The Shrinking Man

The Shrinking Man (L'Homme qui rétrécit)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Shrinking Man aka Lhomme Qui Rétrécit 2025 2160p WEB-DL HDR10 H 265 TrueHD 7 1 Atmos
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian L'homme qui rétrécit 2025 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-03-15
ഡൗൺലോഡുകൾ: 157
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

قوانینی توی این دنیا هست که ما هنوز درکشون نمی‌کنیم

نیروهای نامرئی‌ای که زندگی‌مون رو کنترل می‌کنن

و می‌تونن نظم طبیعی همه‌چیز رو به هم بریزن

ما مسافرهایی هستیم توی دنیایی پر از رازهای سر به مهر

فقط نگاه کردن به آسمون باعث می‌شه سرمون گیج بره

خیلی خیلی کوچیک

مثل یه قطره توی اقیانوس

یه ذره غبار روی یه تیکه سنگ

ناچیز

این چیزیه که ما هستیم

بعضی‌ها انگار اینو فراموش می‌کنن

بقیه هم تمام تلاششون رو می‌کنن که بهش فکر نکنن

همه‌مون سرمون رو می‌ندازیم پایین و به کارمون می‌رسیم

زور می‌زنیم باور کنیم که یه معنایی داریم

یه هدف

برای خودمون قصه می‌بافیم

و اسمش رو می‌ذاریم

زندگی

می ۲

با این حال، هر کاری هم که بکنیم

زندگی‌مون هیچ‌وقت شبیه اون قصه‌هایی که برای خودمون تعریف می‌کنیم نمی‌شه

اونا مقاومت می‌کنن

از دستمون فرار می‌کنن

نباید بابتش افسوس بخوریم

چون خیلی کم پیش می‌آد که ما تصمیم‌گیرنده باشیم

تهِ دلمون می‌دونیم زندگی بدون ما هم راه خودش رو می‌ره

صبح بخیر

سلام خاویر. سلام رئیس

تیری زنگ زد؟

چی؟

تیری هنوز بهت زنگ نزده؟

آره، فردا با هم حرف می‌زنیم

خاویر، کلاه ایمنی‌ت

دارم تمومش می‌کنم

حالا هر چی، سرت بذار

باید عجله کنیم

این بزرگ‌ترین پروژه‌مونه

تنها پروژه‌مون

کاش پولمون رو بدن

آره، ولی نگران نباش

چون فعلاً اوضاع نقدینگی

خیلی خرابه

آره

خب دیگه

به معمار هم زنگ بزن

حتماً

حتی وقتی همه چی برای خوشحالی داریم

باز یه چیزی کمه

خوشبختی مثل یه عطره

که قبل از اینکه بهش عادت کنیم، ما رو مسحور می‌کنه

بعدش چی؟

باز ادامه بدیم؟

یه هدف جدید؟ یه قصه جدید؟

سلام بابا. سلام عزیزم

واقعاً می‌شه همین‌جوری ادامه داد؟

ما چیزی در مورد

تهویه نگفتیم

نه، تکالیفت رو انجام بده

تموم شده

مسخره‌ست، حتی نمی‌تونیم یه پنجره رو باز کنیم

من همچین حرفی نزدم

نه، تو نمی‌فهمی

سرم شلوغه. الان مشق‌هات رو بنویس عزیزم

نوشتم

نه‌خیر

چرا، نوشتم

خودم می‌دونم

لعنتی

من دارم می‌رم

یه کم شراب بیار بالا

می‌خوام «بابل» رو ببینم! برگرد

هی

برو دیگه

تو نه، «توفو»

نه

بابا، کی می‌تونیم ماهی جدید بگیریم؟

نمی‌شه عزیزم. با وجود توفو سخته

بابل خیلی تنهاست

اون همین‌جوری دوست داره

میا، اون انبردست روی نیمکت رو بده به من

برمی‌گردم پیشت، بابل

ممنون

بابا؟

چیه؟

اون عنکبوته

کدوم عنکبوت؟

بکشش

نه، نمی‌کشمش

لطفاً

عنکبوت‌ها مفید هستن، می‌دونی که

اونا پشه‌ها رو می‌خورن

حالا هر چی، بکشش

اون تو رو نمی‌خوره

اون تو رو نمی‌خوره

چون اول من تو رو می‌خورم

نه اون هیولائه

الان می‌خورمت

نکن

زود باش

برو بالا

موش‌ها رفتن

بابا گفت نه، میا. پس یه لاک‌پشت چی؟

لاک‌پشت خوبه

گربه هم نمی‌خورتش

خودم مواظبشم

تو رو خدا

پس جمعه شب راه می‌افتیم؟

آره

نمی‌تونیم

جشن رقص میا شنبه‌ست

من نمی‌خوام برم

چرا؟ رقصم خوب نیست

چی؟ کی اینو گفته؟

دخترهای بزرگتر می‌گن ما افتضاحیم

نمی‌تونیم برقصیم

و خیلی بلند پچ‌پچ می‌کنن

نباید سر کلاس حرف بزنید

اونا حسودیشون می‌شه، میا

می‌دونی چیه؟

هر جوری دلت می‌خواد برقص، تو خیلی خوب می‌رقصی

بیا بهم نشون بده

آهنگ

یه چرخش باحال

دیدی؟ هر جوری بخوایم می‌تونیم برقصیم

می ۵

گوشی منو ندیدی؟

نه

دیرم شده

روز خوبی داشته باشی عزیزم

قرار بود ظرف ۳۰ روز پرداخت بشه، آقای دکلو

الان دو ماه گذشته

برای ما هم همین‌طوریه

همینه که هست

رو کلامت حساب می‌کنم

ممنون

خداحافظ

پل، با مایی؟

آره

تموم شد

ماست می‌خوری؟

نه

شعرت رو تمرین کردی؟

آره

لباس خواب، مسواک، دست‌ها

زود میام

بابا، می‌شه بعدش یه چیستان بگیم؟

نه امشب عزیزم

فردا

دیروز هم همینو گفتی

آره، ولی الان دیره

می‌تونی یه کم وقت بذاری

یه قصه

البته، پرنسس قلعه‌ش رو روی یه شهاب‌سنگ ساخت

این که غیرممکنه

غیرممکن؟ اصلاً هم نیست

چرا میا، هست؛ چون شهاب‌سنگ

یه تیکه سنگه به اندازه یه ذره غبار

خب، توی قصه اون‌قدر بزرگ هست که بشه روش قلعه ساخت

حتی پرنسس ما هم نمی‌تونه همچین کاری بکنه. الان هم خیلی خسته‌ست

نیست. چرا هست

از پا دراومده

نه

وقت خوابه عزیزم

شب بخیر

بابایی

نه میا

بیا اینجا! امشب نه

تو رو خدا

خیلی رو مخی

کمرم درد می‌کنه

یالا

بپر تو تخت

خب؟ شب بخیر

شب بخیر

بخواب دیگه. باشه

ما مدام چیزهایی رو تصور می‌کنیم که وجود ندارن

بدترین‌ها و بهترین‌ها رو

این هم قدرت ماست و هم نفرین ما

رویای یه جای دیگه بودن

رویای تغییر دادن همه‌چیز

رویای از نو شروع کردن... شاید فقط تا وقتی که یه اتفاقی بیفته

و همیشه یه اتفاقی می‌افته

خواه ناخواه، یه چیزهایی پیش می‌آد

می ۷

نمی‌فهمم

یه جای کار می‌لنگه. نگاه کن

شاید وزن کم کردی

احمق نشو. کوتاه‌تر شدم

درست باهام حرف بزن، باشه؟

نگاه کن الیز

نمی‌دونم، شاید هیکلت جمع‌وجورتر شده

نفس بکش

دوباره

خوبه. بذار قدت رو بگیریم

همین‌جا

متر و ۷۶ سانت ۱

شوخی می‌کنی؟

می‌تونی لباست رو بپوشی

نه، غیرممکنه. من هیچ‌وقت این‌قدر کوتاه نبودم

من از ۱۸ سالگی ۱ متر و ۸۰ سانت بودم

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left