ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه در «لیست پرواز» گذشت
ایالت بهطور رسمی ایدن رو مرده اعلام کرد
اثر انگشت آنجلینا و ایدن روی اون پل پیدا شد
کولهپشتیش رو توی تنگه پیدا کردن
آره، ولی چرا جسدی پیدا نکردن؟
من دست برنمیدارم، نمیتونم
اشکالی نداره یه چیزی رو امتحان کنم؟
اریکا بورنس با دوستپسرش رندل بار
از یه مغازه اسلحه فروشی سرقت کردن
فرکانس فراپایین توسط زمینلرزهها ساطع شدن
اگه زمین لرزهها باعث جهش فرکانسی نمیشن پس چیمیشه؟
ما بهم وصلیم اگه تو فرشته نگهبانم هستی بهم نشون بده
این آزمایش آتش ماست
نشانهها و شگفتیها
چرا همهش این رو میگی؟ - انجیل متی 24:24 -
"پیامبران دروغین زنده میشوند تا نشانهها و شگفتیها (معجزات) انجام دهند"
تو گفتی برم فرشتهی نگهبانم رو بیارم
و درست میگفتی، به ایدن نیاز داشتم
از تو خواست که نجاتمون بدی
بهم کمک کن، لطفا ادرین
ساعت چنده؟
خیلی دیره برای اینکه کسی در خونهمون رو بزنه
اوه، هی
بن کجاست؟ - از دیدنت خوشوقتم، ونس -
ممنون که این موقع شب، سر زدی - چه خبر شده؟ -
واسطه یه توافق شدم تا ایگن آزاد بشه
اگه جای ایدن رو بگه
قرار بود بن رو توی اون آدرس ببینم
ولی برادرت ازم فرار کرد
چه خبره؟ - بابا میدونی ایدن کجاست؟ -
بهتون نگفته
بن خودش رو به کشتن میده
با تنهای رفتن به اونجا
خیلیخب، این ماجرا مال کِیه؟ - دو ساعت پیش -
بیا بریم اتاق زیرشیرونی - آره -
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
فکر کردم بچههای نوجوونم شلختهان ...ولی این
کی رمز عبور رو میدونه؟
بذار من امتحانش کنم
شاید من بدونمش
کُدش چی بود؟
تاریخ تولد ایدن
هیچی توی ایمیلهای ارسالیش نیست
و تاریخچهی جستوجوش پاک شده
گوشیش هم مستقیم میره روی پیغام گیر
و این هم که اینجاست
حرومزاده با تلفن یه بار مصرف بهم زنگ زد - آره، خب تو خوب آموزشـش دادی -
حالا چیکار کنیم؟ چهطوری بابا رو پیدا کنیم؟
تنها کسی که میدونه کجا میتونیم بن رو پیدا کنیم ایگنه
و هیچی بهم نمیگه
من صبح اول وقت میرم - باهات میام -
نه، مریضهات بهت نیاز دارن
میتونم از پس ایدن بربیام
پس بشینم اینجا و نگران باشم؟
همهمون باید نگران باشیم
محاله به خوبی و خوشی ختم بشه
«مترجم: سینا اعظمیان » Sina_z
چی شده که سعادت دیدنتون نصیبمون شد کارآگاه وسکز؟
دنبال اریکا بورنس میگردم - اریکا؟ -
لطفا بیا پیشمون
کمکی از دستم برمیاد؟
بله، اخیرا مقدار زیادی کود خریدی
بخوام دقیق بگم 90 کیلو
این مقدار باعث شک میشه
الان دقیقا فصل کاشت نیست
کودها توی زمستون ارزونترن باید موجودی انبار گلخونهمون رو پر کنیم
اشکالی نداره یه نگاه بندازم؟ - بفرما -
کمک
کمک کنین
کمک کنین
کمک
چه کوفتیه؟
زنبورعسل
آفتابگردون، نعناع، گشنیز
به عسل طعم خوبی اضافه میکنه
برای همینه این کودها رو خریدیم
پس کشاورزی ساده میکنین؟
فقط سعی داریم امرار معاش کنیم
دولت طرفمون نبوده
درک میکنم
ثمره سختکوشیمون، ازش لذت ببر
ممنون، موفق باشین
چه نقشهای تو سرته؟ چرا اینهمه کود خریدی؟
اروم باش. همه چیز تحت کنترله
قبلا این راه رو امتحان کردم
نمیذارم دوباره هیچ اتفاقی تحت نظارت من بیفته
اعتماد دوطرفهست، فهمیدی؟
و بهت اعتماد دارم میدونی با بن استون داری چیکار میکنی
بهش رسیدگی میکنم
ببخشید، شانس باهات یار نیست
این که گفتی یعنی چی؟ ایگن کجاست؟
نمیخواد تو رو ببینه ولی یه یادداشت فرستاد
دنبال داداشت میگردی، موطلایی؟
اگه بهت اعتماد نکنه من هم نمیکنم
خیلیخب، باهام حرف بزن
درمورد چی؟
درمورد هر چیزی نیاز به مطالعه تحلیلی دارم
پس درمورد نمیدونم، اخرین قرارت بگو
آخرین سفرت، آخرین غذایی که خوردی، هرچی
خب، بیشتر صبحها بلغور جو دوسر میخورم
اورگانیک، پرک، بدون برش با شیر بادام و بلوبری
و یهکم تخم شربتی
میتونی بیاریم بیرون، تروی
دارم برت میگردونم
درضمت املت فرانسوی خوشمزه درست میکنم
با کره «نورماندی» اول توی تابه نمک میریزم
مطمئنی دستگاه امآرآی کار میکنه؟
از کجا گرفتیش؟
بلیتهای بازیهای شش ماه آینده نتز» رو براش فروختم»
کار میکنه
لعنتی
نمیفهمم امیدوار به چی بودی؟
از وقتی که جعبه سیاه رو بازیابی کردیم
روی فرکانسهای فراپایین تحقیق میکردم
طاووس و یه سری از حیوانات برای ارتباط ازش استفاده میکنن
...فکر میکردم، شاید
مسافران هم میتونستن؟
یکی یا یه چیزی داره از طریق این فرکانسها ارتباط برقرار میکنه
منظورت یه قدرت بالاتر از ماست؟
مثلا یوالاف یه جوری فرکانس الهیان؟
اره، از این خوشم اومد
ولی چه به صداهای ضبط شده روی جعبه سیاه گوش کنم
چه حرف زدن تو درمود بلغور جو دوسر اسکن مغزم دقیقا به یک شکله
باشه، این آزمایش یه شکست بود
ایدن
ایدن، منم بابابی
اینجایی، نمیتونی اینطوری فرار کنی
هنوز داریم بازی نامرئی رو انجام میدیم
اینجا خطرناکه
مرد - آره مردِ بد -
خیلی هم بده، ولی نگران نباش مامان اینجاست تا ازت محافظت کنه
کی بیشتر از همه دوستت داره؟
مامانی
درسته، فرشته کوچولوی من
مامانی
ایدن
ادین، برگرد
هی، چهطور پیش رفت؟
نگات رو به بالا باشه، وسکز
قضیه کود جور درمیاومد
نمیدونم ولی هنوز یه احساس شک دارم
احتمالا چیز خاصی نیست
اونجا چی داری؟
ادرین و گروهش عسل درست میکنن
تو امروز صبح من رو برای یه شیشه عسل از تخت پرت کردی بیرون
ببخشید، افسر میتونم برات جبران کنم؟
نمیدونم، میتونی؟
لباسهات رو در بیار
عسل رو با خودت بیار
بله خانوم
هرکاری میکنم رو انجام بده
دم و بازدم
تمرکزت رو بذار روی رها کردن تموم خشم و دردت
باشه
مرد، چه اتفاقی داره میفته؟
به نفس کشیدن ادامه بده دم و بازدم
رفیق
رفیق
از پسش برمیام - رفیق -
تو مشکل داری، مرد، من رفتم - هی، صبرکن -
همه چیز مرتبه؟
ببخشید، نمیدونم چه اتفاقی افتاد
تو همیشه موفق بودی
اشکال نداره هر ازگاهی شکست بخوری
فکر کنم یهکم حواسم پرت شده
الان خانوادهم درگیر یه بحران سختی شده
اشکال نداره برم خونه؟
البته، من مریض ساعت 3:30 رو درمان میکنم
باید نجاتش بدیم
وظیفه ماست
بهم قول بده
قول میدم
ایدن، میدونی بعضیوقتها یه سری چیزهایی رو توی ذهنت میبینی
مثل آسیاب بادی؟
آره، مامانی
اون مرد بد رو هم توی ذهنت دیدی؟
نه
تو آوردیش اینجا؟ - نه مامانی -
خب، اون مردِ بد، مثل آقا گرگه تیو داستان شنل قرمزیه
میخواد به مامان آسیب بزنه
میخوای مامانی صدمه ببینه؟ - نه -
خیلیخب، برای همینه باید طبقه بالا بمونیم
و هیچوقت با غریبهها حرف نزنیم
فهمیدی؟ - بله -مامان -
ایدن، تنها کسی که توی دنیا میتونی بهش اعتماد کنی کیه؟
مامانی
آفرین، عزیزم
...ببخشید، من
ما دنبال دردسر نبودیم فقط یه جای خواب میخواستیم
میتونیم بریم - مشکلی نیست -
میدونم کی هستی، آنجلینا
دو سال قبل هم رو دیدیم
روزی که ادرین تو رو فرشته مبارکش خوند
من بهت باور دارم
به تموم فرشتهها بارو دارم
فقط میخوایم در امان باشیم
خواهید بود، جفتتون من ازش مطمئن میشم
بیا
...این
توی هر اتاق یکی هست
No comments yet. Be the first to leave one.