اگه دستی که بهت غذا میده رو گاز بگیری
باید تاوانش رو هم بدی
ببخشید
وف
اسمتو روی یه گلوله نوشتم
میخوای همدیگه رو ببینیم تا تقدیمت بکنمش؟ رو در رو؟
شرمنده
قبول کردن هدیه از خلافکارا
خلافِ سیاستهای پلیسـه
،که طعنه آمیزه
چون من میتونم هر چقدر میخوام، گلوله تقدیمت کنم
دلم برات تنگ شده، بچهجون
کِی میای خونه؟
الان خونهام
فکر میکنی تک تک دلارهایی که بهت دادم رو ثبت نکردم؟
.شاید بفرستمشون شهرداری ببینیم اونوقت نظر شهردار دربارهی
پلیس قهرمانش چه تغییری میکنه
بچه جون؟
حرومزاده
!آشغال ریپزن - هی -
!یک، دو، سه، چهار، پنج
جریان چیه؟
عاشق هم شدید؟
...رئیس
باید این پلیسـه رو تحت فشار قرار بدیم
.یه ضربهی مهلک بهش بزنیم .کاری کنیم شهر دوباره طرف ما بشه
رئیس، از نیویورک خبر رسیده
اونا میخوان این جریان تموم بشه
...خیلی
پر سر و صداست
پر سر و صدا؟
اوه، ببخشید. جنگیدن ما
!برای جونمون، نمیذاره بقیه شب راحت بخوابن؟
هی، جی. هی. بیا اینجا
ما چند نفر رو کُشتیم و
چند نفر از افراد خودمون رو از دست دادیم؟
این جنگ...برای کاسبیمون خوب نیست
خب؟
قضیه رو شخصی میکنی
نباید شخصی باشه
یالا
ما یه سیاهپوست دیگه میخوایم
آره - یکی که منتظر فرصتـه -
فکر میکنه میتونه همه چی رو اداره کنه
یه آدم ضعیف که فکر میکنه قویـه
یه جایگزین برای کنون؟
یکی که بتونیم باهاش سر و کله بزنیم
اونوقت رئیس الان چی میشه؟
اون مشکل تازهواردهست
No comments yet. Be the first to leave one.