While You Were Sleeping

While You Were Sleeping (당신이 잠든 사이에)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

While You Were Sleeping Episode30 sunflowermag ir
കമന്ററി എഴുതിയത് Aurora_1995
کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان. مترجمان: شیما، سپیده و زهرا

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2017-11-15
ഡൗൺലോഡുകൾ: 56
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

مرخص شدن که خيلي کار بزرگي نيس

لازم نبود بياي

همين رو بگو نه؟ من که بچه نيستم

تو بچه نيستي ولي يه شاهد مهمي

به پليس زنگ زدم و درخواست محافظ امنيتي کردم

تو درخواست محافظ امنيتي کردي؟

هيچ اتفاقي قرار نيس بيافته؛ ولي توي اين مورد

چي ميشه اگه يو بوم رفته باشه اونو بگيره؟

يعني اين که تا وقتي دادگاه تموم بشه مي خواي دنبالم باشي؟

درسته ؛ فقط چند روز تحمل کن

دادگاه قراره به زودي برگذار بشه

اوه؛ اونا اينجان

سلام

چي؟ - ... ما اينجاييم -

.... تا از خانم نام هونگ جو محافظت کنيم ؛ من هان وو تاک

از بخش سانگ کو هستم - و منم ستوان اوه کيونگ هان هستم -

ما تا زماني که دادگاه تموم بشه؛ امنيت شما رو حفظ مي کنيم

وو تاک

خيلي خوشحالم که اين کار توسط افسرهايي انجام ميشه که مي شناسم

حالت خوبه؟ واقعا نگرانت شده بودم

آره ؛ من خوبم

... جه چان بهم گفت

که خيلي زحمت کشيدي تا منو نجات بدي

خب ؛ اون همچين تلاش زيادي هم نکرد

وو تاک ؛ تو تنها افسر پليس توي کلِ هانگانگ- گيو هستي؟

واقعا؟ منم وقتي اين ماموريت رو بهم دادن خيلي تعجب کردم

چه تصادفي

تصادف؟ حتمااا درباره چي داري اصلا حرف ميزني؟

بايد يکي از اين دو تا باشه

يا دادستان جانگ ازمون درخواست کرده

يا ستوان هان داوطلب شده

من هيچ وقت چنين درخواستي ندادم

منم داوطلب نشدم

... يکي از شماها الان نمايش راه انداخته

... تا ماها رو گول بزنه ولي من

ديگه علاقه اي ندارم ؛ پس بيا بريم

ممنونم

زود باش ؛ بيا بريم

نمايش راه ننداز

خدايا؛ ببين کي داره اين حرفو ميزنه

به سلامت برين

بيا از دونگ چون وون شام سفارش بديم

و ليست اقلام مورد نياز رو دوباره بررسي کن

باشه

دونگ چون وون روزاي يکشنبه تعطيله؛ مي خوايين واسه نودل هاي فنجوني آب جوش درست کنم؟

مشکلي نيس ؛ من اين کارو ميکنم

واسه شما هم آب جوش درست کنم؟

بله لطفا ؛ من با طعم کيمچي مي خوام

چطور مي توني اينقدر آروم باشي؟

منظورت چيه؟

خانم نام نزديک بود بميره

اگه من جاي تو بودم؛

حداقلش يقه ي اون لي يو بوم عوضي رو مي گرفتم

من به نظرت آروم ميام؟

آره ؛ داري منو يکم مي ترسوني

من اصلا آروم نيستم

من خشمگينم

! لي يو بوم؛ ولم کن

هر لحظه، دارم تصور مي کنم که يقه اش رو گرفتم

دارم داد ميزنم و خرد و خميرش مي کنم

و؟

هي کافيه - ! قربان -

! گفتم که تمومش کن

.... ولي عواقبش - ! هي -

خيلي ظالمانه ميشه - عقلت رو از دست دادي؟ -

من از همه چيز محروم ميشم - ! همين الان از پرونده برو بيرون -

ديگه نمي تونم هيچ کاري بکنم

تو دزدي چيزي هستي؟

حالا مي خواي چيکار کني؟ - بايد قبولش کنم؛ -

و دستور انضباطي رو هم دريافت کنم

همه چيز نابود ميشه

براي همين داري خشمت رو سرکوب مي کني؟

.... درسته؛ هر روز فکم درد ميکنه

چون هر شب دارم دندون هام رو به هم فشار ميدم

من يه فک بند دارم؛ مي خواي بهت قرض بدم؟

به دردت ميخوره ها

خداي من ؛ بايد زودتر بهم ميگفتي

لطفا فردا بيارش

خيلي خب ؛ همين کارو مي کنم

به نظر مياد که فکر ميکني هر چيزي که من دارم؛ در هر صورت مال توئه

مي خوام اون قرمز خوشگله رو هم با فک بندم برات بيارم

اين دست خط کيه؟

مال منه

مي توني چيزي رو که اينجا نوشته شده؛ بلند بخوني؟

چون پير شدم چشمام خوب نمي بينه

تو قطعا نمي توني هيچ اشتباهي بکني؛ فهميدي؟

آقاي هان؛ چرا بهمون رنگ اون چتر رو نميگي؟

اون چتر چه رنگي بود؟

واقعا نمي تونم تفاوت رنگ ها رو تشحيص بدم

حالا بايد چيکار کنم؛ روبين؟

انگار قراره همه چي رو خراب کنم

خداي من ؛ اروم باش

امروز ؛ فقط قراره ليست مدارک رو بررسي کنيم

آقاي حقوق 8 رقمي اينجاس؛ راس ساعت 3

دادستان لي جي وانگ ؛ خيلي ازتون شنيدم

دادستان جانگ لطفا بهمون آسون بگيريد

ما مي خواستيم همين رو از شما بخواييم

اقاي هشت ... منظورم آقاي کوئه

من ليست مدارک تون رو نگاه کردم

شما حتما همه چيز رو کامل بررسي کردين

اوه ؛ اين طور فکر مي کنيد؟

پس لطفا با خيلي هاشون مخالفت نکنيد

اين جوري همه چيز واسه دو طرف پيچيده ميشه

منم اينو مي دونم ؛ البته؛ منم از سروکله زدن با دادگاه هاي تاخير دار متنفرم

جناب وکيل مدافع؛ ميشه بهمون بگين که درباره مدارک چي فکر مي کنيد؟

حتما؛ مدرک شماره 3 غير قابل قبوله

ما همين طور با مدرک شماره 7 و 11 مخالفيم

اون گفت که با چيزي مخالفت نمي کنه

مدرک شماره 13 - فقط با همه اونا مخالفت کنيد -

ما مي خواستيم با مدرک شماره 15 هم مخالفت کنيم

ولي از خير اين يکي گذشتيم

خداي من ؛ ازتون خيلي ممنونم

مدرک شماره 17 ؛ غير قابل قبول

مدرک شماره 17 اظهارات قرباني؛ نام هونگ جوئه

شما باهاش موافق نيستيد؟

نه؛ خانم نام تنها شاهد اين پرونده اس

اظهارات شون مي تونه مخشص کنه که آيا متهم گناهکاره يا نه؛

... پس فکر مي کنم بايد شهادتش رو داشته باشيم

درست همين جا توي اتاق دادگاه تا از اعتبارش مطمئن بشيم

باشه

چيز ديگه اي هس که بخوايين بهش اشاره کنيد؟

بله؛ چيزاي زيادي توي ليست مون هس

مدرک شماره 19 غير قابل قبوله

مشکلش چيه؟ چرا سوال و جواب از آقاي چويي اعتبار نداره؟

ما بايد آقاي چويي دام دونگ را هم احضار کنيم؟

... بله ؛ دادستاني اصرار داره

... که متهم خانم ها جو وون رو کشته تا

....تلاشش رو براي دستکاري کردن مدرک؛ مخفي کنه

اونم وقتي که در گذشته روي پرونده قتل هاي سريالي تزريق داخل وريدي کار مي کرده

براي همين بايد آقاي چويي رو احضار کنيم؛ که روي اين پرونده تحقيق مي کرده؛

تا جزئيات بيشتري رو در موردش بررسي کنيم

و همين طور با مدرک شماره 34 مخالفيم

شماره 44 هم

با مدرک شماره 44 هم مخالفيد؟

يعني اين که ما بايد آقاي هان وو تاک رو هم احضار کنيم؟

... بر اساس اظهارات اون ؛ دادستاني اصرار داره که متهم

مقصر قتل و در تلاش براي قتل بوده

پس ما بايد اعتبار اظهاراتش رو توي دادگاه تاييد کنيم

... پس جناب دادستان؛ شما درخواست دارين که

... خانم نام؛ آقاي چويي و آقاي هان رو احضار کنيم تا بتونيم

در دادگاه بعدي ازشون به عنوان شاهد سوال کنيم؟

بله عاليجناب - بله عاليجناب -

مشخصه که نقشه اونا اينه که تموم شاهداي ما رو توي دادگاه احضار کنن

دادگاه طولاني اي ميشه

اينا چيه؟

واسه محافظت از هونگ جو توي چند روز گذشته خيلي زحمت کشيدي

... مي خواستم مهمونت کنم؛ اين

نشانه اي از قدرداني منه

هر وقت مي بينمت همين حس رو دارم

فکر کنم وقتي کار به ابراز تشکرت ميرسه خيلي خسيس ميشي

به هيچ وجه - نه ؛ اون با من خيلي روراسته -

خداي من

اين کيه؟

.... اوه ؛ اون ؛ همون

خداي من ؛ حتما بايد خودش باشه

عشقت مگه نه؟

چي؟

واقعا؟

اين سايه همون دختريه که دوسش داري؟

آره ؛ خب درسته

حتما بايد خوشگل باشه

اون از اين مدل آدماي باهوش و با قيافه معصومه

درست نميگم؟

داري درباره خودت حرف ميزني؟

نه ؛ اين دختره

هي ؛ چطور فقط از يه سايه اش مي توني اينو بگي؟

کاملا مي تونم بگم

چشمات مشکلي پيدا کرده؟

هي ؛ دو هيون

بله ؛ درسته اوه ؛ فردا شما به محاکمه لي يو بوم مياي؟

خداي من

اون توي موقعيتي نيس که منو دست پاچه کنه

اون حتي نمي تونه بگه که اين سايه اونه

ميدونم

پس مي دونستي

در هر صورت که اينو مي دونستي

اره

بيايين دست پاچه نشيم

وانمود مي کنم که چيزي درباره اش نمي دونم ؛ پس با هم دوست بمونيم

تو خيلي فهميده اي

....اگه اين جوره

پس حالا مي تونيم مثل چند تا دوست با هم حرف بزنيم؟

خدايا ؛ اين که فرصت نيس من اينقدرا فهميده نيستم

خداي من ، به نظر مياد قراره فردا يه عالمه گزارش اينجا باشه

واقعا اميدوارم که هيچ دردسري درست نکنم

خيلي مضطربم

بيشتر از من نمي توني مضطرب باشي

فکر کنم قلبم درد گرفته

بيا اين ماست رو بخور

ماست - ماست -

ديروز ؛ امروز و فردا

هر روزي که داريم مثل روزاي ديگه بود

ولي يه روز خاص داشت شروع ميشد

لطفا سوار بشين آقاي چويي شما رو ميرسونم دادگاه

خب باشه

... براي بعضي آدما ؛ امروز

شادي يا خشم رو به دنبال داره

درست ميشه

و بعضي ها امروز رو به عنوان يه روز ناراحت کننده تا مدت ها به ياد ميارن

اقاي لي؛ آماده اي؟

More Farsi Persian subtitles for While You Were Sleeping

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left