Mayor of Kingstown

Mayor of Kingstown

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Mayor of Kingstown S04E07 My Way 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-playWEB
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 7 Mayor of Kingstown 2021 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-12-21
ഡൗൺലോഡുകൾ: 232
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

این یه جور گستاخیِ جدیدیه

داریم می‌رسیم، مایک

۹۱۱، مورد اضطراریتون چیه؟

به بانی تیر زدن. زنده‌ست؟

تا اینجاش که آره، لعنتی

منو انداختن بند عمومی

توی اون حیاط لعنتی‌ام، مایک

باید برت گردونم به لونه‌ت

دارن منو برمی‌گردونن. کایل، نرو

باید برم. - خودت رو بذار توی اون

نه

کالاهان هواتو داره

توجهم رو جلب کردی

می‌دونم داری ترازو رو به نفع بوگوتا دست‌کاری می‌کنی

می‌دونم کارتل روی موزس زوم کرده

می‌خوام فرانک موزس بازداشت بشه. من می‌تونم انجامش بدم

اگه کایل رو برگردونی به انفرادی

و کالاهان بره بند عمومی

موزس رو کله‌پا می‌کنیم. امشب چطوره؟

بگیر و ول کن. باید منتظر فرصت بمونم

اسلحه! لعنتی

کایل، از آدم‌های خودمون محافظت کن

به هر قیمتی که شده، لعنتی

آخرین باری که یکی این کار رو برات کرد کی بود؟

داری برمی‌گردی بند عمومی، داداش

کاش وقت بیشتری داشتیم

زندانی مهار شد

درِ سلول رو بزن

بدون خداحافظی؟

حتی یه خداحافظی گرم هم نه؟

خب، کمترین کاری که می‌تونستی بکنی این بود که یه

"ممنون مرل که جونم رو نجات دادیِ" لعنتی بگی

آره، دارم می‌بینم

شباهت‌های بین تو و مایک رو

آشغال‌های نمک‌نشناس و بی‌همه‌چیز

همه‌تون مثل همید

اوه، بالاخره اومدی

چی یاد گرفتی؟

برادرت نمی‌تونه ازت محافظت کنه

این درس اوله

اما من می‌تونم. کردم این کارو

درس دوم

درس سوم

من فقط و فقط یک بار دست رفاقت دراز می‌کنم

ردش کنی؟ یعنی منو رد کردی

منو رد کنی؟ یعنی انجمن برادری رو رد کردی

این کارو بکن

اون‌وقت فاتحه‌ت به کل خونده‌ست

مایک دستمو گرفت و برام کارایی انجام داد

به خاطر همون کارا هم زنده موند

تو چی؟

مایک تو رو از من دور نکرد که ازت محافظت کنه

این کارو کرد چون یه خودخواه عوضیه

از گذشته‌ش پشیمونه و نمی‌خواست تو هم تکرارش کنی

اما این کار اصلاً به نفع کیه؟

به نفع کی تموم می‌شه؟ تو یا اون؟

گور بابات، مرل

من حبسمو می‌کشم

دعا کن بیرون از این خراب‌شده ببینمت

آره

بعید می‌دونم دیگه رنگ آزادی رو ببینی

اوضاع داره برای مک‌لاسکی‌ها بد پیش می‌ره

تو که این تو حبس شدی

مغز داداشت هم که پاشید روی دیوار

و مامان بیچاره و بی‌گناهت

مریمِ قدیسِ مهربون الآن درباره‌ت چی فکر می‌کنه؟

همه چی تحت کنترله. بذار همین‌طوری پیش بره

خانواده دست خود آدم نیست، کایل

فقط می‌تونی دوستاتو انتخاب کنی

دستم رو بگیر تا زنده بمونی

نگیری چی؟

خب، بدبخت شدی

بهتره همین الآن ملحفه‌ت رو گره بزنی و قال قضیه رو بکنی

چون جون سالم به در نمی‌بری

پس تمومش کن

همین الآن

این لطف رو در حق خودت بکن

چون من قراره از اینجا بیام بیرون

من از دیوار هم رد می‌شم

و تو هم دلت نمی‌خواد زنده بمونی و واسه یه برادر دیگه عزاداری کنی

می‌دونی مرل

خیلی حرف می‌زنی

فقط زر می‌زنی، زر، زر، زر

زر، زر

ولی هیچ گهی تو حرفات نیست

مایک بازی‌ت داد

با طعمه از بازنشستگی کشیدت بیرون

و بدجوری رید به هیکلت

همین الآنشم یه پات لب گوره

من دستتو نمی‌گیرم

چون تو اصلاً عددی نیستی

تو توی این زندگیِ لعنتی اصلاً به حساب نمیای

چه اون ‌تو، چه این بیرون

داداشم میچ، یادش همیشه زنده‌ست

مادرم... همیشه یادش هست

من و مایک هم یادمون می‌مونه

اما تو چی؟

تو فقط یه پانویسِ لعنتی هستی

و خیلی قبل‌تر از من یا مایک ریق رحمت رو سر می‌کشی

این

این طولانی‌ترین حرفی بود که تا حالا از زبونت شنیدم

وقتی مایک رو دیدم، سلامتو بهش می‌رسونم

هی

هی

خوبی؟

آره. منظورم اینه که، لعنتی، تا حالا

تو زندگیم چند بار بدجوری لب تیغ رفتم، ولی این یکی

حواست به اوضاع باشه

مسخره‌بازیِ لعنتی

مایکی. یه ماموریتِ انتحاریِ لعنتی بود

اون کلمبیاییِ فلان‌فلان‌شده می‌خواست موسِس رو بکشه

نقشه‌ی فرار هم که کشک بود

الان موسِس کجاست؟

یه جا کپدش کردم. توی اتاق بازجویی نگهش داشتم

تا جایی که می‌تونی همون‌جا نگهش دار

ببین، واسه امنیتِ لعنتیِ خودش می‌تونم اونجا نگهش دارم

ولی زیاد دووم نمیاره. این عوضی از قفس خوشش نمیاد

خب، مگه کسی هم هست که خوشش بیاد؟

ببین، تا وقتی من نگفتم ولش نکن

بهش بگو حرف، حرفِ منه

باشه

اون‌جوری نگام نکن

قیافه‌ی لعنتی‌م همینه دیگه

چند ساعت بهم وقت بده

می‌دونی هابز، من واقعاً

اصلاً از رودست خوردن خوشم نمیاد. فهمیدی؟

تو به من رودست زدی و برگ برنده‌م رو جلوی موسِس سوزوندی

اصلاً می‌فهمی این برام چقدر آب خورد؟

مایک، نیا اینجا واسه من ناله نکن که چقدر برات آب خورده

خب؟ اونم وقتی چیزی که مهم بود رو به دست آوردی

کایل زنده‌ست

آره، زنده‌ست ولی من قول‌هایی دادم

که نمی‌تونم بهشون عمل کنم

مایک، بحثِ مصلحتِ بزرگتره

کاری رو کردم که لازم بود

تو راحت‌ترین راه رو انتخاب کردی

راهی که به نفع بود رو رفتی

خودت رو بهم ثابت کردی

من خودمو به آدمام ثابت کردم. و مایک، من باید

خودمو به آدمام ثابت کنم. اوهوم

کایل جاش امن و امانه

در مورد «موزز» هم، تو می‌تونی اون جریان رو کنترل کنی

تو اگه یه هنر داشته باشی، اونم زبون‌بازیته

دفعه بعد که خواستی شطرنج بازی کنی، نینا

فقط بهم خبر بده که داریم اون بازیِ لعنتی رو انجام می‌دیم

شاید این‌جوری کمتر خون ریخته بشه

نگاش کن

باریکلا، رید

تشویقش نکن

چیه؟ نترسه. نگاش کن

رید! خیلی رفتی بالا، پسر

نه بابا، پتی، حالش خوبه

آره، همه تا قبل از اینکه سقوط کنن نترسن

داری چیکار می‌کنی؟ به این زودی؟

نگفتی نتیجه‌ی داوری چی شد

آره، خب... می‌دونی که، هنوز رو هواست

گوش کن، فقط مسئله زمانه

هم تعداد نفرات‌مون کمتره، هم اسلحه‌هامون

نمی‌تونن تا ابد منو از بازی کنار بذارن

چطور دووم میاری؟

آره، خوبم

خوبم. حالم ردیفه

مطمئنی؟

چون «اسکوپ» هزینه‌ها رو پوشش نمیده

آره، خب، ببین... همه‌ی اینا

وقتی تو و رید برگردین خونه، درست میشه

بابا، منو دیدی؟

دیدی؟ آره! معلومه که دیدم، قهرمان

عالی بود. بیا اینجا پسر

پسرِ نترسِ من

پسر، کارت خیلی درسته

بیا، بیا یکی دیگه بزن قدش

برو بدو

هی، صبح بخیر

برو گمشو، مایک

هی، تو هم همین‌طور. نه، اصلاً نمی‌تونم باهات حرف بزنم

باز چیکار کردم؟ خیلی جرات داری

که پاشدی اومدی اینجا. اومدی که چیو به رخم بکشی؟

چی... من اصلاً نمی‌فهمم

داری در مورد کدوم گوهی حرف می‌زنی، اولین؟

مایک، شاهدم غیبش زده

لازم نیست خیلی فسفر بسوزونی تا بفهمی

چه بلایی سرش اومده. که اینطور

درسته. بسیار خب

خب، این چه ربطی به من داره؟

مرده؟

یه سری کارا هست که من انجام نمی‌دم، خب؟

یه خط قرمزایی دارم که ازشون رد نمی‌شم. خودت اینو می‌دونی

خب، پس کارِ یکی از پادوهای توئه؟ یا چی؟

از «ایان» بعید نیست. یا، که احتمالش بیشتره

شاهدت جیم شده، ترسیده

جوری رفتار نکن انگار هر روزِ خدا از این اتفاقا نمی‌افته

ها؟

اگه شاهدت رو از دست دادی

اگه غیبش زده، پس تو چه غلطی تو دستت داری

جز یه پرونده‌ی بدون شاهد؟

نه ایانی هست، نه رابرتی. ها؟

مایک، من اینجا دارم از شدّتِ فشار روانی رد می‌دم

و این اصلاً درست نیست، اصلاً

خب، منم نمی‌گم درسته

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left