ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
. . . آنچه در " بوفی قاتلِ خونآشام " گذشت
کی هستی؟ - یه دوست -
اون باید انجل باشه - کسی که راجعبه تموم خونآشامها بهش هشدار میده؟ -
برادرانِ دستور باید آنویتد رو تحویل استاد بدن
اون کیه؟
آنویتد عظیمترین سلاح من برعلیه قاتل خواهد شد
خوش اومدی ، دوست من
، در هر نسلی یک فردِ برگزیده وجود دارد
او به تنهایی در برابر خونآشامها، شیاطین و نیروهای تاریکی خواهد ایستاد
او قاتل است
زکری " دیشب از شکار برنگشت "
حتما کار قاتلِ
زکری قدرتمند و با دقت بود
، اما بای این حال قاتل حسابش رو رسیده
همانطور که بسیاری از اعضای خانواده منو کشته
. داره زیادی میشه
کالین ، تو بودی چیکار میکردی؟ - نابودش میکردم -
. . . حرف راستو از دهنِ بچهبشنو - بزار من اینکارو بکنم ، «ارباب» استاد - «از این به بعد استاد رو ارباب مینویسم»
. بزار من برای شما بُکشمش - تو در این قضیه نفع شخصی داری -
من لذتی نمیبرم - من " سه نفر " رو میفرستم -
سه نفر؟
بزن بریم
بگیرش ، یالا . همونجاست
گرفتمش
نوشیدنیِ رایگان ، لطفا
. " مهمونیِ ضدعفونی " . یه رسم سالیانهـست
، چند روز کلاب رو محصور میکنن تا سوسکها رو از بین ببرن
. کلی خوشمیگذره جایی که و درش هستی چطوریِ؟
شرمنده . فقط داشتم . . . راجعبه مسائل فک میکردم
پس مسئله راجعبه یه پسره؟ - دقیقا پپسر نه -
، ما اگه بخوایم راجعبه یه پسر حرف بزنیم باید یه پسر تویِ جمعمون باشه
این اصلا معنی داشت ؟ - تو به یه پسر نیاز داری -
درسته . که البته بیشتر اوقات . . . برام مشکلی پیش نمیاد اما
انجل چطوره ؟
انجل ؟ بنظرت کارش توی رابطه چجوره
، سلام عزیزم . توی خطرِ بزرگی هستی " "ماه دیگه میبینمت
درسته ، زیاد این دور و بر نیست
وقتی اینجاست ، انگار روشناییِ جاهایِ دیگه کمتر میشه . میدونی چی میگم؟
اوه ، آره
! سلام ، آنی
دینو! من دیگه برم
خواهشا پاتو از روی کفش دوهزار دلاریم بردار
. . . من فقط - داشتی میرفتی! قبل اینکه -
دوستپسرِ آنی مثل یه مگس لهت کنه ؟ - پس تو متوجه شدی -
ممنون که حواست هست
من که نمیدونم چرا بقیه اینو میگن . این لباسا تو رو اصلا شبیه جندهها نمیکنه
. پسر ، حال هوایِ پستیِ نفسِ کوردیلیا بهم خورد شما ها دارید چیکار میکنید؟
فقط نشستیم و داریم زندگی کوفتیمون که داره رد میشه رو تماشا میکنیم
اینو باش . یه سوسک
. بیاین این خوشگذرونی مسخره رو تمومش کنیم من گیج شدم
. حالا دارم دچار اون صمیمیتها و محبوبیتها میشم شب بدی نبود
نرو - آره ، زودِ . ما میتونیم . . . برقصیم -
. باشه واسه بعد شب بخیر
یه نوشیدنی مجانی میخوای؟
دیر وقته ، و من خستهام و حوصله بازی ندارم . خودتو نشون بده
خیلیخب . چه خوب
خیلیخب . من واقعا نمیخوام با شما سه نفر مبارزه کنم مگه اینکه مجبور بشم
: این قسمت «انجل»
:: ترجمه از: محمد امین :: :: Maa.Vampire :: تاریخ ترجمه: 95/4/1/font>
سگای خوب . . . گاز نمیگیرن
! مراقب باش
! فرار کن
! برو تو! یالا! نه
. چیزی نیست یه خونشام نمیتونه وارد خانه بشه مگه اینکه دعوت شده باشه
قبلا شنیدمش ، اما از عملیش رو ندیده بودم
میرم بانداژ بیارم
کُت و تیشرتت رو در بیار
خالکوبیِ قشنگیه
خوششانس بودم که تو سر و کلهت پیدا شد
چطور شد که پیدات شد؟
من اون نزدیکیها زندگی میکنم
اومده بودم بیرون تا قدم بزنم
پس ، دنبال من نبودی؟
. حس کردم که داشتی دنبالم میکردی - چرا باید همچین کاری بکنم؟ -
تو بهم بگو . تو آدم مرموزِ هستی که یهو از ناکجا آباد میاد بیرون
منظورم این نیست که . . . به خاطر امشب خوشحال نیستم اما
، اگه تو دنبالم باشی میخوام دلیلش رو بدونم
. شاید ازت خوشم میاد - شاید ؟ -
عزیزم ، چیکار داری میکنی؟ - امشب کلی آدم عجیب ریختن توی خیابون -
من فقط از اینکه تو صحیح و سالم داخلِ خونهای خوشحالم . باید خسته باشی
. . . درسته . یه نمایش کوچیک بود ، اما اصلا نمیدونی - پس برو تویِ تختت -
منم برات چایی داغ میارم - چه شیرین . چه دسته گُلی به آب دادی؟ -
یه دختر نمیتونه به مادرش اهمیت بده؟
سلام - سلام -
خیلیخب
انجل ، این مادرِ منه
مامان ، این انجلِ
ما توی راه خونه باهم آشنا شدیم - از آشناییتون خوشبختم -
شغلت چیه، انجل ؟ - دانشجوئه -
. دانشجویِ سال اولِ توی درس اریخ بهم کمک میکنه
میدونی ، تویِ درس تاریخ مشکل دارم - واسه یادگیریِ درس یکم دیره -
من میرم بخوابم. و بفی تو چی؟
انجل رو بدرقه میکنم و میرم بخوابم
از آشناییتون خوشبختم شدم
.شب بخیر به زودی هماهنگ میکنیم و درس کار میکنیم
. ببین، نمیخوام تویِ دردسر بندازمت - و منم نمیخوام به کُشتنت بدم -
هنوز ممکنه بیرون باشن
. . . خب
دو نفر ، یه تخت . این عملی نیست
چرا تو رویِ تخت نمیخوابی؟ آخه زخمی هستی
من رو زمین میخوابم - . . . نه -
باور کن ، بدتر از اینا رو هم کِشیدم - باشه -
بهتر نیست ببینی اون خونآشامها هنوز بیرونن یا نه
و زمانی که من لباس عوض میکنم روت رو برگردونی؟
من که نمیبینمشون
. میدونی ، من فرد برگزیده هستم وظیفهِ منِ که با اینطور افراد مبارزه کنم
بهونه تو چیه ؟ - بالاخره یکی باید همچین کاری بکنه دیگه -
خب ، نظرت خانوادت راجعبه انتخاب مسیر زندگیت چیه؟
اونا مُردن
کار خونآشامها بود؟
درسته
. متأسفم - . مال خیلی وقتِ پیشِ -
پس ، تو داری انتقام میگیری؟
وقتی بخوابی حتی خوشگلتر هم میشی
، خب ، وقتی بیدار بشم کلا جریانش فرق میکنه
بگیر
خوب بخوابی
انجل؟
خرُ و پُف میکنی؟
نمیدونم
خیلی وقته که کسی توی شرایطی نبوده که بهم بگه خُر و پُف میکنم یا نه «یعنی تنها بوده»
اون شبو موند؟ توی اتاقت؟ روی تختِت؟
. روی تختم نه . کنار تختم - خیلی رومانتیکِ -
تو . . . یعنی اون . . . ؟
کاملا محترم بود
. از خواب بلند شو و گول نخور . این قدیمیترین حُقه تویِ کتاباست
چی؟ جونم رو نجات دادن؟ زخمی شدن؟
پسرا هرکاری میکنن تا دخترا رو تحت تأثیر قرار بدن
من خودم به شخصِ یهبار یه گالون مشروب خوردم ، اونم بدون نفس گرفتن
. خیلی موثر بود هرچند بعدش پیشمون شدی
، میشه این گفتگوی مسخره رو تموم کنیم و راجعبه اتفاقی که دیشب افتاده حرف بزنیم؟
تو کلاب رو ترک کردی و یه دفعه سهتا خونآشامِ فوقِ قدرتمند بهت حمله کردند
این شکلی بودن؟ - آره . قضیه یکشکل بودنشون چیه؟ -
تو با " سه نفر " مواجه شدی
. خونآشمهایِ جنگجو . بسیار مغرور و قدرتمند - چطوری تو همیشه اینجور چیزا رو میدونی ؟ -
. تو همیشه میدونی قضیه چیه اما من اصلا نمیدونم
آخه تو تا ساعت شش صبح تحقیق نکردی - نه . من خواب بودم -
معلومه که تو داری به ارباب زیان میزنی
. اون واسه هرکس هرکس " سه نفر " رو نمیفرسته ما باید به تمرینهامون سلاح رو هم اضافه کنیم
بوفی، بهتره تا وقتی که این بچههای سامورایی به تاریخ بپیوندند، خونه من بمونی
چی؟
. نگران انجل نباش ما بهش میگیم که سریعا از شهر بره
. فعلا در خطرِ فوری نیستید . . . ارباب یکی دیگه رو خواهد فرستاد، اما
در این ضمن ، سهنفری که شکست خوردهاند در عوض بخشش، جون خودشون رو پیشکش میکنن
، ما در وظیف خودمون شکست خوردیم و الآن جون ما متعلق به شماست
توجه کن، فرزندم . تو آنویتد هستی و باید چیزهای زیادی یاد بگیری
همراه قدرت مسئولیت به وجود میاد
، درسته، اونا شکست خوردن ، اما اینم درسته که ما کسانی هستیم که در شب راه میریم و پیوندِ مشترکی رو سهیم هستیم
،زندگی کسی رو گرفتن ، البته منظورم انسانها نیست موضوعِ جدیای هستش
پس میخواید از کارشون چشم پوشی کنید؟
من الآن کِسِلم
و مرگ اونا برام یکمی لذت بخش خواهد بود
البته گاهیاوقات " یِکمی "کافی هستش
ایول ، کمان «نوشته رویِ تخته : کتابخانه بسته است ، برای کتابگرفتن لطفا فردا برگردین»
این جیگرها رو باش
خدافظ چوب . سلام بَر ابزار مرگ و میر
چی میتونم شلیک کنم ؟ - هیچی . کمان مالِ بعده -
اول باید با ابزارِ اساسیِ نبرد چیرهدست بشی
، حالا ، بیا با چماق شروع کنیم
که اتفاقا در ساعتها تمرینِ شدید لازم خواهد بود
. از روی تجربه میگم - جایلز ، قرنِ بیستمِ -
با "فریر تاک " که نمیخوام مبارزه کنم - تو هیچوقت نمیدونی که قراره با چی یا کی مبارزه کنی - «فریر تاک شخصی ساختگی کهچاق و عاشق پرخوریِ و در داستانهایِ رابین هود روایت میشه»
از این رسوم و روشها سالهاست که به طور مداوم استفاده میشه
تو تویِ استفاده از چماق پیشرفت کن
و به موقعش سر وقت کمان هم میریم. محافظ سَرِت کن
من برای مبارزه به محافظ نیازی ندارم
! خواهیم دید . گارد بگیر
خوبه . بیا بریم سر وقت کمان
انجل ؟
. برات شام آوردم بشقاب نداره دیگه . شرمنده
خب . کُل روز چیکار کردی؟
،یکم کتاب خوندم . به مسائل زیادی فکر کردم . . . بوفی ، من
دفترچه خاطراتم؟ دفتچره خاطراتم رو خوندی؟
این درست نیست . دفترچهخاطرات شخصیترین چیزِ یک شخصِ
. تو که نمیدونی من از چیزی مینویسم تکه بزرگ معانی زیادی داره . معانیِ بد
و قتی گفتم چشمات نافذِ یعنی . . . محدبِ
. . . بوفی
،حرف " ا " اولِ اسمِ انجل نیستش واسه اسمِ احمدِ . یه دانشآموزِ خوشتیپیِ که از خارج کشور اومده
اون قسمت خیالیش اصلا ربطی به تو نداره
مادرت وقتی برای مرتبکردن اتاقت اومد دفترچه رو جا به جا کرد . من از تویِ کُمُد تماشاش کردم
من نخوندمش . قسم میخورم
. من امروز کلی فک کردم . راستش نمیتونم اطراف تو باشم
. . . چون وقتی من پیشتم - هی، مهم نیست . . . چیز خاصی نیست
فقط میتونم به بوسیدنت فک کنم . . .
بوسیدنم؟
. . . ممن بزرگتر از توئم ، و این هیچوقت نمیشه
من بهتره برم
جقدر بزرگتر؟
. . . من بهتره - ،بری -
. . . تو گفتی
چیه؟ مشکل چیه؟
بوفی ، چی شده؟
هیچی . یه سایه دیدم
انجل یه خونآشامِ ؟ - باورم نمیشه این اتفاق داره میفته -
. . . داشتیم همدیگه رو میبوسیدیم و بعدش
یه خونآشم میتونه شخص خوبی باشه؟ امکانش هست ؟ - خونآشامها اصلا افراد خوبی نیستن -
شاید حرکات ، خاطرات و هویتِ قبلیِ خودشون رو داشته باشن
.اما در ریشه هنوز یه خونآشام هستن چیزی غیر از این نیست
پس این یعنی نه؟
پس چیکار داشت میکرد؟ چرا اون با من خوب بود؟
No comments yet. Be the first to leave one.