ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
بیایید از شامپاین بگوییم
شامپاین فقط یه نوشیدنی نیست
خودش یه جشنه
شبی که شامپاین رو اختراع کردن
با شامپاین به استقبال سال نو میریم
و توی هر عروسی به افتخار هم نوشیده میشه
شامپاین یعنی وقت پارتیه
که فقط دلمون میخواد از فرط شادی با شامپاین تا آسمون پرواز کنیم
حتی صدای چوبپنبهاش هم برای به وجد آوردن مردم کافیه
میبینین چی میگم؟
پس، این شراب گازدار از یه منطقهی کوچیک توی فرانسه چیه که...
اینقدر خاصش میکنه؟
افسانه میگه که همهاش از قرن ۱۷ شروع شد
با یه راهب فرانسیسکن به اسم دوم پریگنون
وظیفهی دوم پریگنون این بود که برای صومعهاش شراب درست کنه
ولی یه روز، به سرش زد که یه چیز متفاوت امتحان کنه
اون مخمر و شکر رو ریخت توی شرابش تا تخمیر بشه
و دوم شگفتزده شد
مخمر شکر رو خورد و تبدیل شد به...
حباب!
راهب یه جرعه از این اکسیر گازدار نوشید و گفت
بدو بیاین! من دارم طعم ستارهها رو میچشم!
میبینید
شامپاین همیشه یه کم جادو توش داشته
و حالا تیآرجی فرصتی داره تا بخشی از اون سنت پرآوازه بشه
با تصاحب یکی از مشهورترین برندها توی فرانسه
شاتو کاسِل
و با بیش از ۲۰۰ برند در اختیارمون
وقتشه که بالاخره وارد بازار شامپاین بشیم
و به زودی، کی میدونه؟
همهی ما میتونیم طعم ستارهها رو بچشیم
خیلی خوبه، سیدنی
واضحه که حسابی به این تصاحب فکر کردی
ممنون، ماروین
و به خاطر همینه که دارم میفرستمت پاریس
تا ارائهات رو مستقیماً به هوگو کاسِل بدی
چی؟
اِم... ماروین؟
من سه ساله که کارهای ادغام و تملک فرانسه و بریتانیا رو انجام دادم
آه، و چه کار عالیای انجام دادی، رایان
ولی سالهاست که دنبال شاتو کاسل بودیم و شانسی نداشتیم
ولی یه چیزی بهم میگه که شانس ما قراره عوض بشه
چی میگی سیدنی؟ فکر میکنی میتونی تا جمعه این کار رو تموم کنی؟
چمدونم رو میبندم
طعم ستارهها رو چشیدن؟ زیادی بود؟
معلومه که برای ماروین نه
باورم نمیشه داره اجازه میده من یه تصاحب رو به عهده بگیرم
یعنی، معمولاً من تمام کارهای مقدماتی رو انجام میدم بعد اون کار رو میده به یه کلهپوک
جسارت نباشه. - به خودم گرفتم
من از «آپتاون اِل» حمایت کردم وقتی هیچکس فکر نمیکرد سودآور باشه
وُودکای «استیلواتر» یکی از پردرآمدترین برندهای تیآرجیئه
حتی وقتی بهترین کار رو هم میکنم، ماروین دائم قوانین بازی رو عوض میکنه
اینها دو تا ورزش مختلفن. - این بار نه
این شانس منه که به ماروین و همهی توی تیآرجی ثابت کنم
که حاضرم زمام امور رو به دست بگیرم
خب، اگه قراره یه تصاحب رو از دست بدم
فقط خوشحالم که به تو میرسه
تلاش خوبی بود
تلاش خوبی بود، مگه نه؟
بابا!
ببین، من فقط دارم سعی میکنم کمک کنم. - آره، حتماً
کوکی پختن و با هم «جانسخت» دیدن چی؟
این یه رسمه. تا شب کریسمس برمیگردم
باشه، باشه
خب، اول میخوای چیکار کنی؟
دارم میرم سر کار، اسکای
باید از برج ایفل شروع کنی
میدونم، کاملاً کلیشهایه
ولی وقتی از نزدیک میبینیش، انگار از خود بیخود میشی
وقت گشت و گذار ندارم، اسکای. این یه فرصت بزرگه برام
شبیه مامان شدی
ایرادش چیه؟
میدونی منظورم چیه
نه، نمیدونم
مامان یه روزی آرزو داشت شرکت خودش رو داشته باشه
و اگه فقط چند تا سرمایهگذار داشت که بهش اعتماد کنن، این کار رو میکرد
یادته چه جوری در مورد ونیز حرف میزد؟
چطور توی کارناوال بلینی مینوشید؟
آره
و بعدش دیگه دیر شد
و من و تو قول انگشتی به همدیگه دادیم
که وقتی بزرگ شدیم، دنیا رو ببینیم
خب، من به قولم عمل کردم
دو بار با کولهپشتی اروپا رو گشتم
دیوار بزرگ چین رو پیاده رفتم. از اهرام ماچو پیچو بالا رفتم
تو ۱۸ دلار توی حساب بانکیت داری
هی، بحث این نیست
مهم اینه که خیلی وقته به یه ماجراجویی احتیاج داری
حتی اگه فقط برای یه شب باشه
پس، به من قول بده، خواهر
به من قول بده یه شب از کارت رو تعطیل کنی وقتی اونجایی
یه شب که فقط...
دوباره سیدنی باشی
باشه. قول میدم
قول انگشتی
ای بابا! قول انگشتی
تو چقدر رو مخی
منم دوستت دارم
سلام ماروین. اِم، پروازم تأخیر داشت
ولی الان دارم میرم هتل
چند تا تغییر کوچیک تو پیشنهادم دادم.
سه تا طرح متفاوت آماده کردم.
بستگی داره کسل چقدر تو اتاق بهم وقت بده.
خوبه. مثل اینکه ما تنها رقیب نیستیم.
برای شاتو کسل رقابت خواهد بود.
و برای جلب توجه کسل.
اوه، اُتو مولر از "واینگوت بریژیت لورن" از "تِربون" هستش.
و یه روبرتو سالازار از ایبیزا.
اون یه کم غیرقابل پیشبینیه. ولی نگران نباش. حواسم بهش هست.
میدونستم درست تصمیم گرفتم که فرستادمت پاریس.
ناامیدت نمیکنم. - اوه، میدونم که نمیکنی.
بونسواغ، ماداموازل.
سلام. سیدنی پرایس برای پذیرش.
فقط دو شب اقامت؟
بله. چه حیف.
کریسمس تو پاریس، چه زمان فوقالعادهای از ساله.
شاید دفعه بعد بتونی بیشتر بمونی.
آره.
مِرسی بوکو.
بونسواغ، ماداموازل.
سلام. میتونید بهم بگید کتابفروشی نزدیک اینجا هست؟
البته. یکی که بخش انگلیسی داشته باشه؟
میخوام برای خواهرم یه کادو بخرم.
باشه.
والا.
آه، "لِس اِتوال"؟
فکر کنم چیزی که دنبالش هستی رو اونجا داشته باشن.
نقشه لازم داری؟ نه.
من کل مسیر رو همینجا تو ذهنم برنامهریزی کردم.
آه، میبینم که آماده اومدی.
همیشه.
هوهو هو!
هوهو هو!
ای بابا.
هوهو هو!
بله، فقط یه کاپوچینو، لطفا.
ببخشید.
اوه.
پارلهوو آنگله؟
وی.
منظورم اینه، بله.
اوه.
امم، میتونید کمکم کنید بخش، امم، خودیاری رو پیدا کنم؟
خودیاری؟
خودسازی؟
خودسازی. امم... اوه، وی. امم، "دِوِلُپمان پِرسونِل".
آره. میتونید کمکم کنید پیداش کنم، لطفا؟
اوه، وی.
اوه، دنبالم بیاین.
ببخشید.
این چی میگه؟
امم، "ماجراجویی بزرگِ خودم بودن رو میپذیرم."
سیمون دو بووآر.
خیلی زیباست.
خیلی قشنگه.
والا.
اوه، بله، البته. ممنون. آره.
خواهش میکنم. بذار ببینیم اینجا چی داریم. امم.
راهنمای نهایی خودتخریبی. خوبه.
نه.
از رختخواب بیا بیرون و از بدهی خلاص شو. یه جورایی بده، ولی یه جورایی هم درسته.
اوه. بزرگ شدن در هر سنی. وای.
این دیگه عالیه.
وای.
اوه، فکر میکنی اینا واسه منه؟ نه، نه، نه، نه، نه. اینا واسه من نیستن.
اینا برای خواهر کوچیکمن. باشه.
آره، جدیداً یه کم روزای سختی رو میگذرونه.
اوه. در واقع، یه مرحله بزرگتره.
هوم. واقعا بزرگه.
اشتباه برداشت نکن. من خواهرم رو دوست دارم.
و، میدونی اگه بخوام کاملا صادق باشم...
احتمالا یه بخشیش تقصیر منه.
چون من از وقتی خیلی کوچیک بود ازش مراقبت کردم، و...
وای، دارم پرت و پلا میگم.
ببخشید.
نه، نه. فففف!
جتلگ.
ولی شما حتماً به این عادت دارین چون اینجا کار میکنین.
من اینجا کار نمیکنم.
چی؟
من اینجا کار نمیکنم.
ولی من دیدم به اون خانم کمک کردین پایین یه کتاب پیدا کنه.
آره، امم، "لِس اِتوال" کتابفروشی مورد علاقه منه تو پاریس.
من زمان زیادی رو اینجا میگذرونم.
کاملا معلومه.
به زودی، یه کتابفروشی مثل همین برای خودم باز میکنم.
فقط مال من یه بارِ شراب هم پشتش خواهد داشت.
فقط دنبال جای مناسبم. یه کتابفروشی شراب.
آره.
من هرگز از اونجا بیرون نمیاومدم.
هانری.
سیدنی.
آنشانته.
آنشانته. امم.
امم.
اولین باره که به "لِس اِتوال" میای؟
اولین باره که به پاریس میام. امکان نداره!
آره، و فقط یه شب وقت دارم جاهای دیدنیش رو ببینم، پس من... امم.
بهتره برم.
تو یه شب؟
No comments yet. Be the first to leave one.