What We Do in the Shadows

What We Do in the Shadows

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 6

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

What We Do In The Shadows S06E04 AMZN DSNP WEB-DL-NTb + LAZYCUNTS + FLUX + PSA
കമന്ററി എഴുതിയത് K o o R o s H
©️ هومن صمدی 𝑅𝒶𝓎𝓁𝒶𝓃 𝒢𝒾𝓋𝑒𝓃𝓈 ✌ تلگرام ↪️ RaylanGivensSubs ↩️

ടാഗുകൾ

webdl
amazon_prime_video_synced
disney+_synced
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-10-31
ഡൗൺലോഡുകൾ: 80
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

:اما ممکنه یک نفر بپرسه

بعد از این‌که منطقۀ سه‌ایالتی رو» «فتح کنیم، چی می‌شه

،که من در جواب می‌گم اولین فکر، بهترین فکره

راهی غرب می‌شیم

یه سؤال فوری؛ این ارائه چقدر طول می‌کشه؟

،خب، باشه، من میانه‌هاش ناهار تدارک دیدم

همین بیرون توی سرسرا

.اه، رینگ، رینگ. روم سیاه، جری باید این رو جواب بدم

الو؟ واقعاً؟

می‌گید الآن به‌م احتیاج دارید؟

عذر می‌خوام. سریع برمی‌گردم، قول می‌دم

معلومه تلفن دست‌ت نیست

!فوراً؟ اه

خیلی‌خب، شخصِ اون‌طرفِ خطِ این تلفن‌همراه - تلفن نیست -

«گفت: «رینگ، رینگ - بله -

سیمی وجود نداره - بیدار شو -

پیش می‌ریم

ارائۀ عالی‌ایه، جری

متأسفانه، من و نندور ساعت ۹ شب یک قرار ملاقات سر کارمون در «کَنِن کپیتال» داریم

پس... خیلی ممنون - بله -

...باشه، آ

خدافظ دیگه

خانم... راهنما - خدافظ -

فکر می‌کردم این‌دفعه دیگه سلطۀ خون‌آشامی رو جدی گرفته بودید

همین‌طوره - همین‌طوره، جری -

آره؟ - فقط باید بریم اسکناس رو به جیب بزنیم -

عالی. پس حالا با عروسک شبحی و خون‌آشام انرژی صحبت می‌کنم

سلام. کالین رابینسون - درسته -

می‌شه فقط از اول شروع کنی؟

من با کارم در «راهبردهای کَنِن کپیتال» دارم عشق می‌کنم

« ناجا »

هر روز، چرخ‌های کثیفِ بازرگانی رو روغن‌کاری می‌کنم

،و هنرهای تاریکِ «آمریکای شرکتی» رو یاد می‌گیرم

درعینِ‌حال، پنهانی به گی‌یرمو کمک می‌کنم پله‌های ترقی این‌جا رو طی کنه

...بعضی‌وقت‌ها مجبور شدم به هر دری بزنم که

اوه، خدای من، داره خفه می‌شه

می‌دونی، به این سگ‌ها کمک کنم... که واقعاً قدرِ گی‌یرمو رو بدونن

اون رو ببینید - اِی‌ول -

اوه، خدای من - بله -

گی‌یرمو جون‌ش رو نجات داد - بله -

ولی فکر کنم نظرشون داره تغییر می‌کنه

هی، ناجا. جردن تا یک ربع دیگه ...یه اعلام مهم می‌کنه. پس

جایی نری، باشه؟

هی، بچه‌ها، چه خبر؟

می‌بینید حالا چطوری مثل شاه‌کوچولوی شاشیِ همه حرف می‌زنه؟

اوه. کار تمومی نداره

این‌جا اوضاع بر وفق مرادمه

این‌که جزء مهمی از تیم به حساب بیام، برام روح‌انگیزه

من رو یادِ یه قصۀ عامیانۀ «ال‌کُلنداری» از چوپانی محقر می‌ندازه که پنهانی یک شاهزاده بود

« نندور »

یک روز، آدم‌های این‌جا از فهمیدن این خیلی غافلگیر می‌شن که

مستخدمی که استفراغِ خماری‌شون رو از سطل‌های کاغذباطله جمع می‌کنه

درحقیقت یک جنگجوی خیلی مقتدره

ایناهاش. چه خبر، اَندی؟

پس یه نفر دوباره روی صندلی توالت ریده

درست می‌کنم

!خیلی‌خب، گوش کنید

خبر مهم رو دارم. رسمی شد

!ما «هنکاک و پسران» رو صاحب شدیم. آره

،این اسمیه که مترادف با سبک کلاسیکِ آمریکاییه

و ارزش برندِ خفنْ دیوانه‌واری داره

!هی! آره - نه، واقعاً مالکیتِ خارق‌العاده‌ایه -

خیلی به‌تون افتخار می‌کنم

و یه اِی‌ولِ ویژه به تیمِ «تملک اهرمی» وامونده که این‌جاست - !اوه، نه -

!دارن می‌ترکونن. بیاید جشن بگیریم - !تو، تو -

!آره

خیلی‌خب. بازش کن - !آره -

آره. خیلی‌خب - !تجارت -

!پول - ...برگردید سر کارـتون، همه -

جردن. مبارکه

ممنون

!جردن! سلامتیِ تو، جردن - !آره -

!موفق شدیم! آره - ،پس، اساساً -

ما اختیار قانونی استفاده از نامِ «هنکاک و پسران» رو به برندۀ مزایده‌ای می‌دیم

،که پوشاک رو توی «آسیا» به‌شدت ارزون می‌کنه

« گی‌یرمو، تحلیل‌گر دون‌پایه »

که کارِ عالی‌ایه، برای یه بچۀ جهان‌سومی

و بعد، همۀ کارخونه‌هایی که توی «آمریکا» تعطیل می‌کنیم

تبدیل می‌شن به، مثلاً، مراکز ترک اعتیاد

اگه به‌ش فکر کنی، خیلی هوشمندانه‌ست

!هی، گی‌یرمو - ...بله، ارباب -

بله، جردن؟ - هی. اوه... نمی‌دونستم دارن ازت فیلم می‌گیرن -

عجب کتونی‌هایی، داداش

هی، برام توی «گِیج و تولنر» جا گرفتی؟

آره، حله. ۷:۳۰، لب پنجره

باشه، راست‌ش باید بکنی‌ش ساعت ۸

باشه - ممکن هم هست که اصلاً نرم -

باشه - پس یادداشت کن -

باشه - هی، سطح رو ببر بالا، داداش -

سطح رو ببر بالا - ایناهاش -

...نه، منفجر نمی‌کنیم. مشت رو می‌زنیم - نه؟ ببخشید. آره -

آره، باز هم روـش کار می‌کنیم

پیش‌بینی موثق. این بچه‌گاگول مردِ شراکته

به‌م اعتماد کنید - چی؟ نه -

وقتی رئیس باحالی مثل جردن داشته باشی، راحته - !زر مفت نزن -

من خیلی چیزها ازش یاد گرفته‌ام

اون، آم... خب، شنیده‌ام که معامله‌گرِ قهّاریه

خیلی ممنون - پس الآن بیش‌تر به چشم مرشد به‌ش نگاه می‌کنم -

می‌تونه هم خیلی پُرتوقع باشه

این چه پُخیه، هان؟ اون چه پُخیه؟

بَرش دار. گم شو بیرون

خدا لعنت‌ش کنه

ولی، می‌دونی، چیزی نیست که به‌ش عادت نداشته باشم

هی، گی‌یرمو؟ - بله؟ -

آره، یه چیز دیگه

اون مستخدمه هست که یه‌جورایی باهاش خودمونی‌ای؟

همونی که همه‌ش سیریش‌بازی درمیاره. اَندی؟

نمی‌دونم. شاید نندور؟

خودشه - آره. نمی‌شناسم‌ش -

می‌دونی، هر دفعه اون ولدِزنا میاد توی ...دفترم که سطل‌آشغال رو خالی کنه

اوهوم - یه گفت‌وْگوی ده‌دقیقه‌ای رو شروع می‌کنه... -

باهاش صحبت می‌کنم - نه، نه. اخراج‌ش کن -

« منزل خون‌آشام‌ها »

از نظر من که خوبه

باید... توی جاده امتحان‌ش کنیم

ببینیم توی «کینسه‌آنیرا» یا همچین چیزی چطور عمل می‌کنه

چنین کاری نمی‌کنی

،این مخلوق برای خرحمالی خلق شده خرحمالی هم خواهد کرد

لَزلو، شان این‌جاست

اه، گُه بگیرن - لَزلو؟ -

سلام، دلبندم. به‌ش بگو الآن میام بالا

دیگه داره میاد پایین

تُف. بپوشون‌ش

خب، اشتباه می‌کنی، لَزلو

این هیولا خیلی بیش‌تر از فقط خرحمالی می‌تونه انجام بده

خب، قضاوتِ اون با منه

شب خوش، رفیق‌کوچولو. بعداً می‌بینم‌ت

وای - !شانی -

اوه، این‌جا دیگه چه خراب‌شده‌ایه؟

یه‌جور اتاق شکنجه؟

نه، نه، نه. به رخت‌شوی‌خانه خوش اومدی

بوی خاگینه و شاش می‌ده

خب، ناجا اصرار داره که از شویندۀ آلی استفاده کنیم

رواله. رواله. پس شما هنوز توی راه‌آهن کار می‌کنید، درسته؟

معلومه. آره، من توی راه‌آهن کار می‌کنم - من هم -

الآن چند سالی می‌شه که مجبوریم به شان بگیم که توی راه‌آهن کار می‌کنیم

« کالین رابینسون و لَزلو »

که توجیه‌کنندۀ ساعات نسبتاً عجیبیه که بیدار هستیم

،معمولاً سؤال نمی‌کنه

که خوبه، چون ما قدّ خر هم از راه‌آهن سرمون نمی‌شه

پس اون... کارِ خیلی باحالیه - تقریباً باحال‌ترینه -

راه‌آهن شرکتِ فوق‌العاده‌ایه

شان کسی نیست که بشه به‌ش گفت کنجکاو

خب، تازگی من رو با تیپّا از «تی‌اِس‌اِی» انداختن بیرون

،شارمِین گیر داده بپرسم که، نمی‌دونم، می‌دونی شاید بتونم یه مصاحبۀ کاری با راه‌آهن بگیرم

ولی کون لق من، می‌دونی

مصاحبه می‌خوای، حله

جونِ من؟ - آره -

اوه، عالیه - من برای یک دوست، هر کاری می‌کنم -

تو بهترین دوستی هستی که من تابه‌حال توی زندگی‌م داشتم

،به جون‌تون قسم

نااُمیدتون نمی‌کنم

نه حتی تو رو، دیلبرت

.باید همین‌الآن به شارمِین بگم مجبوره بذاره برگردم توی تخت‌خواب بزرگ

تُف - ما که واقعاً توی راه‌آهن کار نمی‌کنیم -

بله، این رو می‌دونم

فقط یارو رو هیپنوتزم کن تا قضیۀ مصاحبه رو فراموش کنه

.کاش می‌تونستم. اون تقریباً مرگِ‌مغزیه هیپنوتیزم دیگه تأثیری روـش نداره

اون قشنگ ناقص‌العقل شده

.کون‌ش رو از آرنج‌ش تشخیص نمی‌ده منظورم اینه، به‌معنای واقعی کلمه احمقه

اما دوستِ منه. نمی‌تونم نااُمیدش کنم

هی، جعبۀ بالابر نمیره بالاتر

باید یکی از دکمه‌ها رو فشار بدی، شان

بفرما

جلل‌خالق

هی، جی گنده

اون چیه، چای؟ - آره -

باشه

باید اتاق‌پشتی «مودس» رو برای جمعه‌شب رزرو کنی

قراره دخلِ چندتا استیک رو با کُل تیم بیاریم

که شامل تو هم می‌شه - واقعاً؟ -

آره. تو برای من بااَرزش‌ای، گاگول

باشه - اون لبخند رو ببین -

با زحمت به دست‌ش آوردی، داداش

چه وضع‌شه؟

هی، اون هنوز این‌جا چه گُهی می‌خوره؟

به‌ت گفته بودم اون هیپی رو اخراج کنی

.اوه، آره. خیلی گرفتار بودم ...فرصت نکردم

آره، آره. همه‌مون گرفتاریم

،اگه آمادگی نداری سطح رو ارتقا بدی من باید بدونم، یعنی، همین‌الآن

من آماده‌ام

سلام

به راه‌آهن «استَتِن آیلند و ساوْت‌وسترن» خوش اومدید

فکرهامون رو روی هم گذاشتیم تا چند راه ،برای خلاصی از معضل شان‌مون پیدا کنیم

،ولی درنهایت، ساده‌ترین نقشه، بهترین نقشه بود

که یک طبقۀ کامل دفترِ شرکتی اجاره کنیم

و یک‌مشت بازیگر استخدام کنیم که وانمود کنن توی یک دفتر راه‌آهن کار می‌کنن

کریستین، تلفن‌های بیش‌تری لازم داریم

«دِری‌بِری»، نه «برایتن غربی». «دِری‌بِری»

حالا، شما دو تا قراره توی یک رابطۀ عاشقانۀ اداره‌ای باشید

می‌دونی، می‌خوام واقعاً تنش رو حس کنم

پولِ اضافه بابت اون گیرم میاد؟

آ... نه، نمیاد. تو خوش‌شانس‌ای که اصلاً این‌جائی

فکروْخیال نکنید، بچه‌ها

وانمود کنید توی راه‌آهن کار می‌کنید

،بعضی‌وقت‌ها به یه ساعت نگاه کنید بعضی‌وقت‌ها به یه نقشه نگاه کنید

همیشه نقشۀ بیمۀ ازکاراُفتادگی رو در سر می‌پرورونید

تا بتونید عاطل‌وْباطل بشینید روی باسن گشادتون

اون رؤیای کارکنان راه‌آهنه

گی‌یرمو! خبرمبر، دوستِ من؟

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left