ആദ്യത്തെ 117 വരികൾ.
یکــ عــشـق بـسیـار زیـبــا
چا هون
هی ، هون ، با دقت گوش بده
نمیدونم چرا دیشب اونکارو با من کردی
اما ما اون کارو کردیم، میدونی که؟
اشتباه بزرگی مرتکب شدی
! نمیتونی اونکارو بدون اجازه من بکنی
منظورم اینه که ! ما حتی دیگه با هم رابطه نداریم
حدس میزنم با دوست پسرش دعوا کرده
چرا هیچی نمیگی؟
خانم شین
ببخشید؟این دیگه کیه؟
سو جیسو
تلفن دکتر چا مدام زنگ میزد واسه همین من برداشتمش
پس ، باید زودتر بهم میگفتی
بهم فرصت ندادی که
به هر حال، بهش میگم که تماس گرفتی
باشه.ممنونم
دکتر چا
چیزی یادت نرفته؟
اینو پشت سرت جا گذاشتی
فراموش کردم
چیه؟
خانم شین یکم پیش تماس گرفت
دوباره چی گفت؟
...دیشب
دیشب یه اتفاقی افتاده
من باید برم
بیخیال.چیه؟بهم بگو
ما پرده ها رو باز میکنیم
چطور به نظر میرسم؟
تو زندگی قبلیم احتمالا یه ملت رو نجات دادم
یا شاید هم جهان رو نجات دادم
مسخره نباش - ها یونگ -
واقعا عالیه.تو واقعا خیلی زیبایی
بذار ببینم.بال هایی که قایم کردی کجان؟
تو به بهشت برنمیگردی درسته؟
مثل یه فرشته به نظر میرسی
بس کن
فرشته ها یونگ اجازه بدین یه عکس بگیرم
...یک،دو
من از زیبایی این فرشته کور شدم
این خوبه؟ - آره خوبه -
این چیه دیگه؟من برات ناهار آورم
هون قبلا یکی برام خریده
اون گفت که غذا خوبه - واقعا؟ -
خوبه.حالا که آوردیش بدش به هون
فراموشش کن. چرا باید اینکارو بکنم؟
حق با اونه.همینجا بذارش من بیشتر هم میتونم بخورم
اینطوری نشون میده که واسه من خریده
مگه نه؟
تو به اندازه کافی خوردی
اینجا بیمارستانه، بوفه که نیست
اونقدرا هم نخوردم
بذارش همینجا - هون گفت امشب تو اتاق پزشکاست -
واسه یه لقمه غذا خوردن سرش شلوغه چرا این رو به اون ندی؟
زود باش - بابا -
بیا بریم
ولی - دستتو بکش -
زودباش.عجله کن.بدو
...عزیزم،سولی
تو منو خجالت زده میکنی فقط ناهارت رو تموم کن
اشتهام رو از دست دادم - چی؟ -
داری چیکار میکنی؟
این چیه؟
هیچی
برای منه؟
نه.نیست
داشتم رد میشدم که کنجکاو شدم ببینم اتاق پزشکا چطور جاییه؟
بیا تو
این یه غذای آماده است مامانم گفت که برای تو بیارمش
دیگه میرم
بیا با هم تقسیمش کنیم
فقط 10 دقیقه وقت میگیره
هنوز از دست من عصبانی ای؟
من عصبانی نیستم
سولی
میشه الان آشتی کنیم؟
آشتی کنیم؟
ما سه سال پیش بهم زدیم
من حتی یه بارم
فکر نکردم که باهات بهم زدم
من فکر کردم
شین سولی
باید بهم بزنیم
آروم باش. میتونی؟ - درد گرفت؟ ببخشید -
ببخشید آقای سوپراستار که توی دردسر افتادی
اینو نگین پدرجون
هرکار بتونم برای کمک به سولی میکنم
چرا هرکاری برای سولی میکنی؟
این همیشه همینطوری تشکر میکنه
دارین میرین؟
فکر میکردم فردا مرخص میشین
اره هون، یه روز زودتر داریم میریم
تو حتما سرت شلوغه نیازی نبود بیای
چیزی نیست
مامان من میرم هزینه ها رو بدم
2019 سال پاییز سی سالگی
ها یونگ، خیلی خوشگل شدی
کانگ ها یونگ واقعا عروسیتو تبریک میگم
مبارکه
مرسی بچه ها بیاین با هم عکس بگیریم
باشه - حتما -
!جین هوان
اینقدر بهش زل نزن و برو به مهمونا سلام کن
بیا
برو
سولی، این لباسه بیشتر بهم نمیاد؟
اره، بیشتر بهت میاد
خیلی خوشگل شدی
توی دردسر افتادم چیکار کنم؟
چرا؟
چی شده؟ - حلقه های عروسی -
گم شدن
خیلی احمقم! چیکار کنم؟ کجا رفتن؟
جیبم سوراخ بوده؟
نمیدونم کجان
No comments yet. Be the first to leave one.