Most Dangerous Game - Second Season

Most Dangerous Game - Second Season

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Most Dangerous Game S02E12 1080p WEB H264-GGEZ
കമന്ററി എഴുതിയത് MgarMsiri_9194
‫ترجمه و زیرنویس: محـمد گـرمـسیـری

ടാഗുകൾ

web
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-03-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 43
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 72 വരികൾ.

‫به خواهرم دست نمیزنی.

‫فکر کردی من چه جور ‫ آدم آشغالیم، سوئرو؟

‫من زن‌ها رو نمی‌کشم.

‫ولی اگه سد راهم بشی، ‫حسابت رو میرسم.

‫پس بهتره...

‫به خط زرد نزدیک نشی، باشه، عزیزم؟

‫این چیه، مرد، می‌خوام روم خراش بندازی؟

‫داری به سبک فیلم ‫وست ساید استوری عمل می‌کنی.

‫در حالت معمول، یه کم شکنجه‌ت می‌کردم...

‫با یه مقدار کلروفورم تا تبدیل به...

‫یه عوضی بشم،

‫ولی، تا قبل از طلوع آفتاب، ‫خیلی وقت نداریم...

‫که تلف کنیم، پس...حاضری، رفیق؟

‫خوبه،

‫چون فکر کنم زنگ رو زدن.

‫بی‌خیال شو.

‫ببین، تو نهایت سعیت رو کردی.

‫عیبی نداره. هیس!

‫اگه با اون شیشه بهم ‫حمله کنی، دختر جون،

‫مثل یه بوقلمون فرو می‌کنم تو بدنت.

‫نگی نگفتم.

‫این تقصیر خودته.

‫این بار من جونت رو نجات دادم.

‫طاقت بیار. باید بیدار بمونی.

‫باشه؟ بیدار بمون.

‫بیدار بمون.

‫حالت خوبه، حالت خوبه، حالت خوبه، جوزی.

‫چیزی نیست.

‫حالت خوبه.

‫خوب میشی. خوب میشی.

‫باشه؟

‫خواهش می‌کنم، خدا. ‫خواهرم رو دیگه ازم نگیر.

‫هفت دقیقه تا مقصد.

‫هفت دقیقه دیگه می‌رسیم.

‫باشه، جوزی؟ طاقت بیار، خب؟

‫بیدار بمون.

‫بیدار بمون، باشه؟

‫کمک!

‫هی، کمک!

‫کمک!

‫آقای سوئرو؟

‫باید تو تختت باشی.

‫ویکتور.

‫کبدت سوراخ شده،

‫سه دنده‌ت شکسته، ‫چند جات پاره شده،

‫پلیس سافولک هم یه سر اومد.

‫ازت چند تا سوال دارن.

‫باید استراحت کنی.

‫حالش خوب میشه.

‫دختر قوی‌ایه.

‫خون زیادی از دست داده، ‫ولی گروه خونیش ب منفی‌ـه،

‫فقط یک و نیم درصد جمعیت ‫ گروه خونی‌ـشون همینه،

‫و گروه خونی او کم داریم.

‫خدا رو شکر، یکی اومده بود اینجا بخیه بزنه،

‫و گروه خونیش باهاش یکی بود.

‫چه حلال زاده هم هست.

‫آروم باش.

‫شکار چند ساعته که تموم شده.

‫خیلی خوشحالم که تونستم کمکش کنم.

‫خیلی بد میشد اگه ‫اتفاقی واسه جوزی میفتاد.

‫می‌خوام ازت تشکر کنم.

‫تو ثابت کردی هیجان‌انگیزترین شکاری.

‫اونم یه مبارزـه، مگه نه؟

‫خودش تنهایی پیدات کرد.

‫چیزی نمونده بود واسه ‫ نجات تو، خودش رو قربانی کنه.

‫یه روز فراری خیلی خوبی ‫ ازش در میاد، اینطور فکر نمی‌کنی؟

‫نه تا وقتی تو زنده‌ای.

‫احتمالش رو دست کم نگیر.

‫شکار حالا دیگه بخشی از وجودش‌ـه.

‫تو خونش‌ـه.

‫بله؟

‫ویکتور، خیلی خوشحالم می‌شنوم...

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left