A Friend of the Family

A Friend of the Family

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

A Friend of the Family S01E09 WEBRip x264-ION10/KOGi
കമന്ററി എഴുതിയത് mehrdadss
🔴 30nama | Mehrdadss 🔴 | پایان سریال

ടാഗുകൾ

webrip
web
x264
BRip
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2022-11-16
ഡൗൺലോഡുകൾ: 48
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

ای پدر آسمانی، لطفاً یه کاری کن جَن برگرده « آنچه گذشت »

یه فرصت دیگه بهم بده تا دوباره واسۀ جَن مادری کنم

دلیل اینکه زِیدا و زترا این مدت …با من ارتباط برقرار می‌کردن

اینه که از دستت عصبانی‌ان

خودشون گفتن؟

شاید تا وقتی که ۱۶ سالت بشه صبر نکنن

ممکنه همین الان سوزان رو جایگزین تو کنن

سوزان هست؟ - سلام، جَن -

دل‌مون برات تنگ شده

این حق رو داری سکوت کنی

هر حرفی بزنی ممکنه در دادگاه علیه‌ت استفاده بشه

!من جَن بروبرگ نیستم

سعی کن الان که داری برمی‌گردی خونه با پدر و مادرت خیلی بدرفتاری نکنی

می‌دونم دربارۀ آوردن اسلحه توی خونه چه حرفایی زدیم

ولی جَن اسلحه رو دید

ترسیده بود؟ - نه -

چیزی هست که دلت بخواد درباره‌ش صحبت کنی؟

من دختر شما نیستم

هیچ‌وقت نبوده‌م و هیچ‌وقت هم قرار نیست بشم

هر چی زودتر یاد بگیرین با این موضوع کنار بیاین، بهتره

عالی بود

خب، ممنون

مثل یه عروسکی

عروسک صدات می‌کنم

اونا می‌خوان ما شکست بخوریم، عروسک

باید قبل از تولد ۱۶ سالگیت مأموریت‌مون رو به اتمام برسونیم

در غیر این صورت، سوزان جایگزین تو میشه

‫« ترجمه از مهـرداد » ‫ .:: Mehrdadss ::.

خودت رو لب ساحل نقاشی کردی؟

سوزان‌ــه

اونجا چیکار می‌کنه؟

عیبی نداره

بدم نمیاد یکم سکوت داشته باشیم

توله سگ ِ جدیدم دیشب نذاشت بخوابم

…از مِری اَن و باب متأسفم به‌خاطر

به‌خاطر اینکه با من و بی مثل جنایت‌کارها رفتار می‌کنن

یعنی چی، چطور باهات مثل یه جنایتکار رفتار کردن؟

بی یه آدم بالغه

تو و بی مسئولیت‌های یکسانی ندارین

چرا، دارین

تو چه مسئولیت‌هایی داری، جَن؟

ممنون، باب - ممنون -

باید درست‌ترش کنی

مامانت بهم گفت خانوادۀ هانسن رو توی تِیستی تریت دیدین

مطمئنم تو و کارولاین خیلی هیجان‌زده‌این

که قراره خیلی زود تمرین رانندگی رو شروع کنین

نمی‌دونم توی ذهنت چی می‌گذره

ولی امیدوارم بدونی که دوستت دارم

با همۀ ذره ذرۀ وجودم

می‌دونم که شرایط سخت بوده

…ولی جَنی

الان اومدی خونه

جایی که بهش تعلق داری

باید بفهمی که بی

قراره واسۀ یه مدت خیلی طولانی بره زندان

خب، قبل از اینکه ۱۶ سالم بشه میاد بیرون، درسته؟

اگر تا زمانی که ۳۰ سالت بشه بیاد بیرون، خیلی شانس آورده

خب؟

چی نوشته؟

…اِ

…عزیزترینم بی»

اگر می‌دونستم چقدر احساس تنهایی می‌کنم

سعی می‌کنم هر شب توی خواب‌هام

فکرهای خوشایندی دربارۀ تو داشته باشم

جایی که همۀ این اتفاقات رو پشت سر گذاشتیم

می‌دونم که تقصیر منه که این مشکل برامون به وجود اومده

ولی یادمه که گفتی عیسی زجر می‌کشید

حق با توئـه

باید شجاع باشیم

ولی نمی‌دونم شجاع هستم یا نه

…فقط می‌دونم که نمی

نمی‌تونم تحمل کنم بهم بگن » « با یه هم‌نشین مذکر دیگه رابطه داشته باشم

نمی‌تونم تحمل کنم با مَرد دیگه‌ای باشم

می‌دونم هر کاری از دستت بربیاد انجام میدی

تا به وقتش برگردی

ولی اگر موفق نشی

یه نقشه دارم

چون بدون تو، نمی‌تونم زنده بمونم

«با عشق، از طرف عروسکت

خیلی قشنگه، رفیق

آره. حتماً

« دوست خانواده »

…خانم بروبرگ

می‌دونستین که موکلم در سال ۱۹۷۴

در یه کلینیک در کالیفرنیا تحت مُداوا بوده؟

…بله، من

می‌دونستم که مشکل افسردگی داره

خودش بیماریش رو با این کلمات توصیف کرد

همینطور به‌خاطر مشکلاتی که

با دخترتون جَن داشت، تحت مُداوا نبود؟

می‌دونستین که بیماری روانیش باعث شده بود

به دخترتون تعلق خاطر داشته باشه، درسته؟

به همۀ اعضای خانواده‌مون تعلق خاطر داشت

،خانم بروبرگ شما با کتاب «لولیتا» آشنایی دارین؟

،بهتره اون کتاب رو بخونین خیلی شبیه مادر توصیف شده توی کتاب هستین

منظورتون چیه؟

مارتی، داری آبروی خودت رو می‌بری

جناب قاضی، داره خودنمایی می‌کنه

تا مثل همۀ وُکلای قبلی آقای برچ‌تولد اخراج نشه

بهتره تمرکزمون روی سؤالات باشه، لطفاً

بله، جناب قاضی

خانم بروبرگ، می‌تونین صادقانه به دادگاه بگین

که متوجه نشدین در رابطۀ

بین موکلم و دخترتون در سال ۱۹۷۴

هیچ مسئلۀ جنسی‌ای وجود داشته؟

به گمونم از اونجایی که دائماً بهم می‌گفت

چه حسی بهم داره

باور کردم در احساساتش به جَن، هیچ

مسئلۀ جنسی‌ای وجود نداره

من احمق بودم

ولی این باعث نمیشه کاری که انجام داده درست باشه

من احمق بودم

اون یه شکارچیه

آقای بروبرگ، این حقیقت نداره که آقای پینکاک و اف‌بی‌آی

بهتون گفته‌ن یه جوری به دادگاه القا کنین

که موکلم یه شخص قدرتمند و مؤثره

که می‌تونه مردم رو کنترل کنه؟

نیازی نیست بهم بگن چیزی رو القا کنم

اون دقیقاً همچین آدمیه

لطفاً قیام کنین

بدینوسیله مقرر میشه که متهم

…رابرت ارسول برچ‌تولد

از اتهامات ناشی از

بیماری یا نقص روانی تبرئه بشه

به استثنای مسئولیت

بدینوسیله متهم

به وزارت بهداشت و رفاه منتقل میشه

یعنی زندان نمیری

تبریک میگم

پس آزاد نمیشه؟

نه

ممکنه مجبور بشه واسۀ یه مدت خیلی طولانی

،توی یه مرکز پزشکی بمونه شاید حتی طولانی‌تر از زمانی که

ممکن بود توی بیافته زندان

خب، بهتره امیدوار باشیم

آره

بریم

ای پدر آسمانی، لطفاً یه کاری کن بی

زودتر از بیمارستان مرخص بشه

وقت‌مون داره تموم میشه

…من

جَن؟

ببخشید، کارولاین

حالت خوبه؟

یه خواب عجیب دیدم

خیلی خوشاحلیم که برگشتی

همه‌مون خیلی دوستت داریم

مِری اَن الان پیششه

حداقل به مادرش نگاه می‌کنه

چون بی بدجوری مغزش رو علیه من شست‌وشو داده

،منظورم اینه تقر… تقریباً میشه گفت حرف نمی‌زنه

قبو… قبول نمی‌کنه توی اتاق خودش بخوابه

…فقط توی اتاق سوزان می‌خوابه ولی دلیلش رو

دلیلش رو بهمون نمیگه

انگار داره توی یه دنیای متفاوت زندگی می‌کنی

اون دخترمه ولی برام مثل یه راز سربسته‌ست

…و من… من

ایکاش می‌تونست بهمون بگه ازمون چی می‌خواد

به آزادی واسۀ بزرگ شدن نیاز داره

نمی‌تونین هر لحظه مراقبش باشین

ولی مهمه که همچنان باهاش ارتباط برقرار کنین

واسۀ اینکه وقتی که آمادۀ صحبت کردن شد

بدونه که کنارش هستین

اگر خیلی دیر شده باشه چی؟

،وقتی که واسۀ اولین بار همدیگرو دیدیم ازش خواستم نقاشی خانواده‌ش رو بکشه

تو رو هم کشیده

همۀ شما رو زیر یه سقف کشیده همراه با خواهراش

این نقاشی بهم میگه که هنوز دربارۀ خونه‌ش و خانواده‌ش

به عنوان جایی که بهش تعلق داره فکر می‌کنه

حتی سگ‌ها رو هم کشیده

سگ‌ها رو دوست داره

ولی خودش رو نکشیده

نه

برگشته پوکاتلو و پیش‌مونه

،ولی یه جورای دیگه‌ای آمادۀ برگشتن به خونه نیست

امیدوارم با گذشت زمان

جَن احساس راحتی بکنی

و دربارۀ تجربه‌هاش صحبت کنه

…اون

اون تجربه‌ها در همۀ عمرش همراهش خواهند بود

…ولی باب

راهی برای مُداوا وجود داره

تسلیم نشین

هوم

نگاهش کن

داریم کار خوبی انجام میدیم

برای اون منحرف یه پیغام می‌فرستیم

« گُل‌فروشی اتکینز » « گُل‌فروشی بازه »

« گُل‌فروشی بسته‌ست »

سلام. خانوادۀ بروبرگ هستیم

!مامان

میشه همین الان بیای؟

چی شده؟

!بریم! بریم

!وای خدا، مامان

شوهرم کجاست؟

باب؟

بابا کجاست؟

بابا؟

داخل گُل‌فروشیه؟

More Farsi Persian subtitles for A Friend of the Family

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left